منابع پایان نامه ارشد درمورد مواد مخدر، زنان وابسته به مواد

دانلود پایان نامه ارشد

زنان حس انتقام جوئي آنها است و اين حس از كينه و نفرتي پديد مي آيد كه به عوامل جنسي و حسادت زنانگي بستگي دارد. (همان منبع : 129)

جرم شناسي زنان Feminist criminology
تا قبل از دهه 1970 همه توجه و ديدگاه جرم شناسي زنان و تئوريهاي جرم شناسي مربوط به آنان بسوي مسأله جنسيت و سوء استفاده جنسي از آنان و اينكه آنها بسيار بيشتر از مردان قرباني جرائم مي‌شود معطوف بوده است زيرا كه تا قبل از اين دهه نگرش نسبت به علت و چگونگي جرم شناسي زنان با تفكرات كليشه اي و قالبي كهن سكسي كه مردم از گذشته ها در انديشه خود نسبت به دختران و زنان داشته اند مطرح بوده است . كه اين مسأله ريشه در تفكرات لمبروزو فري (1923)(lllombroso and ferrero ) سپس در تفكرات كاوي و سلاتر ( cowie and slater ) (1968) تا وي اي توماس (1923) (konopka ) داشته است .
نگرش نسبت به جرائم زنان نگرشي كاملا مبتني بر تفكرات لمبروزو و انديشه هايي همانند انديشه هاي او بود . كه در مجموع زنان را موجوداتي پست تر از مردان مي دانست و اعتقاد داشت كه زنان از نظر انديشه و تفكرات و مسائل ژنتيكي و احساسات و تفكرات منطقي در درجه پست تر ي از مردان قرار دارند . اين تفكرات به همين شكل همچنان ادامه داشت تا هنگتمي كه البرت كوهن بيان داشت كه : جرائم و بزهكاري هاي زنان ويژگي هاي مخصوص به خود را دارا است كه شديدا با جرائم و مسائل جنسي ارتباط و پيوند دارد و يا به موقعيت هايي كه مسائل جنسي بشكلي در ان مطرح است مرتبط است .
در رابطه با مسائل جرائم زنان تفكر اين است كه زنان مجرم بعد از محكوم شدن و تحمل كيفر و ترخيص از زندان تمايل كمتري به ارتكاب مجدد جرم داشته و بطور كلي نسبت به مردان داراي شخصيتي كمتر خطرناك هستند . و زنان در مسائل مربوط به ارتكاب جرائم بيشتر تحت تاثير شخصيتي كمتر خطرناك هستند . و زنان در مسائل مربوط به ارتكاب جرائم بيشتر تحت تاثير همسران و خويشاوندان نزديك خود هستند و اصولا مسائل مربوط به جرم شناسي زنان در بين مردم جامعه و رسانه هاي گروهي مسأله‌اي پر زرق و برق جلوه داده مي‌شود . و همچنين اعتقاد بر اين است كه جرائم زنان وابسته به مواد مخدر و مسائل خانوادگي است .
بعضي ديگر ديدگاهشان درباره جرائم زنان اين است كه اكثر جرائم آنان بستگي بسيار فراواني به مسائل سكسي و جنسي داشته و كمترين درصد جرائم ارتكابي آنان مربوط به جرائم خشونت بار است . بعضي ادعا كرده اند كه اختلاف بين جرائم زنان و مردان بستگي دارد به نوع تحقيق و مطالعه محقق و جرم شناسي و اينكه اين اختلاف همچنين مربوط است به نوع تئوريها و همچنين انواع برداشتي كه محقق و پژوهشگر از مطالعه درباره جرائم دارد . و اين اختلاف و تفكر همگاني و عمومي درباره مسائل مربوط به جرائم زنان و مردان از انجا ناشي مي‌شود كه اولين مرتبه توسط يك جرم شناس مرد بيان شد كه مردان نسبت به زنان رفتارهاي جنايي بيشتري از خود نشان مي‌دهند و اين باورها به ان علت است كه جرم شناس سنتي بيان داشته است كه جرائم مردان از عموميت بيشتري به نسبت جرائم زنان برخوردار است . جرم شناسي سنتي ارزش و اعتبار بسيار كمتري براي ارتكاب جرائم توسط نسوان قائل است بحث ديگر مطرح در مسأله جرائم نسبت جنسي شركت در جرائم و عموميت ارتكاب جرائم از نظر جنسيت در بين زنان و مردان است .

نظريه فشارهاي ساختاري
از ديدگاه اين نظريه مسائل و مشكلات و آسيبهاي اجتماعي نتيجه فشارهاي اجتماعي است كه بر مردم جامعه وارد مي‌شود مفهوم نابساماني و بي هنجاري اجتماعي را كه اصيل لوركسيم براي اولين مرتبه وارد جامعه‌شناسي كرد در اين نظريه به عنوان يك مفهوم سيار مهم به كار مي‌گيرد نابساماني و يا بي هنجاري‌ها عبارتست از شرايط پيچيده و بغرنجي كه بر فرد و جامعه وارد و تحميل مي‌شود و آن هنگامي است كه هنجارهاي اجتماعي به ضعف گراينده محور نابود شده و يا با يكديگر دچار تعارض گردند.
دوركيم بر اين باور بود كه جوامع نوين مخصوصا در معرض نابساماني اجتماعي قرار دارند زيرا كه گوناگونيهاي فرهنگي در آنها موجب پيچيدگي هنجارها و ارزشها شده و مردم را بدون راهنمايي روشن و اخلاقي رها مي‌سازد كساني كه در چنين شرايط بي هنجاري قرار مي‌گيرند فاقد هر گونه روش و قاعده‌اي براي رفتارهاي خود بوده و احساس بسيار ضعيف و كم رنگي از نظم و انضباط اجتماعي را در اعمال و تمايلات خود دارند. در بحث از بي هنجاري در جامعه « رابرت مرتون» نيز نيز مفهوم بي هنجاري را توسعه داد و آن را در مورد آسيبهاي اجتماعي و رفتارهاي انحرافي بكار برد. او مانند دوركيم از ديدگاه كاركردي؟ به پديده آسيبها و انحرافهاي اجتماعي نگريست و آن را نتيجه عدم هماهنگي و تعادل در نظام اجتماعي معرفي كرد از ديدگاه مرتون بي هنجاري زماني بروز پيدا مي‌كند كه بين اهداف مورد تاييد اجتماع و دسترس به وسائل مورد تايد اجتماعي براي رسيدن به آنها عدم تعادل وجود داشته باشد. بنابراين هنگامي كه اهداف مورد نظر مردم نتواند به نتيجه برسد و آنها براي رسيدن به خواسته‌هاي خود امكانات كافي در دسترس نداشته باشند عدم تعادل در هنجارهاي اجتماعي بوجود مي‌آيد بطور مثال اگر مردم جامعه براي رسيدن به اهداف خود كه داشتن درآمدي معقول نه براي تهيه يك زندگي عادي لازم است نرسند در اين روند كسب درآمد از راههاي مشروع و پذيرفته شده اجتماعي هنگامي كه نقض و تضاد و كمبود و مشكل پيش بيايد، مردم جامعه چون لامحاله براي ادامه زندگي خود نياز به كسب درآمد دارند چون راههاي مشروع و معقول و مناسب و اخلاقي و معمولي آن در جامعه سد شده و در سر راه آن مانع بوجود آمده است لذا مردم جامعه از هنجارها و راههاي مناسب و معقولانه دور شده و براي كسب پول و درآمد به راههاي غير مشروع و غير اخلاقي چون سرقت، كلاهبرداري فحشاء قاچاق مواد مخدر و غيره روي مي‌آورند تا بتوانند به هدف خود كه ادامه زندگي است دسترس پيدا كنند.
مرتون چنين اظهار مي‌داشت كه مردم ممكن است به يكي از پنج طريق زير به اختلافي كه بين اهداف و وسايل مورد تاييد جامعه است پاسخ دهند و اين مسأله بستگي دارد به چگونگي قبول يا رد اهداف و وسايل مورد نظر.
1- سازگار گرايي: از ديدگاه مرتون سازگاري زماني صورت مي‌گيرد كه مردم هم اهداف و هم وسائل مورد تائيد جامعه را قبول دارند و افراد سازگار سعي دارند اين اهداف را به عنوان موفقيت بدست آورند و براي اين كار معمولا از وسائل مورد قبول جامعه استفاده مي‌كنند حتي اگر نتوانند موفقيتي را بدست آورند.
2- نوگرايي: زماني اتفاق مي‌افتد كه مردم اهداف مورد تاييد را قبول دارند و به وسائل تاييد متوسل مي‌شوند، اين نوع عمومي‌ترين شكل مشكل اجتماعي و انحراف است و زماني اتفاق مي‌افتد كه بطور مثال يك زن مي‌خواهد كه پول بدست بيآورد اما براي بدست آوردن راه روپسي گري در پيش مي‌گيرد و از راه روپسي گري مي‌خواهد به اهداف خود برسد.
3- مراسم گرايي: زماني اتفاق مي‌افتد كه مردم اهداف را كنار مي‌گذارند چرا كه معتقدند براي زندگي آنان مناسب نيست ولي در عين حال وسايل را قبول دارند و به آن پاي بندند مثال رايج اين مورد افراد بور و كرات يا ديوان سالاري است كه آن چنان در قوانين و مقررات مورد احترام جامعه فرو رفته‌اند كه ديد اصلي را كه هدف قوانين و مقررات است از دست داده‌اند.
4- انزواگرايي: از ديدگاه مرتون هنگامي اتفاق مي‌افتد كه مردم هم اهداف و هم وسايل آن را كنار مي‌گذراند از ديدگاه جامعه اين افراد شكستي دو گانه دارند همانند افراد ولگرد، معتادان جامعه و غيره.
5- طفيان گرايي: زماني اتفاق مي‌افتد كه مردم هم اهداف و هم وسايل تاييد شده رسيدن به اهداف مورد نظر خود را رو مي‌كنند و بجاي آن اهداف و وسايل جديدي مي‌آفرينند همانند اينكه افراد به جاي كار و كوشش و تلاش براي كسب ثروت و پول آن روش را ترك كرده و براي رسيدن به پول و برابري اجتماعي طفيان را بر عليه نظام حاكم بر سياست و ثروت انتخاب كند.
6- در ارزيابي نظريه فشار ساختاري بايد بيان داشت كه اين نظريه نه فقط منشا مسائل و مشكلات و آسيبهاي اجتماعي را به ساخت اجتماعي كه به نقش افراد مربوط مي‌سازد بعلاوه توضيح قابل قبولي نيز در مورد چگونگي ارتكاب برخي انحرافات بويژه جرائم مالي را بيان مي‌دارد.
7- «آلبرت كوهن» : اين مسأله را خاطر نشان ساخته كه گروههاي بزهكاري معمولا متشكل از نوجوانان طبقات پائين جامعه هستند كه فاقد زمينه تحصيلي و اجتماعي شدن لازم براي موفقيت از طريق راههاي تاييد شده مي‌باشند اين گروه از طريق شيوه‌هاي رفتاري كه با هنجارهاي گروهي آنان مطابقت دارد در پي جلب توجه آنان مي‌باشند بنابراين گروه براي كساني كه نمي‌توانند پايگاه اجتماعي قابل احترامي را در جامعه به دست آورد اين فرصت را فراهم مي‌سازد كه ساير شكلهاي دستيابي و موفقيت را انتخاب كند. حتي اگر اين شكلها مورد تاييد جامعه نباشد متاسفانه بايد گفت كه اين نظريه براي بعضي از شكلهاي انحراف فايده‌هاي اندكي دارد بطور مثال نمي‌تواند توضيح دهد كه چرا مردم ثروتمندي كه دسترسي به وسايل كسب پول بطور مشروع بر ايشان موجودات ممكن است مرتكب برخي از جرائم همانند اختلاس يا تجارتهاي پنهاني غير قانوني براي كسب پول بيشتر شوند.

نظريه كنترل اجتماعي Social Control lneories theories
يكي از نظريه‌هاي بسيار مهم درباره مسأله انحرافات اجتماعي نظريه كنترل اجتماعي است اين ديدگاه بيان مي‌دارد كه انحراف نتيجه شكسته شدن كنترلهاي اجتماعي است بر خلاف ساير نظريه‌هاي انحراف كه با اين سئوال آغاز مي‌كنند كه چرا مردم منحرف مي‌شوند اين نظريه با اين سوال شروع مي‌كند كه چرا مردم در ابتداع سازگار بوده‌اند لذا طرفداران نظريه كارشناسي معتقدند كه انحراف و نه سازگاري بايد مورد توجه و بررسي قرار گيرد. از ديدگاه اين نظريه زندگي سراسر وسوسه و فريب است و برخي اعمال انحرافي ممكن است در بردارنده پاداش باشند و اگر چنين كنترلي نبود ممكن بود سازگاري كمتري داشته باشند اين نظريه در تاييد ديدگاه دوگيم است كه اثبات نمود در يك كه همبستگي اجتماعي بيشتر ست و در جامعه‌اي كه همبستگ كمتر يا ضعيف تر است احتمال انحراف بيشتر است نظريه كنترل اجتماعي نيز بر اين نقطه نظر تاكيد دارد مردمي كه بيشتر وابسته به اجتماع خود مي‌باشند تمايل بيشتري به پيروي از قواعد آن دارند و مردمي كه منزوي هستند تمايل بيشتري به نقش آنها دارند.

تئوري بر چسب labeling theory
شكل ديگر نشانه‌هاي تئوري متقابل در مشكلات اجتماعي ان است كه يك مشكل اجتماعي هنگامي مشكل است كه از طريق افراد جامعه بر چسب مشكل بر آن موضوع زده شود. بر طبق تئوري برچسب حل مشكلات اجتماعي بايد شامل تغييرات اساسي در معناها و مفاهيم و تعاريف از مشكل اجتماعي باشد كه آن نتيجه تفكر مردم جامعه و موقعيتهاي متنوع اجتماعي ويژه مشكل اجتماعي است. بعنوان مثال نوجوانان و جوانان خوردن و صرف كردن مشروبات الكلي را به عنوان يك حالت سر شدن و خنك شدن و تفريح و سر گرمي تلقي مي‌كنند. بنابراين با اين طرز تلقي كه آنها به سوؤ مصرف الكل دارند و همچنان كه جامعه ما به منظور جلوگيري از آبستني نوجوانان تعليم و تربيت مسائل جنسي و سكسي را در جامعه فراهم كرده است و تا هنگامي كه مسأله جلوگيري از آبستن در روابط جنسي نوجوانان به عنوان يك مسأله نامناسب و غير اخلاقي تلقي شود و از جانب ديگر نوجوانان در تفكرات خود اين آبستن در روابط جنسي نامشروع را غير اخلاقي و نا مناسب ندانند نرخ و درصد آبستن نوجوانان در كشورهاي صنعتي در روابط جنسي نامشروع بسيار بالاتر از ساير كشور غير صنعتي خواهد بود.
اين ديدگاه مسائلي را مطرح مي‌كند كه ساير نظريه‌ها قادر به حل آنها نبوده‌اند. اين ديدگاه انحراف را بعنوان جرياني كه بوسيله آن برخي از مردم موفق مي‌شوند برخي ديگر را بعنوان منحرف تعريف كنند تبيين مي‌كند تاكيد عمده ابن نظريه بر نسبي بودن انحراف است و چنين ادعا مي‌كند كه يك

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع اهميت، کاري، Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد فرهنگ و تمدن، ناخودآگاه، مواد مخدر