منابع پایان نامه ارشد درمورد مهارت های زندگی، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، تحلیل محتوا

دانلود پایان نامه ارشد

و معلمان و مربّیان متمرکز است. در این مرحله از پیشگیری تلاش می شود که تا ضمن شناسایی خلأها، کمبودها یا مشکلات عاطفی، تربیتی، تحصیلی، فرهنگی و… که منجر به رفتارهای منحرفانه، ناسازگارانه و مجرمانه شده، با خود کودکان یا درصورت لزوم با اعضای خانواده آن ها، معلمان و هم کلاسی ها در مدرسه و … برخورد متناسب صورت گیرد. از آن جا که این سطح از اقدامات بیشتر و اغلب در موردکودکان در معرض خطر اعمال می شود می توان آن را پیشگیری اجتماعی رشدمدار تلقی کرد. هرچند این قبیل طرح ها در مورد کودکانی که در معرض خطر نیستند هم قابل اجرا است. در پیشگیری اجتماعی رشدمدار علاوه بر خود منحرف یا بزهکار ممکن است والدین، دوستان، همکلاسی ها،آموزگاران و… نیز مشمول اقدامات و مداخله های روانی_اجتماعی شوندکه هدفشان پیشگیری از مزمن، پایدار و مقاوم شدن جرم در آینده است.97
آسیب های روانی و جسمانی، که کودکان در محیط خانواده و اجتماع متحمل می شوند، موجب آثار و نتایج متعدّدی در محیط های آموزشی می شود. ضمن آن که خود محیط آموزشی نیز به دلیل ارتباط مستمر و نسبتا طولانی کودکان با آن و وجود فرصت های مناسب، می تواند سبب ایجاد برخی از خطرات وانحرافات شود. بدین ترتیب می توان این گونه طرح ها را در سه بخش مرتبط با محیط های پرخطر جای داد که در زیر به بررسی آن ها خواهیم پرداخت.
1_آموزش مهارت های زندگی به کودکان و نوجوانان دانش آموز
مهارت های زندگی، مجموعه ای از توانایی ها هستند که زمینه ی سازگاری و رفتار مفید را برای فرد فراهم میکند. این توانایی ها فرد را قادر می سازد تا مسئولیّت و نقش های اجتماعیاش را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود و دیگران باخواست ها، انتظارات و مشکلات پیش رو، روبرو شود.
سازمان بهداشت جهانی چند مهارت اساسی در زندگی را مشخّص نموده که عبارت اند از: مهارت خودآگاهی، مهارت همدلی، مهارت روابط بین فردی، مهارت ارتباط مؤثّر، مهارت مقابله با استرس، مهارت مدیریّت هیجان، مهارت حل مسئله، مهارت تصمیم گیری، مهارت تفکر خلاقانه.98
مهارت های زندگی فواید متعدّدی دارندکه مهم ترین آن ها عبارتند از: نحوه ی کنار آمدن با انتظارات متفاوت خود، خانواده، همسر و…، رفع فشارهای روانی محیطی، تقویت اعتماد به نفس، تأمین سلامت جسمانی و روانی، خود شکوفایی، تقویت مدیریت زندگی و بحران های آن و… . واضح است که فراگیری چنین مهارت هایی چه تأثیر بالایی بر بهنجار بودن شخصیت کودک و نوجوان در بزرگسالی خواهد داشت و اگر افراد به درستی و به نحو کامل این ها را فرا بگیرند به طور قطع عاملی مهم در جلوگیری از بروز رفتارهای ضد اجتماعی و مجرمانه خواهد بود.
آموزش مهارت های زندگی در محیط های آموزشی از طرق مختلفی امکان پذیر است که مهم ترین آن آموزش از طریق کتب درسی می باشد.با توجّه به اینکه بخش اصلی و مهم آموزش، از طریق کتب درسی صورت می پذیرد، لذا محتوای این کتب مهم ترین نقش را در آموزش مهارت های زندگی، هنجارها، ارزش ها، باورها و حسن و قبح های اخلاقی و اجتماعی، دارا می باشدکه در فصل آینده به آن خواهیم پرداخت. بنابراین محتوای کتب، مستقیما با شکل گیری شخصیت فرد و جامعه پذیری وی در ارتباط است و این امر ضرورت توجّه ویژه به محتوای کتب درسی را مشخّص می سازد.
مهارت های زندگی و آموزش آن نسبت به دو گونه از کودکان و نوجوانان دانش آموز قابل بررسی است. دسته اوّل شامل کودکان و نوجوانان دانش آموز عادی و دسته دوم شامل کودکان و نوجوانان دانش آموز با نیازهای ویژه است.
افراد عادی زیر سن 16 سال درصد بالایی از تأثیر پذیری آموزش های مرتبط با مهارت های زندگی را به خود اختصاص داده اند و این امر به واسطه تأثیر آموزش و پرورش در محیط های یادگیری است که کودکان با آن ارتباط مستقیم دارند. بسیاری از برنامه ها و طرح ها بر مبنای این فرض اساسی پایه گذاری شده اندکه یادگیری و به خصوص آموختن مهارت های زندگی، سبب تغییر رفتار کودک و نوجوان شده و این تغییر رفتار خود سبب کاهش سوءرفتار و صدمه به وی می شود. بنابراین با کسب مهارت های خود حمایتی از سوی کودک، شاهدکاهش میزان صدمات و سوء رفتار وی هستیم. به طور کلی آموختن مهارتهای زندگی برای کودکان سبب سلامت، ثبات رفتاری، پرورش و توسعه روابط آن ها با محیط پیرامون می شود. توسعه روابط کودکان با محیط بیرونی، استقرار رفتار، سلامت روحی و جسمانی، توسعه مهارتهای مقابله با خطر نظیر اعتیاد و توسعه مهارت های ارتباطی، از دستاوردهای مهم این نوع از آموزش ها محسوب می شوند.
در قوانین و سیاست گذاری های داخلی، نهادهای آموزشی، به خصوص نهاد آموزش و پرورش، به سوی اجرای برنامه های تربیتی–پرورشی هدایت شده اند. قانون گذار در ماده 25 قانون اهداف و وظایف وزارت آموزش وپرورش (مصوب 1366 شمسی ) به پرورش کودکان و دانش آموزان، رشد فضائل اخلاقی و تزکیه آن ها و شناخت، شکوفا کردن و پرورش استعدادهای آنان پرداخته است. طبق این قانون، نهاد آموزش و پرورش مکلف است که نسبت به تهیه و پیشنهاد برنامه های میان مدت و بلند مدت درجهت تأمین اهداف و آموزش و پرورش همت گمارد. مدیریت پیشگیری از آسیب های اجتماعی (تأسیس 1383 ) حاصل چنین رویکردی در بدنه آموزش و پرورش بوده است که شرح فعّالیت های آن، در این تحقیق نمی گنجد.
پیرامون کودکان با نیازهای ویژه، تمرکز نهاد آموزش بر اجرای طرح های «بینابین» قرار داشته است. طرح های بینابین به طرح هایی اطلاق می شود که در میان رویه استاندارد کشور پذیرنده و خصوصیّات فرهنگی و محیطی کودک قرار داشته و غایت آن حمایت و پیشگیری از بزه دیدگی آن هاست. بسیاری از کودکان با نیازهای ویژه، به خصوص کودکانی که خود و خانواده آن ها دچار نوعی جابه جایی اجباری بوده اند، نظیر کودکان پناه جو یا آواره دچار نوعی عارضه موسوم به سندرم استرس پس از حادثه هستند و تمرکز برنامه های پیشگیرانه بر رفع و درمان این بیماری قرار داده می شود.99
آموزش مهارت های زندگی در قالب آموزش های مکمل یادگیری در مدرسه برای این این قشر از کودکان و نوجوانان و توانمندسازی فرهنگی والدین این گونه از کودکان، از جمله اهداف و کارکردهای طرح های مرتبط با کودکان نیازمند محسوب می شود.
پیرامون دسته دیگری از کودکان با نیازهای ویژه، همچون کودکان استثنایی، آموزش مهارتهای زندگی به دو صورت آموزش در راستای پذیرش درگروه هم سالان و افزایش دوره های یادگیری مهارت های حرفه ای تعریف شده است. در مورد اوّل مهارت های کلامی و غیرکلامی در راستای روابط اجتماعی موفّق و ایجاد روابط رفتاری مناسب صورت گرفته و در مورد دوم مهارت های حرفه ای در راستای فراهم آوردن زمینه های لازم جهت دستیابی این کودکان به خودکفایی شخصی و اجتماعی انجام می گیرد.100
از جمله مهم ترین موانع و چالش های فرا روی آموزش مهارت های زندگی به کودکان میتوان به دوگانگی و یا چندگانگی نقش های تربیتی خانواده و مدرسه از یک سو و ضعف ارتباط میان خانواده و مدرسه از سوی دیگر اشاره کرد. بازسازی ارتباط بین این دو نهاد و بهره گیری هر چه بیشتر از ظرفیت خانواده در امر آموزش، ضرورتی حیاتی برای نظام آموزش و پرورش محسوب می شود. بنابراین با توجّه به این چالش ها، بازسازی تعاریف ارتباط خانواده با مدرسه برحسب ظرفیت های وجودی خانواده و نقش آن در تعلیم و تربیت رسمی کشور و گسترش آموزش خانواده به منظور آشنایی بهتر و بیشتر و همراه کردن والدین با الگوهای تربیتی مطلوب در نظام آموزشی کشور توصیه می شود.101
2-آموزش مهارت های زندگی و راهکاری های پیشگیری به والدین
پیش از شروع تحصیل و ارتباط با محیط های آموزش رسمی، کودک به صورت مستمر تحت شرایط تاثیر و آموزش های نظام خانواده قرار می گیرد. تاثیر پیشگیری در محیط آموزشی مدرسه تا حدّ زیادی مرتبط با مراقبت ها و آموزش های پس از مدرسه توسط والدین است. بنابراین آموزش اصول و فنون پیشگیری توسط نهادهای آموزشی به خانواده ها به عنوان عامل مکمّل در اجرای وظایف نهاد آموزش پیرامون پیشگیری از جرم محسوب می شود. به طور مثال مدارس می توانند با چاپ بروشور و تشکیل کلاس های مشاوره، خانواده ها را نیز تحت آموزش قرار دهند.102 این آموزش ها در راستای کاهش خطرات و سوء رفتار نسبت به کودک و نوجوان انجام می گیرد.
هماهنگی و همکاری نظام آموزشی با والدین و خانواده، با مرکزیت و پشتیبانی نظام آموزشی، در روند پرورش و آموزشی کودکان و ایجاد رویه ای واحد در راستای پیشگیری از آسیب های اجتماعی بسیار مؤثر است. همانطور که پیش تر هم ذکر شد، اگر راه و رسم خانواده با آموزش های مدرسه در تضاد باشد، فرزندان را با تعارض مواجه ساخته و این امر پیامد های نامناسبی در پی خواهد داشت.103
3-اجرای طرح های آموزشی نسبت به مربیان و معلمان
اهمیت مشارکت معلّمان و مربیّان در پیشگیری از بزهکاری و بزه دیدگی کودکان و نوجوانان بر کسی پوشیده نیست. این نوع مشارکت نیازمند اطلاعات و توانایی کافی پیرامون موارد مختلفی از جمله آشنایی با رشد شناختی کودک و نوجوان، شناخت مهارت ها و استعدادها، شناسایی کودکان در معرض سوء استفاده و خطر، آگاهی از وظایف خود مبنی بر گزارش دهی و آگاهسازی مسئولان مدرسه و مقامات محلی، نظیر پلیس، در صورت فراگیری خطر و… است.
معلّمان و مربیّان از الگوهای مهم زندگی کودکان و نوجوانان در محیط های آموزشی محسوب می شوند. لذا تأثیر نگرش و نوع رفتار و آموزش های آنان به کودکان غیر قابل انکار است.
آموزش بهترین روش در آگاه سازی و افزایش مهارت های معلّمان و مربّیان و در نتیجه حسن انتقال دانش ها، ارزش ها و هنجارها به کودکان و نوجوانان در محیط های آموزشی محسوب میشود. در این زمینه وزارت آموزش و پرورش از طریق دفتر اجرایی پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدّر که زیر نظر معاونت پرورشی آن وزارتخانه است، اقدام به تدوین مجموعه های آموزشی برای مشاوران و مربّیان کرده است.104 همچنین ایجاد کلاس های ضمن خدمت معلمان و مربیان توسط سازمان آموزش و پرورش که هر ساله در زمینه های مختلف اخلاقی، علمی و…برگزار میشود، گام مؤثری درافزایش مهارت و آگاهی معلّمان و مربیّان می باشد.

مبحث سوم : روش شناسی تحقیق
تحقیق عبارت است از فرایندی منظم و سیستماتیک به منظور حقیقت یابی کردن، تبیین روابط بین متغیرها و به طور کلی کسب شناخت راجع به موقعیّت های نامعیّن.105
در انجام این پژوهش محتوای کتب درسی مورد مطالعه، از نظر محتوایی تجزیه گردیده، سپس به تحلیل این مفاهیم و میزان انطباق آن ها با اصول حاکم بر محتوای کتب درسی پرداخته خواهد شد.
به طور کلی روش تحقیق در این پژوهش، به شیوه تحلیل محتوا و با تأکید بیشتر روی داده های کیفی است. در ادامه به بررسی این روش تحقیق خواهیم پرداخت.
گفتار اوّل : تحلیل محتوا
تحلیل محتوای کتب درسی کمک می کند تا مفاهیم، اصول، نگرش ها، باورها، و کلیه اجزاء مطرح شده در قالب دروس کتاب، مورد بررسی علمی قرار گرفته و با اهداف برنامه درسی، مقایسه و ارزشیابی شوند.106 کار تحلیل محتوا اساسا از لحاظ جهت گیری تجربی است. تحلیل محتوا از تصوّر مرسوم از محتوا به منزله ی موضوع مورد توجّه، فراتر می رود و پیوند تنگاتنگی با برداشتهای جدید از پدیده های نمادین دارد. تحلیل محتوا تکنیکی است پژوهشی برای استنباطی، معتبر از داده های یک متن.107
گفتار دوم: مراحل تحلیل محتوا
مراحل تحلیل محتوا مانند بررسی های جامعه شناسی و بررسی تجربی حول دو محور زیر استوار که از لحاظ زمانی پشت سر هم قرار می گیرند و عبارتند از:
1-تجزیه ابتدایی محتوا
2-بررسی نتایج، استنباط و تفسیر آن ها108
بند اوّل: تجزیه ابتدایی محتوا
در این مرحله محقق با مطالعه ی محتوای مورد نظر، مواد موضوع تحقیق موجود در متن را به لحاظ کمّی مورد بررسی قرار می دهد تا زمینه لازم جهت تحلیل کیفی آن ها را فراهم کند.
بند دوم: بررسی نتایج، استنباط و تفسیر آن ها
نتایج خام به نحوی استخراج می شوند که معنی دار،گویا و معتبر باشند. در

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد محیط های آموزشی، عوامل خطر، اجرای برنامه، آموزش و پرورش Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد آموزش و پرورش، عوامل خطر، تعلیم و تربیت، حقوق کودک