منابع پایان نامه ارشد درمورد منابع معتبر

دانلود پایان نامه ارشد

کرد، شايد به خاطر اشتباه جلاد بوده است و فقط ابوبکر فرمان قطع را صادر کرده است.احتمال هم دارد که قطع دست چپ، در بار دوم اتفاق افتاده است.
به خاطر اشتباه در اجتهاد خود، فجأئه سلمي را سوزاند و براي مجتهدين اين گونه از اشتباهات رخ مي‌دهد.
درباره ارث کلاله و جده هم که از صحابه پرسيد، مطلب عادي است و مجتهدين از مدارک احکام از همديگر سؤال ميکنند، از همين روست که حضرت علي( درباره بيع ام ولد به سخن عمر مراجعه کرد و اين رجوع حضرت علي(، دلالت بر ناآگاهي وي به احکام شرعي نميکند.
قوشچي، درباره خالد ميگويد: بر خالد حد و يا قصاص واجب نبود، زيرا گفته شده است: خالد به خاطر ارتداد مالک وي را کشته است و نيز گفته شده است خالد، مالک را نکشت، بلکه يکي از صحابه ديگر به گمان اين که مالک مرتد شده است او را کشت و زن او مطلقه بود و عده اش نيز تمام شده بود. ايراد عمر نيز به خلافت ابوبکر ضرري ندارد و با اين ايراد قصد ضربه زدن به خلافت ابوبکر را نيز نداشته است، بلکه ايراد او مانند ايراد مجتهدين نسبت به همديگر ميباشد321.
2-11-1-2-4. بطلان جواب قوشچي:
قوشچي، بر خلاف برخي ديگر از اشاعره مثل تفتازاني322 در صحت اين موارد ترديد نکرده است و تنها به توجيه آنها پرداخته است.
طبق تعريفي که برخي بزرگان اهل سنت از اجتهاد ارائه ميدهند، هر کسي را ميتوان مجتهد ناميد و لو اين که کوچکترين اطلاعي از احکام اسلامي نداشته باشد، چون مي‌تواند بپرسد و با خبر شود. آيا جاي تعجب نيست که مجتهد و امام و خليفه مسلمين نتواند حکم ساده ارث را نداند و از ديگران بپرسد.
از شؤون امام و وظايف او حفظ شريعت و تعليم آن به مردم است، از اين رو جهل به احکام شريعت، به خصوص احکام ابتدايي آن مضر به مقام امامت است.
جريان سؤال حضرت علي( درباره ام ولد از عمر صحيح نيست و در منابع معتبر شيعه موجود نمي‌باشد. اين که قوشچي احتمال داده است که قطع دست چپ سارق به علت اشتباه جلاد بوده است، احتمال عقلايي نيست، چون اين مجازات در خلأ واقع نشد، بلکه جلاد در ملأ عام اقدام نمود، بنابراين اگر جلاد اشتباه مي‌کرد حاضرين اعتراض مي‌کردند.خود ابوبکر نيز اعتراض مي‌کرد و جلاد را مؤاخذه مي‌نمود. سکوت آنها نشان گر اين است که حاکم و خليفه دستور قطع دست چپ را صادر کرده بود.هم چنين دليلي بر اين که قطع دست چپ در بار دوم بوده است، ادعايي بيش نيست و دليلي بر آن وجود ندارد.
اجتهاد در سوزاندن فجاءة سلمي با آتش از قبيل اجتهاد در مقابل نص مي‌باشد. روايتي که مي‌گويد: “کسي جز خدا حق عقاب با آتش را ندارد” از روايات صحيح و مسلم در نزد اهل سنت است323.
اما جريان مالک بن نويره اين بود که او خلافت ابوبکر را قبول نداشت، از اين رو نمي‌خواست زکات را به عمال خليفه بدهد به اين خاطر او را به ارتداد متهم کردند و کشتند و ناموس وي را تصاحب نمودند. حال آن که صرف ندادن زکات، با وجود اين که فرد شهادتين بر زبان مي‌راند و حتي وجوب زکات را قبول دارد، کفر نيست.ابن رشد سني نيز اين عمل ابوبکر را صحيح و مشروع نمي‌داند و مي‌گويد: ولي عمر در اين حکم با ابوبکر مخالفت کرد و کساني را که ابوبکر به دليل عدم پرداخت زکات به او اسير کرده بود،آزاد نمود324.
13.دفن ابوبکر در خانه پيامبر اکرم( بدون اذن
ابوبکر، پس از وفاتش در خانه پيامبر اکرم( دفن شد و حال آن که خداوند از دخول به خانه پيامبر اکرم( بدون اذن او نهي کرده است.
3-11-1-2-4. پاسخ قوشچي:
آن حجره ملک عايشه بود و با اذن او، ابوبکر در آنجا دفن شد و منع از دخول مؤمنين به خانه پيامبر( بدون اذن در هنگام حيات وي، بر عدم جواز دفن ابوبکر هنگامي که آن خانه ملک کس ديگري شده است، دلالت نمي‌کند325.
4-11-1-2-4. رد جواب قوشچي:
روايتي که برخي از اهل سنت بر کرامت ابوبکر ذکر کردهاند، دلالت دارد که خانه پيامبر خدا( ملک عايشه نبوده است. اهل سنت چون با اين سؤال مواجه شدند که چرا ابوبکر بدون اذن نبي در خانه آن حضرت دفن شد، کرامتي براي ابوبکر ساختند. متن اين جريان چنين است:
“هنگامي که زمان وفات ابوبکر فرارسيد، رو به حاضران کرد و گفت: زماني که من مردم و امور کفن مرا تمام کرديد، جسد مرا برداريد و جلوي در خانهاي که قبر پيامبر( در آن قرار دارد، قرار بدهيد و در جلوي در بايستيد و بگوييد: السلام عليک يا رسول الله، اين جسد ابوبکر است اذن مي‌خواهد، پس اگر به شما اذن داد و در حالي که در قفل است، باز شد مرا داخل کنيد و در آنجا دفن کنيد و اگر در باز نشد، مرا خارج نماييد و در بقيع دفن کنيد” زماني که جلوي در ايستادند و هر آن چه ابوبکر سفارش کرده بود، انجام دادند، قفل در افتاد و در باز شد و هاتفي از طرف قبر ندا داد که حبيب را به حبيب برسانيد، زيرا حبيب مشتاق حبيب است”326.
درباره حجره شريف پيامبر اکرم( دو احتمال است؛ يا اين که در ملک پيامبر اکرم( باقي مانده بود و يا طبق حديثي که اهل سنت روايت کردهاند که “پيامبران چيزي از خود به ارث نمي‌گذارند”، ملک تمام مسلمانان مي‌شود.
در صورت اول بايد از وراث و فرزندان آن حضرت اذن مي‌گرفتند و اگر گفته شود با توجه به حق عايشه در آنجا دفن شد، صحيح نيست، زيرا اگر عايشه سهمي از اصل زمين هم داشته باشد به صورت مشاعي است و براي دفن پدرش بايد از ديگر وراث هم اذن مي‌گرفت و حال آن که اذن نگرفتند.
و در صورت دوم بايد از همه مسلمانان اذن ميگرفتند و اين نيز اتفاق نيفتاد. بنابراين دفن ابوبکر در مکان غصبي بوده است.
کرامتي هم که نقل شد تا زمان ابن عساکر در هيچ کدام از منابع اهل سنت نيامده است و هم چنين سند اين کرامت طبق مباني اهل سنت مخدوش است327.
12-1-2-4. دستور سوزاندن خانه حضرت علي( و فاطمه(
يکي ديگر از مطاعن ابوبکر اين است که هنگامي که حضرت علي( از بيعت با او امتناع ورزيد، دستور سوزاندن خانه علي( را صادر کرد در حالي که فاطمه( و حسن و حسين( و گروهي از بني هاشم داخل خانه بودند.
1-12-1-2-4. پاسخ قوشچي:
عدم بيعت حضرت علي( به سبب مخالفت با خلافت ابوبکر نبود، بلکه به خاطر عذري بود، لذا حضرت علي( به ابوبکر اقتدا مي‌کرد و عطاي او را ميگرفت و در همه اوامر و نواهي مطيع ابوبکر بود و صلاحيت او را براي امامت باور داشت و ميفرمود: بهترين اين امت بعد از پيامبر( ابوبکر و عمر است328.
2-12-1-2-4. رد پاسخ قوشچي:
قوشچي از پاسخ طفره رفته است و به اين ايراد که چرا ابوبکر دستور سوزاندن خانه علي( را صادر کرد، پاسخ نداده است. اگر واقعا بيعت نکردن علي( به علت مخالفت وي با ابوبکر نبوده است و عذر موجهي داشتند، پس گناه ابوبکر بيشتر است که چرا با وجود اين که حضرت علي( عذر موجهي داشتند، دستور سوزاندن خانه وي را صادر نمود.
آن چه از جواب قوشچي قابل توجه است، اين است که او سوزاندن در خانه حضرت علي( را رد نکرده است.
13-1-2-4. اعتراض امام حسن و امام حسين( به ابوبکر:
هنگامي که ابوبکر بعد از بيعت بالاي منبر رفت تا براي مردم سخنراني نمايد، حسن و حسين( آمدند و گفتند: اين مقام جد ماست و تو صلاحيت اين مقام را نداري.
1-13-1-2-4. پاسخ قوشچي:
اين روايت صحيح نيست329.
2-13-1-2-4. رد قوشچي:
اين روايت در کتب عامه و خاصه نقل شده است330.
14-1-2-4. پشيماني ابوبکر از هجوم به خانه حضرت فاطمه(:
ابوبکر هنگام مرگش ميگفت: اي کاش به خانه فاطمه وارد نمي‌شدم. اين سخن ابوبکر دلالت بر خطاي وي مي‌کند.
1-14-1-2-4. پاسخ قوشچي:
جريان کشف خانه فاطمه( از افراد موثق نقل نشده است331.
2-14-1-2-4. رد قوشچي:
اين جريان در منابع معتبر اهل سنت روايت شده است332.
2-2-4. مطاعن عمر:
1-2-2-4. مخالفت عمر با احکام شرعي
الف.زن زناکاري را که حامله بود نزد عمر آوردند. او دستور داد وي را سنگسار کنند. حضرت علي( عمر را متوجه اشتباهش کرد و فرمود: تو تنها بر خود زن ميتواني حکم زنا را جاري کني، ولي درباره جنين او چنين حقي نداري، لذا عمر از سنگسار کردن آن زن دست کشيد و گفت: اگر علي نبود عمر هلاک مي‌شد.
ب. زن ديوانهاي را که مرتکب زنا شده بود، پيش عمر آوردند. عمر به سنگسار شدن آن زن حکم کرد. هنگامي که حضرت علي( از اين ماجرا باخبر شد به عمرفرمود: قلم تکليف از مجنون و ديوانه برداشته شده است تا هنگامي که بهبودي يابد. عمر از اجراي حکم منصرف شد و گفت: اگر علي نبود عمر هلاک مي‌شد.
کسي که مرتکب اين گونه اشتباهات فاحش در احکام شرعيه شود، صلاحيت امامت و خلافت اسلامي را ندارد.
1-1-2-2-4. پاسخ قوشچي:
قوشچي ميگويد: عمر از حامله بودن زن اول و ديوانه بودن دومي اطلاع نداشت. اين سخن عمر که گفت: “اگر علي نبود عمر هلاک مي‌شد” به اين اعتبار است که عمر درباره وضعيت آن دو زن تحقيق کافي نکرده بود و ممکن بود در اثر عدم تحقيق کافي، آن دو زن سنگسار شوند و وي دچار تاسفي که بدتر از هلاکت است شود، ولي حضرت علي( او را متوجه حامله و مجنون بودن آن دو زن کرد333.
2-1-2-2-4. رد پاسخ قوشچي:
آن چه از جواب قوشچي روشن مي‌گردد، اين است که وي بر خلاف برخي از اشاعره متقدم بر او؛ مانند تفتازاني334، در صحت اين اخبار ترديد و تشکيک نکرده است و تنها جهل عمر را توجيه کرده است.
اين سخن قوشچي که ميگويد: عمر حامله بودن يا ديوانه بودن زن را نميدانست، نه تنها پاسخ مفيدي نيست بلکه بدتر نيز هست، زيرا نشانگر اين است که عمر به احکام الاهي و جان مردم چندان اعتنايي نداشته است و بدون تحقيق و بررسي کامل حکم اعدام صادر ميکرده است.
2-2-2-4. منع از ازدياد مهريه
روزي عمر در بالاي منبر گفت: هر که مهريه دخترش را زياد تعيين کند، آن مهريه را به بيت المال خواهم داد. زني اين سخن عمر را شنيد و گفت: آيا چيزي را که خدا در کتاب خود در آيه “اگر خواستيد زني را رها کرده و زني ديگر به جاي او اختيار کنيد و مال بسياري مهر او کردهايد، البته نبايد چيزي از مهر او بگيريد..”335 حلال کرده است، حرام ميکني؟! عمر در پاسخ گفت: همه حتي زنان داخل خانه، از عمر فقيه تر هستند.
1-2-2-2-4. پاسخ قوشچي:
قوشچي در جواب ميگويد: اين نهي، نهي تحريمي نبوده است، بلکه مقصود عمر اين بود که با توجه به وضعيت اقتصادي مردم، ترک مهريه زياد اولي است، هر چند که شرعا جايز است.
و اين که عمر گفت: همه حتي زنان پرده نشين از عمر فقيه تر هستند، از باب تواضع و شکسته نفسي بوده است336.
2-2-2-2-4. رد پاسخ قوشچي:
نهي عمر ظهور در نهي تحريمي دارد و اين که گفت: مهريه بيشتر را در بيت المال قرار خواهم داد، نمي‌تواند معنايي جز نهي تحريمي داشته باشد.
بي ترديد اعتراف به نقصان حتي از زنان پرده نشين، نشانه تواضع و شکسته نفسي نيست.
هم چنين هضم نفس در امور ديني موجه نيست، زيرا در صورت جواز، اعتماد به هيچ کلامي حاصل نخواهد شد، چون همواره احتمال هضم نفس داده خواهد شد و قصد واقعي فرد روشن نخواهد شد337.
3-2-2-4. مخالفتهاي ديگر:
الف. عمر از بيت المال به زنان پيامبر اکرم( مي‌بخشيد، ولي به حضرت فاطمه و اهل بيت( خمسشان را نيز نمي‌داد.
ب.درباره ارث جد، صد حکم مختلف داد.
د.در تقسيم بيت المال مساوات را مراعات نميکرد و برخي را بر بعضي ديگر تفضيل مي‌داد.
ه. حج تمتع و متعه نساء را که در زمان پيامبر اکرم( جايز بود، تحريم کرد و گفت: “دو متعه در زمان رسول خدا( جايز بود ولي من شما را از آن دو نهي مي‌کنم و هر کس آن دو را انجام دهد مجازات خواهم کرد”338.
1-3-2-2-4. پاسخ قوشچي:
قوشچي در پاسخ چهار مورد اخير ميگويد: “اين موارد به خلافت عمر آسيب نميرساند، زيرا مخالفت مجتهد با غير خود در مسائل اجتهادي بدعت نيست”339؛ يعني عمر چون مجتهد بوده است، طبق اجتهاد خود عمل کرده است.
2-3-2-2-4. رد پاسخ قوشچي:
قوشچي يا معناي اجتهاد را نميداند يا تجاهل ميکند، زيرا اجتهاد به معناي مخالفت کردن با منابع اصلي احکام و نصوص قرآن و احاديث نبي اکرم( نيست. اجتهاد به معناي مراجعه به منابع اصلي احکام و استنباط و اخراج احکام شرعي با

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد منابع معتبر، نماز جماعت Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، نماز جماعت