منابع پایان نامه ارشد درمورد منابع معتبر

دانلود پایان نامه ارشد

سوي حضرت علي( و اهل بيت( او، و عدم مطالبه حقشان ادعايي است که منابع خود اهل سنت آن را رد مي‌کند.
اما اين که چرا قيام نکرد و براي رسيدن به حق خويش به زور متوسل نشد، حضرت علي( در نامه اي که به مردم مصر نوشته است، به اين شبهه پاسخ داده است. در اين نامه آمده است:
“…آن گاه که پيامبر( به سوي خدا رفت، مسلمانان پس از وي در کار حکومت با يکديگر درگير شدند. سوگند به خدا نه در فکرم ميگذشت و نه در خاطرم مي‌آمد که عرب خلافت را پس از رسول خدا( از اهل بيت( او بگرداند يا مرا پس از رسول خدا( از عهده دار شدن حکومت باز دارند. تنها چيزي که نگرانم کرد شتافتن مردم به سوي فلان شخص بود که با او بيعت کردند، من دست باز کشيدم تا آن جا که ديدم گروهي از اسلام باز گشته، مي‌خواهند دين محمد( را نابود سازند، پس ترسيدم که اگر اسلام و طرفدارانش را ياري نکنم، رخنهاي در آن بينم يا شاهد نابودي آن باشم که مصيبت آن بر من سختتر از رها کردن حکومت بر شماست که کالاي چند روزه دنياست و به زودي ايام آن ميگذرد، چنان که سراب ناپديد شود يا چونان پارههاي ابر که زود پراکنده مي‌گردد”275.
در اين نامه حضرت علي( حفظ اسلام را دليل گذشتن از حق خويش معرفي مي‌کند.
هنگامي که مردم پس از عثمان به حضرت علي( شتافتند و حق او را بعد از بيست و پنج سال به وي برگرداندند، حضرت علي( به پشتوانه و حمايت مردم دست يافت و براي استقرار و تثبيت خلافت همه جانبه خويش عليه معاويه قيام کرد.
3-1-3- 3. بررسي شبهه وجود قرائني بر وجود نداشتن چنين نصوصي:
قوشچي به تبع برخي ديگر از بزرگان اهل سنت مي‌گويد: درخواست بيعت کردن عباس با حضرت علي( نشانگر اين است که چنين نصوصي وجود نداشت و هم چنين نشان ميدهد که خلافت با بيعت حاصل مي‌شود.
پاسخ نخست:
اين درخواست عباس، بعد از ثبوت امامت حضرت علي( بود تا براي ياري وي و جنگيدن با مخالفين حضرت با او تجديد بيعت کند، نه اين که بخواهد براي اثبات امامت حضرت علي( با وي بيعت کند. شاهد اين مطلب، ذيل سخن عباس است که گفت: “يقول الناس هذا عم رسول الله( بايع ابن عمه فلايختلف عليه اثنان” همان گونه که روشن است عباس عدم اختلاف و اتفاق را به وقوع بيعت معلق کرده است نه اصل ثبوت امامت را. از اين رو معلوم مي‌شود که اين بيعت براي اثبات امامت نبوده است، بلکه بيعتي بوده است براي ياري کردن حضرت علي( . بيعتي که براي اثبات امامت باشد، نه تنها باعث اتفاق نيست، بلکه سبب تشتت رأي و اختلاف مي‌باشد.
پاسخ دوم:
هنگامي که مردم منکر نص شدند و باور کردند که امام با بيعت معين مي‌شود، عباس خواست از طريق راهي که مردم باور داشتند وارد شود و حضرت علي( را در کرسي خلافت نشاند، ولي حضرت علي( با اميد اين که مردم به راه و روش درست در تعيين خليفه برگردند، نخواست براي رسيدن به حق راه باطل طي نمايد، از اين رو درخواست عباس را رد کرد.
نکته ديگري که قوشچي از آن به عنوان قرينه ياد مي‌کند، داخل شدن حضرت علي( در شوراي شش نفره عمر بود. دخول حضرت در اين شوري دليلي بر پذيرفتن اصل آن و دليلي بر صحت چنين روشي براي انتخاب خليفه است. هم چنين قوشچي به احتجاج حضرت علي در برابر معاويه اشاره مي‌کند که در آن حضرت علي( بيعت مردم با خود را مطرح مي‌سازد.
پاسخ:
هدف حضرت علي( جلوگيري از ظلم و حفظ دين بوده است. هنگامي که فهميد، به نصوص اعتنا نمي‌شود، خواست از راهي که مورد قبول عموم مردم واقع شده بود براي رسيدن به حق استفاده کند؛ مخصوصا اين که تا آن زمان مدت زمان بسياري از صدر اسلام گذشته بود و ديگر براي برگشت مردم به آن نصوص اميدي وجود نداشت.
اما اين که چرا در احتجاج با معاويه به بيعت مردم به خود اشاره کرد و آن را دليلي بر امامت خويش مطرح ساخت از جواب‌هاي پيش روشن شد. به اين دليل که در نزد معاويه راه تعيين خليفه بيعت بود لذا حضرت علي( از همان راهي که معاويه قبول داشت وارد شد. در حقيقت اين احتجاج حضرت علي( از نوع جدل بود.
اما اين که بسياري از محبين و مناقب نويسان حضرت علي(، اين نصوص را نقل نکرده‌اند، عاري از حقيقت است،زيرا اين نصوص توسط برخي بزرگان اهل سنت و برخي مناقب نويسان نقل شده است.علامه شوشتري در “احقاق الحق و ازهاق الباطل” به آنها اشاره کرده است276.
در برخي منابع اهل سنت آمده است که رسول خدا( فرمود:
“ما تريدون من علي؟ ما تريدون من علي؟ ما تريدون من علي؟ ان عليا مني و أنا منه و هو وليّ کل مؤمن بعدي”277.
از علي چه مي‌خواهيد؟ از علي چه مي‌خواهيد؟ از علي چه مي‌خواهيد؟همانا علي از من است و من از علي و او ولي هر مؤمني بعد از من است.

4. بخش چهارم:
دلايل عقلي بر امامت بلافصل حضرت علي(

1-4. فصل پانزدهم:
دليل افضليت

هر چند که محقق طوسي، عنوان مستقلي به نام ادله عقلي بر امامت بلافصل حضرت علي( قرار نداده است، ولي برخي از ادله وي، از سوي متکلمان شيعه به عنوان ادله عقلي شمرده شده است278.
اماميه بر خلاف اشاعره، عقل را به عنوان يکي از منابع فهم دين ميداند. از اين رو بزرگان شيعه براي اثبات امامت و خلافت حضرت علي( از ادله عقلي نيز بهره ميگيرند.

يکي از ادله عقلي که محقق طوسي در کتاب ارزشمند تجريد العقائد براي اثبات امامت بلافصل حضرت علي( آورده است، برهان افضليت مي‌باشد279.

بيان برهان
صغري: حضرت علي( از بقيه صحابه افضل بود.
کبري: افضل واجب است که امام باشد.
نتيجه: پس حضرت علي( واجب است که امام باشد.

توضيح صغري:
محقق طوسي، براي اثبات افضليت حضرت علي( ابتدا مطاعن خلفاي سه گانه را بيان ميکند و سپس فضايل حضرت علي( را نقل ميکند تا در اين رهگذر صلاحيت خلفاي سه گانه را براي خلافت رد کند و افضليت حضرت علي( بر آنها و در نتيجه امامت و خلافت بلافصل وي را اثبات نمايد.
خواجه طوسي براي هر کدام از خلفاي سه گانه بيش از ده طعن و نقص ميشمارد که در ادامه همين فصل خواهد آمد. هم چنين بيست وپنج فضيلت (به شمارش علامه حلي) براي حضرت علي( نقل مي‌کند.

بيان کبري:
عقل حکم ميکند که تقديم مفضول بر افضل قبيح است، چون امامت ملازم به مطاع بودن است و عقل تبعيت افضل از مفضول را قبول نميکند. از اين رو شيعه يکي از اوصاف لازم و معتبر در امام را افضليت او مي‌داند که در بخش پنجم به آن پرداخته خواهد شد. البته ادله نقلي نيز اين حکم عقل را تاييد مي‌کند؛ مانند اين آيه شريفه که مي‌فرمايد: “أفَمَن يَهدِي الي الحَقَّ أحَقُّ أن يُتَّبَعَ أمَّن لا يَهِدي إلا أن يُهدي فَما لَکُم کَيفَ تَحکُمُونُ”280.

آيا آن که خلق را به راه حق رهبري مي‌کند سزاوارتر به پيروي است يا آن که هدايت نمي‌کند، مگر اين که خود هدايت شود.
هم چنين از اين آيه لزوم عصمت هادي استفاده ميشود، زيرا در اين آيه شريفه، “هادي الي الحق” و کسي که به وسيله غير هدايت مي‌شود، در مقابل هم قرار گرفتهاند. اين تقابل اقتضا مي‌کند که “هادي الي الحق” بدون نياز به کس ديگري مهتدي باشد281.به عبارت ديگر از اين آيه عصمت هادي فهميده مي‌شود.

در منابع معتبر اهل سنت از زسول خدا( روايت شده است که رسول خدا( فرمود: “من استعمل عاملا من المسلمين و هو يعلم ان فيهم اولي بذلک منه و اعلم بکتاب الله و سنة نبيه فقد خان الله و رسوله و جميع المسلمين”.282
اگر کسي فردي از مسلمين را براي کاري به کار گيرد در حالي که مي‌داند بهتر از او و يا داناتر به کتاب خدا و سنت نبي او، در ميان مسلمانها براي آن کار وجود دارد، به يقين به خدا و رسول او و به تمام مسلمانان خيانت کرده است.
1-1-4. شبهه قوشچي
قوشچي در رد اين برهان مي‌گويد: “اجيب بمنع المقدمات”283.
يعني، مقدمات اين استدلال مردود است.

1-1-1-4. پاسخ شبهه در مقدمه اول:
افضليت حضرت علي( بر ديگر صحابه امر واضحي است و انکار آن نشانه عناد و تعصب ورزي است و در آينده نيز هنگام بيان مطاعن خلفاي سه گانه و فضايل حضرت امير المؤمنين( افضليت حضرت امير( ثابت خواهد شد.

2-1-1-4. پاسخ شبهه در مقدمه دوم:
مقدمه دوم اين بود: امامت افضل واجب است، زيرا تقديم مفضول بر فاضل عقلا قبيح است. درباب شرايط و اوصاف امام درباره اين وصف و دلايل لزوم آن بيشتر بحث خواهد شد.
اشاعره که قوشچي نيز از آنان است، امامت افضل را نه تنها لازم نميدانند، بلکه ارجح نيز نمي‌دانند، به عبارت ديگر در ديدگاه اشاعره، افضليت نه شرط مشروعيت امام است و نه شرط کمال آن.
2-1-4. فضايل حضرت علي(:
محقق طوسي، براي بيان افضليت حضرت علي( بر ساير صحابه به برخي از فضايل بي‌شمار امير المؤمنين( اشاره ميکند. اين فضايل به شمارش علامه حلي بيست و پنج فضيلت مي‌باشد. چون فاضل قوشچي همه اين فضايل را شرح کرده است و در هيچ کدام نيز اشکالي وارد نکرده است، از اين رو در اينجا تنها به اشارات محقق طوسي بسنده مي‌شود و از شرح اين اشارات خودداري ميشود.
1.در وقايع و حوادثي که براي حضرت رسول اکرم( اتفاق افتاد حضرت علي( بزرگترين و بيشترين مصيبتها را متحمل شد. هيچ کدام از صحابه به حدي که حضرت علي( در جنگهاي بدر و احد و احزاب و خيبر و حنين و ساير غزوه‌ها سختي ديد و از خود فداکاري نشان داد، به وي نميرسند.
2.حضرت علي( از همه صحابه اعلم بود، زيرا از قوه حدس قوي برخوردار بود و هم چنين از کودکي ملازم با رسول خدا( بود. در بيشتر وقايع و مشکلات علمي که براي اصحاب رخ ميداد به وي مراجعه ميکردند و حضرت علي( آن مسائل علمي را حل مي‌نمود. هم چنين رسول خدا( فرمود: “قاضي ترين شما علي است”284 و روشن است که لازمه قضاوت علم است. و هم چنين دانشمندان در تمام علوم به وي تکيه ميکنند و حضرت علي(( در موارد متعددي از اعلم بودن خود خبر داده است.
3.در آيه مباهله حضرت علي( نفس پيامبر اکرم( معرفي شده است و چون حضرت رسول اکرم( از همه افضل است، بنابراين حضرت علي( نيز افضل است.
4.حضرت علي( پس از رسول خدا(، باسخاوتترين مردم بود.
5.حضرت امير المؤمنين( بعد از رسول خدا( زاهدترين مردم بود.
6. پس از رسول خدا( علي( عابدترين مردم بود.
7.حضرت علي( پس از رسول اکرم( حليم ترين و بردبارترين مردم بود.
8.از لحاظ خلق و خوي شريف ترين مردم پس از رسول خدا( بود.
9.نخستين کسي که به رسول خدا( ايمان آورد، حضرت علي( بود.
10.بعد از رسول خدا( فصيح ترين مردم بود.
11. در تدبير و انديشه برترين فرد بود.
12.در اجراي حدود الاهي از همه حريص تر بود.
13.نسبت به کتاب خدا حافظ ترين مردم بود.
14.تنها کسي است که پس از رسول خدا( از اخبار غيبي خبر مي‌داد.
15. حضرت علي( مستجاب الدعوة بود.
16.از ميان صحابه تنها کسي بود که از وي معجزات بسياري ظاهر گشت.
17.از لحاظ نسب، نزديک ترين فرد به رسول خدا( بود.
18.حضرت علي( با پيامبر اکرم( عقد اخوت بسته بود.
19.از ميان صحابه تنها کسي که محبت او واجب است حضرت علي( مي‌باشد.
20.تنها کسي که در قرآن ناصر پيامبر اکرم( معرفي شده است، حضرت علي( مي‌باشد.
21. حضرت علي( با ساير پيامبران مساوي است و چون ساير پيامبران بر صحابه فضيلت دارند، پس حضرت علي( نيز از ساير اصحاب افضل مي‌باشد.
22.احاديث طائر و منزلت و غدير و غير اينها را پيامبر خدا( در فضيلت حضرت علي( بيان فرمودند.
23. حضرت علي( در تمام مدت عمر خود، لحظهاي کافر نبوده است.
24.بيشترين فايده را به مردم رسانده است.
25.احدي از صحابه چون حضرت علي( جامع کمالات نفساني و بدني و خارجي نبوده است.
1-2-1-4. سخن قوشچي:
قوشچي هيچ کدام از فضايلي را که محقق طوسي براي حضرت علي( نقل مي‌کند، رد نکرده است و فضايل و کمالات حضرت علي( را ميپذيرد. تنها نقدي که بر محقق طوسي دارد، اين است که اين فضايل و کمالات، دلالت بر

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد امام زمان Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد منابع معتبر