منابع پایان نامه ارشد درمورد منابع قدرت، انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره)، امام علی (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

وظایف ،هماهنگی لازم را ایجاد می کند،ومشکلات پیش آمده را از سر راه بر می دارد 4-هوشمندی نیز از موثر ترین صفات در رهبری است که همه اهل نظر نیز ،آن را پذیرفته اند.5-کوشش وسعی:تلاش وکوشش ،در زندگی هر انسانی ،بدون شک خود را اشکار می سازد وشایسته است رهبر از سایرین تلاش و کوشش بیشتری داشته باشد.6-توانایی علمی وتخصصی:افرادی که از دانش واطلاعات وتجربیات بیشتری برخوردارند بالطبع بهتر می توانند در بین ،نیروها ،مورد پذیرش قرار گیرند وقدرت واعتبار شخصی بدست اورند.7-شجاع بودن رهبر:از دیگر صفاتی که در موفقیت رهبر موثر است وبعنوان قدرت شخصی وی می تواند مطرح شود،مطرح بودن اوست.8-حسن شهرت:یکی دیگر از عواملی که موجب قدرت شخصی می شود سوابق روشن وافتخار آمیز رهبران است.9-سخنرانی کردن:از دیگر ویژگیهای شخصی رهبر،توانایی سخنرانی کردن وقدرت بیان خوب وصحیح است.(نایه،1382: 133-144)
تاريخ سياست گواه فراواني را براي كارآمدي و تأثير نقش رهبري در صحنه هايي كه ظاهراً امور غير ممكن مي نمود ارايه مي دهد پيروزي يا شكست انقلاب ها، جنگ ها و .. غالباً محصول انديشه و عمل رهبراني بوده است كه با درك جايگاه و موقعيتشان در عصر خويش معمار بخشي از تاريخ بوده اند.امروزه تعداد تعاريفي كه از رهبري وجود دارد تقريباً به تعداد اشخاصي است كه كوشيده اند اين مفهوم را تبيين كنند. امام علی (ع) رهبری را وظیفه ای سنگین و مسئولیتی دشوار می داند.(نهج البلاغه:نامه53) .رهبري بر حسب ويژگي هاي فردي(صفات)، رفتار فردي، نفوذ در ديگران ، الگوهاي تعاملي، روابط نقش ها، تصدي مشاغل اداري و تصور ديگران درباره نفوذ قانوني بر آنان تعريف شده است.( فرهي ،1379 : 121)
رهبري به دليل اينكه با پيچيدگي ها و رفتارهاي غير معمول افراد سروكار دارد به سادگي قابل تعريف نيست به همين دليل تقريباً هنوز با اطمينان نمي توان علل موفقيت رهبري در يك زمان و مكان خاص را تعيين كرد. علت اين است كه شرايط واقعي زندگي پيوسته در حال تغيير و عوامل و متغيرهاي زيادي به طور همزمان اثر گذارند. در اين راستا رهبري اثر بخش و پويا مستلزم داشتن3 نوع مهارت است:
«1- مهارت تشخيص: يعني توانايي شناخت شرايطي كه تلاش مي كند آن را تحت تأثير قرار دهد.2- مهارت تطبيق: يعني توانايي تطبيق رفتار و منافع براي رويارويي با رويدادهاي پيش بيني نشده. 3-مهارت تطبيق ارتباط : يعني توانايي برقراري ارتباط به گونه اي كه افراد بتوانند به سهولت درك كنند و بپذيرند.»( نكوئيان ، 1380 :76)
به عقيده ماكس وبر زماني رهبري مصداق پيدا مي كند كه فرمانبري پيروان بدون اجبار و از روي ميل و رغبت از روي عادت پيروان باشد و اين اطاعت ناشي از مشروعيتي است كه پيروان براي سلطه رهبران خود قايلند. از اين منظر «رهبري نوعي نفوذ در ديگران براي نيل به هدف تلقي مي گردد. نحوه استفاده رهبر اين قدرت و نفوذ را«سبك رهبري» گويند كه به شدت تحت تأثير محيط فرهنگي جوامع قرار دارد. در اين جا پرسشی مطرح مي شود كه رهبر چگونه مي تواند رفتار ديگران را تحت نفوذ قرار دهد؟ پاسخ آن است كه نفوذ از طريق ايجاد تصور قدرت صورت مي گيرد. ايجاد تصور قدرت مستلزم دسترسي به منابع قدرت است. منابع قدرت رهبري عبارتند از:
الف) خصوصيات و صفات ويژه رهبري(هوش ،بيان،بلوغ فكري،وسعت نظر و انگيزه موفقيت طلبي)
ب) رفتار رهبري: دو نوع رفتار و سبك رهبري مطرح مي شود؛ رفتار آمرانه مبتني بر وظيفه ، رهبري مبتني بر روابط انساني .
در اينجا فرض بر اين است كه انتخاب هر سبك توسط رهبر به چگونگي طرز تفكر و مفروضات وي درباره منشأ قدرت رهبري و طبيعت و فطرت انسان ها بستگي دارد. بدين ترتيب اگر رهبر قدرت خود را ناشي از مقام خودش بداند و انسان را موجودي غير قابل اعتماد تصور كند رفتار آمرانه وظيفه آمرانه و وظيفه گرا خواهد داشت در حالي كه اگر قدرت خود را ناشي از حمايت پيروانش بداند و انسان را موجودي مسئوليت پذير و قابل اعتماد تصور نمايد رفتاري مشاركت جويانه و انسان گرا خواهد داشت».( رضائيان، 1379 : 424 – 426 )
براي آشنايي بيشتر با ماهيت پديده رهبري و ادوار مختلف گونه شناسي رهبري امري ضروري مي نمايد . انواع رهبري بر اساس وظيفه يا كاركرد نقش و عملكرد رهبري را در انقلاب بررسي مي كنند 3كاركرد را در نظر مي گيرد.«وضع دستگاه فكري»، «بسيج جامعه»و «مديريت و معماري» كه منجر به پيدايش 3نوع رهبري مي شود: ايدئولوگ، بسيج كننده و مدير و معمار كه ممكن است در يك نفر يا افراد متعدد جمع گردد.
«رهبري در مقام ايدئولوگ»: طراح، نظريه پرداز و رهبر فكري انقلاب است. كاركردهاي ايدئولوگ از يك طرف نفي وضعيت موجود و از طرف ديگر ترسيم وضعيت مطلوب و آرماني است. رهبر نظريه پرداز با به كارگيري مفاهيم و اصول مكتب يا جهان بيني خاص از وضعيت موجود يا نظام سياسي مستقر سلب مشروعيت مي كند و آن را بدترين وضعيت ممكن معرفي مي نمايد.
«رهبري در مقام بسيج كننده» فرماندهي عمليات انقلاب را بر عهده دارد. با قدرت خارق العاده خود نارضايتي توده هاي مردم را از قوه به فعل و از درون به بيرون منتقل مي كنند و نمايشي از نارضايتي اجتماعي از وضعيت موجود كه قبلاً مستقر بود در جامعه راه مي اندازد . اين رهبران به گونه اي رفتارمي كنند كه از نظر پيروان خارق العاده جلوه گر مي شوند. به نظر مردم به چنين رهبراني مي توان تكيه كرد از اين رو كار سازماندهي نيروها و امكانات موجود بر عهده آنان است.
«رهبري در مقام مدير و معمار»: اين نقش رهبري به دوره بعد از پيروزي مربوط است. مهمترين كار رهبري در اين دوره تحكيم قدرت به دست آمده است. عناصر مخالف و مدعيان جديد قدرت را سركوب نموده و جنبش انقلابي را كنترل و نهادينه مي نمايد. در اين دوره رهبر با ترميم خرابي هاي به جاي مانده از رژيم قبل وعده هاي داده شده را عملي مي سازد.از آنجا كه انقلاب ها با مخالف هاي خارجي روبرو مي شوند رهبران بايد از هوشياري لازم براي بسيج مردم در موقع مقتضي برخوردار باشند. علاوه بر آن تا قبل از پيروزي انقلاب در صف انقلابيون نوعي اتحاد و يگانگي به سبب وجود دشمن مشترك وجود دارد. داستان بعد از پيروزي انقلاب، داستان اختلاف است كه تمامي سطرهاي آن توسط گروه هاي مدعي رقيب نگاشته مي شود. اختلافات سياسي براي كسب قدرت،اختلافات ايدئولوژيكي در خصوص آرمان ها و اهداف پيدا مي شود. وظيفه رهبر انقلاب مهار انرژي هاي آزاد شده وكنترل منازعات بعد ازپيروزي كه بين گروه هاي مختلف به وجود آمده مي باشد واو بايد عناصر ارتجاعي باقي مانده از رژيم گذشته و مدعيان جديد قدرت مقابله جدي نمايد.( اكبرزاده ،1380 : 12- 26 )
2-5-2-رابطه رهبري و مديريت
آنچه ضرورت اين بحث را در اين پژوهش ايجاب مي نمايد اين است كه رهبري در فرآيند مديريت بحران در چه جايگاهي قرار مي گيرد؟ آيا مديريت بحران صرفاً برآيند تصميمات تدبيرگران و «نهادهاي تصميم گيرنده» است يا «مقام» تصميم گيرنده همچون رهبري هم مي تواند در اين فرآيند نقش ايفا كند؟
در نخستين گام در تبيين دو مقوله مذكور ماهيت نسبتاً مشترك مديريت و رهبري است. جوهره مديريت و بالطبع مديريت بحران تصميم است. در واقع حلقه اتصال رهبري و مديريت در فرآيند تدبير بحران ها نقشي است كه رهبر با ديگر عوامل موْثر در بحران – نهادها ،مقامات و … در امر تصميم گيري ايفا مي نمايند.
در مورد رابطه مديريت و رهبري دو ديدگاه كلي قابل ذكر است: الف)ديدگاه سنتي. ب)ديدگاه جديد.
در ديدگاه سنتي نيز براساس اينكه مديريت يا رهبري كدام يك اعم از يكديگرند دو مكتب كلاسيك و نئوكلاسيك قابل شناسايي است.
در مكتب كلاسيك: مديريت اعم از رهبري است:در اين ديدگاه قلمرو مديريت وسيع تر از رهبري تلقي گرديده و رهبري يكي از وظايف مديريت به حساب مي آيد. مديريت با برنامه ريزي دقيق ،تعيين و ايجاد ساختار سازماني و تجهيزاتي ساختار با انسان هاي تا حدممكن كارآمد و نيز نظارت و كنترل بر امور سرو كار دارد و در واقع توانايي رهبري يكي از كليدهاي اساسي اين مديريت كارآمد است .تعريف ذيل اين نكته را تشريح مي نمايد. مديريت فرآيندي است كه به وسيله آن عناصر يك گروه ،تلفيق،هماهنگ و به كارگيري مي شوند تا به گونه اي موْثر و كارآمد به هدف هاي سازمان نايل گردند. دراين راستا مديريت در قالب شرايط و وظايف رسمي نگريسته مي شود در حالي كه رهبري سر و كارش با جنبه هاي انساني مديريت و چگونگي نفوذ در زيردستان است.
در مكتب نئوكلاسيك(انسان گرايي)؛رهبري اعم از مديريت است. در حقيقت آنگونه خاص از رهبري كه در چارچوب و قلمرو سازمان با اهداف تشكيلات و سلسله مراتب سازماني مطرح باشد«رهبري سازماني» ناميده شده، يكي از وظايف مديريت تلقي مي گردد اما رهبري ضمن اينكه براي تحقق اهدافش مستلزم كار كردن با افراد و توسط افراد است،لكن اين اهداف الزاماً سازماني نيستند. آنچه به عنوان نقطه تلاقي و اشتراك دو مكتب فوق الذكر به شمار مي رود تأكيد بر«ماهيت يكسان» دو مفهوم است در حالي كه در « ديدگاه جديد» با تبيين تفاوت ماهوي اين پديده از زواياي مختلف به مسأله نگريسته مي شود.
يادآوري اين نكته ضروري است كه بهره گيري از مفهوم « مديريت» در متن اين پژوهش نياز به اندكي تفسير دارد. شايد ذهن ما در برداشت اوليه خود از مفهوم مديريت ما را صرفاً به تعبيري ناظر بر بررسي نقش و جايگاه مدير در سطوح مختلف سازماني رهنمون مي سازد در حالي كه «مديريت» در متن اين پژوهش يك فرايند – سلسله فعاليتهاي سازماندهي شده – تدبير اعم از مهار، كنترل، حل و فصل بحران و يا بهره برداري از بحران تلقي مي شود كه از سوي عامل تدبيرگر فارغ از اينكه مدير، رهبر، نهاد و يا مقام ديگري است صورت مي گيرد. با اين تفسير در اين پژوهش اين رهبري كاريزمایی الهی است كه در مقام عامل تدبيرگر قرار مي گيرند. حتي آن گاه كه نقش ديگر نهادها و مقامات تصميم ساز و استراتژي پرداز در دوره زماني اين پژوهش را در فرايند تدبير بحران ها بررسي مي نماييم.
2-5-3-رهبري در انقلاب اسلامي
رهبری در انقلاب اسلامی یک رهبری ممتاز و دینی مبتنی بر آموزه های قرآنی و اسلام است که در مکتب تشیع از آن به امامت یاد می شود و در عصر غیبت به اعتقاد اغلب فقهای شیعه از جمله حضرت امام خمینی (ره) ولی فقیه عهده دار شوون حکومتی وسیاسی جامعه می باشد. در ادبيات علوم سياسي معمولاً «رهبري» با «انقلاب» عجين شده است . دانشمندان سياسي هر جا به تحليل و بررسي انقلاب هاي جهان روي آورده اند تأثيرات عظيم رهبري را مطلبي غير انكار دانسته اند. ويژگي هاي شخصيتي رهبران با موفقيت ها و شكست هاي آنان، رابطه آنان با محيط اجتماعي خود و فعاليتهاي تصميم گيري آنان مربوط است. نقش، جايگاه و تأثير عميق و گسترده در انقلاب ها و بحران ها همسطح و همپايه روح هر انقلاب قرار مي گيرد. شايد با اندكي تسامح بتوان «رهبري» را«مديريت انقلاب» ناميد. باتوجه به ماهيت انقلاب ها- چندگانگي هويت هاي متشكله انقلاب – عنصر رهبري به عنوان ناظر و هماهنگ كننده از اركان سياسي انقلاب به شمار مي رود. از مهمترين ويژگيهاي رهبري در يك نظام سياسي اين است كه تمركز در مديريت انقلاب ايجاد مي نمايد و اين به رهبر امكان مي دهد تا امور را رهبري نمايد. به تعبير افلاطون رهبر سياسي نقش ناخداي كشتي را در درياي ناآرام بازي مي كند كه در پي هدايت كشتي به ساحل امن است. رهبر نيز نظام سياسي را در شرايط آشفته به سوي اهداف خاصي رهبري مي كند. اين شرايط آشفته مي تواند انقلاب ،بحران يا شرايط بي ثباتي ناشي از اعتراض هاي عمومي و نهادهاي ضعيف و… باشد.« رهبران سياسي در واقع زماني مي توانند به اهداف سياسي خود دست يابند كه بعضي از ويژگي هاي شخصي با عوامل از شرايط سياسي همچون ارتباط رهبر و پيروانش ،ماهيت نظام سياسي ، انقلاب و شدت بحراني كه جامعه دستخوش آن است تركيب شوند. هر چند كه اين فرصت ها و محدوديت ها از جامعه اي به جامعه ديگر تفاوت مي كند و نسبي است».( چارلز اف .و ديويد اي،1380: 417)
تمركز در مديريت بحران به رهبري امكان مي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد ولایت فقیه، انقلاب اسلامی، جامعه اسلامی، پیامبر (ص) Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد انقلاب اسلامی