منابع پایان نامه ارشد درمورد منابع اجتماعی، سلامت روانی، سلامت روان

دانلود پایان نامه ارشد

پرداختـه انـد و ضـرورت

توجه به بررسی شیوههاي مقابله با عوامل استرسزا را بیش از پیش مطرح کرده اند تـا نـه تنهـا ارتبـاط

بین واکنش هاي فردي با ناملایمات زندگی را برجسته سازند بلکه تأثیر شیوه هاي مقابله بـر کـاهش یـا

افزایش رشد جسمانی و سلامت روانی را نیز تعیین کنند(عزیزي .(1379

براي مقابله با موقعیت هاي فشارزا سه ویژگی مهم ذکر شده است: الـف) مقابلـهمـستلزم مقـداري

تلاش و برنامه ریزي است. ب) واکنش هاي مقابله اي همیشه ثمربخش نیـستند؛ بـدین معنـی کـه نبایـد

انتظار داشت در همه ي موارد مشکلات بطور کامل حل شود. ج) مقابله، فرایندي است که باید بتدریج

و در طول زمان، انجام شود(اسکروئرز1988، به نقل از شریفی درآمدي .(1388

. Wayment&Zeitlin ١ .Zeff٢ .Schreurs, Willige, Tellegen& Brosschot٣

.Kennedy-moore& Newman, Greenburg& Neale٤ . Goombck ٥ .Beehr& McGrath٦

.Conner-Smith& Compas, Wadsworth, Thomson& Saltzman٧ .Yoo&Lee٨

١٦

چگونگی ارزیابی افراد از موقعیت هاي متفاوت تحت تأثیر فاکتورهاي مختلفی است. این فاکتورهـا

رفتارهاي انطباقی، منابع اجتماعی و فردي، تفاوتهاي فردي، سطح شناختی و سن را شامل می شـوند.

منابع اجتماعی و فردي از جمله متغیر هاي مهمی هستند که در مقابله افراد با اتفاقـات روزانـه بـه آنهـا

کمک میکند( بیلینگز و موس،.(2000 از طرفی ﺑﺰرﮔـﺴﺎﻻن منـابع متعـدد و مهـارت هـاي مـؤثرتري در

رویارویی با موقعیت ها نسبت به کودکان بکار می گیرند که این منابع به آنهـا در بکـارگیري روشهـا و

1
کم کردن استرس یاري میرساند(چندلر ،.(1982 همچنین حمایـت هـاياجتمـ اعی عنـصر مـؤثري در

بکارگیري روشهاي مقابلهاي توسط بزرگسالان است که اغلـب کودکـان ایـن حمایـتهـا را توسـط

2
مراقبانشان جستجو میکنند(آلتشولر و رابل ،.(2003

3
(1984) اولین تئوري مفهومی از استرس و روش هاي مقابله را عنوان داشـته-

لازاروس و فولکمن

اند. آنها روشهاي مقابله
اي را به دو دسته متمایز از هم تفکیک کردهاند. روشهاي مقابلهاي متمرکز بر

4
5
6

مسئله و روشهاي مقابله اي متمرکز بر هیجـان . ( بلیـزي و بلنـک ،2006 ؛کـارور،1997 ؛کارور،شـیر و

7 9 8
وینتراب ،1989؛کانر- اسمیت و فلچسبارت ،2007؛به نقل از کالـدز ،.(2010 امـروزه،پـژوهشهـاي

مرتبط با روشهاي مقابله همچنان بر پایه مدل مفهومی اولیه از مقابله استوار است.

10
بوینگ (2003) ابراز میدارد که مدل اولیه ي لازاروس و فـولکمن در عـین سـادگی و قابـل فهـم

بودن، تلاشی در جهت کاستن استرس و برانگیخته شدن در موقعیت هاي استرسزا اسـت. وي عنـوان

میدارد که: مقابله ترکیبی از روشهاي بکارگرفته شده در رویارویی با موقعیتهاي استرسزاست.

Chandler .١ Altshuler&Ruble .٢ . Lazarus&Folkman ٣ . focus-problem coping ٤ . focus-emotion cping ٥ . Bellizzi&Blank ٦

. Carver,Scheier&Weintraub ٧ . Connor-Smith&Flachsbatr ٨ . Caloudas ٩ . Boeving ١٠

١٧

در مدل لازاروس و فولکمن، روش هاي مقابلهاي متمرکز بر مـسئله، روش هـايمقابلـهاي فعـال را

دربرمی گیرد، که فرد را به سمت غلبه مثبت بر مشکل هدایت میکند. در حالیکه روش هـايمقابلـهاي

1
متمر کز بر هیجان، دربردارنده روشهاي منفعل مقابله اي است که فرد از طریق بروز هیجانـات منفـی،

2
سعی بر رفع مشکل دارد(کویتنر و ﻫﻤﮑﺎران،.(2003 نتایج پژوهش هاي گوناگون حاکی از آن است که

بکارگیري روشهاي مقابلهاي متمرکز بر مسئله، نـسبت بـه کـاربرد روش هـايمقابلـه اي متمرکـز بـر

3
هیجــان، بــا کــاهش اســترسهــاي روانــی در ارتبــاط اســت(بیلینگــز و مــوس ،1981؛اســتراوس و

4 6 5
ویلیش ،1981؛ورتلیب،ویجل و فلدستین ،1987؛به نقل از زیگر ،.(2009

از طرفی، بوینگ((2003 ابراز میدارد این یافته ها، در تاریخچه روانشناسی قطعـی نیـستند و امکـان

تغییر نتایج یافته ها محتمل استوي. عنوان داشته است که گر چـه هنگـام برخـورد بـا اسـترسهـاي

روزانه، روش هاي مقابله اي متمرکز بر مسئله، به فرد در رویارویی هر چه بهتـر بـا مـسائل یـاري مـی-

رسانند، اما در واقع، چگونگی کنترل فرد بر موقعیت هاي فشارزا نقش مهمی را در مقابله با مشکل ایفـا

میکند.
بوینگ معتقد است که روشهاي مقابلهاي می بایـست، مفهـومی و پویـا باشـد و نـه صـرفاً بـه
صورت دستهبندي جهت پاسخگویی به موقعیتهاي مشکلزا.
چنانچه در واکنش به شرایط اسـترسزا،
امکان بکارگیري هر دو روشايمقابلهفعال و
منفعل وجود دارد و
الزامـاً انتخـاب تنهـا یکـی از ایـن
روش
ها توسط شخص ضروري نیست.
برخی پژوهشگران دریافتهانـد کـه نمونـه هـایی از روشهـاي
مقابله
اي متمرکز بر هیجان، بیشتر فرد را به سوي انطباق و سازگاري با موقعیت مشکلزا سوق میدهد
( استراوس و ویلیش،1981؛ ورتلیب،ویجل و فلدستین،1987؛به
نقـل از زیگـر،.(2009 در ایـن رابطـه،

. passive coping ١ . Quittner ٢ . Billings&Moos ٣ . Strauss&Wellisch ٤

. Wertlieb,Weigel&Feldstein ٥ . Zeiger ٦

١٨

1
موس و بیلینگز (1982) معتقدند که اگر چه مقابله هیجان محور از رویارویی با واقعیتمیپرهیـزد و

راه حل موقتی براي کاهش استرس است، اما هر مسئله اي نیز بهسادگی قابل حل نیست. و حل واقـع-

گرایانه یک مسئله با صرف کوشش شناختی و رفتارهاي مداوم در درازمدت اگربدون کـسب آرامـش

موقتی و کوتاه
مدت، صورت گیـرد ممکـن اسـت سـلامت روانـی فـرد را بـه خطـر افکنـد. بنـابراین،
بکارگیري مهارت
هاي هیجان محور به فرد کمک می کند تا به وضعیت روانی تثبیـت شـدهتـري دسـت

یابد و فرصتی را ﺑﺮاي فعال سازي فرایندهاي پیچیده تر ذهنی به دست آورد. در واقع، نتیجـه اسـتفاده از

هر راهبرد مقابله اي، به نوع برخورد با محرك استرس زا، میزان شدت پیامد محرك استرس زا، ویژگـی-

2
هاي شخصیتی افراد و منابع و امکانات اجتماعی در دسترس بـستگی دارد( هـسیح،2005، بـه نقـل از

سموعی .(1379

بنابراین، روشهاي مقابله اي از طریق متغیرهاي شخصی، مو قعیتی و محیطی در رویارویی با شرایط

مشکل زا گسترش مییابند( ﮐﺎرور،اﺳﭽﯿﺮ و وینتراب،.(1998 نتایج برخی یافتهها حاکی از آن اسـت کـه

کودکان بیشتر از آن دسته از روشهاي مقابلهاي سود می جویند که در نتیجـه ي شـرایط محیطـی بـدان

3
دست یافتهاند(دونالدسون،پرینستین،دانوسکی و اسپیریتو ،.(2000

4
در نظریه شناختی-هیجانی فولکمن و لازاروس((1988استرس در صـورتی ایجـاد مـی شـود کـه

شخص، موقعیتی را چالشبرانگیز و طاقتفرسا ارزیابی کند. در چنین شرایطی ذهن به عنـوان میـانجی

پاسخ هیجانی و شرایط محیطی عمل میکند و تفسیر فرد از نوع و شدت رویداد و میزان توانـاییشـان

براي مقابله با استرس تعیین کننده واکنش هاي عاطفی و هیجانی است. آنها در این مورد بر فراینـدهاي

شناختی که بین شرایط محیطی و واکنشپذیري ارگانیزم میانجی میشوند، تأکید زیادي دارند.

. Moos&Billings ١ . Hsieh ٢ . Donaldson,Prinstein,Danovsky&Spirito ٣ . cognitive-emotion Theory ٤

١٩

1
2
محیط و ایجـاد

در نظریه اجتماعی-شناختی
بندورا (1986) توانایی انسان براي قبراري ارتباط با

تغییر در آن، کاربرد ارتباط تعاملی بین عاطفه، شناخت و رفتار است. بنـدورا((1986
معتقـد اسـت کـه

توان خودنظمبخشی به هیجان ها انسان را قادر می سازد تا تفکرات، احساسات و رفتارهاي خـویش را

مورد سنجش و کنترل قرار دهد.
در نتیجه میتواند نقش میانجی را بین اطلاعات حاصل از رویدادهاي
محیطی و کنش هاي فرد ایفا کند.
در مجموع، درجاتی از برانگیختگی هیجـانی کـه هنگـام مواجهـه بـا
رویدادهاي استرس زا توسط فرد تجربه می
شود، تنها متکی به ویژگیهاي عینی از این رویدادها نیست؛
بلکه تفکر منبعث از خودنظامی، نقش مؤثرتري در این برانگیختگی دارد.
از طرفی، ماهیت پیچیده و چندبعدي سازه مقابله، به شکل گیري خانوادههاي مختلفی از راهبردهاي
مقابله منجر شده است که برغم ویژگـی
هـاي مختلـف و تـأثیر عوامـل فرهنگـی و سرشـتی متفـاوت،

3
همبستگی زیادي با یکدیگر دارند. در دهه هاي اخیر ﭘﮋوﻫـﺸﮕﺮ ان متعـدد ( سـامرفیلد،1996 ؛ اسـتون،

4 5
کندي- مور،نیومن،گرینبرگ و نیل ،1992 ؛بیهر و مکگراث ،1996؛کانر- اسـمیت، کومپـاس،وادورث،

6
7

تامسن و سالتزمن ،2000؛یو و لی ،.(2005 به مفهوم سازي و یا تعیین سازه هاي اصـلی در قلمـرو راه-
8
9
10
11
هاي مقابله مانند کمکطلبی، حل مـسئله ، انکـار
،
بازسـازيشـناختی و یـا قلمروهـاي رفتـاري،

شناختی و ادراکی افراد در مواجهه با مشکلات زندگی پرداخته اند و ضرورت توجه به بررسـی شـیوه-

هاي مقابله با عوامل استرس زا را بیش از پیش مطرح کرده اند تا نه تنها ارتباط بین واکنشهاي فردي با

. social-cognitive theory ١ . Bandura ٢ . Sommerfield ٣

. Stone,Kennedy-moore,Newman,Greenburg&Neale ٤ . Beehr&McGrath ٥ . Conner-Smith,Compas,Wadworth,Thomsen&Saltzman ٦ . Yoo&Lee ٧ . support seeking ٨ . problem solving ٩ . denial ١٠

. cognitive structuring ١١

٢٠

ناملایمات زندگی را برجسته سازندبل که تأثیر شیوه هاي مقابله بر کاهش و یا افزایش رشد جسمانیو

سلامت روانی را تعیین کنند.

از اواخر دهه 1970 ، دیدگاههايتعاملی، سرشتی و فرایند محور مقابله، که هنوز هم غلبـه خـود را

1 2
بر این قلمرو حفظ کـردهانـد، مطـرح شـدند( اسـکروئرز و همکـاران ،1988؛ پـرلین و شـولر ،1987؛

لازاروس و فولکمن،1984 ؛ موس و بیلینگز1982،به نقل از ماهانی (1370 و مقابله را به منزله راههاي

3
مواجهه فرد با یک عامل استرسزايخاص و در یک چهارچوب معین در نظر گرفتند. بر این اساس،

اتخاذ راهبردهاي مقابله اي نمی توانست فقط تابع عوامل فردي باشد بلکه به منزله پیامد تعامـل عوامـل

استرسزادر نظر گرفته شد؛ عواملی که بطور دائـم در حـال تغییرنـد و ضـرورت پویـایی روشهـاي

مختلف مقابله را ایجاب میکنند.

بدین ترتیب، در چهارچوب وهله هاي مقابله و بر حسب چگونگی رویارویی با عوامل اسـترسزا و

مشکل زا، راه هاي مقابله تغییر میکنند. یک راهبرد مؤثر جاي یک راهبرد نامؤثر را می گیـرد یـا ایـنکـه

فرد با انصراف از هر نوع مقابله، در ناامیدي غوطهور میشود. در خلال این وهلـههـامـیتـوان شـاهد

ایجاد تغییراتی در شیوههاي ارزیابی موقعیت بر حسب کاهش و یا افـزایش منـابع نیـز بـود. بنـابراین،

مقابله یک کوشش فعال است که بطور دائم با خواستههاي متضاد مواجه می شود تـا بـه آنچـه گذشـته

است بهبود بخشد و براي چالشهاي بعد آماده شود(لازاروس،.(2000

در پژوهشی به فرایند
مقابله در سه سطح اشاره شده
4

است( اسـکینر،ادج،التمن و شـرور ،(2003 در

پایین ترین سطح، موقعیت مقابله( مانند موقعیت امتحان)
، قرار دارد که پاسخهاي متعدد افراد( ماننـد روز

امتحان پیراهنی را می
پوشم که برایم شانس میآورد) ، در برابر عوامل استرس زا را برجسته میسازد. بـا

. Schreurs, et al ١ . Pearlin& Schooler ٢ . stressor ٣

. Skinner,Edge,Altman&Sherwood ٤

٢١

اصطلاح عملیاتی، این موقعیت
ها بر اساس مشاهده رفتارهاي مقابله اي فـرد و یـا توصـیفی کـه وي از
رفتارهاي مقابلايه
کنونی
خود
ارائه می دهد، مشخص میشونددر. بالاترین و یا سومین سـطح، یعنـی
در حد فاصل بین
استرس
با پیامدهاي روان شناختی، اجتماعی و فیزیولوژیکی آن، مجموعههاي بنیادي

فرایندهاي سازشی قرار دارند. در این سطح، مقابله به منزله یک راهبرد سازشی اسـت کـه کـنشهـاي

تکا ملی گسترده تر مانند تداوم ارتباط ایمن با محیط یا گریز از تعامل هاي بالقوه خطرنـاك را بـه عهـده

میگیرد. بدین ترتیب، ساختار مقابله در سطح دوم، یعنی در یک فضاي مفهومی بین موقعیت مقابلـهو

فرایندهاي سازشی قرار دارد و در نتیجه مهم

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد کیفیت زندگی، مقابله با استرس، سبک مقابله Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد هیجانات منفی، مقابله با استرس، اجتناب شناختی