منابع پایان نامه ارشد درمورد مدیریت دانش، ایجاد دانش، انتقال دانش، فناوری اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

، رويكردها و روش‌شناسي‌هاي بهبود تجارت به طور مداوم توسعه يافت. اين توسعه و پيشرفت ناشي از تركيب فعاليت‌هاي تجاري و نظريه هاي علمي در دهه‌هاي اخير است. مباحثي از قبيل يادگيري سازماني، سازمان‌هاي ياد گيرنده، مديريت كيفيت جامع، مهندسي مجدد، فرآيند تجارت و … مثالهايي از اين رويكردهاي جديد مي‌باشد. بررسي نوشته‌ها نشان مي‌دهد كه مباحث مربوط به اقتصاد، سرمايه فكري، رويكردهاي مهندسي (نظامهاي توليد صنعتي انعطاف پذير)، رسانه‌هاي دانش، رايانه، مطالعات سازماني (مردم شناسي و جامعه شناسي) معرفت شناسي (شامل يادگيري، شناخت موقعيتي و روانشناسي شناختي)، جنبه‌هاي مربوط به هوش مصنوعي، مباحث مربوط به منابع انساني و….در اين حوزه مطرح شده است (عباسی ، 1386).
برای بسیاری مدیریت دانش تنها به عنوان کلمه‌ای که دنیا را تکان داده است و به عنوان مفهومی زود گذر که به زودی از بین خواهد رفت شناخته شده است. با این حال، ارزش واقعی مدیریت دانش وقتی شروع شد و به سراسر بخش صنعت توسعه یافت مردم به توان آن آگاه شدند و برخی از بدبینی اولیه پایان یافت. با وجود این، هنوز هم به یک اجماع در مورد KM1 به معنی خاص وجود ندارد. این را باید به عنوان شواهدی از غنای مفهوم و نه یک مشکل دید، آن را به عنوان تقویت پتانسیل و به عنوان یک عامل حمل و نقلی در داخل و در سراسر سازمان‌های کسب و کار دانست (Fateh, A et al,2009).

2-2-2 انواع دانش
چهار نوع دانش مشخص شده است:
1. دانش نيروي انساني: دانش كه در مغز اعضاي سازمان وجود دارد.
2. دانش مكانيزه: دانشي كه حامل وظايف ويژه يكپارچه در سخت افزار ماشين است.
3. دانش مستند : كه به شكل بايگاني، كتاب، سند، دفتر كل، دستورات و نمودارها، و… ذخيره مي‌شود.
4. دانش خودكار (اتوماتيك): كه به طور الكترونيكي ذخيره شده و به وسيله برنامه‌هاي رايانه‌اي كه وظايف خاص را پشتيباني مي‌كند قابل دسترسي است.

از سوي ديگر دانش را به دو نوع ضمني و صريح تصور مي‌كنند. دانش ضمني معمولا در قلمرو دانش شخصي، شناختي و تجربي قرار مي‌گيرد. در حاليكه دانش صريح بيشتر به دانشي اطلاق مي‌گردد كه جنبه عيني‌تر، عقلاني‌تر و فني‌تر دارد (داده‌ها، خط مشي‌ها، روش‌ها، نرم افزارها، اسناد و …).
دانش صريح به طور معمول هم به خوبي قابل ثبت و هم قابل دسترسي است. پولاني در تمايز گذاري ميان دو نوع دانش مي‌گويد كه بيان كردن دانش ضمني با واژه‌ها دشوار است. فن آوري اطلاعات به طور سنتي روي استفاده از دانش صريح متمركز شده است. با اين حال سازمان‌ها اكنون دريافته‌اند كه براي انجام موثر كارهايشان نيازمند يكپارچه كردن هر دو نوع دانش هستند. از اين رو در حال ايجاد روش‌هاي حاضر به منظور تبديل دانش ضمني به دانش صريح هستند كه مي‌تواند تدوين شود و بنابراين ديگران مي‌توانند آن را ثبت و ذخيره نمايند و اينست هدف مديريت دانش، تبديل دانش ضمني به دانش صريح و انتشار موثر آن، اين مفهوم قدرتمند به ايجاد روشها، ابزارها و كاربردهاي مديريت دانش كمك كرده است (امانتی:1381).
داونپورت: دانش را مخلوطی از قاب تجربه، ارزشها، اطلاعات متنی و بینش متخصصان می‌داند که یک چارچوب برای ارزیابی و ترکیب تجربیات و اطلاعات جدید است.
دانش سرچشمه است و در ذهن افراد به کار می‌رود، در حالی که در سازمان می‌توان آن را در روال‌ها، پروسه‌ها، شیوه‌ها و هنجارها تعبیه شده است. سازمان‌ها را به طور فعال قادر می‌سازد عملکرد، حل مسئله، تصمیم‌گیری، یادگیری و آموزش با یکپارچه سازی ایده‌ها، تجربه، بینش و شهود، و مهارت، به ایجاد ارزش برای کارکنان، سازمان، مشتریان خود، و سهامداران مورد بررسی قرار دهد.
دانش را می‌توان به دو نوع عیان و نهان تقسیم کرد. خبرگان، موضوع خاص و همچنین مهارت‌های شناختی که شامل الگوهای اندیشه و مفاهیم، اعتقادات، موسسه و مدل‌های ذهنی، نگهداری دانش ضمنی است. دانش صریح منطقی است و شامل رویکردهای نظری، حل مشکل، راهنما، و پایگاه داده‌ها می‌باشد. مدیریت دانش نیز به عنوان یک اصل نظام‌مند، هدف گرا و استفاده از اقدامات لازم برای هدایت و کنترل دارایی‌های ملموس و غیرملموس دانش سازمان، با هدف استفاده از دانش موجود در داخل و خارج، سازمان‌ها را به ایجاد دانش جدید، و تولید ارزش، نوآوری و بهبود آن قادر می‌سازد (Jafari et al, 2007) .
2 – 2 – 3 تعاریف
قبل از پرداختن به مفهوم مدیریت دانش ضرورت دارد که تعریفی از واژه «دانش» ارائه شود. طبق تعریف داون پورت و پراساک (1998): «دانش به معنای جریان پیچیده‌ای از تجربیات ساخت یافته، ارزشها، اطلاعات زمینه‌ای و بینش کارشناسی است که چارچوبی را برای ارزش‌یابی و تلفیق تجارب و اطلاعات جدید فراهم می‌کند که از تفکر افراد نشات می‌گیرد». در سازمانها‌، دانش را نه تنها در اسناد و منابع بلکه در کارهای روزمره سازمانی، فرایندها، عملکرد و هنجارهای سازمان می‌توان یافت. فرایند مدیریت دانش از 4 بخش اصلی تشکیل شده است. در مرحله اول باید دانش موجود در سطح سازمان و منابع آن (اعم از دانش صریح و ضمنی نزد افراد، بانکهای اطلاعاتی، مستندات و….) مورد شناسایی واقع شده و سپس اخذ و کسب و به صورت مناسبی ذخیره شود. برای اینکه دانش با ارزش شده و به هم افزایی و زایش مجدد دانش منجر شود، باید دانش موجود نزد افراد به اشتراک گذاشته شده و تسهیم شود. پس از طی این مراحل اکنون باید از دانش کسب شده در جهت اهداف عالیه سازمان استفاده کرد، زیرا در غیر این صورت تمامی تلاشهای انجام گرفته، بی‌سرانجام خواهد ماند. خلق دانش شامل ورود اطلاعات جدید به سیستم و حاصل به اشتراک گذاری و تسهیم دانش نزد افراد است. قبل از اینکه بتوان دانش را کنترل و مدیریت کرد، باید آن را ایجاد و در یک سازمان به کار برد. فرایند خلق دانش مستلزم تعامل، مشارکت و درگیری افراد با تکنولوژی اطلاعات است (ادب، 1386).
در مجموع تعریف واحدی از مدیریت دانش بین صاحبنظران وجود ندارد. در زیر به یکی از این تعاریف اشاره می‌شود:
بيان مفهوم هر موضوعي در روشن شدن دامنه و عمق آن موضوع مي‌تواند مفيد و موثر باشد. در برخي از موارد بيان مفهوم بسيار دشوار است. به ويژه در مباحث مربوط به حوزه مديريت، به دليل ماهيت و طبيعت رشته بيان برخي مفاهيم از پيچيدگي خاصي برخوردار است. بر اين اساس تعاريف زيادي از مديريت دانش مطرح شده از جمله: “مديريت دانش خلق، تفسير، اشاعه و استفاده، حفاظت و نگهداري و پالايش دانش را در بر مي‌گيرد”. پيچيدگي اين بحث ارتباط دانش با اطلاعات و فناوري اطلاعات نيست بلكه قرابت اين مفهوم با مباحثي نظير روانشناسي و تجارت دانش است (Demarest, M,2007) . مديريت دانش فعاليتي است كه تاكتيك‌ها و راهبردهاي آن براي مديريت سرمايه‌هاي انسان محور در نظر گرفته مي‌شود. با نگاهي اجمالي به تعاريف مديريت دانش مي‌توان دريافت كه مديريت دانش با تئوري و عمل رابطه دارد (Demarest, M,2007) در اينجا اين پرسش مطرح مي‌گردد كه علي رغم تعاريف متعدد، در واقع مديريت دانش به چه مفهومي اشاره دارد؟ از طريق بررسي تعاريف گوناگون مديريت دانش، مي‌توان آن را به عنوان “فرايند خلق، انتشار و بكارگيري دانش بمنظور دستيابي به اهداف سازماني” تعريف نمود. در تعريفي ديگر، مديريت دانش عبارتست از” فلسفه‌اي كه شامل مجموعه‌اي از اصول، فرايندها، ساختارهاي سازماني و فن آوريهاي بكار گرفته شده كه افراد را بمنظور تسهيم و بكارگيري دانش شان جهت مواجهه با اهداف آنها ياري مي‌رساند ” بيان مي‌گردد (Gottschalk, 2006).
با كويتز مديريت دانش را چنين تعريف مي‌نمايد: “فرايندي كه از آن طريق سازمان به ايجاد سرمايه حاصل از فكر و انديشه اعضاء و دارايي مبتني بر دانش مي‌پردازد”. كلوپولوس و فراپائولو بيان مي‌دارند كه مديريت دانش بر بكارگيري مجدد اعمال و تجارب گذشته از طريق تمركز بر برنامه ريزی‌هايي بمنظور تغيير چشم‌اندازها تاكيد مي‌نمايد.
مديريت دانش داراي تعاريف متعددي بوده و به دليل مفهوم چند بُعدي آن تعريف آن مشكل است .(Lee & Choi, 2003) مي‌توان گفت با توجه به نوع نگاه صاحب نظران اين تعاريف از يكديگر متمايز مي‌گردند. بعضي از اين تعاريف بر فرايندهاي مديريت دانش متمركز هستند و برخي بر اهداف آن توجه دارند.
باك ( 2001 ): برنامه مديريتي كه مجموعه‌اي از فرآيندهاي دانشي نظير كسب، خلق و تسهيم دانش را در سازمان مديريت مي‌كند.
اسكريم ( 2003 ): مديريت دانش عبارت است از مديريت سيستماتيك و آشكار دانش كه با فرايندهاي خلق، جمع آوري، سازماندهي، اشاعه و كاربرد دانش پيوند دارد.
گاندري و همكاران (2010): مديريت دانش، يك فرايند يكپارچه و سيستماتيك در سطح سازمان است كه شامل فعاليت اكتساب، خلق، ذخيره، توزيع و بكارگيري دانش به وسيله افراد و گروهها براي رسيدن به اهداف سازماني مي‌باشد.
دانش شامل حقايق و باورها، مفاهيم و انديشه‌ها، قضاوت‌ها و انتظارات، متدلوژي(روانشناسي) يا علم اصول و نحوه‌ي انجام فنون است (افرازه: 1384) .
مالهوترا تعریف خود از مدیریت دانش را این گونه ارائه می‌دهد :مدیریت دانش فرایندی است که به واسطه‌ی آن، سازمان‌ها در زمینه یادگیری (درونی کردن دانش)، کدگذاری دانش (بیرونی کردن دانش) و توزیع و انتقال دانش مهارتهایی را کسب می‌کنند Malhotra, Y2001)).
استیو هالس مدیریت دانش را فرایندی می‌داند که سازمان‌ها به واسطه‌ی آن توانایی تبدیل داده به اطلاعات و اطلاعات به دانش را پیدا کرده و همچنین قادر خواهند بود دانش کسب شده را به گونه‌ای مؤثر در تصمیم‌های خود به کار گیرند Hales, S. 2001)) .
کارل ویگ معتقد است که مدیریت دانش یعنی ایجاد فرایندهای لازم برای شناسایی و جذب داده، اطلاعات و دانش‌های مورد نیاز سازمان از محیط درونی و بیرونی و انتقال آنها به تصمیم‌ها و اقدامات سازمان و افراد Wiig, K. 2000)).
مدیریت دانش، فرایند خلق و تسهیم، انتقال و حفظ دانش به گونه‌ای است که بتوان آن را به شیوه‌ای اثربخش در سازمان به کار برد Hoffman, et al ,2005)).
مدیریت دانش دارای یک معنی بسیار پیچیده‌تر از شرایط و مدیریت و دانش به تنهایی است. موضوعات مختلف در زمینه‌های مختلف با دیدگاه‌های مختلف تحت مدیریت دانش مورد بحث قرار گرفته است. به طور خلاصه ما آنها را تقسیم به دو گروه – مسیر سخت و مسیر نرم می‌کنیم. نظریه‌های سخت مسیر، روش‌ها، و ابزار مربوط به هر دو تکنولوژی سخت (نرم افزار علم به اهداف صنعتی یا تجاری، مانند صنعتی R & D)5 و یا تکنولوژی نرم (مربوط به نرم‌افزار، پایگاه داده، اطلاعات، اختراع ثبت شده، و یا حق چاپ، که معیارهای روشن هدف خود را در جوامع حرفه‌ای مربوطه). برای کسانی که در ارتباط با گروه سخت، مدیریت دانش سطح پیشرفته برای بحث در مورد تکنولوژی، R & D، یا محصول / خدمت نوآوری و توسعه استخراج از معادن داده‌ها یا کشف دانش از پایگاه داده، MIS6، IT7 زیرساخت و یا پشتیبانی از نرم‌افزار، سیستم‌های خبره، تصمیم‌گیری و حمایت است سیستم‌ها، یا مخازن دانش در شرایط معمولی استفاده می‌شود. فن آوری‌های سخت و یا فناوری زیرساخت و حمایت از نرم افزار در مدیریت دانش موجود صریح و روشن است. فرض اساسی در این دیدگاه بر این باور است که دانش از اطلاعات می‌آید و داده‌ها از حوادث می‌آیند. ایجاد دانش مستلزم یک فرایند تولید بینش از طریق استخراج اطلاعات از داده‌ها است. بنابراین، آن را به عنوان یک ابزار توانمند برای تبدیل دانش به کالاهای صنعتی سود آور عمل می‌کند. سرمایه‌گذاران مالی، یک شرکت فناوری اطلاعات سرمایه گذاری و دارایی‌های سازمانی مرتبط به عنوان دارایی‌های نامشهود که باعث افزایش طولانی مدت تولید و سود می‌شود (Gao et al, 2008).
امروزه کامیابی سازمانها در عرصه اقتصادی، از قابلیت آنها در کسب، رمزگذاری و انتقال دانش به شیوه‌ای کاراتر از رقبا سرچشمه می‌گیرد .
مدیریت دانش در برگیرنده رفتارهای انسانی، نگرشها و قابلیتهای انسانی، فلسفه‌های کسب و کار، الگوها، عملیات‌، رویه‌ها و فناوریهای پیچیده است. (Wiig , 2002) در تعریف دیگری مدیریت دانش ایجاد، نوسازی و به کارگیری آگاهانه، صریح

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد مدیریت دانش، نیروی کار، تحقیق و توسعه، عصر اطلاعات Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سرمایه فکری، مدیریت دانش، سرمایه انسانی، سیستم مدیریت