منابع پایان نامه ارشد درمورد مدیریت بحران، انقلاب اسلامی، منافع ملی

دانلود پایان نامه ارشد

شاخصه هاي بحران در محيط ايران،ازهر دو بعد خصوصيات عمومي وتعميم پذير بحران ها و خصوصيات ويژه و منحصر به فرد حاصل شده شان امكان پذيراست.محيط پويا و متحول و تنش هاي حاصله از فعل و انفعالات بين المللي در ايران كه به لحاظ موقعيت ژئوپولتيك بين المللي، حاصل شده است ، باعث شده كه نخبگان تصميم ساز نظام سياسي حاكم (دوره پهلوي و جمهوري اسلامي) ،بحران هاي متفاوتي را تجربه نمايند.
در رابطه با شاخصه هاي بحران در دوره پهلوي شايد بتوان، عنصر غافلگيري را به عنوان يك عامل تكرارپذير و دائمي در بحران هاي مختلف روياروي اين رژيم ،تلقي كرد . بويژه در بحران سياسي سالهاي پاياني عمر پهلوي كه به بحراني شالوده شكن تبديل شد،اين عامل برجسته مي نمايد. آثار وضعيت در دو بعد متفاوت تدبير بحران ها قابل بررسي است: نخست اينكه درك نشانه ها و علائم بحران ها منتج و معطوف به نوعي آمادگي قبلي نگرديد. دوم، اينكه با بروز وقوع بحران ،نخبگان تدبير ساز و تصميم گير(شاه و احتمالاً نهادهاي ذيربط)، در اتخاذ و اجراي تصميمات دچار نوعي سردرگمي گرديده، به نحوي كه غالباً به گسترش و تعميق بحران ياري مي رساندند.
ديگر شاخصه هاي عمومي بحران ها در دوره پهلوي ، تهديد و هجمه به اهداف ارزش هاي اساسي و بنيادين رژيم پهلوي بود. دربحران هاي خرداد1342و بويژه در بحران سياسي سال، بقاي سلطنت و نظام پادشاهي، به عنوان يكي از ارزش هاي اساسي پهلويسم، به چالش طلبيده شد و شاهنشاه در كانون حمله و هجمه بحران ها قرار گرفت.
با گسترش بحران سياسي سال 57 و نهايتاً سقوط پهلويسم، نظام سياسي جديد كه خود مخلوق بحران انقلاب بود، سر برآورد. تداوم انقلاب ايدئولوژيك در سطح گوناگون فرهنگي – اجتماعي ،اقتصادي و .. در سال هاي نخستين پس از پيروزي ،بحران ها و تنش هاي متعددي را در سطح ملي و فراملي تزريق نمود. هر يك از بحران هاي دهه نخستين انقلاب اسلامی اغلب ويژگي هاي عمومي بحران ها را دارا بود. در اين ميان اساسي ترين شاخصه بحران هاي اين دهه را مي توان وجود عناصر خطر و فرصت به عنوان عناصر ذاتي اغلب آن بحران ها، قلمداد كرد. هر چند كه خطرات آن ملموس تر بوده و ضرورت اتخاذ تصميم مدبرانه را مي طلبيد، اما فرصت هاي نهفته در آن به مراتب برتر و مهمتر بود. فرصت هايي كه در نتيجه اين بحران ها، در دو سطح ملي و بين المللي (فراملي)، بوجود آمد. تا جايي كه رهبر نظام انقلابي، بحران جنگ عراق و ايران را، «خير»ناميد. ( خميني ،1362، ج 13 : 106 )
در مورد ديگر خصايص عمومي بحران ها در اين دوره، با يادآوري ماهيت ايدئولوژيك وبحران زاي نظام سياسي جديد كه كانون اشاعه بحران در منطقه تصور مي شد، بايد تصديق كرد، كه اغلب بحران هاي حادث شده در اين دهه بقاي جمهوري اسلامي را به عنوان بنيادي ترين ارزش و هدف اين نظام مورد هجمه و تهديد قرار دادند. اما نظام انقلابي همواره انتظار وقوع بحران هاي مختلف را داشت و به عبارت دقيق تر به استقبال بحران ها مي رفت. از اين رو نهادهاي مختلف نظام ،بويژه رهبري كاريزماي انقلاب، همواره آمادگي بهره برداري از فرصت ها و موقعيت هاي ممتاز بحران را داشتند.
آنچه همواره از سوي پژوهشگران بحران، مورد تاكيد واقع مي شود. اين است كه بحرانها به جهت حدوث، اشاعه و تخريب سريع و ناگهاني خود، اعضاي نهاد تصميم گيرنده را با محدوديت زمان پاسخ در قبال تهديدات شناخته شده كه طي آن بتوانند از فرصت ها بهترين بهره را بگيرند، مواجه مي سازد. اما در بحران هاي مورد بررسي اين پژوهش ،يكي از مهمترين شاخصه هايي كه مي توان براي آن برشمرد، افزايش طول مدت دوام اين بحران ها است. اين خصيصه تداوم بحران ها باعث شد كه زمان لازم براي بهره گيري از فرصت هاي بحران ها فراهم گردد. (بحران اختلاف حزب ا… و ليبرال ها و تسخير سفارت آمريكا هر كدام حدود يك سال و جنگ عراق و ايران، 8سال تداوم يافت.)
علاوه بر شناسايي شاخصه هاي عمومي بحرانهاي اين پژوهش، مي توان در گامي فراتر با كالبد شكافي هر يك از بحران هاي مورد بررسي، به شناخت خصوصيات، ساختار و پويايي ويژه هر يك نيز پرداخت .
برخي از مهمترين مشخصات بحران تسخير سفارت آمريكا(بحران گروگانگيري) را مي توان در ابعاد ذيل شناسايي كرد:
1. در بدو امر و با توجه به شاخصه هاي عمومي بحران شناسي(تهديد ارزش هاي بنيادين، محدوديت زمان پاسخ ،غافلگيري) ، تسخير سفارت در نزد نهادهاي تصميم گيرنده ايالات متحده آمريكا، به عنوان يك وضعيت بحراني تلقي مي شد، نه ايران. چرا كه اولاً :اهداف ارزشمند آمريكا (گروگان ها) با خطر مواجه شده بودند. ثانياً: زمان پاسخ از سوي تصميم گيران آمريكا محدود بود و هر لحظه احتمال به خطر افتادن جان گروگان ها وجود داشت. ثالثاً : اطلاعات دريافتي تصميم گيران آمريكايي از جوانب مختلف بحران ،محركه هاي سياسي و رهبران جديد كشور،محدود وناقص بود.
2. اين بحران ،برخلاف نظرياتي كه خشونت را از عناصر بحران مي دانند،بدون خشونت به وقوع پيوست و نهايتاً نيز از طريق مسمالت آميز ،حل وفصل شد.
3. حمله به سفارت و تهديد ديپلمات ها در اين بحران از سوي دو طرف ،قابل پيش بيني بوده چرا كه با پذيرش شاه در آمريكا،مقامات جمهوري اسلامي و همچنين سفارت آمريكادر اين خصوص هشدار داده بودند(رجوع شود به مبحث تسخير سفارت آمريكا).
در مورد بحران اختلاف حزب ا… و ليبرال ها و عزل بني صدر نيز از منظري مشابه،ابعاد امنيتي ذيل به عنوان برخي از مهمترين مشخصات ويژه اين بحران قابل شناسايي است:
1. گسترش دامنه مناقشه و اختلاف مسئولين و نخبگان تصميم ساز كشور، آن هم در شرايطي كه همزمان جمهوري اسلامي با دو بحران ديگر نيز درگير بود.
2. توسعه وتعميق دامنه اختلاف مسئولين كشور به سطوح مختلف جامعه و اقشار مردم و تشديد دسته بندي هاي سياسي كه بر اثرات و ابعاد مخرب بحران مي افزود.
3. فعاليت گروه هاي اپوزسيون كه جهت بهره برداري ازبحران جاري درراستاي اهداف سياسي خود،تشديد شد.
4. گسترش اقدامات تروريستي و آشوب هاي خياباني كه به عنوان مهمترين پيامد بلافصل بحران مذكور، به شمار مي آمد.
در رابطه با بحران جنگ عراق و ايران نيز مي توان برخي خصوصيات ويژه آن را اينگونه برشمرد:
1. همزمان با بروز بحران جنگ، نظام انقلابي با بحران در سطح مقامات سياسي و گسترش دامنه آن در سطح لايه هاي اجتماعي مواجه بود، كه بخشي از توان مديريتي نظام سياسي را مشغول كرده بود.
2. تداوم زماني مدت بحران جنگ، از يك سو موجب دفع تدريجي تهديدات و خطرات آن شد و ازسوي ديگر هنر رهبري كاريزماي انقلاب به عنوان عنصر فعال در تدبير بحران ها را در بهره گيري از فرصت هاي آن به نمايش گذاشت.
3. با وقوع بحران جنگ، مقابله با بحران به جاي حل و فصل (تدبير) بحران، از سوي تصميم گيران در اولويت قرار گرفت. حل و فصل (تدبير) موفقيت آميز جنگ عراق و ايران به عنوان يك بحران منطقه اي مستلزم موفقيت مذاكرات، ميانجي گري ها و مساعي جميله دولتها و سازمان بين المللي بود. اما رفتار انقلابي ايران به لحاظ ماهيت ايدئولوژيك نظام انقلابي حاكم بر آن همراه با حمايت كاريزماي انقلاب موجب شد، كه شروع جنگ عملاً سياست را تعطيل نمايد. از اين رو در سال هاي نخست بحران ،عناصر و نهادهاي تصميم گيرنده، مقابله با بحران را كه اغلب راه حل نظامي سريع و قاطع را طلب مي نمايد، برگزيدند.( شه وري،1357 : 14 ) اين امر همچنين ناشي از اين تفكر جناح انقلابي درون نظام بودكه: دشمن را بايد در ميدان جنگ به زانو درآورد. در نتيجه كسي كه در ميدان جنگ پيروز شود، سر ميز مذاكره نيز پيروز خواهد شد.
زماني بر ضرورت شناخت شاخصه هاي مذكور افزوده مي گردد كه تلاش جهت تدبير موفقيت آميز بحران، شناخت شاخصه هاي ويژه هر بحران از سوي تدبيرگران را ضروري مي سازد. اين پژوهش نيز در مقابل تحليل گران فرايند تدبير بحران در دهه اول جمهوري اسلامي ملزم به شناسايي شرايط و خصوصيات ويژه هر يك از بحران هاي مذكور است.
با اندكي تامل در آنچه به عنوان تبارشناسي مفهوم بحران در عرصه هاي مختلف و گونه شناسي بحران در اين مبحث گردآورده شده است، به اين نكته اساسي مي توان پي برد: از آنجايي كه غالباً بحران هاي ملي و فراملي، پديده هاي بشري هستند و در نتيجه اراده و رفتار افراد و واحدهاي سياسي حادث گرديده اند، با استفاده از همين اراده و خواست بشري نيز قابل كنترل ، تدبير پذير و مهارشدني به نظر مي آيند.
تدبيرپذيري بحران ها باعث مي شود كه بازيگران بحران همواره در پي كسب آمادگي قبلي و اتخاذ راهبردها، تكنيك ها و اصول موثر مديريت بحران ها، برآيند. در بخش آتي اين مبحث تحت عنوان كلي مديريت بحران به تفصيل، تحليل و بررسي مي شود.
2-4-مدیریت بحران
2-4-1تدبیر و تحدید بحران
پس از بررسی جوانب مختلف بحران که تحت عنوان «تحلیل تئوریک بحران» ارایه گردید بحث از «تدبیر بحران» آسان تر می نماید. در حقیقت می توان هدف اصلی ابعاد گوناگون بحران شناسی را دست یازیدن به مدیریت مطلوب و موثر قلمداد کرد. مدیریت بحران نیز همانند بحران و زوایای مختلف آن از رویکردهای متفاوت مورد تعریف و تحلیل واقع شده است . گرچه هنوز شاید در مورد اینکه مدیریت بحران را یک هنر یا فن و علم بدانیم، اختلاف داشته باشیم، اما در هر صورت چه تدبیر بحران را یک هنر و چه آن را یک فن و علم و یا«نه تنها یک هنر ،بلکه ترکیبی از فن وعلم» بدانیم. «گستره مفهومی – تعریفی این واژه بسیار فراخ و در برگیرنده هر تمهیدی برای پرهیز از بحران، جستجوی اندیشمندانه و خاتمه و مهار بحران در راستای تامین منافع ملی و … است».( تاجیک، 1379 : 14 – 83 )
در صورتی که مدیریت بحران را همچون هر مفهوم دیگری سیال و تفسیر پذیر قلمداد نماییم آن نیز« موضوع تعریف و باز تعریف» قرار گرفته و از این رو تعاریف و برداشت های متفاوتی از آن ارایه می شود که به وضعیت متفاوتی همچون تلاش در جهت «پرهیز از بحران» و یا «مهار بحران» و حتی تلاش برای «جستجوی اندیشمندانه بحران» را نیز شامل می شود..
از تحلیل و بررسی و تعاریف و تبیین های ارایه شده در مورد«فرآیندی»- مجموعه فعالیت های سازماندهی شده- که ما آن را مدیریت بحران می شناسیم این گونه استنباط می شود که این تعاریف حول دو محور قابل تفکیک و شناسایی است:
1- تحلیل ها و تعاریفی که بر تمهیدات برای پرهیز و پیشگیری از وقوع بحران تاکید می نماید. بالطبع در این حالت فرآيند تدبیر بر وضعیت زمانی قبل از بروز و رخداد بحران متمرکز می گردد.
2- تعاریف وتعابیری که بر نحوه مواجهه تدبیرگران با پدیده بحران وکیفیت خاتمه و مهار بحران تاکید می نماید. در این حالت قاعدتاً فرآیند بحران بر موقعیت زمانی در جریان وقوع بحران متمرکز می گردد.
در آن دسته از تعاریف مدیریت بحران که حول محور نخست فرآیند تدبیر بحران و حواشی آن را تحلیل می نمایند«مدیریت بحران» فرآیندی محسوب می شود که در آن تدبیرگران با شناسایی وجوه مشترک و تشابه بحران ها به نقاط قابل اتکا و علایم قابل تعمیم دست می یابند . لذا با مشاهده بروز نشانه های بحران از وقوع این پدیده جلوگیری و با آن مقابله می نمایند. از چنین منظری در حقیقت می توان مدیریت بحران را هنر دست یافتن به پیشگویی ، پیش بینی و در نتیجه پیشگیری شرایط و زمان بروز و ظهور بحران ها تلقی کرد. در این منظر «برنامه ریزی برای بحران»محور فعالیت تدبیرگران بحران واقع می گردد . همانگونه که «تونی کاتز» نیز با تاکید بر این امر مدیریت بحران را «یک نام بسیار رویایی برای برنامه ریزی دقیق» می داند.( تن برگ، 1373: 92 ) این گونه تحلیل از مدیریت بحران که غالباً به بررسی رویارویی با بحران ها در سازمان ها می پردازد بر این نکته تاکید می نماید که «باید برنامه مدیریت بحران را از پیش آماده داشته باشید چرا که بخش عمده تفکر و تصمیم گیری را قبل از وقوع بحران نیز می توان انجام داد».( همان : 24 )در این راستا هرچند که «هیچ بحرانی دقیقاً مشابه بحران های دیگر نیست با این وجود تشابهات قابل توجهی بین آنها وجود دارد»( همان : 25 )که کشف و درک این تشابهات کلیدی جهت برنامه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد انقلاب اسلامی، مدیریت بحران، پادگفتمان Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد مدیریت بحران، بحران مدیریت، سوانح طبیعی، نظام سیاسی