منابع پایان نامه ارشد درمورد مدیریت بحران، بحران مدیریت، سوانح طبیعی، نظام سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

ریزی برای ممانعت از ظهور بحران محور اصلی مدیریت بحران قرار می گیرد.
کریتنر نیز با رویکردی پیشگیرانه که ناظر بر تدبیر بحران در یک سازمان می باشد مدیریت بحران را این گونه تعریف می نماید:
«مدیریت بحران عبارت است از: پیش بینی و تدارک و آمادگی برای رویارویی با رویدادهایی که بقا و حیات سازمان را تهدید می نماید».( سعادت ،1369 : 21 )
در تحلیلی دیگر از مدیریت بحران با دیدگاهی پیشگیرانه حتی« شرط ورود به یک قلمرو علمی» را توانایی تدبیرگران در « پیش بینی احتمال وقوع یک بحران» دانسته است:
«ما اکنون در شرایطی هستیم که با بهره گیری از ابزار و روش های تحقیق در علوم سیاسی با تجزیه و تحلیل و درآمیختن و به هم پیوستن رخدادهای تاریخی از لابه لای آنها نتایجی استنتاج کنیم که به ما اجازه خواهد داد تا از خلال حوادث و رخدادهای مختلف و پراکنده با شناسایی و دسته بندی وجوه تشابه و اختلاف آنها به سرنخ هایی دست یافته و به طریق علمی نشانه های بروز و آمدن یک بحران را تشخیص داده و در فرصت مقتضی به دور از هرگونه تشویش و اضطراب با آن مقابله و برخورد کنیم. مثلاً با تشخیص نشانه ها و متغیرهای تاثیرگذار بر سلسله رخدادهای خاص غیر معمول بتوان احتمال وقوع یک بحران را پیش بینی کرد. تنها در آن صورت می توانیم ادعا کنیم که در یک قلمرو علمی وارد شده ایم. این همان روشهایی است که اکنون تحت عنوان «مدیریت بحران» در محافل سیاسی و علمی شناخته شده است».( کاظمی،1370: 25 )
در تحلیل مزبور و تحلیل های مشابه آن عملاً مدیریت بحران در سطح «پیشگویی»و به تبع آن «پیشگیری» بحران ها متمرکز شده و «مهندسی جامعه امن » هدف اصلی استراتژیست ها و نخبگان تدبیر ساز و استراتژی پرداز قرار می گیرد که در آن تلاش در جهت اتخاذ تمهيدات نظری و عملی جهت کاهش ضریب بحران زایی نهادهای جامعه و نظام سیاسی مهمترین دغدغه اندیشمندان و تدبیرگران را شکل می دهد چرا که پیشگیری آسان تر و کم هزینه تر از درمان است.
چنانچه نگرش سنتی به مدیریت بحران را «نگرش منفی» بدانیم با این تعبیر که مدیر بحران در انتظار خراب شدن کارها می نشیند و پس از بروز تخریب سعی می کند تا ضرر ناشی از خرابی ها را محدود و ترمیم کند تحلیل هایی که با نگرش پیشگیرانه به بررسی مدیریت بحران می پردازند را باید نگرش مثبت به مدیریت بحران تلقی نماییم. بدین صورت که در معنای مثبت مدیریت بحران همواره باید مجموعه ای از طرح ها و برنامه های عملی برای برخورد با تحولات احتمالی آینده تنظیم شود و مدیران باید درباره اتفاقات احتمالی آینده بیندیشند و آمادگی برخورد با رخدادهای غیر مترقبه را کسب کنند. در اینجا مدیریت بحران بر ضرورت پیش بینی منظم و کسب آمادگی برای برخورد با بحران تاکید دارد».( رضائيان ،1379 : 517 )
در هر حال در رویکرد مبتنی بر وضعیت زمانی قبل از بروز بحران مدیریت بحران در کارکردی دوگانه تجلی می یابد:
1- در کارکرد نخست ؛ اندیشه بنای «جامعه امن»مهمترین مشغله ذهنی استراتژیست هایی است که قبل از هر چیز در پی ممانعت از بروز هر گونه بحران می باشند. در این راستا هدف اصلی مدیریت بحران «طراحی و معماری جامعه ای است که در برابر انواع بحران ها مقاوم بوده و از توانایی صیانت نفس بالایی برخوردار باشد»(پیشگیری بحران)
2- در کارکرد دوم؛ مدیریت بحران اولاً: شامل هر گونه تلاش برای پیش بینی احتمال وقوع بحران از طریق شناسایی نشانه های بروز بحران است. ثانیاً در پی کسب آمادگی قبلی و ایجاد ظرفیت لازم برای رویارویی، تدبیر و مهار بحران های احتمالی آینده است(پیشگویی بحران).
چنانچه مدیریت بحران را برخلاف مدیریت موقعیت های اضطراری و مخاطره آمیزکه با سوانح طبیعی سروکار دارند فرایندی تلقی نماییم که عمدتاً با بحران هایی سروکار دارد که به دست انسان ها پدید آمده اند یا انسان سبب روی دادن آنها بوده است پذیرش این امر که بحران ها قابل پیشگیری و پیشگویی هستند آسانترمی گردد.
در مورد پیش بینی بروز بحران برخی تحلیل ها همچون ادعای «مایکل برچر» این امر را غیر ممکن می داند. بدین گونه که: «پیش بینی وقوع بحران خاص بین کشورهای الف و ب و احتمالاً کشورهای دیگر در یک نقطه خاص از زمان و مکان غیر ممکن است»( برچر ،1382 : 77 ) از این رو به نظر می رسد که تفکیک و ترسیم مرزی شفاف در تعبیرها و تحلیل های ارایه شده از مدیریت بحران اگر نگوییم غیر ممکن لااقل به سادگی امکان پذیر نیست. هرچند که در این پژوهش جهت سهولت در ارایه مباحث و انسجام مطالب این امر صورت گرفته است.
در بررسی هایی که از فرایند مدیریت بحران حول دوم این پژوهش صورت گرفته است و اغلب نیز مورد توجه تحلیل گران بوده است علی رغم مرزبندی و تفکیک این پژوهش در واقع تدبیر بحران به گونه ای تداوم و تکامل تدبیرگران و برنامه ریزان بحران در مراحل قبل از ظهور و بروز بحران هاست. در حقیقت آثار و نتایج هرگونه آمادگی و برنامه ریزی قبلی برای رویارویی با بحران های احتمالی در این مرحله تجلی می یابد .
مدیریت بحران با این تعبیر هم شامل« هدف مثبت» یا سنتی حفظ اهداف ملی است و هم شامل«هدف منفی» یعنی اطمینان از اینکه شرایط از کنترل خارج نشده و به جنگ تبدیل نشود».( ويليامز ،1373 : 209 ) در این صورت تدبیرگران و استراتژیست ها از یک سو خواستار حل و فصل بحران جهت تامین منافع ملی به عنوان اهداف مثبت مدیریت بحران می باشند. اهداف و منافعی که دستیابی به آن عمدتاً مستلزم پذیرش تبعات و خطرات افزون تری در جریان یک بحران است و از سوی دیگر نگران روش کنترل و تنظیم یک بحران به عنوان« اهداف منفی» مدیریت بحران هستند «تا بر پایه محاسبات نادرست و پویایی ذاتی بحران ها سررشته امور از کنترل خارج گردد و از تصاعد بحران به سطح جنگ جلوگیری به عمل آید».( سنجابي ،1375 :57)
تحليل و بررسي هاي مختلفي كه بر مبناي رويكردها و «نظام هاي انديشگي متفاوت» از مديريت بحران و جوانب آن ارايه شده است هر يك منظري متفاوت و انديشه اي ديگر به تعريف و تحليل مديريت بحران پرداخته اند كه اغلب ناشي از گفتمان حاكم در هر دوره زماني از ادوار مختلف گفتمان دفاعي- امنيتي محسوب مي شود.( جيمز و ،ميشل ،1368 : 27 )
به تعبير«جان گارنت» : مديريت بحران «تئوري بالا بودن صلح و امنيت با توسعه تكنيك هاي حل و فصل بحران هاي بين المللي است»( گارنت ، 1373 : 20 )همچنين از منظري مشابه و در يكي از مكاتبات انديشگي مورد تاكيد «فيل ويليامز» و «لباو*» «تعريف مديريت بحران» به سادگي و به گونه اي ناب معادل حل صلح آميز هر نوع مواجهه و برخورد فرض مي شود از اين منظر هر نوع موفقيتي در اين عرصه كاملاً در گرو پرهيز از جنگ است».( تاجیک،1379: 85 )
علي رغم برخي تعابير مديريت بحران كه تدبير پردازي را در«محور ممانعت هر گونه خشونت و جنگ» در جريان بحران به ويژه بحران هاي بين المللي جستجو مي نمايد در برخي آراء و نظريات حتي جنگ و روش هاي خشونت آميز نيز«يكي از روش هاي متعدد ومديريت بحران» قلمداد مي شود.«مايكل برچر» در كتاب«بحران در سياست جهان» ضمن آن كه گسترده كاربردي روش هاي مديريت بحران را تصريح مي نمايد بر«روش نظامي و خشونت آميز» نيز به عنوان يكي از اين روش ها اشاره دارد:
«وقوع جنگ در هر نقطه از زمان گسترش يك بحران، كنش متقابل شكننده و ضرر و زيان ادراك شده و فشار رواني را تشديد مي كند و اين مسايل عواقب مهمي براي تصميم گيري در پي دارد. جنگ در اين چشم انداز به عنوان يكي از روش هاي متعدد مديريت بحران به شمار مي رود؛ اين روش ها عبارتند از: روش هاي لفظي، سياسي، اقتصادي، نظامي و غير خشونت آميز. اين مؤيد نظر كلاسيك كلاوزويتز مبني بر اين است كه جنگ ادامه بحران به وسيله ساير ابزار است».( برچر ،1382 : 29 )
در اين تحليل بروز و حضور 3 عنصر«ناپايداري روند كاهش درگيري، ادامه رقابت ارزش ها و انتظار خشونت از سوي رقيب يا رقيبان به ويژه در بحران هاي بين المللي موجب توسل به رفتار خشونت آميز در بحران مي گردد. لذا تا زماني كه طرف هاي متخاصم پاياني براي درگيري قايل نيستند سير روابط آنها موجب گرايش به خشونت در مديريت بحران خواهد شد».( جيمز و ،ميشل ،1368: 27 )
براساس حضور يا عدم عنصر خشونت و جنگ در رفتار بازيگران بحران كيفيت و نوع مواجهه طرفين درگير در بحران از رفتار مبتني بر حل بحران تا مقابله با بحران را در بر مي گيرد.«مقابله با بحران، مرحله اي جداي مرحله ي حل بحران است. حل بحران در گروي موفقيت مذاكرات، ميانجيگري ها و مساعي جميله و تلاش هاي دولت هاي دوست و يا سازمان هاي بين المللي به ويژه در بحران هاي بين المللي است اما«مقابله با بحران»اغلب ونه هميشه يك راه حل نظامي سريع و قاطعي را طلب مي كند. در بسياري از مواقع جهت مقابله با بحران خود زمينه اي براي حل بحران مي گردد زيرا طرفين درگير در بحران جدي بودن مطلب را در مي يابند و در مذاكراتي كه به طور مستقيم و يا با واسطه در جريان است تن به راه حل كم خطرتري مي دهند و به مصالحه روي مي آورند. علاوه بر اين برخورد نظامي همواره آخرين حربه اي است كه طرفين بايستي براي حل بحران بدان متوسل شوند».( شه وري، 1357 : 14 )
در برخي از متون حوزه بحران شناسي تدبير بحران متناسب با گستره سياسي-جغرافيايي وقوع بحران با تعابير ديگري تعبير مي گردد چنانچه«تدبير بحران در جايي كه به بحران داخلي مربوط مي گردد«سياست» خوانده مي شود و در جايي كه به بحران خارجي ارتباط پيدا مي كند«ديپلماسي» نام مي گيرد.(همان: 7 – 15 )
به اعتقاد«شاون پي مك كارتي» تدبير بحران يعني« نشان دادن واكنش صحيح نسبت به بحران در چارچوب اصول مديريت بحران». وي اصول مديريت بحران را اين گونه تشريح مي نمايد:
1-محدوديت در اهداف: طرفين درگير در بحران بايد هدف هاي خود را محدود نمايند: براي پرهيز از اوج گيري بي حاصل بحران وافزايش امكان و موقعيت هر يك از طرفين براي دستيابي به نتيجه مطلوب از موقعيت بحران اين عمل صورت مي گيرد.
2-مهار ابزار براي دستيابي به اهداف: به منظور جلوگيري از هر گونه افزايش ميزان تنش هاي حاصله از بحران طرف هاي درگير بايد در بهره گيري از ابزار زور و اهرم فشار براي خود محدوديت هايي قايل شوند و براي پاسداري از اهداف نبايد از حداقل مورد نياز ضروري فراتر روند. اين براساس اين استدلال است كه زياده روي در به كارگيري زور مقاومت بيشتر طرف متخاصم را بر مي انگيزد. همچنين استفاده غير ضروري از زور خطر از ميان رفتن مشروعيت را به دنبال دارد.
3-ضرورت اطلاعات: استفاده از اطلاعات به مثابه ساز و كاري حمايتي جهت افزايش توانمندي هاي كارگزاران در درك ظرافت ها و پيچيدگي هاي موقعيت موجود و تصميم گيري هاي لازم در بحث مي كند.
4-برنامه ريزي براي شرط اضطراري: به گونه اي كه زمان لازم براي انتقال از حالت عادي به بحراني را به حداقل برسانند و گاهي اساسي در پيش بيني وقايع و رويدادها و شناخت موقعيت هاي بحراني احتمال بردارند.
5-ارتباط: ارتباط در ارايه خط مشي مقامات و پاسخ نشان دادن به طرف متخاصم، مردم و هم پيمانان عنصري لازم است و در حفظ اعتبار و تثبيت مشروعيت عملكردهاي مقامات نقشي بس مهم و حساس دارد.
6-مشروعيت: براساس اين اصل مقامات مسئول در انجام واكنش در برابر تمامي وضعيت هاي بحراني بايد براي كسب حمايت و ايجاد دركي درست از عملكردهاي خود و استراتژي هاي جواب دهي شان در ميان مردم و جامعه جهاني حداكثر تلاش خود را بكنند. براي ايجاد مشروعيت استفاده از اهرم زور بايد به هنگام مناسب، برخوردار از حمايت مردمي و با احتمال بالاي موفقيت باشد و تنها در آخرين مرحله از آن استفاده شود.( شه وري،1357 : 61 – 82)
احتمالاً بتوان از زاويه اي ديگر يكي از مهمترين عناصر مؤثر در مديريت بحران را «توجه به قدرت به عنوان اسطوره وجودي دولت ها» تلقي كرده چرا كه:«دولت ها به پشتوانه ميزان قدرتي كه از نقطه نظر نظامي، اقتصادي،فرهنگي و با توجه به نفوذي كه در نتيجه آن دارند در تدبير موفق بحران ها اثر و نقش دارند».( شه وري،1357: 7 )البته بايد توجه نمود كه در

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد مدیریت بحران، انقلاب اسلامی، منافع ملی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد انقلاب اسلامی