منابع پایان نامه ارشد درمورد مدیریت استراتژیک، تقسیم بندی، اجرای استراتژی، کارآفرینی

دانلود پایان نامه ارشد

ساده باشند، میتوانند این توصیه یعنی تلفیق طراحان و مجریان استراتژیها را صورت دهند). این پارادایم، با فرهنگ جوامعی قرابت دارد که فرهنگشان مبتنی بر عملگرایی39 است و نیز با نگرش اثبات گرایانه40، سازگاری بیشتری دارد. پارادایم تلفیقی(یا سیستمی- اقتضایی دوراندیشانه) بدنبال نزدیک کردن نگرشهای تجویزی و توصیفی است و به نوعی فصل مشترک این دو رویکرد است. درین دیدگاه تفکر استراتژیک و برنامه ریزی استراتژیک باهم مرتبط میشوند. در پارادایم تلفیقی، علاوه بر اهمیت شناخت تهدیدات و فرصتها، شکل دهی محیط مطابق اهداف و استراتژیهای موردنظر، ضرورت می یابد. درکنار اهمیت دیدگاهها، ارزشها و چشم اندازهای مدیران عالی و استراتژیستها، افراد و واحدهای سازمانی نیز دخالت مستقیم یا غیرمستقیم درین زمینه دارند. همچنین تحلیلهای کلان همراه با تحلیلهای خرد، توأمان ملاک تصمیم گیریها قرار میگیرند و رسالتها و آرمانهای تجویزی با واقع گرایی بیشتری تبیین و اجرا میشوند(احمدی و دیگران، 1389).
در ذیلِ این پارادایمها، مکاتب دهگانه مدیریت استراتژیک قرار میگیرند. کتابهای “رهبری در اداره امور” نوشته سلزنیک41و کتاب”استراتژی و ساختار” نوشته چاندلر42، خاستگاه اولین مکتب، یعنی مکتب طراحی میباشند. مکتب طراحی عمدتاً بر ارزیابی موقعیتهای خارجی و داخلی، تأکید میکند تا فرصتها/تهدیدات و قوتها/ضعفها را تعیین و عوامل کلیدی موفقیت و شایستگیهای متمایز کننده را شناسایی نماید و سپس بر مبنای آنها و نیز براساس مسئولیتهای اجتماعی و ارزشهای مدیریتی مبادرت به خلق استراتژیهای جایگزین ورزد. در مرحله بعدی، استراتژیهای خلق شده مورد ارزیابی قرار میگیرند تا استراتژی مطلوب انتخاب و سپس اجرا گردد. برای آزمون مطلوبیت نیز شاخصهایی چون سازگاری(بین اهداف و خط مشیهای هر یک از استراتژیها)، انطباق(با محیط خارجی و تغییرات مهم آن)، مزیت(ایجاد یا حفظ یک مزیت رقابتی در حوزه فعالیت موردنظر) و امکان پذیری(با توجه به منابع موجود و نیز توجه به اینکه مشکلات فرعی غیرقابل حل ایجاد نکند)، ارائه شده اند. درین مکتب، تدوین استراتژی بعنوان یک فرآیند مفهوم سازی مطرح است. دومین مکتب، مکتب برنامه ریزی است که استراتژی را بعنوان یک فرآیند رسمی و نظام مند میبیند. مراحل این مکتب پس از تعیین اهداف از جمله ممیزی(بیرونی و درونی)، ارزیابی استراتژیها و اجرا شبیه مکتب طراحی ولی بصورت رسمی تر و نظام مند میباشند و اجرای گام به گام فرآیند مدیریت استراتژیک و توالی گامها را ممکن میداند که ابزارهای متعددی نیز برای هر یک از این گامها در قالب انواع مدلها، مطرح میشوند(در مکتب طراحی این گامها در قالب فرآیندی یکپارچه مطرح میشدند). مکتب برنامه ریزی در سازمانهایی با بوروکراسی ماشینی و محیطهای ایستا کاربرد دارد. مکتب سوم، درپی تحولات علم اقتصاد، توجه خود را به جای فرآیند تدوین، اجرا و ارزیابی استراتژی، بر محتوای استراتژیها، معطوف کرد و چون به موقعیتهای استراتژیک در بازار اقتصادی توجه داشت، مکتب موقعیت یابی، نامیده شد. درین مکتب که نقش اصلی در تعیین چارچوب آن به پورتر تعلق دارد، این فرض کلیدی مکتب طراحی(و به تبع آن مکتب برنامه ریزی) که استراتژیها باید با سازمان منطبق باشند و هر سازمان استراتژی منحصر به خود را دارد، کنار گذاشته شد و ادعا گردید که استراتژیها براساس موقعیتهای کلی در بازار تعیین شده هستند و تدوین استراتژی به معنای انتخاب یکی از این موقعیتهای کلی ازقبل تعیین شده میباشد. همانطورکه اشاره شد، این سه مکتب در ذیل پارادایم تجویزی قرار میگیرند. مکتب کارآفرینی، نیز ناشی از طرح مقوله کارآفرین در اقتصاد، میباشد. پیروان این مکتب معتقد بودند که رهبری فردی براساس دورنمای استراتژیک، کلید موفقیت سازمانی است. براین اساس، استراتژی بعنوان یک دورنما و بویژه بعنوان خط مشی بلند مدت، در ذهن رهبر سازمان، نقش میبندد و فرآیند تشکیل استراتژی در بهترین شکل، فرآیندی نیمه آگاهانه است که ریشه در تجربه و شهود رهبر دارد و وی استراتژی را چه خود آفریده باشد و چه از دیگران اقتباس کرده باشد، در رفتار خود نهادینه میکند. رهبر، با عزمی راسخ و با کنترلی دقیق و شخصی بر اجرای استراتژی، در صورت ضرورت جنبه های خاص دورنما را دوباره تدوین میکند و لذا دورنمای استراتژیک انعطاف پذیر است و به آسانی تحت تاثیر قرار میگیرد و تغییر داده میشود و لذا استراتژی کارآفرینانه، هم سنجیده(بلحاظ کلیت دورنما) و هم پیش بینی نشده و اضطراری(بلحاظ امکان تغییر در جزئیات) است. درین مکتب، تدوین استراتژی، بعنوان یک فرآیند رویایی مطرح میشود. در مکتب شناختی، تدوین استراتژی بعنوان یک فرآیند ذهنی مطرح میشود، یعنی تدوین استراتژی را فرآیندی شناختی و ادراکی میداند که درذهن فرد استراتژیست شکل میگیرد(دو جناح نیز در این مکتب وجود دارند: جناحی که جهان را عینی میداند که ذهن از آن تصویری میسازد و جناحی دیگر که بر خودِ ذهن تأکید دارد و لذا این مکتب بمثابه پل ارتباطی بین مکاتب عینی طراحی، برنامه ریزی، موقعیت یابی و کارآفرینی از یکسو و مکاتب ذهنی یادگیری، فرهنگی، قدرت گرایی، محیط گرایی و ترکیب بندی از سوی دیگر، میباشد) و لذا قائل به مدلسازی برای جهان میباشند. مکاتب یادگیری، فرهنگی، قدرت گرایی و محیط گرایی به جز فرد یا افراد تدوین کننده استراتژی، توجه خود را به نیروها و عوامل دیگر دخیل در تدوین استراتژی معطوف نموده اند. برای مثال مکتب یادگیری تاکید دارد که جهان آنقدر پیچیده است که استراتژیها نمیتوانند به تمامی و درآن واحد در یک طرح و چشم اندازی روشن قرار گیرند و تدوین شوند. بنابراین، استراتژیها باید در قالب مراحل کوچک(مثلاً در قالب درسها)، پدیدار شوند. تدوین استراتژی در مکتب یادگیری، بعنوان یک فرآیند غیرمنتظره شناخته میشود. درحقیقت استراتژیها درین مکتب تدوین نمیشوند بلکه شکل میگیرند و تصور سنتی درباره نحوه تدوین استراتژی و جدایی تدوین از اجرای استراتژی درین مکتب کنار گذاشته میشود. برمبنای این مکتب، افراد در برخورد با مشکلات و موقعیتها و حتی تغییرات، به مرور یادمیگیرند که چه کنند(و از اینرو میتوانند به مدیریت بوسیله تغییر نیز بپردازند). مکتب قدرت گرایی که مشابه مکتب یادگیری است، استراتژی را بعنوان یک فرآیند مذاکره مطرح مینماید(از مذاکره بین گروههای درون یک سازمان تا مذاکره بین سازمانها و در بیرون سازمان). درین مکتب، قدرت به مفهوم سیاسی آن نزدیک میشود(و از مفهوم اقتصادی قدرت آنچنانکه در مکتب موقعیت یابی مطرح بود، فاصله گرفته میشود). برمبنای این مکتب، قدرت و سیاست است که فرآیند تدوین استراتژی را شکل میدهد و استراتژیهای ناشی از چنین فرآیندهایی، ناگهانی و پیش بینی نشده اند و بیشتر شکل موقعیت و ترفند را به خود میگیرند(تا شکل چشم انداز). مکتب فرهنگی در برابر مکتب قدرت گرایی قراردارد و رشد و نمو استراتژی را در فرهنگ سازمان جستجو میکند. در مکتب فرهنگی منافع جمعی و عمومی درنظر گرفته میشود(در حالیکه در مکتب قدرت گرایی، نفع شخصی مورد توجه است) و استراتژی بعنوان یک فرآیند تعامل اجتماعی، براساس عقاید و برداشتهای مشترک اعضای یک سازمان، شکل میگیرد و لذا بیشتر به شکل چشم انداز است(تا موقعیت). همچنین باید توجه نمود که فرهنگ و بویژه ایدئولوژی، تداوم استراتژی موجود را بیشتر تشویق مینمایند(تا تغییر استراتژی). مکتب محیط گرایی، شکل گیری استراتژی را بعنوان یک فرآیندواکنشی مطرح نمود که ریشه های آن نه درداخل سازمان بلکه درمحیط اطراف استوار است و لذا درک فشارهای وارد بر سازمان را موردتوجه قرار داد. درین مکتب، سازمان منفعل تصور میشود و لذا وقت خود را صرف واکنش نشان دادن به محیط مینماید(آن هم محیطی که برنامه کار و دستور جلسات سازمان را تعیین میکند). بر اساس این مکتب، شرحهای اصولی تر راجع به محیط، ضروری شد و لذا کار شناسایی ابعاد محیط(که موجب اختلافات مشهود در سازمانها میشود)، مورد توجه قرار گرفت. مینتزبرگ درهمین راستا محیط را در ابعاد ذیل تشریح نمود: ثبات(محیط یک سازمان میتواند هم پویا باشد و هم ثابت و طیفی از محیطها را از این نظر داریم. عواملی چون دولتهای بی ثبات، تغییرات غیرمنتظره در تقاضای مشتریان یا عرضه رقیب، تقاضای مشتریان برای تداوم نوآوری و خلاقیت مکرر، تکنولوژی و یا حتی پایگاه داده سریع التغییر، حتی آب و هوای متغیر و گاهی غیرقابل پیش بینی که پیشاپیش نمیتوان برای آنها الگوهایی تعیین کرد، موجب پویایی محیط میشوند)، پیچیدگی(محیط یک سازمان میتواند شامل طیفی از سازمانهای ساده تا پیچیده باشد. اگر بتوان محیط را به اجزای به آسانی قابل درک، تقسیم کرد با محیط ساده مواجهیم)، تنوع بازار(یک سازمان میتواند بازاری یکپارچه تا متنوع را داشته باشد)، خصومت(محیط یک سازمان می تواند خصمانه یا سخاوتمندانه باشد. خصومت تحت تاثیر رقابت، روابط سازمان با اتحادیه ها، دولت و سایر گروههای خارج از خود و نیز دردسترس بودن منابع میباشد). آخرین مکتب مدیریت استراتژیک یعنی مکتب ترکیب بندی(که تنها مکتبی است که در زیرمجموعه پارادایم تلفیقی قرار میگیرد)، درواقع ترکیبی از سایر مکاتب است. درین مکتب، شکل گیری استراتژی بعنوان فرآیند تغییر و دگرگونی مطرح میشود. فرضهای اصلی مکتب ترکیب بندی که شامل فرضهای مکاتب دیگر(البته با بازنگری آنها) و موجب فراگیری و تمایز این مکتب نسبت به مکاتب دیگر میشوند به شرح ذیل میباشند: امکان تشریح یک سازمان برحسب نوعی ترکیب ثابت از ویژگیهای آن در اغلب اوقات(در این حالت، سازمان شکل خاصی از ساختار را به خود میگیرد و لذا موجب رفتارهای خاصی میشود که این رفتارها، مجموعه خاصی از استراتژیها را بوجود می آورند)، امکان ایجاد وقفه در ثبات مورد اشاره در اثر فرآیندهای تغییر و دگرگونی(جهش عظیم به وضعیتی دیگر)، امکان بدست آمدن تدریجی الگویی از این حالات متوالی ترکیب و تغییر(مثلاً به شکل چرخه های سازمانی)، امکان مدیریت استراتژیک با شناسایی نیاز به تغییر یا ثبات. بنابراین برای مدیریت استراتژیک باید زمان و متن مناسب برای بکارگیری هر یک از مکاتب دیگر را تشخیص داد و استراتژیهای حاصل به شکل طرح یا الگو، وضعیت یا دورنما و یا تدابیر و ترفندهای دیگر در می آیند که هریک در زمان خاص خود ظاهر میشوند و با موقعیت خاص خود منطبق میگردند(احمدی و دیگران، 1389؛ احمدپور داریانی، 1388). در شکل2-3 با کمک نقاط مرجع استراتژیک، این مکاتب تقسیم بندی میشوند و راهی برای انتخاب مکتب مناسب بدست میدهند. باید توجه داشت که

شکل 2- 3- تقسیم بندی مکاتب دهگانه استراتژی (احمدی و دیگران، 1389؛ احمدپور داریانی، 1388).
تقسیم بندیهای دیگری نیز برای مکاتب مدیریت استراتژیک، وجود دارند برای مثال، هابربرک43و رایپل44(2001) مکاتب راهبردی را در هفت گروه به این شرح دسته بندی کرده اند: 1. چشم انداز محوری 2. برنامه ریزی 3. تصمیم- ترجیح 4. فرایند 5. سیاسی 6. زیست بوم شناختی 7. بی نظمی سازمانی. همچنین ویتینگتون45را میتوان پیشگام طبقه بندی مکاتب استراتژیک دانست. ویتینگتون(با توجه به چگونگی شکل گیری استراتژیها)، مجموعه نظریه های مطرح در حوزه راهبرد و استراتژی را ذیل مکاتب چهارگانه ای به نام سنتی(یا کلاسیک که بعنوان قدیمیترین و تأثیرگذارترین رویکرد، برمبنای برنامه‌ریزی عقلایی میباشد و شیوه‌ای است که بر کتابهای آموزشی مدیریت استراتژیک سیطره دارد)، تحولی(از استعاره تقدیرگرایی در حوزه زیست‌شناسی سرچشمه گرفته است، اما به جای قانون جنگل، نظام بازار را مبنای تحلیل استراتژی قرار داده است)، فرآیندی(یا رویکرد فراگردی، بر ماهیت پیچیده و ناکارآمد انسان تأکید کرده و به شیوه‌ای عمل‌گرایانه، استراتژی را متناسب‌سازی سازمان‌ با بازار میداند) و نظام مند(یا رویکرد سیستمی، با نگاهی نسبیت‌گرایانه، اهداف و ابزارهای استراتژی را بصورتی غیرقابل تفکیک با فرهنگ و قدرت سیستمهای اجتماعی محلی که استراتژی در آنجا شکل میگیرد، پیوسته میداند) معرفی میکند و نظریه پردازان مطرح را با ارایه دلایل کافی، ذیل هر

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد ساختار سازمانی، واگذاری امور، عوامل بیرونی، عملکرد کارکنان Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمانهای دولتی، برنامه ریزی استراتژیک، سازمانهای خصوصی، موضوعات استراتژیک