منابع پایان نامه ارشد درمورد محیط های آموزشی، عوامل خطر، اجرای برنامه، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

سلامت اعضای خود دارا می باشد، مکلف به طرّاحی و اجرای برنامه های حمایتی در راستای تضمین حقوق اشخاص و سالم سازی محیط اجتماعی است. این امر در منابع فراملّی و ملّی متعددی مورد تأکید واقع شده است. بنابراین ایجاد نهاد آموزشی درجهت رسیدن به اهداف آموزشی و پرورشی، به عنوان یکی از مهم ترین تکالیف دولت ها محسوب می شود.
ب) وضعیّت خاص کودکان
ناتوانی و عدم برخورداری از حقوق و تکالیف خاص، معلول طرز تفکر پیشین و منقضی شده ی قرون پیش است؛ چنان که کودک، به عنوان اموال و دارایی های والدین، برخوردار از هیچ یک از حقوق و امتیازات نبوده است.81 در پی اصلاحات، با وجود شناسایی حقوق کودکان به عنوان موجود انسانی، هیچ گونه تمایزی بین حقوق کودکان با بزرگسالان وجود نداشت، تنها در 20 سال گذشته آرام آرام کودکان به عنوان اشخاصی که دارای نیازمندی های ویژه و در پی آن برخوردار از حقوق و تکالیف متفاوتند، شناخته شده اند.82
پیش بینی حقوق و تکالیف خاص کودکان، که در ابتدا در برخی اسناد و قوانین داخلی کشورها و پس از آن در سطح بین المللی صورت گرفته، می تواند به دلایل زیر باشد:
نخست آن که با حمایت از کرامت انسانی کودک و احترام به حقوق بشر و آزادی های آن و تکلیف دولت ها بر این حمایت و احترام، انسان حقیر تلقّی شدن کودک به دست فراموشی سپرده شده و وی در هر دوره ای از رشد خود از نظر حقوقی، شخصیت خاص و مستقلی را داراست.83وضع سن و تأثیرات مستقیم عواملی چون خانواده،گروه هم سالان و محیط، اندیشمندان را بر آن داشته است که کودکان را به شکلی خاص و ویژه مورد ارزیابی قرار داده و حمایت از آنان را نهادینه سازند. دوم آن که علل و عوامل ویژه و مؤثّر در بزهکاری و بزده دیدگی کودکان، که برخی به عنوان علل روانی و عاطفی و برخی دیگر به عنوان عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی معرفی میشوند، رویکرد پیشگیرانه خاص و متناسب با شناسایی عوامل خطر را طلب میکنند.84همچنین پیش بینی، ایجاد و مدیریت نهادهای ویژه با ماهیّت آموزشی و اجرایی را نیز ضروری می سازد. بدین سان تغییر نگرش مرتبط با کودکان و تلاش جامعه به پیشگیری و مدیریّت آن، پی ریزی و ایجاد نهادهای مرتبط با پیشگیری از بزهکاری و بزه دیدگی کودکان، به خصوص نهادهای آموزش محور را ایجاب می کند.
ج( بالا بردن توان خانواده در اجرای وظایف خود
ماده 10 میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی(مصوب 16 دسامبر 1966 ) خانواده را عنصر طبیعی و اساسی جامعه قلمداد می کند و برای تشکیل و استقرار آن مادامی که مسئولیت نگهداری و آموزش و پرورش کودکان خود را بر عهده دارد، بالاترین حمایت ها و مساعدت ها را طلب می کند. کمک به والدین و خانواده های نیازمند که می تواند با توجّه به ارتباط مؤثّر نهاد آموزش با والدین در قالب آموزش مهارت های تربیتی و زندگی به کودکان و والدین و آموزش ارتباط مؤثّر والدین و کودکان صورت گیرد، به عنوان جزئی از فعّالیت های این نهاد در صورت ناتوانی نظام خانواده محسوب می شود، چرا که متفاوت بودن طرز تربیت خانواده با آموزه های مدرسه یکی از آسیب های جدّی در پیشرفت حرکت های تربیتی و اصلاحی است.85 از این رو ضروری است مشی تربیتی خانواده ها اصلاح شود و بر اساس شیوه های صحیح و علمی تربیتی نظام آموزشی تنظیم شود.

د) ماهیت و کارکرد نهاد آموزشی
ارتباط نهاد آموزش و پرورش با محیط های پر خطر و افراد در معرض خطر(کودکان و نوجوانان و…)، بروز و نمود انحرافات رایج در محیط های آموزشی همچون خشونت، ناسازگاری و…، امکان اجرای برنامه های پیشگیرانه توسط این نهاد و نیز امکان ارزیابی این گونه برنامه ها در محیط های آموزشی، نهاد آموزش و پرورش را به عنوان یکی از ارکان پیشگیری مرتبط با کودکان بدل ساخته است. همراهی و تعامل این نهاد با دیگر نهادهای اجرایی، آموزشی و حمایتی نظیر پلیس و بهزیستی، امکان ارزیابی و مدیریت برنامه های پیشگیرانه مرتبط با کودکان را تقویت میکند.86 بدین سان نهاد آموزش وپرورش در رویکردها و سیاست های نوین پیشگیرانه، به خصوص رویکرد چند نهادی به پیشگیری از جرم و کج روی نیز جایگاه ارزشمندی یافته است87.
نهاد آموزش وپرورش از مهم ترین مراکز جامعه پذیر سازی کودک محسوب می شود، نقص در اجرای صحیح برنامه های آموزشی، می تواند کودک را در محیط پرخطر قرار دهد. در عین حال محیط آموزشی می تواند مسائل مختلفی را پیرامون کودکان و آسیب پذیری آنان نشان دهد که شکست تحصیلی، بروز رفتارهای آشوبگرانه، تخریب، رفتارهای پرخاشگرانه و خشونت، آسیبهای رایج درون مدرسه از جمله خودداری و تردید(مربیان) در وارد کردن دانش آموزان در امور مدرسه، عدم دسترسی آزاد دانش آموزان به آموزگاران، نقص یا کم کاری مربیان در ارائه خدمات و آموزش های لازم و… از آن جمله می باشد.88
و)وجود فرصت
صرف مدت زمان زیادی از اوقات کودکان و نوجوانان درمحیط آموزشی و دسترسی آسان و مستمر کارگزاران این نهاد به دانش آموزان (کودکان و نوجوانان) و والدین آنان، از یک سو باعث می شود تا تشخیص کودکان مسئله دار، درمعرض خطر و مورد سوء استفاده و بی مبالاتی نسبت به آنان در این گونه محیط ها، نسبت به سایر محیط های اجتماعی مرتبط، با سرعت بیشتری امکانپذیر باشد و از دیگر سو، طرّاحی، اجرا و در نهایت مدیریت برنامه ها و طرح های پیشگیرانه نسبت به کودکان و نوجوانان در معرض خطر و آسیب پذیر نیز در این محیط ها به دلیل دسترسی سریع و مستمر به کودکان و والدین آنان به صورت مؤثّر امکان اجرا پیدا می کند.
د) قابلیت و توانایی هم نوایی با دیگر نهادهای پیشگیری از جرم
در اعمال سیاست های نوین پیشگیری و مدیریت آن، تعامل نهادهای مرتبط با پیشگیری از جرم و کج روی با یکدیگر ضروری است. نهاد آموزشی در راستای وظایف قانونی خود مبتنی بر حفاظت و حمایت جسمی و روانی از کودکان در محیط های آموزشی و جامعه پذیر کردن آنان با دیگر نهادهای مرتبط با پیشگیری نظیر پلیس، دستگاه قضایی و نهادهای حمایتی، ارتباط منطقی و مؤثّری دارد؛ امری که نبود آن به عنوان آسیبی جدّی در اجرا و مدیریت برنامه های پیشگیری محسوب می شود.89
امروزه تعامل و همکاری مؤثری بین نهاد آموزش با دیگر نهادها در اجرای برنامه های متعدّد آموزشی مرتبط با دانش آموزان، معلّمان و والدین از سوی نهاد آموزش، پلیس و نهادهای حمایتی صورت می گیرد.
بند سوم: نهاد آموزش و پرورش و اجرای برنامه های پیشگیرانه از جرم
بدون شک اجرای برنامه های پیشگیرانه از جرم در محیط های آموزشی علی الخصوص مدارس، به جهت ارتباط مستمر کودک و نوجوان و تأثیر پذیری بالای وی از این محیط، با توفیق بسیار بالایی همراه خواهد بود. در راستای اجرای موفقیت آمیز برنامه های پیشگیرانه از بزهکاری در محیط آموزشی توجّه به اصولی چند، اجتناب ناپذیر است که در ادامه به بررسی آن ها خواهیم پرداخت.

الف) شناسایی عوامل خطر و کودکان در معرض خطر
مهم ترین اقدام و در واقع مقدمه ی اجتناب ناپذیر در راستای اعمال برنامه های پیشگیرانه از بزهکاری در سطح محیط آموزشی مدرسه، شناسایی عوامل خطر برای کودکان و نوجوانان در معرض خطر می باشد. چرا که برای پیشگیری از هر بیماری، ابتدا باید علّت بروز آن کشف شود.
شناسایی عوامل خطر تنها محدود به مخاطرات در بستر محیط های آموزشی نیست و تمامی عوامل درونی و بیرونی خطر ساز و مؤثّر بر بزهکاری و بزه دیدگی کودکان را شامل می شود. عوامل خطر عموما به دنبال شکست یا ضعف های موجود در محیط زندگی، تحصیلی و تفریحی کودک ایجاد می شود.90 بدین ترتیب شناسایی عوامل خطر، که می توان به بیان بهتر آن ها را مشکلات جامعه پذیری نامید و ممکن است از مکان های اصلی جامعه پذیر شدن فرد، همچون خانواده، گروه هم سالان، محیط محلی و مدرسه یا از خصوصیّات شخصی افراد مورد نظر ناشی شود، از مهم ترین وظایف نهاد آموزشی و متصدّیان آن محسوب می شود.
به طور کلی عدم کارکرد صحیح عوامل حمایتی چون کانون خانواده، عشق والدین، آموزش مدرسه، کودکستان و…..، که سبب رابطه تعاملی سازنده شخص با مربیان، آموزگاران، دوستان و خانواده می شود، می توانند عوامل خطر را به وجود آورد.91 بنابراین در یک تقسیمبندی، این عوامل را می توان در چهار مورد: عوامل شخصی و درونی، عوامل خانوادگی و فامیلی، عوامل اقتصادی و محیط فیزیکی خلاصه کرد. دانستن این موضوع ضروری است که تأثیر این عوامل در میان کودکان به یک نحو نبوده و همچنین تأثیر انفرادی این عوامل در پدیده بزهکاری و بزهدیدگی کودکان کم رنگ است. تحقیقات نشان داده است که قشر گسترده ای از کودکان درمعرض خطر، توسط دو یا سه عامل از عوامل ذکر شده مورد تهدید واقع شده اند.92 این بدان معناست که درطرح ریزی برنامه های پیشگیرانه، باید به جنبه های مختلف خطر توجّه داشت.
کودکان در معرض خطر عموما دارای شاخص هایی می باشند که می توان ناتوانی شخصیتی، عدم نام نویسی درمراکز آموزش رسمی (مدرسه)، ناتوانی زبانی و گویشی، فقدان هم آوایی در محیط زندگی(ناشی از جابه جایی و مهاجرت)، خانواده تک والدی(پدریا مادر)، ناتوانی زبانی پدر و مادر، خارجی بودن پدرو مادر و از هم پاشیدگی خانوادگی را به عنوان برخی از شاخص های کودکان در معرض خطر محسوب کرد.
در راستای تبیین نقش مؤثر نهاد آموزش در شناسایی و کنترل کودکان در معرض خطر، ستاد مبارزه با مواد مخدر در آیین نامه «پیشگیری از اعتیاد، درمان معتادان به مواد مخدر و حمایت از افراد در معرض خطر» الزاماتی از جمله شناسایی دانش آموزان درمعرض خطر اعتیاد به مواد مخدر و معرفی آنان به مراکز ذی صلاح را بر عهده وزارت آموزش و پرورش قرار داده است.93 بنابراین می توان گفت، نقش این نهاد در تحلیل و شناسایی عوامل خطر و تهدید کننده کودکان و نیز شناسایی کودکان در معرض خطر در محیط های آموزشی، به عنوان پایه فعالیت های این نهاد در زمینه پیشگیری محسوب می شود.
ب) ملاحظات حاکم بر اجرای طرح های پیشگیرانه درمحیط های آموزشی
نقطه عطف عملکرد نهاد آموزش، سامان دهی و اجرای طرح های پیشگیرانه از بزهکاری و بزهدیدگی کودکان است. اجرای طرح های پیشگیرانه درمحیط های آموزشی مبتنی بر اصول و راهکارهای چندی است که بدون درنظر گرفتن این اصول، اجرای این گونه طرح ها با چالش جدی مواجه می شود. در ادامه به تبیین این اصول خواهیم پرداخت.
1-واقع گرایی در اجرای طرح ها
طرح های با ماهیت پیشگیرانه باید مبتنی بر مدل های نظری و دلایل و اسناد مستند باشد. علاوه بر آن ارزیابی طرح ها و پرداختن به جنبه های علمی آن ها نیز در اجرا باید مدّنظر قرار گیرند. بنابراین لازم است برنامه های پیشگیرانه بر اساس نظریات علمی و منسجم طرّاحی شود و از هر گونه حدس و گمان در این باره به صورت جدی خودداری شود.94
2-توجّه به محیط پیرامونی و بافت فرهنگی
بوم شناسی، توجّه به خانواده و محیط پیرامونی اشخاص، اطرافیان – اعم از مجاوران و دوستان- و در نظر گرفتن اجتماع از مهم ترین پیش فرض های اجرای برنامه های پیشگیرانه است. تنوع برنامه های پیشگیرانه خود دلیل تنوع محیطی و فرهنگی است. بنابراین توجّه به این مهم از یک سو در قابلیت ارزیابی این برنامه ها تأثیر داشته و از سوی دیگر میزان به نتیجه رساندن آن ها را افزایش می دهد.95
3- توجّه به جنبه های مختلف پیشگیری
به دلیل وجود عوامل مختلف در ایجاد خطر، تأکید به یک جنبه از پیشگیری بی معناست. تغییر و جابه جایی محیطی، آموزش مهارت های زندگی در راستای کاهش آسیب و خطر، ورود کارگزاران آموزشی به مراحل اوّلیه و دومین و سومین پیشگیری و نیز آموزش والدین و مربیان مرتبط با کودکان در معرض خطر، به عنوان راهکار های پیشگیرانه ای است که توجّه و اجرای آنها با توجّه به تفاوت های محیطی و اجتماعی ضروری است. به طور کلی در یک برنامه منسجم پیشگیری، توجّه به سه گروه کودکان، والدین و مربیان و معلمان ضروری است.96
ج) طرح های پیشگیرانه از جرم نهاد آموزش و پرورش
طرح های پیشگیرانه در محیط های آموزشی بر سه محور کودکان، والدین آن ها

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد آموزش و پرورش، تعلیم و تربیت، قرون وسطی، قانون اساسی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد مهارت های زندگی، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، تحلیل محتوا