منابع پایان نامه ارشد درمورد فیزیولوژی، دینامیکی، ارزیابی عملکرد

دانلود پایان نامه ارشد

است. ارزیابی شمارش کامل سلول خون50، وضعیت الکترولیتی و انعقادی بیمار در مرحله قبل از پروسیجر ضرورت دارد. ارزیابی عملکرد تیروئید در بیماران با سابقه‌هایپرتیروئیدی و بررسی بارداری در زنان با سن باروری دیگر آزمون‌های آزمایشگاهی مفید هستند(21). تمام داروهای آنتی دیس‌ریتمی ‌معمولا باید حداقل با فاصله زمانی 4 برابر مدت نیمه عمر داروی مورد استفاده در مرحله قبل از شروع روش قطع گردند. این اقدام ایجاد دیس‌ریتمی ‌را قبل از پروسیجر مجاز می‌سازد. داروهای بلوک کننده گره دهلیزی بطنی(شامل مسدود کننده‌های گیرنده‌های بتا و کانال کلسیم مثل دیلتیازم و وراپامیل) نیز در بیشتر موارد وجود مشکل در مکانیسم ورود مجدد در گره دهلیزی بطنی باید قطع شوند. داروهای آنتی کواگولانت نیز باید قطع شوند و در صورت الزام به مصرف آنها از تزریق زیرجلدی هپارین با وزن مولکولی پائین در بیماران سرپایی و یا تزریق وریدی هپارین در بیماران بستری در بیمارستان استفاده نمود(66). بیماران باید از شب قبل از تاریخ انجام پروسیجر ناشتا نگهداشته باشند. داروی آرام بخش داخل عروقی گاها” با صلاحدید متخصص الکتروفیزیولوژی اجرا می‌شود. استفاده از آرام بخشها باید با شناخت از این مسئله صورت گیرد که امکان سرکوب دیس‌ریتمی ‌و یا تغییر جریان هدایت قلب وجود دارد. داروهای معمول مورد استفاده شامل ترکیبی از بنزودیازپین کوتاه اثر و مخدرها(مثل میدازولام و فنتالین) می‌باشند. اجرای این پروسیجر به ندرت نیازمند بیهوشی عمومی ‌است، مگر در صورت وجود شرایطی چون مدت زمان طولانی انجام کار و یا شرایط ناپایدار و پر خطر(21).
پایش مداوم بیمار از نظر الکتروکاردیوگرام، فشار خون تهاجمی یا غیر تهاجمی، پالس اکسی‌متری51 مداوم و کاپنوگرافی52 در زمان اجرای مطالعات نیز ضروری است. در سراسر پروسیجر یک دفیبریلاتو خارجی آماده کار و تجهیزات لوله گذاری داخل نای و احیا باید در دسترس باشند(21).
برقراری یک مسیر داخل وریدی اولین گام در مرحله تشخیصی است. که معمولا از طریق یکی از وریدهای رانی راست و یا چپ صورت می‌گیرد. عبور یک کاتتر از این مسیر و ورود آن به داخل قلب برای ثبت الکتروکاردیوگرام درون قلبی و نقشه برداری تاکی دیس‌ریتمی ‌در مرحله بعد انجام می‌شود. این کاتترها که معمولا با سایز 4F و 6F خواهند بود در ابتدا به سمت دهلیز راست و بطن راست هدایت می‌شوند. عبور کاتتر از دریچه تریکوسپید53 برای دست یابی به باندل هیس54 باید تحت هدایت فلوروسکوپی انجام شود. دسترسی کاتتر به داخل دهلیز و بطن چپ، از طریق سینوس کرونری انجام خواهد شد که در خلف کانال دهلیزی بطنی و در دهلیز راست قرار دارد. ورود کاتتر به داخل سینوس کرونری به دلیل زاویه ورودی آن از طریق ورید اجوف فوقانی راحت تر خواهد بود. بنابراین دسترسی وریدی از طریق وریدهای ژوگولار55 داخلی راست، ساب کلاوین56 چپ یا ورید آنته کوبیتال57 چپ در این بخش پیشنهاد می‌شود. البته ثبت مستقیم الکتروفیزیولوژی قلب چپ گاها” با ورود کاتتر از مسیر سپتوم بین دهلیزی و یا از طریق دستیابی رتروگراد از شریان رانی و عبور از دریچه آئورت صورت می‌گیرد. در هر صورت به علت خطر حوادث ترومبوآمبولیک طی دستکاری کاتتر در قلب چپ، کاربرد هپارین سیستمیک توصیه می‌شود. زیرا مطالعات جانوری نشانگر بروز ترومبوز دیواره ای در بیش از 50 درصد نمونه ها، بلافاصله بعد از ابلیشن با امواج رادیوفرکانسی، بوده اند(21) از این رو مصرف ضد انعقادها حین و بعد از پروسیجر توصیه می‌شود(68).
تحریک الکتریکی برنامه ریزی شده جهت ایجاد و ارزیابی تاکی دیس‌ریتمی، پس از قرارگیری مناسب کاتترهای تشخیصی، اعمال می‌شود. گاهی اوقات انفوزیون آتروپین یا ایزوپروترنول جهت تحریک دیس‌ریتمی ‌انجام می‌شود. کاتتر پس از تعیین محل مناسب برای ابلیشن در محل قرار داده می‌شود و انرژی رادیوفرکانسی در محل جهت تحریک تولید مجدد تاکی کاردی اعمال می‌گردد(21).
این بیماران بعد از پروسیجر نیز مراقبت‌هایی را دریافت می‌کنند. تمامی ‌کاتترها و شیت ها در پایان پروسیجر خارج می‌شوند و فشار دستی کافی برای جلوگیری از خونریزی اعمال می‌شود. اگر بیمار هپارین دریافت کرده باشد، خارج کردن شیت تا زمان طبیعی شدن انعقاد خون به تاخیر می‌افتد. بیمار باید به مدت حداقل 4 ساعت در تخت استراحت کند و در این مدت از نظر ثبات همودینامیکی، سطح هوشیاری و وجود خونریزی از محل ورود کاتتر پایش شود. بیمار ممکن است همان روز مرخص شود و یا به مدت 24 ساعت در بیمارستان تحت نظر باشد(21). با توجه به خطر حوادث ترومبوآمبولیک تا دو هفته بعد از این روش تهاجمی ‌ممکن است در 1% افراد اتفاق بیفتد، معمولا بیمار با تجویز آسپرین، تیکلوپدین، هپارین با وزن مولکولی پایین، وارفارین و یا ترکیبی از درمان‌های آنتی ترومبیک ترخیص می‌شود(68)
تمامی ‌موارد فوق نشان می‌دهد که بیماران تحت این مداخله پیشرفته نیاز به فعالیت کارکنان درمانی مراقبتی بسیاری همچون پزشک، پرستار و متخصص بیهوشی دارند که در این بین، رابطه پرستار – مددجو بسیار تاثیر گذار خواهد بود(28)؛ زیرا پرستاران به دلیل حضور مداوم در بالین بیمار، علاوه بر ارتباط مناسب با بیمار، می‌توانند محیطی آرام، ایمن و صمیمی ‌برای بیماران و خانواده آنان فراهم سازند(29). در این راستا مجمع پیس و الکتروفیزیولوژی امریکای شمالی استانداردهایی را برای پرستاران و سایر افراد حرفه ای تیم مراقبت و درمان تدوین کرده است که شامل سه بخش کاربرد علم و اصول مرتبط با مطالعات الکتروفیزیولوژی، داشتن دانش فنی و مهارت‌های بالینی برای به کارگیری تجهیزات و پایش موثر وضعیت قلبی عروقی و الکتریکی بیمار طی مطالعه الکتروفیزیولوژی است(19).
پرستار مراقبت کننده از بیماران تحت مطالعات الکتروفیزیولوژیک باید توجه داشته باشد که بیماری، بستری شدن در بیمارستان یا انجام روشهای تشخیصی و درمانی خود باعث ایجاد استرس و به دنبال آن خشم و عصبانیت، ترس، نگرانی و اضطراب می‌شوند(62). مطالعات نیز نشانگر شیوع اضطراب پیش از عمل در بیش از 55% بیماران تحت پروسیجرهای تهاجمی ‌قلبی بوده اند(7). اضطراب از مشکلاتی است که در بسیاری از بیماران در زمان قبل و حین پروسه‌های الکتروفیزیولوژیک نیز وجود دارد(19)؛ که می تواند به علت جدید و ناشناخته بودن این روش باشد. واضح است که اولین تجربه از هر موقعیت ناشناخته‌ای، در هر شخصی می‌تواند به بروز اضطراب منجر شود(70) علاوه بر آن محیط نا آشنا، وجود افراد غریبه، جدایی از خانواده و دوستان، احساس یا وجود یک خطر جسمی، احتمال عوارض بعد از عمل و حتی تهدید به مرگ از دیگر عواملی هستند که موجب احساس اضطراب در این افراد می‌شود. این حالات به ویژه در دوره انتظار، که در آن بیماران با احتمال بیشتری به خطرات احتمالی فکر می‌کنند بیشتر خواهد بود(48).
بروز اضطراب در این گروه از بیماران از این نظر حائز اهمیت است که می‌تواند بر توانمندی ‌های شناختی فرد موثر بوده و موجب ناراحتی روانی و جسمی ‌در فرد شود(71). علاوه بر آن این عارضه می‌تواند با افزایش سطح کاتکولامین ها، هورمون‌های آدرنوکورتیکوتیروئید، پرولاکتین، کورتیزول و پروستاگلندین خون (22) موجب تغییرات فیزیولوژیکی خاص همانند افزایش تعداد ضربان قلب و احتمال بروز دیس‌ریتمی ‌شود. افزایش سرعت متابولیسم و به دنبال آن افزایش دمای بدن، برون ده و قدرت انقباضی قلب، افزایش فشار خون، سرعت ضربان قلب و تعداد تنفس تعدادی از پاسخ‌های فیزیولوژیک معمول در این شرایط هستند(23). تمامی ‌این موارد می‌توانند میزان تقاضای میوکارد به اکسیژن را افزایش داده و موجب درد ناشی از کاهش جریان خون به عضله قلب و بی نظمی ‌بیشتر در ریتم قلب شوند(24). شاپیرا نیز با اشاره به اثر اضطراب بر تحریک سیستم‌های سمپاتیک و اندوکرین، بر احتمال ایجاد برخی تغییرات همودینامیک از جمله افزایش ضربان قلب، فشار خون و تحریک پذیری قلب و در نهایت دیس‌ریتمی ‌تاکید می‌کند(25). نکته قابل توجه این است که این تغییرات از جمله تاکی کاردی، خود می‌توانند موجب بروز اضطراب و تشدید یک سیکل معیوب گردند(26). بر این اساس جایپی با طبقه بندی این گونه حالات اضطرابی با عنوان اختلالات اضطرابی مرتبط با وضعیت طبی، بر ضرورت بررسی سطح اضطراب بیماران و تدوین تدابیر پرستاری موثر تاکید می‌کند(19).
وبستر58 در این رابطه تدابیر پرستاری خاصی را برای اداره اضطراب بیماران توصیه نموده است که در میان آنها می‌توان به مواردی چون کمک به بیمار در شناسایی مکانیزم‌ های تطابقی موثر و سیستمهای حمایت اجتماعی در دسترس وی، تشویق وی به بیان افکار، احساسات، باورها و نگرانیهایش، همدلی با بیمار، آموزش وی در زمینه مهارتهای درمانی بین فردی و همچنین تدابیر مهم کاهنده اضطراب همچون تنفس عمیق، ماساژ و آرام‌سازی پیشرونده اشاره کرد(6). بنابراین پرستاران باید در برنامه مراقبتی خود اقدامات کاهنده اضطراب بیماران را در مرحله قبل از پروسیجر‌های تهاجمی ‌مد نظر قرار دهند(48). چرا که اضطراب می‌تواند در کنار تمام عوارض جسمی و روانی، موجب طولانی شدن دوره بهبودی و افزایش نیاز به مسکن در بیماران گردد(71).
از طرف دیگر تغییر در وضعیت همودینامیک ناشی از اضطراب بیماران می‌تواند بر برایند مداخله الکتروفیزیولوژیک موثر باشد. چراکه ثبات همودینامیکی، با تحمل بهتر این مداخلات (19) و دیس‌ریتمی ‌های احتمالی کمتری در زمان ابلیشن همراه خواهد بود (27). وودز59 نیز کنترل بیمار از نظر ریتم قلبی و فشار خون و همچنین دیگر مطالعات همودینامیکی را از مسئولیتهای پرستاران در مراقبت از بیماران تحت مداخلات قلبی عنوان می‌کنند. از این رو کنترل اضطراب بیمار و تغییرات نامطلوب همودینامیک وابسته به اضطراب در این بیماران ضروری است(19).
با توجه به شیوع تجربه اضطراب در این دسته از بیماران، پژوهش حاضر بر آن است که اثربخشی روش آرام‌سازی بنسون را بر اضطراب و علائم حیاتی بیماران مورد بررسی قرار دهد. زیرا طبق نوشته رید60 اضطراب قبل از کاتتریزاسیون قلبی یکی از نواحی با ارزش از نظر کارآیی عملکرد مبتنی بر شواهد است. در حالیکه مطالعات موجود در این زمینه را بسیار محدود می‌باشند(55).

مروری بر مطالعات انجام شده:
مرور مطالعات انجام شده قبلی می‌تواند در شناخت نتایج مرتبط با موضوع پژوهش، جنبه‌های مختلف مورد بررسی، شیوه کار، محدودیت ها و در پیش گرفتن مناسب ترین روش کار کمک کند(72). لذا پژوهشگر به مرور 9 مطالعه مرتبط با هدف اصلی پژوهش که همان بررسی اثر بخشی آرام‌سازی بنسون بر اضطراب و شرایط همودینامیک بیماران تحت مداخلات الکتروفیزیولوژیک می‌باشد پرداخته است. از آنجا که تنها یک مطالعه در ارتباط کامل با هدف پژوهش در دسترس می‌باشد، مرور دیگر مطالعات انجام شده در زمینه تاثیر آرام‌سازی بنسون یا روش‌های آرام‌سازی مشابه بر سایر روش‌های کاتتریسم قلبی نیز به دنبال تنها مطالعه مرتبط آورده شده است.
در این راستا، مطالعه ای تحت عنوان تاثیر آرام‌سازی بر درک بیماران از میزان اضطراب، درد و برآیندهای بعد از مداخلات الکتروفیزیولوژیک در سال 2011 توسط هیندویان و همکاران در کالیفرنیای امریکا صورت گرفت. نمونه‌های این مطالعه 61 نفر از بیماران کاندید ابلیشن از تاریخ آگوست 2007 تا نوامبر 2008 بودند. بیماران دارای معیار ورود به مطالعه(توانایی مکالمه به زبان انگلیسی) به عنوان نمونه پژوهش انتخاب می‌شدند. نمونه ها به طور تصادفی در دو گروه(30 نفر در گروه مداخله و 31 نفر در گروه کنترل) قرار داده شدند. ابزار پژوهش شامل بخش اضطراب مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستانی و پرسشنامه بررسی تجارب بیمار بود. بر اساس بخش اضطراب مقیاس مورد استفاده نمونه‌های دارای نمره 8 یا بیشتر در گروه دارای اضطراب قابل توجه قرار می‌گرفتند. ابزار بررسی تجارب بیمار(12 سوال) نیز با مقیاس لیکرت(امتیاز یک به معنای مطلوب تا 5 یا نامطلوب)، تجربه بیمار را در زمینه‌های اضطراب قبل از مداخله، سختی آمادگی پیش از مداخله، درک درد حین و بعد

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد فیزیولوژی، ایالات متحده، بیماران مبتلا Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد فیزیولوژی، کاهش اضطراب، گروه کنترل