منابع پایان نامه ارشد درمورد فیزیولوژی، روان شناختی، درمان بیماران

دانلود پایان نامه ارشد

قدرت نبض فرد شود(46) و عواملی چون داروهای مسدود کننده بتا می‌توانند تاثیر پذیری نبض از تحریک بتای ناشی از اضطراب را مهار می‌کنند.(52)
بررسی تنفس نیز بخشی اساسی در ارزیابی بیماران و یکی از حساس‌ترین شاخص‌ها در بیماری‌های بحرانی است. تنفس طبیعی به تعداد 20-12 تنفس در دقیقه و بدون نیاز به تلاش تنفسی خاص می‌باشد(47) افزایش تعداد تنفس حتی به میزان 5-3 تنفس در دقیقه می‌تواند یک علامت اولیه و مهم در دیسترس تنفسی21 و‌هایپوکسمی22 باشد. تعداد تنفس، همانند دیگر شاخص‌های همودینامیک، تحت تاثیر عواملی چون ورزش(افزایش متابولیسم)، تنیدگی(آمادگی بدن برای جنگ و گریز)، افزایش دمای محیطی و غلظت کم اکسیژن در ارتفاعات بالا افزایش می یابد(46).
هر یک از این شاخص‌های همودینامیک دارای اهمیت خاص خود می‌باشند و پرستارن باید به دقت مقادیر آنها را مورد بررسی قرار دهند. این علائم حیاتی در بیماران باید قبل از بروز یک تغییر فیزیولوژی حاد مورد بررسی قرار گیرند؛ زیرا تشخیص به موقع و گزارش تغییرات علائم حیاتی برای شروع درمان مناسب ضروری است(50).
بنابراین کنترل و درمان اضطراب و علایم و نشانه‌های آن ضرورت دارد. در این میان استفاده از آرام بخش‌هایی چون بنزودیازپین ها تا دهه 1980 عموما برای درمان اضطراب مورد توجه بود(53)؛ زیرا تجویز داروهای ضد اضطراب می‌تواند به سرعت اضطراب را در موقع بحران برطرف نماید. البته باید توجه داشت که تجویز این داروها با وجود سادگی آن باید به دقت انجام شود(49)؛ زیرا شواهد زیادی در تایید افزایش وابستگی به آرام بخش ها، حتی در پی مصرف کوتاه مدت آنها وجود دارد. به علاوه، شواهد قوی حاکی از این نکته هستند که درمان‌های دارویی از کنترل روان شناختی موثرتر نیستند. در سال‌های اخیر، اثبات شده است که در بهترین شرایط، بنزودیازپین به نتایج موقتی و ضعیف منجر می‌شود. از این رو برای بعضی مشکلات وابسته به اضطراب رویکرد روان شناختی مطلوب تر از مداخله دارویی است(13).
با در نظر گرفتن مسائل مذکور و با توجه به عوارض جانبی داروهای آرام بخش، امروزه الویت اصلی به مداخلات غیر دارویی و غیر تهاجمی‌ بدون عارضه جانبی و هزینه اضافی برای بیمار داده می‌شود(32) و پژوهش‌های متعددی در زمینه شیوه‌های غیر دارویی انجام گرفته است(22). یکی از این روش‌های غیر دارویی رفتار درمانی است. مارکس در این زمینه می‌نویسد که پرستاران آموزش دیده به خوبی می‌توانند با رفتار درمانی در محیط مراقبتی اضطراب بیماران را کنترل کنند(53). اغلب درمانگرانی که در زمینه آموزش کنترل اضطراب فعالیت می‌کنند، درمان را با آموزش آرام‌سازی شروع می‌کنند. زیرا این روش همواره مفید است، مراجعان آن را به آسانی یاد می‌گیرند و از نظر مراجع اعتبار خوبی دارد. آرام‌سازی می‌تواند موجب رهایی از تنش ذهنی و جسمی‌ شود و تجربه کنترل تنش را برای مراجعین ملموس سازد. با استفاده از این روش، مراجعین به تدریج مهارت‌های خاصی را می‌آموزند که می‌تواند آنها را در موقعیت‌های اضطراب برانگیزی که در طول معالجه به ناچار با آنها روبرو می‌شود به کار برد(37).
یافته‌های علمی‌ اثرات آرام‌سازی را شامل کمک به آرامش جسمی ‌به دنبال آرامش فعالیت ذهنی، تمرکز و ثبات احساسات و افکار، امکان باطن بینی، تصفیه و تزکیه نفس و خودباوری ناشی از تسط بر خود و در نتیجه آن کاهش ترس عنوان می‌کنند. با توجه به شواهد موجود در زمینه تاثیر عملکرد بخش قشر و ساقه مغز و اعصاب خودکار بر الکتروفیزیولوژی قلب و بروز دیس‌ریتمی‌ها(37)، آرام‌سازی به عنوان یک وضعیت آزاد از فشار عضلانی اسکلتی و وضعیت ذهنی آرام و متعادل می‌تواند موجب افزایش جریان واگال و کاهش فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک گشته و با اثرات حفاظتی و آنتی فیبرلاتوری بر قلب همراه باشد(36). علاوه بر آن برخی تغییرات شیمیایی همراه با آرام‌سازی در خون مانند کاهش سطوح هورمون‌های آدرنال، لاکتیت و کلسترول می‌توانند بر اضطراب و به دنبال آن وضعیت همودینامیک بیمار تاثیر بگذارد(37).
از آنجا که حالت‌های اضطرابی تقریبا همیشه با تنش جسمی ‌همراهند، بنابراین معقول است بپذیریم که شخص می‌تواند با تسلط یافتن بر کسب آرامش، کنترل علائم جسمی ‌اضطراب را نیز یاد بگیرد. البته افراد معدودی می‌دانند که برای آرامش چه باید بکنند. بنابراین آموزش افراد در این زمینه ضروری است. و برای تحقق این امر، هدف آن است که فرد مهارتی را بیاموزد که بتواند آن را در هر شرایط اضطراب انگیز به کار برد(53).
آموزش مهارت آرام‌سازی را می‌توان با تمرین‌هایی از جمله آرام‌سازی پیشرونده عضلانی جاکوبسن، تن آرامی ‌بنسون و تکنیک‌های تن آرامی ‌همراه با نشانه شروع کرد و همکاری مراجعین را با تهیه نوارهای آموزشی افزایش داد(53). در میان این روش ها آرام‌سازی ارائه شده توسط هربرت بنسون به دلیل آموزش و یادگیری آسانتر آن مطلوبیت بیشتری دارد(34).
روش آرام‌سازی بنسون با آموزش کامل بیمار و درخواست از وی جهت قرار گیری در حالت نیمه نشسته یا خوابیده به پشت و یا یک حالت راحت آغاز می‌گردد. سپس از بیمار خواسته می‌شود که با تکرار یک کلمه خاص در بازدم، تنفس عمیق انجام دهد و بعد عضلات مربوط به نواحی مختلف بدن از پا تا سر بطور متوالی را به مدت چندین ثانیه شل نماید و اجازه دهد تا وضعیت انبساط و شلی به حالت عادی پدیدار شود. بیمار این عمل را چندین بار تکرار می‌کند و در پایان تمامی ‌عضلات بدن او تحت آرام‌سازی شل می‌شوند و از او درخواست می‌شود که چشمان خود را ببندد و منظره یا هر حالت خوشایندی را که دوست دارد، تجسم کند تا اثرات آرام‌سازی کاملا رخ دهد(44).
تاثیر این روش بر سطح اضطراب در مطالعات متعددی مورد بررسی قرار گرفته است، چون گرچه اضطراب یک پاسخ روانی طبیعی محسوب می‌شود که میزان کم آن لازم است و باعث پاسخ دهی به عامل اضطراب می‌شود(13) و در یک فرد سالم می‌تواند ارتقاء دهنده سلامت و پیشگیری از بیماری ها شود، اما فرد بیمار و یا صدمه دیده معمولا اثرات منفی تنیدگی را تجربه می‌کند. به عبارت دیگر تنیدگی می‌تواند موجب بیماری و بیماری موجب تنیدگی شود. بدین ترتیب هموستاز و سلامت در یک سمت و خستگی و مرگ در سمت دیگر بردار سلامت و بیماری قرار دارند. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که غالب افراد یا بیماران مراجعه کننده به مراکز مراقبت بهداشتی در معرض تنیدگی آور موقعیتی قرار دارند(47) و این مسئله موجب نمودار سازی عارضه اضطراب و افسردگی به عنوان شایعترین مشکل روانی در مراکز طبی شده است(6) این حالات، به ویژه در شرایط بیماری و نیاز به روش‌های تشخیصی و درمانی، شیوع بیشتری دارد. در این میان بیماران قلبی بستری در بیمارستان به دلیل دوری از خانواده، نیاز به انجام مطالعات قلبی در محیطی نا آشنا و تنیدگی ناشی از ارتباط با افرادی بیگانه سطوح بالایی از اضطراب را تجربه می‌کنند(54). این حالات در موارد نیاز به روش‌های تشخیصی تهاجمی ‌از ویژگی خاصی برخوردار خواهد بود. در این راستا مطالعات بسیاری انجام شده که نتایج آنها نشانگر آن بوده است که اکثریت بیماران در مرحله قبل از روش‌های تهاجمی ‌از اضطراب رنج می‌برند(55). برای مثال مطالعه هندویان شیوع اضطراب در بیماران تحت روشهای تهاجمی ‌قلبی را بیش از 55 درصد گزارش نموده است(7).
در این میان روشهای الکتروفیزیولوژیک قلب با هدف کاربردی در تحلیل اجزای سیستم هدایتی، شناسایی مکانهای تحریک نابجا، ارزیابی اثربخشی درمانها و همچنین به عنوان یک مداخله درمانی در انواعی از دیس‌ریتمی‌ها از ویژگی خاصی برخوردار می‌باشند(8). زیرا ریتم غیر طبیعی از عامل ایجاد برخی از ناراحت کننده ترین اختلالات قلب می‌باشد(56). این اختلالات که دیس‌ریتمی ‌نامیده می‌شوند ناشی از اختلال در تشکیل یا هدایت تحریک الکتریکی قلب و یا هر دو هستند(15).
طبقه بندی ‌های متنوعی برای انواع دیس‌ریتمی‌ها ذکر شده است. برای مثال دیس‌ریتمی‌ها از منظر آسیب‌شناسی به انواع اتوماتیسیته غیرطبیعی، افتردپلاریزاسیون23(دپلاریزاسیون گذرا بعد از دپلاریزاسیون طبیعی یک سلول)، هدایت غیرطبیعی به علت کاهش هدایت و ورود مجدد24 دسته‌بندی می‌شوند(19). از منظری دیگر، دیس‌ریتمی‌ها با توجه به محل ایجاد آن ها به دسته‌های فوق بطنی25، بطنی و جانکشنال26 طبقه بندی می‌شوند که هر کدام در برگیرنده ی انواع متفاوتی از دیس‌ریتمی‌ها می‌باشند دیس‌ریتمی‌های فوق بطنی شامل ضربانات زودرس دهلیزی27، تاکی کاردی دهلیزی و تاکی کاردی حمله ای دهلیزی، پیس میکر سرگردان28 دهلیزی، تاکی کاردی دهلیزی چند کانونی، فیبریلاسیون دهلیزی29 و فلوتر دهلیزی30، دیس‌ریتمی‌های بطنی شامل انقباض زودرس بطنی31، تاکی کاردی بطنی32، فلوتر بطنی33، فیبریلاسیون بطنی34، ریتم ایدیوونتریکولار35، ریتم تسریع شده ایدیوونتریکولار36 و آسیستول37 و دیس‌ریتمی‌های جانکشنال نیز شامل تاکیکاردی جانکشنال38، کمپلکس زودرس جانکشنال39 و ریتم تسریع شده جانکشنال می‌باشد. دیس‌ریتمی‌ها در برخی منابع به دو دسته عمده برادی دیس‌ریتمی40 و تاکی دیس‌ریتمی41 ها طبقه بندی می‌شوند(15). برادی دیس‌ریتمی‌ها معمولا از اختلالات تشکیل ایمپالس در سطح گره سینوسی – دهلیزی یا اختلال در انتشار ایمپالس در هر سطحی از سیستم هدایتی ناشی می‌شوند. در حالیکه مکانیسم ایجاد تاکی دیس‌ریتمی‌ها می‌تواند افزایش خودکاری، ورود مجدد(انتشار یک موج دپولاریزاسیون پیشرو در یک مدار دایره ای شکل) و یا دیس‌ریتمی ‌تحریک شده(برانگیخته شده توسط پس دپولاریزاسیون ها) باشد(57). در هرحال دیس‌ریتمی‌ها می‌توانند اختلال در سرعت ضربان قلب، ریتم و یا هر دو را موجب شوند(58).
دیس‌ریتمی‌ها از وقایع مهمی ‌هستند که ممکن است ابتدا با تاثیر بر همودینامیک و بروز وضعیتی خطرناک برای بیمار آشکار گردند(59). این عارضه می‌تواند علائم و عوارض وخیم و جدی مثل درد قفسه سینه، گیجی، خواب آلودگی، از دست دادن هوشیاری، تنگی نفس، غش، بیقراری، ضعف، رنگ پریدگی، افت فشار خون و… را در فرد به وجود آورد(15). سرگیجه، تپش قلب و سنکوپ از دیگر شکایات معمول مددجویان مبتلا به دیس‌ریتمی ‌هستند(14). واضح است تجربه این علایم و نشانه ها میتواند منجر به بروز اضطراب بیمار(13) و مراجعه مبتلایان به مراکز درمانی شود. در میان تاکی دیس‌ریتمی‌ها، فیبریلاسیون دهلیزی با شیوع 4/0 تا 1 درصد به عنوان یکی از دیس‌ریتمی‌های شایع محیطهای کلینیکی در جمعیت عمومی ‌شناخته شده است(11) و از این رو امروزه این دیس‌ریتمی ‌به یک مشکل جدی تبدیل شده است(11) که بار سنگین اقتصادی را برای سیستم مراقبت و سلامت بدنبال دارد. به همین دلیل تشخیص و درمان به موقع این عارضه در بیمار، بسیار حائز اهمیت است(18).
درمان انتخابی دیس‌ریتمی‌ها خصوصا” فیبریلاسیون دهلیزی، تا سال 2000 محدود به داروها، کاردیوورژن و روش جراحی ماز42 بود(59)؛ اما به دلیل احتمال عود فیبریلاسیون دهلیزی به میزان 50 درصد طی 6 تا 12 ماه بعد از مصرف داروهای ضد دیس‌ریتمی‌(43) و همچنین شیوع بالای عارضه دیس‌ریتمی ‌به عنوان یکی از دلایل ختم شونده به مرگ و میر(60)، جستجو برای اقدامات درمانی دیگری مدنظر قرار گرفت. بدین ترتیب، جراحی ابلیشن از روش‌هایی بود که از دهه 1970 به منظور درمان دیس‌ریتمی ‌مورد استفاده قرار گرفت. در این روش کانون‌های دیس‌ریتمی ‌ساز به روش جراحی باز در دسترس قرار گرفته و پس از نقشه برداری سوزانده می‌شدند. اگرچه ابلیشن از طریق جراحی یک روش درمانی برای انواع تاکی دیس‌ریتمی‌ها محسوب می‌شد، اما مرگ و میر ناشی از توراکوتومی43 و جراحی قلب باز این عمل را محدود می‌کرد(60). علاوه بر آن، از آنجاکه در اغلب موارد تاکی کاردی ‌های فوق بطنی تهدید کننده حیات نیستند، خطر این عمل بیش از فواید درمانی آن بود(21). با این حال این روش گزینه ای مناسب برای درمان بیماران با علائم زیاد و یا مقاوم به درمان محسوب می‌شد(27).
محدودیت استفاده از جراحی ابلیشن منجر به ابداع روش کاتتر ابلیشن، تقریبا از سال 1980(27)، و مورد توجه قرار

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد فیزیولوژی، سیستم عصبی، دینامیکی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد فیزیولوژی، ایالات متحده، بیماران مبتلا