منابع پایان نامه ارشد درمورد فلسفه اخلاق

دانلود پایان نامه ارشد

“ورزشگاه” ندارد كه ميتواند به عنوان آيتمي در كنار كتابخانه قرار بگيرد. دانشگاه تصوري توهمي، خيالي، يا دلبخواهي نيست. فرد نميتواند به دانشگاه اشاره كند، به اين دليل كه دانشگاه به سادگي يك شيء بين ساير اشيا نيست، اما راهي كه همه از طريق آن دانشگاه را مورد توجه قرار ميدهند سازمان‌يافته و داراي ارتباط دروني است. دانشگاه ماهيتي رمزآلود وراي ساير رخدادهاي موجود نيست. به طور مقايسهاي بايد گفت كه الوهوت يا دينداري به راهي اشاره ميكند كه در آن گزارههايي را كه سنت كشف، قبول و نامگذاري ميكند با هم در ارتباطند. الوهوت همانند دانشگاه داراي عملكردي واحد است. او كسي است كه ويژگيهاي خدايي در آن متحد شده و با هم در ارتباطند.
در اينجا برخلاف الهيات فاعلي، اتحاد گزارهها به دليل تعلق آنها به يك فاعل مستقل نيست. يگانگي الوهوت در رابطه معمولي همهي گزارهها با “خير” نهفته است. هوشمندي، ترحم، عدالت، صلح و غيره، هنگامي نام الهي به خود ميگيرند كه جامعه ديني، خدمات آنها را بر پايه خوبي بداند.

الهيات محمولي در دنيايي بعد از هولوكاست

الهيات محمولي براي همه اشخاص نيست. برخي آن را بسيار كسل‌كننده، بسيار معمولي و انساني تصور ميكنند. عده‌اي هم مي‌گويند جنبه‌هايي عرفاني را انکار مي‌کند. اما براي بسياري ديگر، كه در دنياي بعد از هولوكاست زندگي ميكنند، دلداريهاي كهنه و رازهاي الهيات و نظريه‌هاي عدل الاهي سنتي، هزينه‌اي بسيار سنگين اخلاقي در بر داشته است. در اين باب نيچه231 از جانب وجدان مدرن گفت: “نظر به طبيعت به نحوي که گويي گويي سند خوبي و مراقبت خدا است؛نظر به تاريخ به عنوان يك دليل الهي تفسير ميكند و آن را به عنوان گواهي دايمي از دستورات اخلاقي دنيا و يك هدف اخلاقي نهايي مينگرد، تجربيات شخصي را توضيح ميدهد، گويي مردان زاهد مدتها است آنها را توضيح دادهاند، مثل اينكه همه چيز به اعلام و بخشش مشيت الهي بستگي دارد و طبق اين مشيت برخي موارد تدوين و منظم شدهاند تا نفس انسان را به رستگاري نائل كنند: همه اين‌ها گذشته است؛ در مقابل آن نوعي وجدان دارد.”
از نظر بسياري، گزينه پيش‌فرضهاي سنتي و قالب الهيات موضوعي در حقيقت رها کردن ايده خدا به همراه تمام حساسيتهاي ديني آن است. تغييرات و چرخشهاي الاهيات سنتي كه قبل از اينكه چهرهي آشوتيس232 براي آنان نمايان شود توجيهات عقلي نااميدكننده بود، بعد از وقوع اين رخدادها بدتر شد و به عنوان خيانت اخلاقي تلقي شدند. آنها كه خدا را با هزينه دين به عنوان موضوعي با صفات اخلاقي الهي ميدانستند، هم اكنون پشت سر خداي عاري از اين گونه صفات ايستاده بودند. حداقل مشكل اعتقاد به اينگونه موضوع محض اين بود كه آنها را فاقد اخلاق ميكرد. فوير باخ233 هشدار داد كه حتي شياطين نيز به خدا اعتقاد دارند. آنچه كه پس از اين مهم است اعتقاد به خداي فاعلي نسيت، بلكه اعتقاد به خصوصيات الهي است كه به عنوان الگويي براي زندگي ما مورد استفاده قرار ميگيرد. معيار اهميت ديني، همانگونه كه سي اس پيرس234 اشاره كرد، باقي ميماند. عالمان الهيات بايد بپرسند: “فرض كنيم كه اين موضوع درست باشد، اما چه سودي براي زندگي ما ممكن است داشته باشد؟” بعد از اينكه اعتقاد به عدالت خدايي سنتي به سر رسيد، ما با يك خداي فرا اخلاقي روبرو ميشويم. براي بسياري، اعتقاد به اينگونه خدا هيچ تفاوت اخلاقي ايجاد نميكند. به دنبال معيار پيرس، ويليام جيمز235 هم به اين نتيجه رسيد كه “تفاوتي كه هيچ تفاوتي ايجاد نكند، تفاوت نيست.” الهيات محمولي شايسته اين است که توسط افرادي مورد توجه قرار گيرد كه نيازمند تصوري از خدا هستند كه اين تصور برتري يك ايده اخلاقي قابل احترام براي ظرفيتهاي اخلاقي را منعكس ميكند، ايدهاي اخلاقي كه الهي بودن را در خلاقيت فرد تشخيص ميدهد و مسئوليت‌پذيري وي را خواستار است. همه اين موارد مستلزم تغيير مكان از موضوع به محمول، از اسم به صفات الهي و از ماهيت اسمي به فرايند متقابل ايده خدا ميباشند.

دو مشكل

علاوه بر مشكلاتي كه برخي در تعيين ويژگيهاي الهي به عنوان واقعيت بدون مبنايي اسمي با آن روبه‌رو هستند، دو مانع فرعي ديگر هم بر سر راه الهيات محمولي وجود دارد. يكي از اين مشكلات تأكيد آن بر ماهيت اخلاقي دينداري است كه به نظر ميرسد دين را به اخلاق فروکاهش مي‌دهد. مشكل ديگر زير سؤال بردن استفاده از واژههايي مثل الهي، خدايي و خداشناسانه است كه در ابتدا ويژگيهاي اخلاقي را توصيف مي‌كردهاند.
من اينگونه به سؤال اول جواب ميدهم که وقتي مفهوم و رفتار اخلاقي بايد در قلب ايده خدا و در دين قرار گيرند، بنابراين بسيار بيش از اينکه متعلق به وظيفه‌اي اخلاقي باشد، مربوط به يك جامعه ديني است. يهوديت شامل بازتابهاي عبادي و آييني ميشود، يك حوزه كامل از فعاليتهاي عاطفي، شناختي و آييني و يك وفاداري مركزي به حرفه و سرنوشت مردم دنيا. بحث در مورد ايده خدا به هيچ عنوان به معناي تقليل و تنزل پديدههاي ديني به فرهنگ يا فلسفه اخلاق نيست.
تا آنجا كه به استفاده از واژههايي از قبيل الوهيت، الوهوت و خداشناسانه مربوط است، سه دليل براي انتخاب آنها هست.
الف) بين تصورات سنتي و مدرن علائق يکساني در مورد دينداري وجود دارد كه به وسيله تابعيت از واژههاي مقدس خاصي ابراز ميشود. دينداري و الوهيت پل ارتباطي بين من و نياكانم هستند. گرچه از نظر منتقدان بسياري از شكلهاي الهيات يهودي ممكن است متفاوت باشند، اما آنچه را عموماً به آن معتقدند و هسته اصلي كه آنها را متحد كرده، محمولات اخلاقي هستند كه از زندگيهاي ما خارج شدهاند. در مقايسه، اسطوره‌هاي تورات مثل داستان بهشت عدن، طوفان و قصرهاي بابل و معجزههاي مصر توسط نسلهاي مختلف به شكلهاي مختلفي تعبير و تفسير ميشوند. گرچه ممكن است صحت تاريخي آنها براي من مورد سؤال باشد، اما براي من مهم هستند. چون نيت اخلاقي عمومي آنها از بيان اين داستانها را ميتوان به واژههاي معمولي ترجمه و تعبير كرد. آيا تفسيري غير ارتدوكس از تورات مشروعيت آن را به عنوان متني مقدس از بين ميبرد؟ تنوع قالبهاي ديني كه کيفيات الاهي در آنها قرار مي‌گيرند نبايد صفاتي را که ايمان ما را بيان مي‌کنند و رفتار ما را جهت مي‌دهند ناديده بگيرد.

از سکولار به مقدس

ب) يك مرور خيلي مختصر تاريخ الهيات يهود از فيلو236 تا کاپلان، مداركي به ما ميدهد كه نشان مي‌دهند هر متفكر يهودي تصوراتي از خدا ارائه داده كه با آنچه كه در متون كتب مقدس به چشم ميخورند متفاوت هستند. بازسازي ابنتميمون از ايده خدا بايد در برخي از زمينهها به چالش كشيده شود و در واقع اينطور هم شده است. از موارد بحث‌برانگيز اين ديدگاه، تصورات وي از خداي فاقد جسم (معنوي) و ويژگيهاي سلبي كه به وي نسبت ميدهد و در متون كتاب مقدس ديده نميشوند، ميباشد. ايجاد انحصار در استفاده از واژههاي مربوط به خدا تنها براي كسب آزادي الاهياتي است. تسليم شدن در برابر يك معناشناسي خشك و بيروح که پاسخ الهيات به درخواستهاي عقلي و اخلاقي مردم است مي‌تواند در مسير پيشرفت الاهيات اخلال ايجاد کند.
پ) واژههايي مثل خدايي يا الهي داراي بار احساسي هستند. آنها براي اظهار مفاهيم غايي كه جامعه ديني آنها را به ويژگيهاي خاص متصل ميكند به كار ميروند. تشخيص و نام‌گذاري اين قبيل محمولات به عنوان الهي بدين معنا است كه آنها را از نوعي جايگاه معمولي صرفاً مادي به حوزه تقدس ترفيع دهيم. مشاركت اين ارزشها در قلمرو الوهوت و واردكردن آنها به گفتمان عبادي زبان ديني، امري اتفاقي و پيش‌بيني نشده نيست. اين نام‌گذاري كه كلماتي مثل صلح و عدالت را الهي ميخواند، در شكلدهي وظايف روحاني آگاهانه و اهداف معنوي مردم نقش حياتي ايفا ميكند.
الي ويسل237 در رمان به ياد ماندني خود با عنوان حادثه، روح مجروح و آزرده سارا را به تصوير مي‌كشد، قديسه-فاحشه كمپ مرگ. قهرمان داستان ويسل فرياد ميزند كه “هركس به سارا گوش كند و تغيير نكند و هركس به دنياي سارا وارد شود و خدا و دين جديدي ابداع نكند، مستحق مرگ و نابودي است.”
وسيل سنت‌گرا است، اما بعد از جريان آشويتس ديگر نميتواند الاهيات و دين را همانند قبل تحمل كند. شباهت الهيات و علم العبادات به خودي خود احترام به سنت نيستند، به ويژه هنگامي كه سنتْ شهامت و جسارتهايي را ثبت كرده كه ايدههاي جديدي را در مورد خدا طرح ميكنند و راههاي جديدي را براي مشاركت با خدا پيشنهاد مينمايند.
طرح ما براي الهيات محمولي و علم العبادات گزارهاي، به‌رغم ويژگي بيطرفي و تحليلي آن، پاسخي به سؤال ويسل است. هدف اين پيشنهاد كمك به افرادي است كه توسط پوچي هولوكاست دچار رنجش شدهاند و به وسيله لحن غيراخلاقي در دفاع از خدا بعد از جريان آشويتس آزرده گشتهاند. هدف ما اين است كه اين افراد نگاهي دوباره و متفاوت به چهرهي الوهوت داشته باشند. اين كار براي افرادي است كه با استفاده از راههاي قديمي نميتوانند به خانه برگردند و براي آنها است كه ممكن است بياموزند كه چگونه دوباره از راهي ديگر اعتقاد داشته باشند، عبادت كنند و مراسم ديني برپا دارند. ما ملتي قديمي-جديد هستيم و بنابراين براي احياي رابطهمان با دين اجدادي نيازمند راههاي قديمي- جديد هستيم. از الوهيم تا الوهوت راه نويي نيست، بلكه اين راه نيازمند نوسازي و اصلاح ميباشد.

11
به سوي بازسازي‌ فمينيستي يهودي توحيد
مارشا فالك238

معماي توحيد براي يهوديان فمينيست، از آنچه كه شايد در ابتدا به نظرمان برسد، عميق‌تر است. اين امر فقط به دليل انحراف توحيد در طول تاريخ يهود (و نيز مسيحيت و اسلام) به سمت مردسالاري کم‌مايه نيست؛ حل اين مشكل نسبتاً آسان به نظر مي‌رسد. ما تصويري زنانه هم به زبان خود اضافه خواهيم كرد، کلمه او239 (مذكر) را به او240 (مؤنث) و اله را به الهه تغيير ميدهيم (دست‌کم در برخي موارد) و در عبادتمان به جاي ادناي241 واژه شخينا242 را قرار ميدهيم يا اينكه نامهاي زنانه جديدي براي الوهيت ابداع مينماييم. كار واقعاً مي‌بود! متأسفانه اين مشكل نسبتاً مشخص درباره جنسيت در زبان مربوط به خدا، جلوه‌اي سطحي از مشکلي عميق‌تر و پيچيده‌تر است.
اين فقط به دليل نيست كه در الهيات يهودي يگانگي با منحصر به فردي يكي شدهاند و برداشت مشابهي از هر دو شده است. در جايي ديگر استدلال کرده‌ام كه هر توحيد تک-تصويري به سمت بت‌پرستي منحرف شده است، زيرا تمام تصوراتي که از خدا داريم جزيي و ناتمام هستند و استفاده انحصاري از يك جزء به عنوان نماينده كل گمراه‌كننده بوده و از نظر الهياتي نامعتبر است. پس به اين پيشنهاد رسيدم كه ما فقط با استفاده از تعداد زيادي از تصاوير است كه ميتوانيم به يك بيان معتبر از يک اصل توحيدي بپردازيم. من بيان کردهام كه توحيد موثق در برگيرنده وحدتي فراگير از تصاوير متعدد است. اين نوع تکثر نه تنها در راستاي پلوراليسم و تنوع ميباشد، بلكه شكلهاي ناآگاهانه بتپرستي را نيز همچون “نوع گرايي” كاهش ميدهد (از اين تعبير استفاده مي‌کنم تا به برتري دادن انسان و تسلط آن بر ديگر انواع حيات اشاره کنم). به طور خاص استدلال کرده‌ام که انسان‌محوري در زبان خداي يهودي همان‌قدر بت‌پرستانه است که جنسي‌گرايي: اينکه نمي‌توانيم يک تصويرسازي موثق از دينداري توحيدي كه منحصراً از واژههاي شخصي استفاده ميكند داشته باشيم، حتي اگر آن واژهها شامل تعابير مؤنت نيز باشند. اگر ايده تزلم الوهيم243 – انسانيت آنگونه كه در صورت خدا آفريده شد – را کاملاً تحت اللفظي لحاظ کنيم، و از آن نتيجه بگيريم که فقط ما بارقه الاهي در خود داريم، آنگاه به اين عقيده کمک مي‌کنيم که نوع انساني ما “خدايي‌تر” از باقي مخلوقات است، و سلطه انسان بر زمين را مجاز مي‌داريم.
اما همه چيز به اين اخطارها ختم نميشود. آنچه ميخواهم در اينجا به بررسي آن بپردازم، مقدمه مسئله‌سازي است كه در تصويرهاي الاهياتي بسياري از ما نهفته است، حتي در تصويرهاي جديد فمينيستي: اينکه الوهيت (هر الوهيتي) “آن بيرون” است، نه اينکه به نحوي هم‌وجود “در اينجا” نيز باشد، در تماميت “اينجا”.
اگرچه يهوديت گاهي اوقات به صورت مفهومي درباره وجود خدا در همهجا صحبت

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سلسله مراتب، اراده آزاد Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سلسله‌مراتب