منابع پایان نامه ارشد درمورد فقه امامیه، روش تربیت، نهی از منکر، پیامبر (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

لاَ یزادُ عَلَی ذلِکَ و هَکَذا فِی المَبسُوطِ.» (کودک نابالغ وبنده در صورتی که مرتکب خطا شود پنج الی شش ضربه بعنوان تأدیب زده می شود وبیشتر از این جایز نیست چنانکه در کتاب مبسوط هم بیان شده است)(طباطبایی، سیدمحمدحسین،1386، ص 733 ؛ جعفری لنگرودی، محمد جعفر، 1388، ج 3، ص 244)
قال المحقق(ره) فی الشرایع: «یَکرهُ اِن یَزادُ فِی تَأدِیبِ الصَّبی عَلی عَشرةِ اسواطٍ وَ کَذا المَملُوکِ.»(برای تأ دیب کودک صبی وهمچنین بنده کراهت دارد که بیش از 10 تازیانه زده شود (شیخ صدوق، 1388، ج 4، ص 167)
صاحب جواهر الکلام نیز آورده است:«اِنهُ یُکَرُه اِن یَزادُ فِی تَأدیبِ الصّبِی عَلی عَشرةِ اسواطِ و کَذا المَملُوکِ لِدَلالةِ مُعتُبرة حَماد بن عُثمانِ و مُعتُبرة السکُونی و خَبَرَ زرارةُ بُن اعینِ و ُمرسَلة الصدوقِ.»(برای تأدیب کودک وهمچنین بنده کراهت دارد بیشاز ده ضربه تازیانه زده شود بدلیل سند معتبر حماد ابن عثمان وسندسکونی وخبر زراره بن اعین وحدیث رسیده از صدوق) (0مجموع این روایات برای (نجفی، محمد حسن بن باقر، 1371، ج 41، ص 444) تأدیب بیش از ده ضربه را به اثبات نمی رساند، آن هم در صورتی که تادیب به مصلحت کودک باشد و از روی غضب و انتقام جویی انجام نگیرد.
حضرت امام خمینی(ره) در تحریر الوسیله می فرمایند: «اِنّهُ یُکَرُهَ ان یَزادُ فِی تَأدیب ِالصّبَی عَلی عَشرةِ اِسواطٍ و الظّاهُر ان تَأدیبهِ بُحَسَبِ نَظَر المُؤدب و الولی، فَرُّبَما تَقتَضی المصلحةً اَقلُ و رُبَّما تَقتَضی الاکثرُ و لا یَجوزُ التجاوزَ… بَل و لا التَّجاوز عَن تَعزِیرِ البالغَ بِل الاَ حوط دُونَ تَعزِیرهِ و احوطَ مِنهُ الاَکتفاء بستةَ اِو خمسِ.»(کراهت دارد که برای تأ دیب کودک بیش ازده ضربه تازیانه زده شود وظاهرا تأدیبش بستگی به نظر تأدیب کننده و ولیش دارد وگاهی مصلحتش کمتریا بیش از این اقتضاء می کند وتجاوز از این جایز نیست ونباید از مقدار تعزیر فرد بالغ بیشتر شود وباید کمتر از آن باشد ومنظور از کمتر شش یا پنج ضربه است )(خمینی، روح الله، 1386، ج 2، ص 477)
حضرت آیة الله خوئی(ره) در تکملة المنهاج مساله 285 آورده اند: «لا بأس بَضِرب الِصّبَی تأدیباً خمسةً اَو ستةً مَعَ رَفقٍ »(برای تأدیب کودک اشکالی ندارد که پنج ضربه یا شش ضربه به آرامی زده شود (خوئی، سیدابوالقاسم ، 1390، ج 1، ص 240)
در مساله 2819 رساله عملیه نیز فرموده است: «ولی طفل و معلم طفل با اذن ولی به قدری که او ادب شود، می تواند کودک را بزند» (شریفی اشکوری، الیاس،1389، مساله 2820)
حضرت آیة الله گلپایگانی(ره) در مجمع المسائل در پاسخ سؤال تأدیب شاگرد به وسیله معلم، می فرماید: «جواز کتک زدن شاگرد جهت تادیب شرعی با اجازه ولی شرعی اگر موجب دیه نشود به طور آرام بعید نیست و اگر جای ضرب به سرخی یا کبودی و یا سیاهی تغییر رنگ دهد، جایز نیست و معلم ضامن دیه اوست » (گلپایگانی، محمد رضا، 1388، ج 3، ص 267)
سایر بزرگان و فقهای شیعه نیز در طول تاریخ برای حفظ و مراقبت کودکان از مفاسد و انحرافات اخلاقی و رفتاری و در جهت اصلاح و تربیت آنان، استفاده از روش تأدیب و تنبیه را جایز شمرده اند که به دلیل پرهیز از اطاله کلام از ذکر فتاوای آنان خودداری می شود.

2-2-3- تنبیه کودک در فقه

قبل از ورود به بحث نظر اسلام ، تذکر این نکته اهمیت دارد که قطع نظر از آیات قرآن ،روایات و سایر ادله فقهی تنبیه کودک جایز نیست چون خدای تعالی انسان را آزاد آفریده است و کسی را بر دیگری تسلط نیست مگرآنکه او اجازه دهد بعلاوه تنبیه و زدن دیگران ایذاء ، اذیت و ظلم نسبت به آنها است و این اعمال در شرع نهی شده است….. بنابر این اگر در بحث روایی نتوانیم جواز تنبیه را استفاده کنیم اصل عدم جواز به جای خود باقی می ماند همین طور در مواردی که شک در جواز داریم باید به اصل عدم جواز تمسک کرد. ( حسینی زاده، سید علی، 1388، ص2)
اما منظور از فقه اسلامی در این جا فقه امامیه (تشیع )می باشد .همان طور که می دانیم منابع مورد پذیرش فقه امامیه عبارتند از آیات قران ،سیره پیامبر گرامی اسلام (ص) و امامان معصوم بعد از ایشان ،عقل و اجماع می باشند .
بند اول: تنبیه بدنی کودک در قرآن
قرآن معجزه جاودانه نبی مکرم اسلام(ص) در همين شكل و مفاد ظاهرى خود حجّت، و شكل دهنده روح حاكم بر فقه شيعى است. اگر چه مسلمانان به فرق مختلف سنی ، شیعه و … تقسیم شده وهریک دارای مذهب مخصوص به خود هستند مع ذالک قرآن کتاب آسمانی همه مسلمانان در سراسر دنیا به شمار می رود و در مورد آن با یکدیگر اختلافی ندارند.با یک نگاه اجمالی درآیات وارده در این کتاب مقدس به درستی می توان دریافت که در قرآن هم ازشیوه تشویق و هم ازشیوه تنبیه جهت هدایت انسان ها بهره برده شده است بنابراین بصورت کلی تنبیه در قرآن تجویزشده است آیاتی که در آنها به نوعی تنبیه ذکر شده است را می توان به چند گروه تقسیم نمود :البته برای نمونه تنها به تعدادی ازآیات شریفه اشاره می کنیم.
1. آیاتی که درآنها وعده و وعید(انذار و ابشار)داده شده است.(انفال38 )(حجر43)(مائده85)(اعراف41-51)(یس7)(نسا59)(انبیا108)(فتح13)(زخرف43)(ابراهیم16)(سجده32
2. آیاتی که در آنها سرگذشت اقوام گذشته ذکر شده است این اقوام به دلیل مخالف با پیامبران الهی وعناد و لج بازی ازپذیرفتن راه حق و رستگاری ابا نموده و به عذاب الهی دچار شده اند.(سبا44-48)(قمر18-21) (فرقان38)(عنکبوت38)(ذاریات41)(فجر1-7)(انعام6)(مزمل 15)(حاقه1-7)(هود61-63)(اعراف 73-79)
3. آیاتی که درآنها ازقصاص جنایت سخن به میان آمده است قطعاً زمانی قصاص معنا پیدا می کند که ما تنبیه ومجازات افراد را جایزبدانیم.(بقره178-179)(مائده44-45)(نحل 126)(حج 60) (بقره 194)
4. آیاتی که در آنها به جهاد با کفار ومشرکان دستور داده شده است.(نسا74) (توبه29)(انفال 6) (حج39)(نسا84) (بقره190-195)(بقره154و217)
5. آیات مربوط به امر به معرف ونهی ازمنکر (با توجه به اینکه نهی از منکر دارای درجات مختلف و از جمله تنبیه و زدن می باشد.)(بقره44)(صف2-3)(آ ل عمران110)(توبه71)(آل عمران104)
6. آیاتی که در آنها به توبیخ بعضی ازمردمان دوره پیامبر (ص)واصحاب ایشان اشاره نموده اند.(کوثر3)(حجرات11)(اسراء 100)(بقره188)(سوره فلق) (مطففین1)(نساء29)(نحل53-55)(رعد27)(یونس22)
7. آیاتی که اشاره به حد بعضی ازگناهان مانند قذف و زنا شده است .(نور1-2)(طلاق1)(فرقان68)(احزاب3) (نساء)
8. آیاتی که در آنها اشاره به تنبیه زنان در صورت مخالفت شوهران و یا نشوز شده است وموارد دیگر (نساء34. و128)
وجود عذاب ها ، وعیدها ، انذارها که در قرآن مطرح شده مبین این است که قرآن تادیب را بعنوان یک اصل خدشه ناپذیر برای استمرار حیات جامعه ضروری می داند اما این اصل حیاتی بعنوان یک عامل بازدارنده و آخرین روش تربیتی مطرح است.
در آیه 233 سوره بقره آمده است :«لاتُضارََّ وَاِلدَهُ بِوَلَدِهَا وَلا مَولُدٌ لَهُ بِوََلدِهِ»یعنی مادر فرزند خود را (در اثر غیظی که از پدر فرزند دارد ) ازشیر دادن رها نکند زیرا شفقت ومهربانی مادر نسبت به فرزند بیش از زن اجنبی است به این دلیل نباید نوزاد در اختیار زن اجنبی دیگر قرار گیرد .همچنین پدر- به جهت ضرر رساندن به مادر- نوزاد را از مادر نگیرد ،چون نتیجه این عمل ضرر به نوزاد است .
ممکن است کسی با استناد به این آیه شریفه ادعا کند که زدن کودکان و تنبیه آنا ن از نظر قران حرام است زیرا در این آیه پدر و مادر از ضرر رساندن به کودکشان نهی شده انددر جواب می توان گفت که :
اولاً:زدن کودکان جهت تربیت آنان به ضرر آنها نیست بلکه غالباً به سود آنان باشد
ثانیاً: اگر منظور از ضرر در تنبیه ،ضرر حاصل از صدمه وارده به کودک در اثر تنبیه باشد در این صورت این خارج از بحث ماست زیرا که منظور ما از تنبیه کودک ،تنبیه به مقدار شرعی است که در آن کیفیت وکمیت ضربات مشخص شده است و الا زدن ضربات درد آسا و مهلک که به کودک آسیب برسانند (چنان که در بررسی روایات خواهد آمد) نه تنها ممنوع است بلکه از نظر اکثر فقها باعث ثبوت دیه بر والدین می گردد.بنابراین آیه مخالفتی با تنبیه کودکان در جهت تربیت آنان ندارد.
با توجه به آن چه در بحث از آیات قرآن کریم آمد :به طور کلی می توان گفت که در روش تربیت افراد در قرآن مجید روش تنبیه پذیرفته و بر آن تاکید شده است.
بند دوم: تنبیه بدنی کودک از دیدگاه اجماع
اجماع يعنى وحدت نظر همه دانشمندان شيعى در يك موضوع، به خودى خود حجّت نيست ليكن گاه به تفصيلى كه در كتابهاى اصول فقه هست از راه آن «سنّت» به اثبات مى‏رسد ازنظر لغوی به معنی عزم واتفاق بر امری است واز نظر اصطلاحی که از معنی لغوی نیززیاد دور نیفتاده عبارت ازاتفاق و رای فقها در یکی ازمسائل شرعیه .باید گفت که اصل جواز تنبیه کودکان مورد اجماع همه علما اهل سنت و شیعه یا دست کم اکثر آنان می باشد. مرحوم کرکی، در جامع المقاصد در شرح قول علامه می‏گوید:
«اَمّا اِنّ الضرَب المُعتادِ فَلا بَحثَ فِیه….. »
« در‏اینکه زدن کودک به نحو معمولی و متعارف برای ادب کردن جایز است هیچ بحثی نیست. » (کرکی، علی بن حسین عاملی، 1414ه.ق، ج 7 ص 280)
و نیز مرحوم عاملی در کتاب مفتاح الکرامه می‏گوید: «اَمّا اِنَّ لُه الضرُب المُعتادَ فَلا بَحثَ فِیهِ کَما فِی جامِع المَقاصد و هُوَ کَذلِکَ اِذا کانَ الصّبُی ذا عَقلٍ و تَمییزٍ کَما نَبه عَلیهِ فِی التّذَکرهِ و التّحریرِ و الحَواشیِ لاَنُه یأخِذُوَنهُ مُسلماً؛»(عاملی،جواد بن محمد حسینی،1419ه ، جلد4 ،ص 1273)
« اما در‏اینکه برای وی زدن کودک برای ادب کردن به نحو معمولی و متعارف جایز است هیچ بحثی نیست چنان که در کتاب جامع المقاصد در صورتی که کودک عاقل و متمیز باشد، همین را گفته است و مرحوم علامه در کتاب‏های تذکره و تحریر و نیز حواشی آن را مسلم گرفته است.»
خلاصه بحث در باب اجماع این است که :بين علماي اسلام (از آن جهت كه اجماع آنان كاشف از نظر معصوم مي باشد )اجماع در تنبيه افراد خاطي وازجمله تنبيه كودكان وجود دارد آنچه درميان آنان موضع اختلاف است در تعداد وميزان آن مي باشد.
بند سوم: تنبیه بدنی کودک از دیدگاه عقل
مراد از عقل به عنوان يك منبع براى حقوق شيعى احكام قطعى عقل نظرى و عقل عملى است، چنان كه در خوبى عدالت و بدى ستم در تعاليم اسلامى قاعده‏اى است كه به مقتضاى آن هر آن چه عقل بدان حكم كند شرع نيز برابر آن حكم خواهد نمود(کلما حکم بشرع حکم بالعقل وکلما حکم بالعقل حکم بشرع) و از اين رو، در اين گونه موارد بر حكم اين قاعده كه «قاعده ملازمه» خوانده مى‏شود حكم شرعى از حكم عقلى ناشى و استنتاج خواهد شد تلازم ميان وجوب چيزى با وجوب مقدمات آن، يا ميان امر به چيزى با نهى از ضدّ آن، هم چنين اين كه امر و نهى در يك مورد نمى‏تواند جمع شود (كه همه از مسائل علم اصول فقه و منشاء آثار و احكام فقهى است) همه از قبيل همين احكام عقلى است.
«مسئله تنبیه یکی از مسائلی است که باید دید ازنظر عقل قابل ستایش است یا قابل نکوهش، بعضی مثل جرمی بنتام ، فیلسوف سود انگار انگلیسی می گوید درد شر است واعمال تنبیه نیز ضرورتاً شرارت است چرا که پیامد تنبیه چیزی جز درد نیست ظاهراً استدلال ایشان منطقی به نظر می رسد وما هم تصدیق می کنیم که نتیجه تنبیه درد است ولی ما می گوییم برخی ازدردها نتیجه اش حیات است غالباً نتیجه تنبیه تنها درد نیست بلکه نتایج دیگری هم دارد که برتر ازدرد است بعنوان مثال کودکی که مریض است وما می خواهیم به اوآمپول تزریق کنیم او بطور طبیعی ناراحت است اما این یک طرف قضیه است وطرف دیگر قضیه ادامه حیات است پس همینکه چیزی درد آور باشد نباید مبغوض شمرده شود بلکه باید به نتیجه ای که برآن مترتب است توجه داشت .»(فرقانی،منصور، 1379، ص41و42)
معروف است که روانشناسان تنبیه را «دست کم تنبیه بدنی را» جایز نمی‏دانند و عدم کارایی و یا اثرات و مضرات جانبی آن را دلیل بر ‏این امور می‏دانند. ولی باید گفت:
اولاً: چنین نیست که تنبیه، کارایی نداشته باشد

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد امام صادق، امام علی (ع)، رسول خدا (ص)، رفق و مدارا Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد رفق و مدارا، امام صادق، تعلیم و تربیت، امام علی (ع)