منابع پایان نامه ارشد درمورد فقه اسلامی، حقوق ایران، امام صادق، قانون مجازات

دانلود پایان نامه ارشد

القُرآنِ نَبَاُ ما قَبلَکُم و خَبَرُ ما بَعدَکُم و حُکُمَ ما بینَکُم».( علی (ع) فرمود:در قرآن خبرهای قبل ازتولدشما وخبرهای بعداز مرگ شماامده است وبین شما حکم می کند(سید رضی،1385، ص 688)
دربرخی از روایات،به تنبیه بدنی کودک اشاره شده است ولی کمّیت وکیفّیت آن را از نظر دور نداشته و تصریح کرده است که چه کسانی این حق را دارند و چه مقداری می توانند تنبیه کنند؟وبرای چه چیزی وچه مقدار می توان کودک را تنبیه کرد؟.این طور نیست که درهرکاری شخص؛اجازه دارد کودکی را تنبیه نماید. ذیلاً به برخی از مواردی که می توان تنبیه کرد،اشاره می شود: رسول خد(ص)می فرماید:«نماز را در هفت سالگی به کودک یاد دهید و در ده سالگی او را بر ترک نماز تنبیه کنید».(هندی، علاالدین، بی تا ، ج16). اسحاق بن عمٌار می گوید:از حضرت موسی بن جعفر(ع) سوال کردم مقدار تنبیه کودک چقدر است؟حضرت در پاسخ فرمود:«ده تازیانه و اندی،بین ده تا بیست تازیانه».(حر عاملی، محمد، بی تا، ج 18،ص583) همچنین امام صادق(ع)فرموده اند:«حدود شرعی دربارهُ کودکان جاری نمی شود ولکن تأدیب شدید می شوند».(فرقانی،منصور، بی تا، ص64).
آنچه از روایات پیشوایان دینی به خوبی استفاده می شود این است که فقه اسلامی تأدیب و تنبیه کودک را به عنوان آخرین گام در روش تربیتی مطرح ساخته است و میزان تأدیب هر فردبه حسب جرم و قدرت جسمی و روحی او فرق می کند وتشخیص آن به نظر حکم شرع ،قاضی یا مرّبی کودک است . در حقوق ایران هم بر شیوه تأدیب از جمله اطفال تاکید شده که توسط کانون اصلاح تربیت به میزان و مصلحت و به حکم دادگاه صورت گیرد و همچنین جرم باید آگاهانه باشد و لذا فرد در حالت جنون مسئولیتی ندارد .(منصور، جهانگیر، 1390،ص37، ماده 49 و51).
از آنجا که تربیت به معنای فعالیت مربی و فرد تحت تربیت در مقام تربیت و اصلاح است و بنابراین رفتارها و فعالیتهای جهت دار، آگاهانه، منطقی و براساس تشخیص و مفید درمیان جامعه است، مبتنی براهداف ویژه خود است و اگر مربی ومسئول برای رسیدن به اهداف موردنظر از برخی ابزارها و شیوه های متناسب و مشروع استفاده کند،عمل وی مطلوب خواهد بود زیرا درآن، آثار تربیت است.در این میان تربیت کودکان از وظایف خطیر کسانی است که در پی حفظ ارزشهای اخلاقی و اجتماعی هستند.این تربیت وارائه راه درست و معقول پیش روی آن به مثابه صیانت از کل جامعه است زیرا که کودکان؛ بزرگان وشخصیت های آینده اند و اگر به درستی تربیت شوند،درواقع افراد جامعه اصلاح و هدایت شده اند و بنابراین برای انجام این امر خطیر استفاده از برخی روش ها برای زمینه سازی تربیت کودکان را نمی توان از نظر دور داشت و از آن جمله تنبیه کودکان است که از شیو ههای مشروع در روایات ازآن نام برده شده است.وقتی با نگاه دینی وارد قلمرو احکام و تکالیف دینی می شویم،در کنترل آسیب های اجتماعی عرصه جدیدی بر روی ما گشوده می شود.در نظام تربیتی و فقه اسلامی به وظا یف افراد درقبال خود ودیگران اشاره شده است.برای مثال از وظائف اولیا و مربیان و چارچوب و اولویت بندی نسبت به امور همانند تربیت کودک مشخص شده است و قلمرو اختیار آنها درمورد تربیت،تأدیب و راهکارهای رفتاری معلوم گردیده است.درتربیت وشیوه های تربیتی اسلام؛به نتایج و بار مثبت آن تکیه واز آن بهره گرفته شده است:در حوزه فقه سفارش شده است که نباید فراتر از اختیار اشخاص ذی حق درامر تنبیه کودک اقدام شود و وقت تنبیه بدنی از آسیب های جسمی ،جنبی و فیزیکی روی کودکان نیز نباید غافل بود که در غیر این صورت پیشوایان دینی آن را مورد نکوهش قرار داده اند.
تنبیه وتأدیب شرایط و معیارهایی داردکه باید براساس آن و رعایت ولحاظ آن انجام گیرد، بنابراین تناسب شخصیت خانوادگی،محیطی و سنی در تنبیه وی بسیار موثر و مورد توجه فقه اسلامی و پیشوایان معصوم(ع)بوده است.در این خصوص که تأدیب و تنبیه کودک در مواردی باید صورت بگیرد،یتیم و غیر یتیم وجود ندارد ولی قدرت تمیز و درک حق از ناحق و قبیح از غیر آن مطرح می باشد و اگر کودکی از عقل برخوردار باشد و خلاء روحی نداشته و اجباری درکار نباشد،باید تنبیه شود. در روایتی: امام علی(ع) فرمودند: «درمواردی که فرزند خود را تأدیب می کنی،یتیم را نیز تأدیب کن»(الطبرسی،میرزا حسین، 1407ه.ق، ج15،ص167)
روایتی از امام صادق(ع)منقول است که آن حضرت در خصوص کودکی که دزدی کرده بود،فرمودند:
«از او بپرسید آیا میدانی دزدی عقوبت دارد؟اگر می دانست،بپرسید عقوبت آن چقدر است،اگر نمی دانست رهایش کنید».(حر عاملی،محمد،وسائل شیعه،ج18،ص125) بنابراین در فقه اسلامی تنبیه ، مجازات و پرداخت دیه در اصل برای جنایتی است که به طور خطای محض و شبه خطا یعنی جنایت عمدی که شبه خطا است و فرد عاقل و بالغ باشد ؛صورت می گیرد . (دادمرزی،سید مهدی، 1387، ص 652) قوانین حقوق ایران هم مؤید همین مطلب می باشد که به طور مسبوط آنرا در ماده 259 و 308 شرح داده است . (منصور، جهانگیر، 1390). و همچنین بیان شده است که ، اگر فردی در هنگام تأدیب و مجازات مجرم، طبق وظیفه و دستور ، عمل نماید ضامن نیست و مسئولیتی نخواهد داشت و این امر در فقه اسلامی تایید گردیده به شرطی که قصوری صورت نگرفته باشد . (شهید اول، 1406 ه.ق ، ص285) . در حقوق ایران هم این قانون صراحت دارد .
چنانکه طبق ماده 332 قانون مجازات اسلامی ، مأمور انتظامی یا نظامی در اجرای دستور در صورت عدم تخلف از مقررات اگر مرتکب قتل یا صدمه ای شوند، ضامن نخواهند بود . ولی طبق نظر فقه ها اگر به قصد تأدیب بزند و منجر به قتل شود ضامن خواهد بود . اگر چه ضارب زوج باشد یا ولی طفل یا وصی فرد یا معلم کودک باشد؛ لذا دیه از مال او پرداخت می شود .(امام خمینی،روح اله،تحریر الوسیله،1390،نجف اشرف). البته فاضل هندی با استناد به آیه91 سوره توبه که می فر ماید(ماعلی المحسنین من سبیل) ولی را که به قصد تأدیب طفل را برای مصلحت و بر حسب ضرورت تنبه نماید وبا عث صدمه یاتلفی گردد از ضامن بودن استثناء نموده چون آنرا احسان محض می داند (الفاضل الهندی، بی تا، ج7 ، ص 519)

1-1-2سابقه و پیشینه پژوهش

حسينخاني، محمد جواد،(1387) ،درپایان نامه خود تحت عنوان ” تأديب کودک از منظر فقه اماميه و حقوق ايران” به بررسی این موضوع پرداخته و بیان میکند که قاعده عمومي و کلي در تنبيه بدني کودک عدم جواز و حرمت است و تنها در شرايط خاصي اين قاعده عمومي استثنا مي‌پذيرد. موارد استثنای تنبيه بدني کودک تحت دو عنوان کلي تعزير و تأديب مي‌باشد. هر چند قريب به اتفاق فقها در تنبيه بدني کودک اين دو عنوان را تفکيک نکرده‌اند اما از آنجا که در قاعده عمومي و کلي در تنبيه بدني کودک عدم جواز و حرمت است و تنها در شرايط خاصي به برخي موارد خاص آن اشاره نموده‌اند تفکيک اين دو عنوان ضروري به نظر مي‌رسد چه اينکه موارد، حکم، شرايط و بسياري از لوازم اين دو عنوان با هم متفاوت است و ثمرات عملي قابل توجهي در تفکيک اين دو عنوان وجود دارد. علاوه بر اين از آنجايي که فقها و حقوقدانان به طور مبسوط به اين بحث نپرداخته‌اند بسياري از ضوابط و شرايط تنبيه بدني کودک از جمله موارد، کيفيت، مرحله، افراد تنبيه کننده و مانند آن مغفول واقع شده که در اين مقاله مورد بررسي قرار گرفته است.
میرزایی،اعظم،(1390) به بررسی و مطالعه تطبيقي تنبيه بدني زوجه و کودک از ديدگاه فقهاي اماميه و شافعيه پرداخته است وی معتقد است گسترش روز افزون مسئله همسر آزاري و کودک آزاري ،ذهن را به مخاطره ی راهکاري اساسي برای پيش گيري اين مسئله مي‌اندازد. به راستي در فقه اسلامي چه راهکارهايي براي مقابله با اين پديده توصيه شده؟ «تنبيه» و «تأديب»، گرچه بار معنايي مثبت دارد، به همان اندازه مي‌تواند مورد سوء استفاده قرار گيرد و آزارهاي جسمي در قالب تنبيه و تأديب، بدون اينکه ضمانت اجرايي مناسب داشته باشد، اعمال گردد. در فقه اسلامي، جواز تنبيه بدني بر اصولي چون معروف، مصلحت، احسان و عدم ضرر مبتني شده و تنبيه زوجه و کودک با شرايط خاص و دقيق، به عنوان تدبيري براي حفظ نظام خانوادگي وتعليم و تربيت، جايز دانسته و براي محافظت بر مصلحت، ضمانت‌هاي اجرايي چون ضمان و مسئوليت، تدارك ديده شده است
ابراهیمی؛شکراله ،(1388) تأديب طفل از نظر فقهي و حقوق کيفري ايران مورد مطالعه قرار می دهد و بیان می کند يکي از مسائل عمده دنياي معاصر مساله تربيت و تاديب کودک است . تاکيد اسلام بر اين امر خطير گواه و شاهد آن است که توجه و اهتمام به کودکان در فرداي جامعه اسلامي نقش مهمي را عهده دار است. آن قدر که اسلام به مسئله تأديب توجه نموده است هيچ دين و آیيني بدان سان به آن اهتمام نورزيده است و لذا آيات و روايات متعددي در اين زمينه به چشم مي خورد که در ضمن بحث به آنها اشاره مي رود.
شاکری، محسن، (1390) در بررسی بررسي حدود و ثغور تنبيه ، تعزير و تأديب كودك در فقه اماميه پرداخته است و نشان می دهد که فقه امامیه به طوركلي تنیه و تأدیب را ممنوع نكرده است. بلكه با توجه به شرايطي خاص، ممنوعيت آ نرا برداشته است. البته عنوان اوليه در تنبيه كودك حرمت است وتنها در شرايطي خاص استثنا مي پذيرد. موارد استثنای تنبيه كودك تحت دو عنوان كليِ؛ تعزير و تأديب مي باشد. هر چند بيشترِ قريب به اتفاق فقها در تنبيه بدني كودك اين دو عنوان را تفكيك نكرده اند اما از آنجا كه در برخي موارد خاص به آن اشاره نموده اند تفكيك اين دو عنوان ضروري به نظر مي رسد زيرا موارد، حكم، شرايط وبسياري از لوازم اين دو عنوان با هم متفاوت است و ثمرات عملي قابل توجهي در تفكيك اين دو عنوان وجود دارد. علاوه بر اين از آنجايي كه فقها به طور مفصل اين بحث را مطرح نكرده اند بسياري از ضوابط و شرايط تنبيه بدني كودك از جمله موارد، كيفيت، مرحله، افراد تنبيه كننده و مانند آن در كتب فقهي بررسي نشده است كه در اين مقاله مورد بررسي قرار داده و به نتایج زیر دست یافته است.
يك. كميت و كيفيت تنبیه به عنوان تأديب سبك تر از كميت و كيفيت تنبيه به عنوان تعزيراست. تأديب در كيفيت با نرمي و مدارا و در كميت تنها تا شش ضرب مي باشد اما تعزير تا كمتر ازمقدار حد مربوطه نيز جايز است و كيفيت آن مقيد به اموري مانند رفق نشده ولي به وسيله قواعدي مانند لاضرر تعديل شد ه است.
دو. تعزير كودك تنها در جرایم داراي حد و در مواردي كه باعث تضييع حقوق مسلمين است، مي باشد و موارد تأديب شامل بقيه مواردي است كه نسبت به مكلّفين معصيت به حساب مي آيد.
سه. حكم تعزير كودك وجوب و حكم تأديب استحباب است.
چهار. مرتبه تنبيه تنها در جرایم داراي حد در اولين مرتبه و در موارد ديگر در آخرين مرتبه قرار دارد.
پنج. تعزير كودك توسط حاكم و ولي كودك و تأديب او توسط پدر، معلم و وصي جايز مي باشد.
شش. تعزير مقيد به شرايطي از جمله انحصار آن در ضرب، رعايت توان جسمي روحي كودك، رعايت مصلحت كودك و اطرافيانش، رسيدن او به سن تميز و علم كودك به حرمت است و تأديب علاوه بر اينها به اموري مانند نيت اصلاح در تأديب كننده و احتمال تأثيرگذاري مشروط مي باشد.
آهنگران ،رسول ،به بررسی محدوده مجازی تنبیه بدنی از منظر روایات اهل بیت پرداخته و در آن طی بررسی موارد مجاز تنبیه بدنی نسبت به کودکان مشخص گردیده که در برخی امور که در فرض انجام آن توسط افراد بالغ ، شارع مقدس حد قرار داده ،مثل زنا و لواط و مانند آن اگر این عمل از سوی نابالغ انجام شود ،موجب مجازات تعزیری است و نیز تنبیه بدنی کودکان در صورتی هم جایز خواهد بود که تربیت آنها اعم از تربیت لازم و یا مستحب ایشان بر تنبیه بدنی توقف پیدا می کند و راهی غیر از آن وجود نداشته باشد که در این صورت هم این عمل جایز خواهد بود.و اینکه تنبیه بدنی فقط به قصد تربیت جایز خواهد بود و در غیر اینصورت عملی ظالمانه و حرام بوده است.

1-1-3سوالات تحقیق

الف : وضعیت تأدیب از نظر فقهی و حقوقی چگونه ارزیابی می شود؟ .
ب : تأدیب در چه صورت موجب ضمان است؟.
ج : بین فقه و حقوق پیرامون مسئله تأدیب چه رابطه ای وجود دارد؟
1-1-4فرضیه های پایان نامه

الف : تأدیب ا

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد امر به معروف، حقوق ایران، نهی از منکر، قانون اساسی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد حقوق ایران، فقه امامیه، فرهنگ فارسی، مثنوی معنوی