منابع پایان نامه ارشد درمورد فرزندپروری، فرزند پروری، سبک های فرزندپروری

دانلود پایان نامه ارشد

ه سلامت عمومی گلدبرگ(28 سوالی) به دست آورده است.
پیشرفت تحصیلی:آنچه در این پژوهش به وسبله معدل نیمسال اول تحصیلی سال 92-1391 دانش آموزان سنجیده شده است .

فصل دوم
پیشینه پژوهش

بخش اول :سبک های فرزندپروری
مقدمه
خانواده یکی از عوامل شکل گیری شخصیت کودک واولین بذر تکوین رشد فردی و پایه واساس شخصیت آدمی است .اولین پایه های تربیتی وآموزشی همیشه از خانواده شروع می شودوسپس به دست جامعه ادامه می یابد.
تعریف فرزندپروری
فرزندپروری فعالیت پیچیده ای شامل روش ها ورفتارهای ویژه است که به طور مجزا یا در تعامل با یکدیگر بر رشد کودک تاثیر می گذارد.در واقع پایه واساس شیوه فرزندپروری مبین تلاش های والدین برای کنترل واجتماعی کردن کودکانشان است(بامریند17،1991).البته باید توجه داشت که در این تعریف روش های بهنجار فرزندپروری مورد نظر است وروش هایی چون سوء استفاده از کودکان را در بر نمی گیرد.
تعاریف نظری سبک های فرزندپروری
سبک های فرزندپروری ،ترکیب هایی از رفتارهای والدین است که در موقعیت های گسترده ای روی می دهند وجو فرزندپروری بادوامی را پدید می آورند(برک لورا،2001).
پتیت ومایز18(1997) شیوه های فرزند پروری را اینگونه تعریف کرده اند:مجموعه ای از رفتار ها که تعیین کننده ی ارتباطات متقابل والد-فرزند در موقعیت های متفاوت و گسترده ای است،و اینگونه فرض می شود که موجب ایجاد یک فضای تعامل گسترده می گردد.
شیوه فرزندپروری عبارت است از روشی که کودک به طور معمول بر اساس آن در خانه پرورش می یابد ومی تواندبر عملکرد کودکان درمدرسه تاثیرگذارباشد(استینبرگ،1992).
مولتون19(2002) سبک های فرزندپروری را اینگونه تعریف کرده است: الگوهای رفتاری که مراقبت کننده های اولیه درتقابل با کودکانشان از آن استفاده می کنند.
دارلینگ واستینبرگ(1993،به نقل از گلاسکو،دورنباخ،ترویر20 وهمکاران،1997) سبک های فرزندپروری را این گونه تعریف کرده اند: سبک های فرزندپروری مجموعه ای از گرایش ها،اعمال وجلوه های غیرکلامی است که ماهیت تعامل کودک ووالدین را در تمامی موقعیت های گوناگون مشخص می کند.(مهرافروز،1378).

مبانی نظری سبک های فرزندپروری
در زمینه سبکهای فرزند پروری نظریات متعددی ارائه کرده اند.در ادامه برخی از نظریات عمده در زمینه فرزند پروری مورد بررسی قرار گرفته اند.
نظریه شیفر21
شیفر(1993) از جمله کسانی است که در زمینه شیوه های فرزند پروری پژوهش هایی انجام داده است.او بر اساس مشاهداتی که از تعامل کودکان 1 تا 3 ساله با مادرانشان انجام داد،طرح یک طبقه بندی بر اساس دو جنبه رفتار والدینی یعنی آزادی-کنترل (سهل گیری در مقابل سخت گیری)وسردی-گرمی(پذیرش در مقابل طرد)ارائه نمود.اونتیجه گرفت که مادران پذیرنده یا طرد کننده می توانند سخت گیر یا آسان گیر باشند.این دو بعد اساسا” اشاره به سطوح حمایت عاطفی دارد که والدین در مورد کودکانشان به کار می برند ونیز اشاره به کنترلی دارد که والدین در مورد کودکان خود اعمال می کنند.بدین ترتیب از ترکیب این دوبعد،الگوهای مختلف رفتار والدین شکل می گیرند.که به چهاردسته تقسیم می شوند:
    1- والدین با محبت و آزاد گذارنده: این والدین کسانی هستند که معمولا به عنوان والدین نمونه شناخته می شوند. کودکان آنها دارای استقلال بوده و رفتار اجتماعی مناسبی دارند. محبت و گرمی توام با آزادی موجب می شود به علت داشتن فضای مناسب برای برون ریزی هیجانی و عدم وجود پاسخهای نامناسب از سوی والدین، حالتهای پرخاشگری در کودکان چنین خانواده هایی دیده نشود.
2- والدین با محبت و محدود کننده: گاهی محبت والدین محدودیتهایی را به دنبال دارد. این والدین فرصت کسب تجربه و یادگیری را از کودکان سلب می کنند. آنها با محبت افراطی داشتن، آزادی لازم را از کودکان خود سلب می کنند.
   3- والدین متخاصم- محدود کننده: رفتارهای خصومت آمیز این نوع والدین که بیشتر بر اصل تنبیه استوار است به همراه سخت گیری و محدودیت شدیدی که نسبت به فرزندانشان اعمال می کنند، موجب ایجاد احساس خصومت شدید در فرزندان آنها می شود. از سویی عدم اجازه به کودک در ظاهر ساختن این احساس موجب عصبانیت در کودک می شود.
4- والدین متخاصم-آزادگذارنده: تفاوت این کودکان باگروه قبلی دراین است که همراه شدن عامل خصومت باعامل آزادی موجب ایجاد رفتارهای پرخاشگرانه به شدیدترین حالت در این کودکان می گردد. نتایج برخی مطالعات نشان داده است که والدین کودکان بزهکار این الگو را از خود نشان می دهند.( شفر1993؛ به نقل از باقرپور،1384).
نظریه اریکسون22
بنابر نظریه تحول روانی –اجتماعی اریکسون،شکل گیری شخصیت برطبق مراحل وبراساس رشدبدنی که تعیین کننده کشش فردنسبت به جهان خارجی وهشیارشدن وی نسبت به آن است تحقق می پذیرد.براساس مراحل 8 گانه تحول روانی –اجتماعی اریکسون،اهداف وسبک های فرزندپروری والدین درمراحل مختلف رشد تغییر میکند.درمرحله اول رشدروانی–اجتماعی اریکسون که اعتماد در برابر عدم اعتماد است واز تولد تا 18 ماهگی را شامل می شود،هدف اصلی فرزندپروری در این مرحله پاسخگویی به نیازهای فرزند است.هدف اصلی فرزندپروری برای کودکانی که در سنین 18 ماهگی تا 3 سالگی به سرمی برندودر مرحله خودمختاری در برابر شک وتردید بسر می برند ،کنترل رفتار فرزندان است.برای کودک 3 تا 5 ساله که در مرحله ابتکار در برابر احساس گناه بسر می برد ،هدف عمده فرزند پروری باید پرورش خودگردانی باشد.مرحله چهارم که اریکسون این مرحله را کارایی در برابر احساس حقارت نامیده است وکودکان 5 تا 11 ساله را در بر می گیرد ،هدف اصلی فرزندپروری ترقی دادن وپیشرفت کودک است.در مرحله پنجم که دوران نوجوانی است(11 تا 13 سالگی)ومرحله هویت دربرابرآشفتگی است،هدف اصلی فرزندپروری تشویق به استقلال وحمایت های عاطفی است(هترینگتون،1978).
نظریه بامریند23
تحقیقات معاصر در شیوه های فرزند پروری از مطالعات بامریند روی کودکان و خانواده های آنان نشات گرفته است(برگ -کراس24، 2000).استنباط بامریند ازشیوه های فرزند پروری بر روی یک رویکرد تیپ شناسی بنا شده است که بر روی تر کیب اعمال فرزند پروری متفاوت متمرکز است در پژوهشي اوليه که از سوی بامريند (1978) انجام شد، مقايسه ای بين روشهای تربيتي والدين و کودکان با خصوصيات مختلف صورت گرفت. روش کار به اين صورت بود که براساس مشاهداتی که در خانه و مهدکودک انجام مي شد، کودکان براساس پنج معيار شايستگی، به ترتيب زير مورد ارزيابي قرار مي گرفتند: 1 – خويشتن داری،2 – تمايل به برخورداری توام با کنجکاوي و اشتياق در برابر موقعيت های جديد و دور از انتظار3- فعال بودن،4-  اتکا به خود،5 – توانايي ابراز محبت به همبازی ها.
کودکان براساس نمره هايی که در اين پنج معيار به دست آوردند به سه گروه تقسيم شدند:
  الف) گروهي که در تمام معيارها نمره های بالايی داشتند و کودکان شايسته و رشديافته ناميده شدند. ب)گروهي که خويشتندار و متکي به خودبودندولی از موقعيت های جديد بيم داشتند و علاقه چنداني برای آميزش با ساير کودکان از خود نشان نمي دادند.ج) گروهي نيز شامل کودکاني بودند که در تمام معيارها نمره های پائين داشتند، يعني به کمک ديگران متکی بودند. از موقعيت های جديد کناره مي گرفتند و در خويشتنداری نمره های پائين داشتند. اين گروه رشدنايافته ترين گروه کودکان بودند که مورد مشاهده قرار گرفته بودند.سپس محققين با استفاده از مصاحبه و روشهای مشاهده، چهار جنبه از رفتار والدين را مورد ارزيابي قرار دادند. اين جنبه ها عبارتند از: 
1 –  کنترل: ميزانی که والدين سعی مي کنند در فعاليتهای کودکان دخالت کنند و وابستگي با پرخاشگری کودکان را مطابق با معيارهای خود تغيير مي دهند. 
2-  توقع رشديافتگي: فشارهايي که به کودک وارد مي شود تا عملکرد او با ميزان توانايي وی هماهنگ شود. 
3 – وضوح ارتباط بين مادروکودک: ميزان توانايي مادر در توضيح دلايل به هنگام اطاعت طلبيدن ازکودک و ميزان توجه آنها به عقايد واحساسات کودک. 
4 – فرزندنوازی (مراقبت): به ميزان محبت و عطوفتي که نسبت به فرزندانشان از خود نشان مي دهند و لذت بردن از پيشرفت فرزندانشان اشاره دارد. چنين والديني مهربان و پرحرارت هستند و ارتباط خوبي با فرزندانشان برقرار مي کنند. اين افراد در عين حال که به عقايد فرزندانشان احترام قائل اند، در مورد رفتارهائي که برای فرزندان خود مناسب مي دانند، پيگيرانه و خالي از ابهام عمل مي کنند. 
 بدين ترتيب بامريندازطريق مشاهداتي که در شرايط آزمايشگاهي بدست آورد واطلاعاتي که راجع به والدين کودکان ازطريق مشاهدات خانگي ومصاحبه هايي که هم ازمادران وهم ازپدران تنظيم نمود دریافت شیوه های فرزند پروری در دو بعد،با یکدیگر تفاوت دارند.بعد اول ،توقع25 و کنترل بعد دوم پذیرندگی واجابت کنندگی26 .ترکیب گوناگون دو بعد توقع/کنترل و پذیرندگی/اجابت کنندگی چهار شیوه فرزند پروری رابه وجود می آورد که پژوهش بامریند بر سه شیوه آن متمرکز است:مقتدرانه (دمکراتیک) ،مستبدانه،سهل گیر.چهارمین شیوه یعنی شیوه کناره گیر27(مسامحه کار) را محققان دیگری مورد مطالعه قرار داده اند(برک،2001).  بر اساس نظریه بامریند،شیوه های فرزند پروری به عنوان واسطه ی بین متغیرهای هنجاری آنان و جامعه پذیری کودکانشان عمل می کند.سبک های فرزندپروری هم دارای نقش حمایتی و هم غیر حمایتی هستند که البته پیامد به کارگیری هریک از آنها بر تحول کودک متفاوت است(سانتراک، 2007).بامریند(1991) بیان می کند که والدین دیکتاتور،روابط سرد همراه با کنترل زیاد برفرزندان خود اعمال می کنند.والدین مقتدر،کنترل خودرا همراه با رابطه ی گرم و پاسخگویی بر فرزندان خود دارند .در حالیکه والدین سهل گیر،انتظارات اندکی از فرزندان خود داشته وهیچ گونه کنترل وپاسخگویی هم نسبت به آنان ندارند.
والدین قاطع : به صورت افرادی گرم وصمیمی توصیف شده اند در عین حال بر آنچه که کودکانشان انجام می دهند کنترل دارند. آنها برای خواسته هایی که از فرزندانشان دارند از دلایل وتوضیحات منطقی استفاده می کنند. این والدین تلاش دارند که برفرزندانشان گوشزد نمایند که رفتار آنها چه تاثیری بر دیگران می گذارد.والدين مقتدر(اقتدارگرا) به صورت افرادی با صميميت و محبت زياد (اين گونه والدين در زندگي فرزندان خود مشارکت کرده و به نيازهای آنها پاسخ مي دهند) و کنترل رفتاری (آنها محدوديت های واضح و مناسب با سن فرزندان برای رفتارهای او در نظر مي گيرند) تعريف مي شوند. والدين مقتدر معيارهايي به فرزندان نشان مي دهند که طبق آنها زندگی کنند. غالبا” مي خواهند چيزهايی را از نوجوان خود بياموزند (ریتمن28 وهمکاران، 2002). 
والدین سهل گیر:به صورت والدینی توصیف شده اند که سعی دارند برای کودکان خودمحیطی گرم آرام وپذیرا به وجود آورند، خواسته های اندکی از فرزندان خود دارند، وبر آنچه آنها انجام می دهند کنترل ونظارت ندارند. این والدین به فرزندان خود آزادی بیش ازحد می دهند وخطای آنها را نادیده می گیرند(ریتمن وهمکاران، 2002).
والدین مستبد: فاقد گرمی و صمیمیت در روابط خود با فرزندان هستند انتظار دارند که فرزندان خواسته ها وتقاضاهای آنها را بدون بحث وبی چون وچرا برآورده کنند. در این خانواده ها به کودکان اجازه ابراز عقیده داده نمی شود وفرصت کمی برای تفکر درباره موقعیتها یا بکار گیری استدلال وجود دارد(ریتمن وهمکاران، 2002).

انواع سبک های فرزندپروری
سبک های فرزندپروری والدین یکی از سازه های جهانی است که بیانگر روابط عاطفی ونحوه ارتباط کلی والدین با فرزندان است وعاملی مهم برای رشد ویادگیری کودکان به شمار می آید(اکسای29،1996).پژوهش در این زمینه به لحاظ مفهومی تحت تاثیر دو چارچوب نظری قرار دارد:اول نظریه دلبستگی30 که به کارهای اولیه جان بالبی31 و متعاقب آن ،کارهای مری اینسوورث32 وهمکاران او استوار است.مطابق با این نظریه،ماهیت روابط کودکان با افراد مهم زندگی(نظیر والدین ویا هرفرد مراقبت کننده دیگر)در سال های اولیه زندگی ،بسیاری از جنبه های رشد اجتماعی،عاطفی وشناختی کودکان را

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد عزت نفس، سلامت روان، سلامت روانی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد فرزندپروری، فرزند پروری، طبقه اجتماعی