منابع پایان نامه ارشد درمورد غصب خلافت

دانلود پایان نامه ارشد

پيامبر( به جا و مشروع نبوده است و ظالمانه بوده است و چنين کسي در حقيقت مرتکب ظلم بزرگي شده است و شايستگي امامت بر مسلمانان را ندارد.
سخن قوشچي که ميگويد: اين اشکال اگر بر عثمان وارد باشد بر حضرت علي( نيز به طريق اولي وارد است، بسيار سخيف و ضعيف مي‌باشد، زيرا حضرت علي( با ناکثين و مارقين و قاسطين به امر رسول خدا( نبرد کرد و هم چنين رسول خدا( خبر داده بود که جنگيدن با علي( جنگيدن با وي است. در بسياري از منابع اهل سنت آمده است که رسول خدا( خطاب به حضرت علي( فرمود: “حربک حربي و سلمک سلمي” اسامي اين منابع در کتاب “شرح احقاق الحق ” آمده است363.
5-3-2-4. اجتناب عثمان از اجراي حدود شرعي
عثمان به خاطر هواي نفس از اجراي حدود شرعي اجتناب ميکرد؛ از جمله اين که عبد الله بن عمر را قصاص نکرد، زيرا او هرمزان را که مسلمان شده بود، کشت به اتهام اين که به دستور هرمزان، ابولؤلؤ عمر را کشته است. بعد از اين که حضرت علي( به خلافت رسيد او را احضار کرد تا قصاص کند، ولي عبد الله بن عمر فرار کرد و به معاويه پناه برد.
هم چنين وليد بن عتبه را که حد شرب خمر بر او واجب شده بود، حد جاري نکرد.حضرت علي( بعد از رسيدن به خلافت او را احضار کرد و بر او حد شرب خمر را اجرا کرد و فرمود: “حد خداوند نبايد تا زماني که من هستم باطل شود”.
1-5-3-2-4. پاسخ قوشچي:
عثمان اجتهاد کرد و گفت: چون قتل هرمزان پيش از امامت او بوده است، بنابراين قصاص کردن بر او لازم نيست.
علت جاري نکردن حد وليد نيز به اين خاطر بود که خواست تحقيق کند و مطمئن گردد و بعد حد را جاري سازد و زماني اين تحقيق به نتيجه رسيد که عثمان کشته شده بود و حضرت علي( خليفه بود، بنابراين حضرت علي( حکم را اجرا کرد364.
2-5-3-2-4. رد پاسخ قوشچي:
آن چه قوشچي بر آن معترف است و آن را به طور ضمني پذيرفته است، اين است که عبد الله بن عمر به ناحق هرمزان را کشته است و قتل را توجيه نکرده است.
بر خلاف ادعاي قوشچي؛ عثمان گفت: “چون پدر عبد الله تازه کشته شده است و عزادار است بيرحمي است که من او را بکشم” و به خاطر عطوفت بيجا حد الهي را تعطيل کرد نه به خاطر اين که اين عمل خود را مستدل سازد. و هر که از حدود الهي تجاوز نمايد، ظالم است و شايستگي امامت را ندارد. “مَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللهِ فَأولئِکَ هُمُ الظّالِمُونَ”365.
سخن ديگري که از عثمان در اين جريان نقل شده است، اين است که گفت: “قضاي الهي چنين بود که عبد الله بن عمر، هرمزان را بکشد با اين که هرمزان مسلمان شده بود و لکن ديگر او وارث ندارد و وارث او شما مسلمين هستيد و من نيز امام شما هستم و او را عفو ميکنم”366.
شاهدي و دليلي بر اين که عثمان در مقام تحقيق بوده است، وجود ندارد و قوشچي نيز شاهدي نياورده است، به عبارت ديگر سخن قوشچي، ادعاي بدون دليل است.
6-3-2-4. خذلان عثمان از سوي صحابه
اصحاب با وجود اين که ميتوانستند از کشته شدن عثمان جلوگيري کنند، ولي اين کار را نکردند. اگر اصحاب به صلاحيت عثمان براي خلافت، يقين داشتند در ياري کردن به او تاخير را روا نميداشتند. سخن حضرت علي( هم که فرمود: “خداوند او را کشت” به حق بودن قتل او دلالت ميکند و اين که تا سه روز پس از مرگ او را دفن نکردند، به شدت نفرت آنها از عثمان دلالت مي‌کند و همه اين‌ها به اين علت بود که رفتار و عملکرد خليفه در طول خلافتش صحيح و پسنديده نبود367.
1-6-3-2-4. پاسخ قوشچي:
اولا؛ اين که اصحاب او را خوار کرده باشتند و بدون عذر، دفن او را تا سه روز به تاخير انداخته باشند، صحيح نيست.
ثانيا؛اگر هم صحيح باشد به عثمان اشکال و ايراد وارد نميشود، بلکه به خود اصحاب اشکال وارد است. ما به انصار و مهاجرين عموما و حضرت علي( خصوصا گمان نميبريم که به قتل عثمان راضي باشند و دفن او را به تاخير اندازند، به خصوص کسي را که در طول شب و روز مشغول عبادت بود و رسول خدا او را به بهشت بشارت داده بود و و او را بارها ثنا گفته بود.
2-6-3-2-4. رد پاسخ قوشچي:
از جواب عثمان بر مي‌آيد که وي قبول دارد که دفن عثمان به تاخير افتاده است. آن چه وي آن را انکار مي‌کند، اين است که اين به تاخير انداختن به علت عذري بوده است و گر نه اصحاب قصد توهين و تحقير عثمان را نداشتند.
آن چه از تاريخ بر ميآيد و روشن مي‌شود، اين است که اصحاب بدون عذر و عمدا به علت ظلمهايي که عثمان مرتکب شده بود، دفن او را به تاخير انداختند368.
حديث “عشره مبشره” مخدوش است و يک دليل مخدوش بودن اين حديث اين است که دو نفري که اين حديث را روايت کرده‌اند جزو عشره مبشره هستند و چون روايت به نفع آنهاست و ذي نفع هستند، قبول کردن آن دشوار ميباشد.
7-3-2-4. غيبت عثمان در جنگهاي بدر و احد و بيعت رضوان
در حالي که حضور در جنگهاي صدر اسلام هنگامي که تعداد مسلمين اندک بود و هنوز در اقليت بودند فضيلت بزرگي براي شرکت کنندگان در اين جنگها به شمار ميآيد، عثمان از اين فضايل بهرهاي نداشت و در اين غزوات شرکت نکرده بود و اصحاب همين مطلب را بر عثمان ايراد ميگرفتند.
1-7-3-2-4. پاسخ قوشچي:
غيبت عثمان به فرمان نبي اکرم( بود و در فضيلت او همين بس که حضرت پيامبر اکرم( در بيعت، دست او را به جاي دست خود قرار داد.
2-7-3-2-4. رد پاسخ قوشچي:
اين که غيبت عثمان به دستور و يا اذن پيامبر خدا( بوده باشد، ثابت شده نيست و هم چنين است جريان بيعت و اين که حضرت رسول اکرم( دست عثمان را به جاي دست خود براي بيعت قرار دهد. قوشچي براي رد سخن محقق طوسي بايد از ادلهاي استفاده کند که در نزد شيعه مقبول باشد نه ادله اي که فقط مورد قبول اهل سنت است.

3-4. فصل هفدهم:
دليل عصمت و برهان معجزه بر امامت بلافصل حضرت علي(

يکي از مهم ترين ادله شيعه بر امامت بلافصل حضرت علي( دليل عصمت مي‌باشد.
1-3-4. بيان برهان:
امام بايد معصوم باشد.
از ميان صحابه و کساني که ادعاي امامت آنها شده است، تنها حضرت علي( معصوم است.
بنابراين از ميان صحابه تنها حضرت علي( امام ميباشد.
اما اين که عصمت چيست و چرا امام بايد معصوم باشد، در بحث اوصاف امام به آن پرداخته مي‌شود.
2-3-4. برهان معجزه
يکي ديگر از ادلهاي که محقق طوسي براي اثبات امامت و خلافت بلا فصل حضرت علي( به آن استدلال کرده است، استدلال به معجزات و کراماتي است که براي حضرت علي( اتفاق افتاد.
بيان برهان:
حضرت علي( ادعاي امامت کرد و موافق با ادعاي او، امور خارق العادهاي از وي آشکار شد؛ بنابراين ادعاي او صادق بوده است و او بعد از رسول خدا( خليفه و امام است، چون غير از او کسي چنين ادعايي نکرد369.
محقق طوسي به چند مورد از اين امور خارقالعاده اشاره کرده است370؛ چون محقق قوشچي در اين معجزات اشکال نکرده است و آنها را پذيرفته است، نگارنده نيز به همين اشارات خواجه بسنده ميکند و از بيان تفصيلي اين معجزات خودداري مينمايد.
کراماتي که محقق طوسي به آنها اشاره کرده است به ترتيب زير مي‌باشد:
1-2-3-4. قلع باب خيبر:
در ماجراي جنگ خيبر هنگامي که بسياري از صحابه نتوانستند باب خيبر را فتح کنند و وارد قلعه خيبر شوند، حضرت علي( باب خيبر را کند و به دور انداخت. پس از وي هفتاد مرد قوي نتوانستند آن در را تکان دهند.
2-2-3-4. صحبت کردن حضرت با مار بزرگ:
هنگامي که حضرت علي( بر روي منبر کوفه بود و با مردم سخن ميگفت، مار بزرگي وارد شد و مقابل حضرت ايستاد و بين آنها سخناني رد و بدل شد. مردم از حضرت درباره آن مار بزرگ پرسش کردند. حضرت جواب داد: اين مار از حکام جن بود که مسأله اي براي وي پيش آمده بود. درباره آن از من پرسش‌هايي کرد.
3-2-3-4. برداشتن صخره بزرگ از روي چاه:
در جريان جنگ صفين، لشکر حضرت علي( با بيآبي شديدي مواجه شدند. حضرت دستور داد که چاهي در نزديک ديري کندند در هنگام کندن چاه با صخره بزرگي برخورد کردند و نتوانستند آن را بردارند. حضرت علي( وارد شد و آن صخره بزرگ را برداشت و آن را دور انداخت. آب از چاه سرازير شد و لشکر حضرت از آن خوردند و سيراب شدند، سپس حضرت علي( آن صخره را در جاي خود قرار داد.
صاحب اين دير نيز با مشاهده اين جريان مسلمان شد.
5-2-3-4. محاربه حضرت با اجنه:
هنگامي که جنيان ميخواستند به حضرت پيامبر( موقع رفتن حضرت به بني المصطلق، آسيب برسانند، حضرت علي( با آنها جنگيد و بسياري از آنها را کشت.
5-2-3-4. رد شمس:
دو مرتبه براي حضرت علي( رد شمس اتفاق افتاده است.
3-3-4. شبهه قوشچي:
قوشچي به هيچ کدام از اين کرامات، ايراد و اشکالي نگرفته است و به طور ضمني ظهور اين معجزات را پذيرفته است. قوشچي مي‌گويد:
“حضرت علي( قبل از ابي بکر ادعاي امامت نکرده است. اگر هم بپذيريم که پيش از ابوبکر ادعاي امامت کرده است؛ مي‌گوييم ظهور اين معجزات در مقام تحدي نبوده است و نمي‌خواسته با اين معجزات امامت خود را اثبات کند و يا صلاحيت غير خود را براي امامت بيان نمايد”371.
4-3-4. نقد شبهه قوشچي:
ادعاي امامت توسط حضرت علي( پيش از ابوبکر؛ مانند روز روشن است و انکار آن تنها از روي تعصب ممکن است.حضرت بارها از غصب خلافت خود توسط ابوبکر شکايت کرد و تا حداقل شش ماه از بيعت با ابوبکر خودداري کرد که در فصلهاي سابق به آن اشاره شد. حضرت علي( براي بيان صلاحيت خود براي امامت بعد از پيامبر اکرم( سخنراني‌هاي غرائي داشت که نمونه بارز آن خطبه شقشقيه حضرت مي‌باشد.
هم چنين دلالت کرامت بر امامت بسيار روشن است، زيرا نشانگر مقبوليت صاحب کرامت در نزد خداوند است که اجازه ميدهد چنين امور خارق العادهاي از فردي ظاهر گردد. خداوند ميداند که اين فرد صاحب کرامت، ادعاي امامت خواهد کرد و اين کرامتها را دليل اين ادعاي خود قرار خواهد داد، اگر خداوند راضي به اين ادعا نباشد اجازه نمي‌دهد اين کرامات از شخصي صادر گردد. همان گونه که اجازه صدور چنين معجزاتي را بر مدعي دروغين نبوت، نميدهد372.

1. بخش پنجم:
شرايط و اوصاف امام

اوصاف امام در پاسخ پرسش “کيف الامام؟” قرار مي‌گيرد. بحث اوصاف و شرايط امام يکي از بحثهاي بسيار مهم در زمينه امامت ميباشد و پيوسته مورد توجه متکلمان اسلامي بوده است. هم چنان که اين يحث، يکي از مهم ترين مباحث اختلافي شيعه و اهل تسنن است.
تفتازاني شارح مقاصد از نه صفت به عنوان صفات امام ياد کرده است. به نظر تفتازاني امام بايد مکلف، مسلمان، عادل، حرّ، مرد، مجتهد، شجاع، صاحب رأي، کفايت کافي و قريشي باشد373. و در ادامه ميافزايد: هاشمي بودن، و هم چنين عصمت و افضليت شرط نمي‌باشد374.
محقق طوسي هشت صفت را براي امام لازم ميداند که نخستين آنها عصمت است بقيه اين اوصاف عبارت هستند از: علم، شجاعة، افضل بودن از بقيه مردم در تمام صفات، طهارت از صفات منفره، اقرب مردم به خدا، اختصاص به آيات و معجزات، انحصار امامت در وي در عصر خود375.

1-5. فصل هجدهم:
عصمت امام

ماده “عصم” در لغت به معناي امساک، حفظ و منع به کار رفته است376. عصمت نيز از لحاظ صرفي، اسم مصدر از اين ماده مي‌باشد377؛ بنابراين معصوم اسم مفعول به معناي محفوظ و ممنوع مي‌باشد.
“در اصطلاح متکلمان اسلامي معصوم کسي است که از ارتکاب گناه معصوم است. در اين که منشأ صيانت معصوم از گناه اراده الهي است، ترديدي وجود ندارد. اما از آنجا که ديدگاه آنان درباره نحوه تاثير گذاري اراده خداوند در حوادث جهان متفاوت است، درباره استناد عصمت معصومان به اراده الهي نيز تفسيرهاي متفاوتي ارائه شده است.
متکلمان اشعري که نظام اسباب و مسببات را نپذيرفته‌اند و به استناد بي واسطه حوادث به اراده الهي اعتقاد دارند، عصمت را به “نيافريدن گناه در معصوم از جانب خداوند” تعريف کردهاند؛ چنان که قاضي عضد الدين ايجي گفته است: “و هي عندنا ان لا يخلق الله فيهم ذنبا” عصمت از نظر ما اين است که خداوند گناهي را در معصومان نيافريند.

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، نماز جماعت Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد امر به معروف، فرد جامعه