منابع پایان نامه ارشد درمورد عوامل خطر، پیشگیری رشدمدار، کودک و نوجوان، پیشگیری اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

حساس آن ها مورد توجّه قرار گیرد.
مبحث دوم: کتب درسی و پیشگیری رشدمدار از جرم
همانطور که در فصل گذشته بررسی شد، پیشگیری در معنای خاص یا همان پیشگیری غیرکیفری، در یک تقسیم بندی رایج به پیشگیری اجتماعی که بیشتر با تأمین حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مردم در سطح جامعه محقق می شود و پیشگیری وضعی که با رعایت حقوق و آزادی های مدنی و سیاسی مردم به اجرا گذاشته می شود تا عادلانه و منصفانه باشد، تقسیم میشود.
پیشگیری اجتماعی را معمولا به دو دسته تقسیم می کنند: پیشگیری جامعه مدار یا محیطی که بر تاثیر محیط های پیرامون انسان بر بزهکاری تأکید دارد و پیشگیری رشدمدار که معطوف بر تدابیر پیشگیرانه در مراحل مختلف رشد کودک و نوجوان ناسازگار می باشد.
در این مبحث، به فراخور موضوع تحقیق، صرفا به بررسی پیشگیری رشدمدار و جایگاه محتوای کتب درسی در این نوع از پیشگیری خواهیم پرداخت .
گفتار اوّل: ماهیت پیشگیری رشدمدار
تدابیر روانی– اجتماعی پیشگیرانه نسبت به اطفال و نوجوانانی که با توجّه به شرایط خانوادگی، محلی، تحصیلی و… در سنین پایین و نامتعارف در موقعیّت های بحران و انحراف و در آستانه ی ارتکاب جرم قرار می گیرند و یا در برخی موارد مرتکب انحراف هایی می شوند که به عنوان جرایم مانع جرم انگاری شده اند( مانند ولگردی، تکدی گری، فرار از خانه، اعتیاد و…) و یا مرتکب رفتارهای مجرمانه می شوند و بنابراین بیم آن می رود که بزهکاری در آنان مزمن و پایدار شده و در آینده (دوران بزرگسالی ) به بزهکاران به عادت 115یا تکرار کننده جرم تبدیل می شوند، به صورت افتراقی اعمال و به اجرا گذاشته می شوند( پیشگیری ثانویه و ثالث)، در چهارچوب پیشگیری اجتماعی از نوع رشدمدار مورد مطالعه قرار می گیرند.116
در پیشگیری رشدمدار با شناسایی اطفالی که زودتر از سنین معمول رفتارهای ناسازگار، منحرفانه و مجرمانه از خود نشان داده اند، تلاش می شود تا ضمن شناسایی خلأها، کمبودها یا مشکلات عاطفی، تربیتی، تحصیلی، فرهنگی و… که به این دسته از رفتارها منجر شده اند، با خود آنان یا در صورت لزوم با اعضای خانواده آنان، معلمان و همکلاسی ها در مدرسه، همسایگان درمحله،گروه همسالان وهمبازی ها و… برخورد متناسب صورت گیرد. بنابراین، در پیشگیری اجتماعی رشدمدار علاوه بر خود منحرف یا بزهکار ممکن است والدین، دوستان، همکلاسی ها، آموزگاران و… نیز مشمول اقدام ها و مداخلات روانی– اجتماعی شوند که هدفشان پیشگیری از مزمن، پایدار و مقاوم شدن جرم در آینده است.117
به طور کلی مداخله های روانشناختی-اجتماعی رشدمدار، شامل همه اقدامات و فعّالیت هایی میشود که هدفشان میسّر ساختن امکان شناسایی اطفال در معرض خطر و کاهش احتمال درگیری و وارد شدن آن ها در رفتارهای جنایی پایدار در آینده است118. اقدامات و مداخلات مذکور بر روی تحقّق اهدافی چون گسترش مسئولیت فردی، بهبود رفتار اجتماعی، تقویت علقه های خانوادگی و اجتماعی نسبت به نهادهای اصلی جامعه پذیر کننده از قبیل مدرسه، محله و محیط کار، تقویت ثبات خانواده، انسجام گروهی، تقویت رفتار و مسئولیت پرورشی والدین و… متمرکز می شوند. به عبارت دیگر، می توان گفت این نوع پیشگیری به دنبال احیا و تقویت شرایط تعلیم و تربیت طبیعی اطفال مسأ له دار است .
بر اساس مطالعات جرم شناسان کانادایی در دانشگاه مونترال، پیشگیری رشدمدار باید برای تحقق چهار هدف عمده اعمال شود: گسترش صلاحیت و قابلیت پرورشی والدین، گسترش صلاحیّت و ظرفیّت اجتماعی طفل، برانگیختن توسعه ی قدرت و توانایی شناختی طفل و بالأخره ترکیب اقدام هایی مناسب و اعمال آن ها نسبت به والدین و اطرافیان اطفال از طریق مدرسه.119
پیشگیری رشدمدار از نظر اخلاقی و به طور کلی به لحاظ حقوق بشری بسیار ظریف و حسّاس است ؛ بدین معنا که مداخله های روانی– اجتماعی به منظور پیشگیری عادلانه از مقاوم و پایدار شدن بزهکاری در آینده، باید همراه با رعایت حقوق و آزادی های مدنی و سیاسی اطفال، والدین، دوستان و به طور کلی کسانی که مشمول این مداخلات واقع می شوند، باشد این اصل استثنا پذیر نیست، مگر اینکه مستقیما به نفع کودک باشد و قانون آن را مجاز شمرده باشد.120 اجتناب از انگ زنی و نشانه دار کردن آنان در جامعه و برانگیختن حس بدبینی اطرافیان نسبت به وی، اجتناب از افشای خصوصیّات و اسرار زندگی شخصی، اجتناب از متلاشی شدن حیات خانوادگی و شغلی، اجتناب از تجاوز به تمامیت جسمی– معنوی آنان و به طور کلی اجتناب از تجاوز به حقوق اساسی و حقوق مربوط به کرامت، حیثیت و منزلت انسانی هر یک از آنان در اعمال این اقدامات ضروری است.121
گفتار دوم : جایگاه کتب درسی در پیشگیری رشدمدار از جرم
همانطور که ذکر شد مجموعه تدابیر روانی– اجتماعی پیشگیرانه نسبت به اطفال و نوجوانان با ویژگی های خاص، در چهار چوب تدابیر پیشگیرانه رشدمدار قرار می گیرد.
مجموعه تدابیر پیشگیرانه رشدمدار طیف وسیعی از اقدامات را شامل می شود که عوامل خطر آفرین را هدف قرار می دهند. یکی از ابزارهایی که می تواند در پیشگیری رشدمدار مؤثّر واقع شود یا به مفهوم دقیق تر، خود نوعی تدبیر پیشگیرانه رشدمدار باشد، آموزش از طریق کتب درسی و محتوای آموزش آن است. اهمیت بحث آموزش در خصوص اطفال و نوجوانان در معرض خطر در اسناد بین المللی همچون بیانیه سالامانکا نیز مورد اشاره قرار گرفته است که در مبحث آتی به آن خواهیم پرداخت.
برای تبیین دقیق تر جایگاه کتب درسی در پیشگیری رشدمدار از جرم، لازم است به اصول و عناصر حاکم بر این قسم از پیشگیری پرداخته شود. پیشگیری رشدمدار مبتنی بر عناصر و اصولی است که منطق این رویکرد در زمینه پیشگیری از جرم را توجیه می کند. در ادامه به ذکر برخی از آن ها خواهیم پرداخت.
قبل از پرداختن به این عناصر و اصول لازم به توضیح است که اگر چه عنوان این موارد خیلی کلّی است و جای طرح آن در ذیل گفتاری مستقل می باشد ولی همانطور که در فوق ذکر شد تبیین جایگاه کتب درسی در پیشگیری رشدمدار در کنار این اصول و عناصر امکان پذیر است. لذا به ناچار این موارد را ذیل گفتار حاضر آورده ایم.
بند اوّل: تدریجی بودن شکل گیری شخصیت
بر اساس نظریه ی پیشگیری رشدمدار، شخصیت انسان، تدریجی و طی گذار از مراحل رشد شکل می گیرد. با وجود اینکه شکل گیری حتی به دوران قبل از تولد فرد بر می گردد، مسیر رشد شخصیت انسان ها را نمی توان همانند موشک دارای حرکتی ثابت در جهت مثبت یا منفی دانست که مسیر آن در لحظه پرتاب مشخّص شده است. در طی مسیر شکل گیری شخصیت، افراد تحت دو دسته عوامل درونی و عوامل محیطی قرار دارند. چگونگی تعامل این دو بعد در شکل گیری شخصیت را می توان در قالب مدل انتقالی– اکولوژیک تبیین کرد.122 اصل محوری در مدل انتقالی اکولوژیک آن است که شکل گیری شخصیت کودک حاصل تعامل خصوصیّات فردی و عوامل محیطی است. تجربیّاتی که کودک در برخورد با محیط (خانواده، مدرسه، رسانه و همسالان ) کسب می کند با بهره گیری از خصوصیّات و ساختارهای فردی وی تفسیر می شود. این تفسیر کودک را به واکنش وا می دارد و نتایج این رفتار مجددا تفسیر می شود و تداوم این رفتار، حاصل تعامل میان خصوصیّات فردی و محرک های محیطی است.123 تدریجی بودن روند شکل گیری شخصیت انسان صرفا بر اساس رشد سنّی وی نیست، بلکه حاصل انتقال به مرحله جدید و ارتباط با افراد جدید است. 124 برای مثال حرکت از کودکستان به دبستان کودک را به مکان جدیدی منتقل می کند که در آن فعالیت های جدیدی انجام می دهد و همچنین با مفاهیم جدیدی آشنا میشود. در هر یک از این مراحل رشد ممکن است فرد با عوامل خطر یا عوامل حمایت کننده ای مواجه شود که در ادامه رشد وی در جهت مثبت یا منفی مؤثّرند.
تدریجی بودن شکل گیری شخصیت فرد توجیه محکمی بر این امر است که حمایت های روانی و رشدی از کودک و نوجوان نیز باید امری مستمر و مداوم باشد که مهم ترین و حسّاسترین زمان برای توجّه به این مهم، از زمانی است که فرد قادر به درک عقلانی و شناختی محیط پیرامون و تشخیص حسن وقبح رفتار می شود. طبق بررسی های انجام شده از سوی روانشناسان و محقّقان حوزه ی آموزش و پرورش، می توان گفت این قدرت درک عموما در سنینی به وجود می آید که کودک به سن ورود به پیش دبستانی و دبستان می رسد. کودکی و نوجوانی از جمله مراحل رشد و تکامل است که آثارش در بلند مدت اهمیّت ویژه ای دارد.125در این دوره فرد شخصیتی مومی شکل دارد که به راحتی قالب می پذیرد و اگر عوامل خطر در این دوران کنترل و نابود نشوند باعث شکل گیری شخصیتی خطر آفرین خواهند شد.
یکی از مهم ترین ابزارهای خنثی کنندهی عوامل خطر در سنین آغازین رشد شناختی و یادگیری کودک، محتوای کتب درسی است که در عین حال اگر مورد توجّه کافی قرار نگیرد، خود می تواند خطر آفرین باشد. با توجّه به اصل تدریجی بودن شکل گیری شخصیت فرد و مرحله ای بودن توانایی رشد شناختی کودک و نوجوان، محتوای کتب درسی به عنوان ابزاری که ارتباطی مستمر با آموزش کودک و نوجوان دارد و در تمام مراحل رشد شناختی وی همراه اوست، باید مفاهیم، ارزش ها و در یک معنا هنجارها را به صورت مستمر، پلکانی و منسجم در طول دوران تحصیل و رشد، طرّاحی کند تا در هر سن و مرحله ای از رشد، قابلیت خنثی سازی عوامل خطر را داشته باشد. به عنوان مثال یکی از عوامل خطر آفرین در مدرسه دوستی ها ی منفی و تبعیّت از الگوهای رفتاری نابهنجار می باشد که در هر دوره ای از زندگی فرد با او همراه است و سلامت روانی وی را تهدید می کند. اگر محتوای کتب درسی به گونه ای باشد که در هر دوره از رشد و هم عرض همین عوامل خطر آفرین، به صورت مرحله ای پیش برود و ناپسند بودن ونابهنجار بودن این رفتار ها را به فرد آموزش دهد، کودک این امر را درک می کند، می پذیرد و در معنای دقیق تر آموزش می بیند و به تبع آموزش صحیح، این عامل خطر خنثی می شود.
بند دوم: قابل شناسایی بودن عوامل خطر
سیاست پیشگیرانه مؤثّر در پیشگیری زودرس، دو عنصر اصلی را دارا می باشد. اوّل، شناسایی عوامل خطر و دوم، کاهش و رفع عوامل مذکور (به مورد دوم در بند آینده خواهیم پرداخت). با توجّه به عنصر اوّل روشن است که اساسا عوامل خطر قابل شناسایی اند.126
اصولا برای پیدا کردن درمان مناسب برای نوعی خاص از بیماری مهم ترین عامل، شناسایی آن بیماری است. به عبارت دیگر اگر بیماری قابل شناسایی باشد می توان برای آن درمان کشف کرد. در خصوص عوامل خطر نیز آن چه موجب خنثی کردن این عوامل می شود در گام نخست شناسایی آن ها است. حال که این عوامل قابل شناسایی می باشند، از طرق مختلف و با ابزارهای گوناگونی می توان به پیشگیری از آنان پرداخت .
از منظر پیشگیری رشدمدار، با بررسی کارکردهای نهادهای نخستین جامعه پذیری افراد (خانواده، مدرسه، رسانه و گروه همسالان) و نیز بررسی عوامل روانشناختی رفتار بزهکارانه همچون شخصیت و عملکرد مغز (عوامل شخصی ) می توان عوامل خطر گرایش به بزهکاری در آینده راشناسایی کرد.127 پس از شناسایی این عوامل در گام بعد می توان به مبارزه با آن ها پرداخت. یکی از راه های مبارزه با عوامل خطر در راستای حذف یا کاهش آن ها، آموزش مناسب و مؤثّر است که آموزش از طریق کتب درسی، از ابزارهای مهم در این خصوص میباشد.
یکی از مهم ترین دغدغه های نظام آموزش و پرورش محتوای کتب درسی است و اینکه چه مفاهیمی با چه کیفیّتی و در چه سنّی قابلیت ارائه به کودک و نوجوان را دارا می باشند. طبیعی است که با توجّه به قابل شناسایی بودن عوامل خطر، می توان محتوای کتب آموزشی را به گونهای طرّاحی و ارائه کرد که در راستای خنثی سازی این عوامل باشد تا از این طریق فرد از سنین ابتدایی آموزش نسبت به عوامل مذکور و میزان خطر آن ها آگاهی پیدا کرده و با آموزش مناسب مفاهیمی مناسب، در مقابل هجوم عوامل خطر مقاوم شود. از این طریق می توان از میزان تاثیر عوامل خطر بر روان فرد کاست.
لازم به ذکر است که گاهی محتوای آموزشی کتب درسی خود به مثابه یک عامل خطر

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد پیشگیری از جرم، الگو برداری، کودکان و نوجوان، جامعه پذیری Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد آموزش و پرورش، قوانین داخل، قوانین داخلی، سازمان ملل