منابع پایان نامه ارشد درمورد عملکرد تحصیلی، عزت نفس، عوامل خانوادگی، عوامل فردی

دانلود پایان نامه ارشد

خصوصيات نسبتاً ثابت و پايدار در افراد كه بر روي هم، يك فرد را از فرد يا افراد ديگر متمايز مي سازد، نيز مي تواند بر اضطراب تاثير بگذارد.( شاملو، 1382)
رویکردهای مقابله با اضطراب امتحان:
در زمینه مقابله با اضطراب، رویکردهای گوناگونی وجود دارد. در برخی از این رویکردها (برنامه های مشاوره ای با تاکید بر آموزش عادت هایی بهتر مطالعه)) مطرح می شوند. برخی دیگر به آموزش روش های تن آرامی توجه دارند، بعضی هم ((تقویت راهبردهای آزمون)) را معرفی می کنند. و سر انجام برخی بر همه راهکارهای فوق تاکید می ورزند. در این گونه رویکردها، توصیه می شود که هم باید عادت های خوب مطالعه کردن را آموزش داد، هم به دانش آموزان و دانشجویان کمک کرد تا بتوانند آرامش خود را حفظ کنند و هم راهبردهای آزمون ها را به آنها آموخت(رضایی، 1384).
یکی از رویکردهای جامع، یعنی روش آزمون تلقینی به فرد یاد می دهد که واکنش های ناشی از اضطراب را در یابد، تا بتواند زمان بروز آن را تشخیص دهد و روش های گوناگونی را برای تسلط بر اضطراب فرابگیرد. در روند این آموزش، به فرد امکان داده می شود مهارت هایی فراگرفته را در شرایط خاص تمرین کند و سپس در موقعیت های واقعی زندگی روزمره به کار ببندد(میکن بام، 1975).
 عملکرد تحصیلی:
عملكرد يعني فعاليتي كه به نتيجه اي منجر شود و يا تغييري در محيط روي دهد. به بيان ديگر، رفتاري است كه به عنوان پاسخ به يك امر از موجود زنده سر مي زند و به نتايجي منجر مي شود، بويژه نتيجه اي كه تا حدي محيط شخص را تعديل كند(شعاري نژاد، 1375)
چنانچه آموخته ها ي آموزشگاهي فرد متناسب با توان و استعداد بالقوه او باشد يا آموخته هاي فرد متناسب با توان و استعداد وي بوده، در يادگيري فاصله اي بين توان بالقوه و بالفعل او نباشد، مي توان گفت كه دانش آموز به پيشرفت تحصيلي نائل گرديده است.(افروز، 1377)
در جهان كنوني عملكرد تحصيلي از اهميت ي ويژه برخوردار است. جوامع پيشرفته و در حال پيشرفت تاكيد زيادي بر روي عملكرد، رقابت و پيروزي دارند. عملكرد تحصيلي به تمامي درگيري هاي دانش آموز در محيط مدرسه اشاره دارد كه دربرگيرنده ي خود كارآمدي، تاثيرات هيجاني، برنامه ريزي، فقدان كنترل پيامد و انگيزش مي باشد. (درتاج،1383 به نقل از نور محمدیان،1385)
در واقع، موفقيت تحصيلي يكي از متغير هاي اصلي نظام هاي آموزشي است و مي توان از آن به عنوان شاخص عمده سنجش كيفيت آموزش و پرورش ياد كرد كه معمولا بر اساس نتايج آزمون هاي نهايي و استاندارد مورد سنجش قرار مي گيرد. امروزه اغلب نظام هاي آموزشي نمراتي را كه دانش آموزان در دوره هاي تحصيلي و دروس مختلف كسب مي كنند؛ نشاني از ميزان پيشرفت تحصيلي آنها مي دانند.( كورسانسكي27، 2004، به نقل از كرمي و همكاران، 1391)
در واقع پيشرفت تحصيلي علاوه بر آنكه خود به تنهايي يك هدف به شمار مي آيد در فراگيران ايجاد انگيزه مي كند و اين انگيزه منج به كسب بسياري از اهداف و ويژگي هاي روانشناختي مي گردد.(گرالنيك و همكاران، 2007 به نقل از كرمي و همكاران، 1391)
 اتكينسون و همكاران (1998)، پيشرفت تحصيلي را توانايي آموخته شده يا اكتسابي حاصل از درس ارائه شده يا به عبارت ديگر، توانايي آموخته شده يا اكتسابي فرد در موضوعات آموزشگاهي مي دانند كه به وسيله آزمون هاي استاندارد شده اندازه گيري مي شود. (به نقل از سيف ، 1380)
پيشرفت تحصيلي، عبارتست از ميزان تغيير رفتار در زمينه توانايي كسب اطلاعات مربوط به محتواي كتابه اي درسي و پاسخگويي به موقع آن ها كه توسط اجراي امتحانات معلم ساخته و به وسيله معلمان سنجيده مي شود ( مصباحي، 1374).
عوامل مؤثر در عملکرد تحصیلی:
عوامل فردی
بيابانگرد(1382) عوامل فردی را متشکل از موادی همچون هوش، انگيزه، عزت نفس، هدف گزينی، شيوه های مطالعه و ميزان دقت و تمرکز می داند. هوش را می توان از عمده ترين و تعيين کننده ترين عوامل موثر در عملکرد تحصيلی به شمار آورد. هوش هر فرد را می توان به دو دسته عمومی و اختصاصی تقسيم کرد که هوش عمومی شامل توانايي است که اغلب خاصيت انسان را نشان می دهد. هوش اختصاصی نيز استعداد و توانايي خاصی است که فرد يک يا چند زمينه خاص دارد. طبق اين تعريف آخر به دروس مختلف آموزشگاهی دانش آموزان دقت کنيم خواهيم ديد که نوعی رابطه بين آن ها وجود دارد. در واقع اين گونه نيست که آن دانش آموز در يک درس بسيار قوی و در درس ديگر ضعيف باشد از طرف ديگر ممکن است کمی تفاوت ديده شود مثلا در درس علوم بهتر از تاريخ باشد هوش اختصاصی هم وراثت و هم محيط(فرصت های يادگيری) عوامل تعيين کننده مهمی در توانايي های هوشی هستند. وراثت دامنه يا حداکثر هوش يک فرد را مشخص می کند در حالی که محيط تعيين می کند که فرد در کجای دامنه قرار دارد. در مقابل هوش که تقريبا ذاتی است، انگيزه ها پديده ای اکتسابی فرض می شود در روانشناسی تربيتی و يادگيری اصطلاح انگيزش در مورد عاملی به کار می رود که دانش آموزان يا به طور کلی يادگيرنده را برای آموختن درس به تلاش و کوشش وامی دارد و به فعاليت او شکل و جهت می دهد. انگيزه تحت تأثير عوامل گوناگونی همچون نيازها(جسمانی و شناختی) رغبت ها، محرک ها، اميال، گرايش ها، فشارهای محيطی قرار می گيرد. در محيط آموزشگاهی به انگيزه بيشتر از هوش تأکيد می شود و عقيده بر اين است از ميان دانش آموزان دارای هوش معمولی کسانی موفق تر هستند که انگيزه بالاتری دارند. از طرفی انگيزه می تواند درونی و بيرونی باشد.کسانی که دارای انگيزه بيرونی هستند تلاش هايشان فقط برای دستيابی به چيز ديگری است اما کسانی که دارای انگيزه درونی هستند کار را صرفا برای خود و رضايت درونی خود انجام می دهند. عقيده بر اين است که انگيزه درونی از قابليتی به مراتب بالاتر برای رساندن دانش آموزان به پيشرفت و موفقيت برخوردار است هدف گزينی از جمله عوامل موثر و مهم فردی در عملکرد تحصيلی است دانش آموزانی که برای تحصيل خود اهدافی در نظر می گيرند از آن هايي که هدف خاصی را دنبال نمی کنند موفقيت بيشتری را تجربه خواهند کرد. داشتن هدف باعث می شود دانش آموزان برای رسيدن به آنها تلاش کنند اگر اين اهداف متناسب با توانايي او باشد و تلاش لازم را انجام دهند موفق خواهد شد و اين موفقيت باعث بالا رفتن اعتماد به نفس و انگيزه او برای تعيين اهداف بعدی می گردد. و اگر اهدافی فراتر از سطح توانايي های خود برگزينند دچار شکست می شود و اين شکست به نوبه خود ممکن است انگيزه، عزت نفس و عملکرد تحصيلی وی  را تحت شعاع قرار دهد. دانش آموزانی که از انگيزه درونی بالايي برخوردار هستند اهدافشان را به قصد افزايش دامنه مهارت ها و شايستگی هايشان تدوين می نمايد و دانش آموزانی که دارای انگيزه بيرونی بالا هستند اهدافی را بر می گزينند که بتوانند با آن ها شايستگی خود را به ديگران نشان دهند.
عقيده دانش آموزان دسته اول اين است که تلاش بيشتر منجر به عملکرد تحصيلی بالاتر می شود آن ها از شکست خود درس می گيرند و از آن در جهت موفقيت های بعدی استفاده می کنند. در حالی که دسته دوم يادگيری را وسيله ای برای پيشی گرفتن از ديگران تلقی می نمايند و هنگامی که به اين هدف برسند دچار ترس شده و احساس می کنند ارزش وجوديشان مورد تهديد قرار گرفته است. تحقيقات نشان داده است که دانش آموزان مضطرب جزء دسته دوم هستند در مورد اين موضوع نگرانی دارند که چگونه می توانند خوب باشند آن ها تمرکز خود را به جای آنکه کاملا بر تکليف يا وظيفه تحميلی خويش معطوف نمايند صرف افکار مزاحمی همچون ارزيابی منفی ديگران و عملکردشان می کنند در نتيجه اضطراب حاصل از اين افکار بر حافظه و عملکرد تحصيلی تاثير منفی دارد.
عوامل آموزشگاهی:
مواردی همچون مدیر مدرسه، معلم، اهداف و محتوا ی برنامه های آموزشی، روش ها و امکانات آموزشی را می توان از جمله عومل برشمرد به طور کلی مجموعه انتظارات در اختيار دانش آموزان قرار می دهد می تواند سهم بسزايي در موفقيت يا عدم موفقيت تحصيلی دانش آموزان داشته باشد(ويس کرمی،1381).
عوامل خانوادگی،اجتماعی:
تأثير شرايط اقتصادی، اجتماعی و روانی خانواده بر عملکرد تحصيلی دانش آموزان در پژوهش های متعددی به اثبات رسيده است. مهمترين عوامل خانوادگی موثر در پيشرفت تحصيلی عبارت اند از: شرايط اجتماعی و اقتصادی، تحصيلات و سطح فرهنگ خانواده، تعداد اعضای خانواده، اشتغال کودکان، اشتغال مادران و ارتباط بين اوليا و مربيان(بيابانگرد،1382).
شرايط عاطفی حاکم بر خانواده مهترين عامل در شکل گيری نگرش دانش آموزان نسبت به امر تحصيل است. عمدتا فقر فرهنگی بعضی از خانواده ها که به علت بی سوادی والدين است باعث می شود تا توجه به تحصيل فرزندان مبذول نگردد. از طرفی در برخی از خانواده های سطح بالا که از تحصيلات نسبتا خوبی برخوردارند جو حاکم بر خانواده به گونه ای است که به علم و تحصيل ارزش فراوانتری اختصاص داده می شود. در اين خانواده ها از فرزندان انتظار می رود تا مدارج بالای علمی را طی نمايند و گاهی اوقات فشاری که به فرزندان برای خوب کامل بودن و براورده ساختن انتظارات وارد می آيد ممکن است اضافه تر از توانايي و ظرفيت آن ها باشد و عدم تعادل ميان انتظار و توانايي ها منجر به بروز مشکلات متعددی در دانش آموزان می گردد. وقتی در اجتماع معيارهای مادی از ارزش و اهميت بيشتری برخوردار باشد فرهنگ پژوهش و مطالعه در روحيه تک تک اعضای آن شکل نگرفته باشد. مسلم است که ذهنيت آن جامعه نيز با ارزش تحصيلی و کسب دانش بيگانه است.همان طور که ملاحظه گرديد عوامل متعددی می تواند عملکرد دانش آموزان را تحت تاثير قرار دهند به همين دليل است که مساله بهبود عملکرد تحصيلی دانش آموزان يا حداقل جلوگيری از افت تحصيلی آنان مساله پيچيده و دشواری است. در واقع کنترل تمامی عوامل تأثير گذار بر عملکرد بسيار مشکل است متغيير کمال گرايي به عنوان يکی از عوامل تاثير خاص خود را بر عملکرد تحصيلی می گزارد اين متغيير خود می تواند از شرايط تربيتی خانوادگی، آموزشگاهی و اجتماعی متاثر باشد. خانواده و مدرسه و اجتماع کمال گرا می تواند دانش آموزان کمال گرا را پديد آورد، اين دانش آموزان با نحوه تفکر خاص خود مبتنی بر اين که برای هر مساله تنها يک راه حل کامل و بی عيب و نقص وجود دارد و اگر نتواند آن را انجام دهند دچار ياس و نا اميدی می شوند و با وظايف و فعاليت های آموزشگاهی برخوردار می کنند. عدم برآورده ساختن انتظارات خود و ديگران با کيفيتی کامل و بدون اشتباه دانش آموزان را دچار وسواس می سازد و اگر نتواند به هدف کامل نائل آيد احساس گناه، سرزنش و افسردگی خواهند نمود اين عوامل به نوبه خود بر عملکرد خود تاثير می گذارد.
عاملی که ارتباط نزدیک با عملکرد تحصیلی دارد پیشرفت و افت تحصیلی می باشد که درادامه درمورد آن ها توضیح می دهیم:
پیشرفت تحصیلی:
 پيشرفت تحصيلي يك فرايند است. در هر فرايند عوامل و متغيرهايي در حال تعاملند. نوع و شدت تعامل، تغييرات گوناگوني را به دنبال مي آورد بررسي همه عوامل موثر در فرايند موفقيت و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان، امكان پذير نيست بدين لحاظ به ذكر چند نمونه كه تأثيرآشكاري در پيشرفت و موفقيت تحصيلي دانش آموزان دارند اشاره مي شود:
عوامل موثر بر پيشرفت تحصيلي:
عوامل فردي
الف) هوش: در بين عوامل فردي، يكي از عوامل تاثير گذار بر پیشرفت تحصيلي افراد، هوش و توانايي هاي ذهني اوست. داک ورث وسلیگمن28 (2005) بيان مي كنند كه مباحثات جالبي در زمينه رابطه و روند علي پيشرفت تحصيلي و هوش وجود دارد. بعضي محققان هوش و پيشرفت تحصيلي را به عنوان دو سازه مشابه مي بينند. ديگران باور دارند كه رابطه بين هوش و پيشرفت تحصيلي دوجانبه است. عده اي از محققان در حال حاضر به رابطه علي پيشرفت تحصيلي و هوش معتقد هستند(داک ورث وسلیگمن،2005).
ب) انگيزش: انگيزش به عنوان يك عامل فردي نقش مهمي را در پيشرفت تحصيلي ايفا مي كند. در گذشته این باور وجود داشت که هوش مهمترین عامل تعیین کننده برای موفقیت تحصیلی است.

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد اضطراب امتحان، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، اضطراب آمار Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد انگیزش پیشرفت، انگیزه پیشرفت، پیشرفت تحصیلی، یشرفت تحصیلی