منابع پایان نامه ارشد درمورد علائم اضطراب، کمال گرایی، اختلالات اضطرابی، اضطراب اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

ر مضطرب بودند، 28جفت که کودک مضطرب بود و مادر مضطرب نبود، 37جفت که هم کودک و هم مادر مضطرب بودند، 38 جفت که کودک مضطرب نبود ولی مادر مضطرب بود؛ کودکان دارای 4تا 16 سال سن بودند. در این پژوهش برای تعیین هر کدام از الگوهای ارتباطی از تکلیف گفتگو استفاده شد. هر تعامل مادر و کودک در طول سه دقیقه و بر اساس درجه درگیری و منفی نگری ارزیابی میشد. درگیری و منفی نگری به طور نظری بیانگر کنترل و طرد است. در این پژوهش مادران کودکان مضطرب فزون درگیری90 بیشتری نسبت مادران کودکان غیرمضطرب داشتند.اضطراب مادر تاثیری در سطح در گیری مادر نداشت. بدون در نظر گرفتن اضطراب مادر ، مادران کودکان مضطرب بیشتر فزون حمایتگر، خود ایثارگری، فقدان واقع بینی، نسبت به مادران کودکان غیر مضطرب نشان دادند. و هیچ ارتباطی بین حالت اضطراب مادران و فزون حمایت گری، خود ایثار گر، فاقد واقع بینی بودند. در بعد انتقاد گری نتایج نشان داد که مادران کودکان مضطرب نسبت به مادران غیر مضطرب بیشتر سبک انتقادی داشتند.

در پژوهش مان و همکاران(2010) با هدف پیش بینی شکل گیری علائم اضطرابی در کودکان 5/2ساله و نقش اضطراب مادرانه و الگوی مزاجی بازداری رفتاری کودک در اضطراب کودکان انجام شد. شرکت کنندگان در این پژوهش، 83 مادر و کودکانشان بودند . اضطراب مادرانه، بازداری کودک و اضطراب کودک از طریق گزارش مادران ارزیابی شد. حساسیت مادرانه بر اساس تناسب واکنش مادر به مشاهده ترس کودک در طول مواجه شان با موقعیت های جدید در آزمایشگاه و گزارش های روزمره مادر در ارتباط با واکنششان به ترس کودکان در موقعیت های زندگی روزمره بود، جنسیت اضطراب کودک را پیش بینی می کرد؛ مادران میزان اضطراب دخترانشان را بیشتر گزارش می دادند و حساسیت بیشتری نسبت به دخترانشان داشتند. همچنین کودکانی که دارای بازداری بالاتری بودند، اضطراب بالاتری را گزارش می دادند. حساسیت مادرانه و الگوی خلق و خوی کودک به طور معنا داری اضطراب کودک را پیش بینی می کرد، حساسیت مادرانه بالا با اضطراب پایین کودک همراه بود و باز داری با سطح اضطراب بالاتری در کودک همراه بود. همانطور که انتظار می رفت .اضطراب مادر با حساسیت آنها معنا دار نبود.در این پژوهش اضطراب مادران به طور معنادار علائم اضطرابی را در کودکان پیش بینی نکرد.
2-13- پژوهش های انجام شده در ایران
در پژوهش هایی که در مورد اضطراب در ایران انجام شده، بیشتر در حیطه مداخلات بوده و تحقیقات اندکی به مسائل آسیب شناسی پرداخته است.
پژوهش خداپناهی و همکاران(1391) با هدف بررسی رابطه بین مولفه های روابط مادر- کودک و نشانگان اضطرابی در کودکان پیش دبستانی، تعداد 291زن از بین مادران کودکان 2تا6سال شهر تهران انتخاب کردند، در این پژوهش روابط مثبت مادر-کودک، پیش بین منفی نشانه های اختلالات اضطراب اجتماعی، وسواس بی اختیاری و ترس از جراحت جسمانی است. در حالی که تعارض مادر-کودک یک پیش بینی کننده مثبت نشانگان اضطرابی به ویژه اضطراب تعمیم یافته، اضطراب اجتماعی و ترس از جراحت جسمانی در کودکان است. همچنین وابستگی مادر کودک پیش بینی کننده مثبت نشانگان اضطرابی به ویژه در مورد اضطراب جدایی است.
در پژوهش ذوالفقاری مطلق و همکاران(1386) با هدف بررسی تاثیر ویژگی های مادر بر اضطراب اجتماعی و سطح رشد اجتماعی کودک ویژگی های مادر(سبک دلبستگی، ویژگی شخصیتی و اضطراب صفت) در دو گروه مادران دارای کودک اضطراب جدایی و کودک سالم مورد مقایسه قرار گرفت، نتایج حاصل شده نشانگر آن بود که دلبستگی ناایمن اضطرابی –دوسوگرا، اضطراب صفت می توان پیش بینی کننده اضطراب جدایی و سطح رشد اجتماعی کودک باشند.
در پژوهش غمخوار فرد و همکاران، (1391) با هدف پیش بینی اضطراب دوره کودکی بر اساس طرحواره های ناسازگار کودک و سبک های فرزند پروری مادر؛ نمونه ای متشکل از 152کودک که به روش تصادفی از مقاطع ابتدایی و راهنمایی شهر تهران انتخاب شده بودند. نتایج این پژوهش نشان داد که طرحواره های نسبت به سبک های فرزند پروری مادر، نقش برجسته ای در پیش بینی اضطراب دوره کودکی ایفا می کند. علاوه بر این یافته های حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که اضطراب در دوره کودکی توسط طرحواره شکست، آسیب پذیری، تنهایی و سلطه پذیری کودکان پیش بینی می شود در این پژوهش هیچ کدام از سبک های فرزند پروری مادر با علائم اضطرابی کودک همراه نبود.

2-14- نتیجه گیری:
همانطور که در مقدمه ذکر شد اختلالات اضطرابی شایعترین مشکلات روانشناختی در کودکان و نوجوانان می باشد. تقریبا یک کودک از هر ده کودک واجد معیار ها ی اختلالات اضطرابی نامیده است.
در مجموع نتایج نشان می دهد که در پژوهش های صورت گرفته اعتقاد بر این است که شکل گیری اضطراب، در دوره کودکی شروع می شود، یا آمادگی برای ابتلا به اختلال اضطرابی در دوره کودکی آغاز می شود. عوامل متعددی می تواند در علائم اضطرابی کودک نقش داشته باشد که یکی ازاین عوامل مربوط به برخی ویژگی ها و الگوهای ارتباطی والدین می باشد. اغلب والدین در واقع ترس ها، نگرانی ها و اضطراب کودکشان را جزء شخصیت او می دانند و به صورت غیر قابل تغییر فرض می کنند و عده ای به خاطر این که خودشان این ترس ها و نگرانی ها را تجربه می کنند این به کودکانشان انتقال می دهند و این طور فرض می کنند که در این جهان تهدید کننده این سبک زندگی طبیعی است. اکثر پژوهشها نقش عوامل والدینی را در ایجاد و تداوم علائم اضطرابی کودکان غیر قابل انکار می دانند. این در اهمیت متغیر های مربوط به والدین را در اضطراب کودکان در ارزیابی، تشخیص، درمان، پیش آگهی درمان نشان می دهد از طرفی دیگر اضطراب دارای هزینه هایی برای کودکان، خانواده ها و نهاد هایی مثل آموزش و پرورش است. وقتی کودک با مهارت های ناکافی ارتباطی پرورش می یابد، از برقراری روابط نزدیک و صمیمانه می ترسد. این کودکان در خانواده مشکلاتی را برای خانواده شان به وجود می آورد. همچنین برای یک معلم، آموزش و همچنین ارتباط با یک کودک مضطرب مشکل است. لزوم ارزیابی جامع هر کدام از این مولفه ها برای خانواده ها و کودک، بی شک ما را به سمت رهنمود های درمانی مناسب با مراجع یاری می دهد، برای هر کدام از این متغیر هایی که پیشتر به تفصیل توضیح داده شد و به صورت جداگانه ای در پژوهش های پیشین به کار گرفته شده و مورد بررسی قرار گرفته در پژوهش حاضر به صورت یکپارچه مورد بررسی قرار می گیرد. عدم بررسی ارتباط کمال گرایی والدین و خود کارامدی والدینی با علائم اضطرابی کودک در نمونه کودکان ایرانی، ناهمخوانی پژوهش های انجام شده در ایران همچنین عدم بررسی ابعاد فرهنگی- اجتماعی، ما را با این سوال مواجه می سازد که آیا تفاوتی بین کمال گرایی، سبک های والدگری،خود کارامدی والدینی،اضطراب صفت- حالت در والدین کودکان مضطرب با کودکان عادی وجود دارد؟
پژوهشها نشان می دهد می دهد که برای برنامه ریزی مداخلات درمانی اگر میزان خودکارامدی والدینی کمال گرایی والدینی، سبک والد گری، آسیب شناسی والدین در نظر گرفته شود با نتایج مطلوب تری همراه است و همچنین اگر مداخلات روی سبک والد گری(گرمی هیجانی، پذیرش ) متمرکز شود با پیامد درمانی مطلوبی همراه می باشد. به نظر می رسد که والدین با کودکان مضطرب تابلو بالینی متمایزی را نسبت به والدین کودکان غیرمضطرب به خود اختصاص دهند. از این رو بررسی بیشتر عوامل والدینی کودکان مضطرب ما را در شناخت هر چه بهتر اضطراب کودکان یاری می نماید و ما را به سمت راهبرد های درمانی مناسب سوق می دهد.

فصل 3- فرایند روش شناختی پژوهش

هدف اساسی پژوهش حاضر تعیین تفاوت میزان اضطراب ، سبک های والد گری، کمال گرایی و خود کارامدی در والدین کودکان مضطرب و غیر مضطرب بوده است. بدین خاطر در این فصل به نوع تحقیق، شیوه انتخاب آزمودنی ها، ابزار های مورد استفاده و شیوه تحلیل داده ها پرداخته می شود.
3-1- نوع پژوهش:
پژوهش حاضر پیرو طرحی از نوع علی مقایسه ای و پس رویدادی می باشد.
3-2- آزمودنی ها:
الف ) جامعه آماری: جامعه آماری پژوهش حاضر در بر گیرنده دو گروه بوده است :1.کودکان 7-12 ساله مبتلا به اختلالات اضطرابی و والدین آنها در مشهد 2. کودکان7-12 بهنجار و والدین آنها در شهر مشهد.
3-3- نمونه تحقیق:
3-3-1- نمونه تحقیق حاضردر بر گیرنده دو گروه از آزمودنی هاست:
1. کودکان دارای علائم اضطرابی و والدین آنها: آزمودنی ها در این گروه با روش نمونه گیری در دسترس از سه مرکز کلینیک ویژه کودکان بیمارستان ابن سینا، بیمارستان تخصصی کودکان دکتر شیخ، کلینیک سلامت کودک و همچنین دانش آموزان 7 تا 12ساله مدارس ابتدایی شهر مشهد که بر اساس غربالگری اولیه و مصاحبه با معلم و والدین دارای علائم اضطرابی بوده اند، انتخاب شدند.نمونه بالینی شامل 50 مبتلا به اختلالات اضطرابی و والدین آنها می باشد که در پژوهش حاضر شرکت کرده اند.در زیر به به معیار های ورود و خروج آزمودنی ها می پردازیم:

الف) معیار های ورود
• دریافت تشخیص یک اختلال اضطرابی توسط روانپزشک یا روانشناس برای کودک مورد نظر در کلینیک .
• کسب نمره خام حداقل 10در خرده مقیاس اختلال اضطرابی از فرم والد نظام سنجش آخنباخ
• دارا بودن سن 7 تا 12سال
ب) ملاک های خروج:
• تاریخچه اختلالات روانشناختی و جسمی مزمن و واضح در کودکان
• تاریخچه اختلالات روانشناختی و جسمی مزمن در والدین کودکان مضطرب و بهنجار.
• فرزند طلاق بودن
2. کودکان بهنجار و والدین آنها: در این مورد نمونه گیری مبتنی بر هدف انجام شد. به این صورت که با توجه به نمونه های کودکان مبتلا به اضطراب و ویژگی های جمعیت شناختی آنها مثل سن ، منطقه محل سکونت ،.و…. به مدارس ابتدایی همان مناطق رجوع و با توجه به ابزارهای مورد استفاده در مورد مشکلات روانشناختی، کودکانی که مبتلا به اضطراب نبوده ، و از دیگر اختلالات رنج نمی بردند انتخاب شدند و سپس به وارسی والدین آنها پرداخته شده است.این کودکان نباید نمره بالاتر از معیار در خرده مقیاس اضطراب مبتنی بر DSM فرم والد نظام سنجش آخنباخ بدست آورند. در مجموع 50 کودک و والدین آنها مورد مطالعه قرار گرفتند.
3-3-2- حجم نمونه:
برای انتخاب نمونه مورد نظر با توجه به حجم نمونه تحقیقات مشابه اقدام به نمونه گیری شده است. نگاهی به پژوهشهای علی مقایسه ای در مورد کودکان مضطرب بیانگر نمونه های متنوعی است که در زیر به این تحقیقات مشابه و نمونه های آن می پردازیم: الیسون و همکاران(2012) بررسی 85 نفر کودک مضطرب و والدینشان؛ اشنایدر و همکاران(2013) مطالعه و مقایسه 94 والد کودک مبتلا اضطراب جدایی،33والد کودک مبتلا به اضطراب اجتماعی و 44 والد کودک غیر مضطرب . کوپر و همکاران(2006) مطالعه و مقایسه 85 والد کودک مضطرب و 45 والد کودک غیر مضطرب؛ بدین خاطر سعی شده نمونه ای نزدیک به تحقیقات یاد شده مورد مطالعه قرار گیرد. براین اساس در پژوهش حاضر تعداد50نفر کودک مضطرب و والد آنها و50نفر کودک غیر مضطرب و والد آنها مورد بررسی قرار گرفتند.
3-4- ابزارهای پژوهش
در این پژوهش از ابزار های زیر استفاده شده است:
3-4-1- فرم والد فهرست رفتاری کودک:
ابزار مورد استفاده در این پژوهش فرم والد فهرست رفتاری کودک بوده است.این فهرست دو بخش مجزا دارد: بخش نخست به ارزشیابی صلاحیت ها و کنش وری سازش یافته کودک می پردازد و بخش دوم شامل 112گویه در باره ی مشکلات خاص کودکان است. وضعیت کودک در هر گویه با انتخاب یکی از سه گزینه (نا درست0).( تاحدی درست1).( کاملا درست2 )مشخص می شودکه هم بر مبنای مقوله های تشخیصی و هم بر اساس نتایج مبتنی بر تجربه،قابل نمره گذاری و تفسیر است. در انطباق و هنجار یابی فرم های نظام سنجش مبتنی بر تجربه، ضرایب آلفای کرونباخ در دامنه ی 65/0 تا 85/0 و ضرایب آلفای مقیاس ها و زیر مقیاس های فهرست رفتاری کودک بین 73/0و 87/0 قرار داشتند. پایایی آزمون بازآزمون (در فاصله 5 هفته تا 87 هفته)نیز نشان داد که همه ضرایب همبستگی

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد علائم اضطراب، فرزند پروری، کمال گرایی، اختلالات اضطرابی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد جمعیت شناختی، خودکارآمدی، ویژگی های جمعیت شناختی، کودکان مبتلا