منابع پایان نامه ارشد درمورد طول فصل رشد

دانلود پایان نامه ارشد

– ns
16/0-*
29/0-*
درصدپوشش درختي
26/0- ns
2/0- ns
09/0 ns
01/0 ns
01/0- ns
درصد پوشش علفي
03/0**
03/0**
15/0- ns
4/0- **
5/0-**
درصد لاشبرگ
4/0- ns
4/0 ns
01/0- ns
1/0 ns
04/0 ns
درصد پوشش سنگي
52/0 *
42/0 **
2/0 **
42/0 **
54/0 **
ارتفاع از سطح دريا
21/0- ns
17/0- ns
2/0- ns
18/0- ns
16/0 *
جهت جغرافيايي
21/0- ns
17/0- ns
3/0- **
21/0- ns
12/0- ns
درصد شيب
21/0 ns
36/0 **
13/0- ns
03/0- ns
38/0 **
**معرف معني‌دار بودن در سطح 1 درصد *معني‌دار بودن در سطح 5 درصد و علامت ns عدم معني‌دار است

4-2-4- بحث و نتيجه‌گيري تنوع زيستي
به طور کلي تنوع زيستي به عوامل متعددي وابسته مي‌باشد و بر حسب اينکه در چه سطحي (اکوسيستم، گونه، تنوع ژنتيکي) مورد بررسي قرار گيرد داراي معاني و کاربردهاي متفاوتي است و در هر يک از سطوح فوق شکل و ترکيب تنوع زيستي از اهميت بيشتري برخوردار است (مروي مهاجر و فلاح چاي، 1384). لذا تنوع زيستي در مجموعه پيچيده‌اي همچون اکوسيستم جنگل که دائم در حال پويايي و توالي است بايد با توجه به همه ابعاد آن مورد مطالعه قرار گيرد. نتايج نشان داد که ارتفاع از سطح دريا بر شاخصهاي تنوع و يکنواختي تأثير معني‌داري دارد. بطوريکه با افزايش ارتفاع از سطح دريا تنوع گونه‌اي و يکنواختي افزايش مي‌يابد. اين موضوع با يافته‌هاي نادري و همکاران (1386) مطابقت دارد. ايشان در بررسي خود در مراتع منطقه صدرآباد ندوشن يزد گزارش کردند که با افزايش ارتفاع از سطح دريا تنوع گونه‌اي و يکنواختي افزايش مي‌يابد به ‌طوري که در دامنه ارتفاعي 2600-2300 متر از سطح دريا مقدار اين فاکتورها بيشتر بوده است. دليل اين امر ممکن است به اين خاطر باشد که در منطقه مورد مطالعه به دليل اينکه ارتفاعات پايين نزديک به روستاي وزگ (منصورآباد) قرار دارند و شغل اکثر مردم روستا دامداري است، بنابراين فشار چراي دام در اين مناطق نسبت به مناطق واقع در ارتفاعات بالا بيشتر بوده، لذا تنوع گونه‌اي آن کمتر مي‌باشد و با افزايش ارتفاع از سطح دريا و کاهش چراي دام تنوع گونه‌اي افزايش مي‌يابد. بررسي‌هاي زيادي نيز در اين زمينه که چراي دام باعث کاهش تنوع گونه‌اي مي‌گردد صورت گرفته است (خادم الحسيني، 1389 ؛ هنريکز و همکاران197، 2005 ؛ ژائو و همکاران198، 2006). پرما و همکاران (1389) نيز در بررسي تنوع گونه‌اي منطقه قلاجه کرمانشاه نتيجه گرفتند که با افزايش ارتفاع از سطح دريا تنوع افزايش مي‌يابد و علت آن را وجود شرايط سخت‌تر و دخالت‌هاي کمتر انساني در ارتفاعات دانستند. از طرفي با افزايش ارتفاع به دليل کاهش دما پوشش درختي کمتر شده و به دنبال آن باعث رسيدن نور بيشتري به کف جنگل شده و در نهايت موجب افزايش تنوع مي‌شود (ميرزايي، 1386). اما در اين تحقيق اثر ارتفاع از سطح دريا بر غنا معني‌دار نبود. بنابراين افزايش تنوع زيستي در ارتفاعات بالا تنها به دليل تغيير درصد پوششهاي مختلف گونه به سبب تغيير دما باشد (ميرزايي، 1386). نتايج نشان داد که جهت دامنه تأثير معني‌داري بر غناي گونه‌اي دارد به طوري که دامنه شمال‌شرقي بيشترين غنا و دامنه جنوب غربي کمترين مقدار را دارد. دليل اين امر شايد به خاطر اين است که به دليل گرم‌تر بودن دامنه‌هاي جنوبي فصل چرا در اين نواحي زودتر شروع مي‌شود و فشار چراي دام در اين جهات جغرافيايي در طول فصل رشد بيشتر مي‌باشد. اين موضوع با يافته‌هاي مارانون و همکاران (1999)، در اسپانيا و مراکش که بالاتر بودن غنا در دامنه شمالي را بدليل مديريت متضاد و فشار شديد چراي دام در دامنه‌هاي جنوبي بيان کرده‌اند، مطابقت دارد. دليل ديگر بالاتر بودن غناي گونه‌اي در دامنه شمال شرقي و پس از آن دامنه‌هاي شمالي و شمال غربي مي‌تواند به دليل مرطوب‌تر بودن اين دامنه‌ها نسبت به دامنه جنوب غربي باشد. در رويشگاه‌هاي گچي بريتانيا نشان داده شده است که موقعيت گونه‌ها بطور قوي با شيب و جهت دامنه در رابطه است زيرا جهت دامنه در ميزان انرژي دريافتي خورشيد اثر دارد و به تبع آن ميزان رطوبت در دامنه‌هاي جنوبي 20-10 درصد کمتر از دامنه‌هاي شمالي بود (پرينگ199، 1959). هاشمي (2010) نيز به تأثير جهت بر تنوع گونه‌هاي گياهي تأکيد دارد و نتيجه‌گيري کرد که دامنه‌هاي شمالي داراي تنوع بيشتري نسبت به ديگر دامنه‌ها مي‌باشد. اين موضوع توسط استرنبرگ200(2001)، نيز گزارش شده است. در اين مطالعه همچنين مشخص گرديد که درصد شيب بر شاخص‌هاي تنوع اثر معني‌داري داشته، به طوري که شاخص تنوع شانون-وينر و سيمپسون با افزايش شيب افزايش و همچنين با افزايش شيب، يکنواختي نيز افزايش مي‌يابد که اين موضوع با يافته‌هاي نادري و همکاران (1386) مبني بر افزايش مقدار تنوع در شيب‌هاي بالا مطابقت دارد. به دليل اينکه معمولاً در شيب‌هاي بالا فشار چراي دام کمتر مي‌باشد بنابراين مقدار تنوع زيستي گياهي در آنها بالاتر مي‌باشد. رضوي و همکاران (1388)، نيز در بررسي تنوع زيستي در جنگل تحقيقاتي واز در شمال ايران گزارش کردند که با افزايش درصد شيب تنوع زيستي و يکنواختي افزايش يافتند که علت اين امر را تخريب بيش از حد توده‌هاي جنگلي در شيب‌هاي پايين و حذف اين عوامل مخرب در شيب‌هاي بالاتر ذکر کرده‌اند. با توجه به جدول (4-7) حداکثر مقدار تنوع شانون-وينر و سيمپسون به ترتيب 5/3 و 95/0 بود و همچنين با توجه به محدوده اين شاخص‌ها مي‌توان اينطور بيان کرد که منطقه از تنوع بالايي برخوردار است. فخيمي ابرقويي و مصداقي (1389) در بررسي تنوع گونه‌اي منطقه صدرآباد ندوشن يزد با توجه به مقدار عددي تنوع شانون-وينر (007/3) بيان نمودند که تنوع گونه‌اي منطقه در حد مطلوب است. آليلاگن201 و همکاران (2007) در بررسي تنوع زيستي جنگلهاي طبيعي در زيگي202 در شمال غربي اتيوپي، مقدار شاخص شانون-وينر را 72/3 محاسبه کردند و بيان کردند که منطقه مورد مطالعه در مقايسه با ديگر مناطق جنگلي واقع در اتيوپي از تنوع بالايي برخوردار است. نتايج همچنين نشان داد که تنوع شانون-وينر با سيلت و پوشش علفي همبستگي مثبت دارد. سيلت خاک باعث حضور بيشتر گونه‌ها مي‌شود به اين خاطر که سيلت سبب ذخيره بيشتر آب در محدوده پراکنش گياهان مي‌شود. مهدوي و همکاران (1389) نيز به چنين نتيجه مشابهي رسيدند. همچنين شاخص غناي منهينيک با ازت، ميزان سيلت خاک و پوشش علفي همبستگي دارد. لئقلين و همکاران203 (2007) در بررسي غناي گونه‌اي و ويژگي‌هاي خاک در جنگلهايPinus ponderosa بيان کردند که ازت کل، ميزان سيلت خاک و پوشش علفي با غناي گونه‌اي ارتباط دارد.

4-3- نتايج زادآوري گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي
در منطقه مورد مطالعه، زادآوري مربوط به 14 گونه درختي و درختچه‌اي شامل گونه‌هاي زبان گنجشگ، بلوط ايراني، شن، گلابي وحشي، بنه، ارژن، دافنه، کيکم، گيلاس وحشي، شيرخشت، زالزالک، تنگرس، رز وحشي و آلبالو وحشي وجود داشت. نتايج نشان مي‌دهد که گونه‌هاي ارژن و گيلاس وحشي بيشترين ميزان تراکم زادآوري و گونه آلبالو وحشي کمترين ميزان زادآوري را در بين گونه‌هاي موجود در منطقه مورد مطالعه دارند (جدول 4-12).

جدول4-12-نتايج زادآوري گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي موجود در پلاتهاي مورد مطالعه
گونه
نام فارسي
فرم‌رويشي
‌زادآوري (در هکتار)
Fraxinus rotundifolia Mill.
زبان گنجشک
درخت
12/5
Quercus brantii Lindl.
بلوط ايراني
درخت
33/97
Lonicera nummularifolia J. & sp
پلاخور (شن)
درخت
84/76
Pyrus communis L.
گلابي وحشي
درخت
65/89
Pistacia atlantica
چاتلانقوش (بنه)
درخت
81/158
Amygdalus reuteri Boiss
ارژن
درختچه
3/576
Daphne angustifolia C.Koch
دافنه
درختچه
4/225
Acer cinerascens Boiss
کيکم
درختچه
7/30
Prunus avium
گيلاس وحشي
درختچه
6/463
Cotoneaster morulus
شير خشت
درختچه
3/97
cratagus azarolus L.
زالزالک
درخت
8/76
Ramnus Kurdica Boiss.
چغاله (تنگرس)
درختچه
1/5
Rosa cannina
رز وحشي
درختچه
5/2
Ramnus Kurdica Boiss.
آلبالو وحشي
درختچه
36/0
جمع
42/1913

4-3-1- نتايج آناليز DCA
به منظور تجزيه و تحليل داده‌هاي زادآوري و نشان دادن گراديان‌هاي اکولوژي در پراکنش زادآوري گونه‌هاي مختلف از لحاظ نوع گونه و تعداد از آناليز تطبيقي قوس‌گيري شده (DCA) استفاده شد. براي تفسير نتايج حاصل از آناليز DCA محورهاي اول و دوم رسته‌بندي DCA براي نمايش انتخاب گرديدند، به اين دليل که اين دو محور داراي بيشترين ارزش ويژه بودند (به ترتيب 19/0 و 1/0) و همچنين بيشترين تغييرات توسط اين دو محور بيان مي‌شود. بر اساس اين آناليز مشخص شد که زادآوري گونه‌هاي بلوط، بنه، دافنه، گيلاس وحشي و شيرخشت بيشتر با محور اول ارتباط مثبت داشت اما زادآوري زبان گنجشک، ارژن، گلابي وحشي و شن با محور اول رابطه منفي داشت. همچنين زادآوري گونه کيکم نيز با محور دوم ارتباط مثبت و گونه تنگرس با اين محور ارتباط منفي نشان داد.

شکل 4- 5– نتايج رسته‌بندي DCA براي گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي
(Lonicera= شن، Daphnea= دافنه، Amygdalus= ارژن، Pyrus=گلابي، Cotoneaster= شيرخشت، Prunus= گيلاس، Pistacia= بنه، Acer= افرا، Quercus- بلوط، Fraxcinus- زبان گنجشگ و Rhamnus= تنگرس)

مشخصه
محور اول
محور دوم
آهک
ماده آلي
فسفر
پتاسيم
هدايت الکتريکي
سديم تبادلي
ماسه
سيلت درشت
رس
سيلت ريز
اسيديته
C/N
ازت کل
ارتفاع از سطح دريا
شيب
جهت
درصدپوشش درختي
درصد پوشش علفي
درصد لاشبرگ
درصد پوشش سنگي
*27/0-
ns03/0
ns35/0-
*28/0-
ns105/0
ns05/0
ns062/0-
ns23/0-
ns256/0
ns186/0
ns116/0
ns113/0-
ns186/0
*43/0-
ns22/0-
ns13/0
ns16/0
ns135/0
*292/0
* 38/0-
ns14/0-
ns027/0-
ns187/0-
*289/0-
ns06/0
ns038/0
ns073/0
*29/0-
ns148/0
ns29/0-
ns093/0
ns01/0
ns142/0
*3/0-
ns1/0-
ns192/0
ns058/0
ns346/0
ns239/0
*387/0-
جدول 4-13- همبستگي عوامل محيطي با محورهاي DCA
**معرف معني‌دار بودن در سطح 1 درصد *معني‌دار بودن در سطح 5 درصد و علامت ns عدم معني‌دار است

همبستگي بين محورهاي اول و دوم آناليز DCA و متغيرهاي محيطي (خصوصيات فيزيکي و شيميايي خاک و شرايط فيزيوگرافي) نشان داد که متغيرهاي ارتفاع از سطح دريا، درصد پوشش سنگي، آهک و پتاسيم خاک با محور اول همبستگي منفي و معني‌داري دارد و درصد لاشبرگ همبستگي مثبت و معني‌داري با محور اول دارد (جدول 4-13). از آن جا که گونه‌هاي چون بلوط، شيرخشت، بنه، گيلاس وحشي و دافنه در سمت راست و مثبت محور اول قرار گرفته‌اند بنابراين در قطعات نمونه‌اي که داراي درصد لاشبرگ بالايي است، حضور دارند و در سمت چپ محور اول گونه‌هاي ارژن، شن، زبان گنجشک، کيکم و گلابي وحشي قرار گرفته‌اند و در قطعات نمونه‌هاي حضور دارند که خاک داراي آهک و پتاسيم بالايي است و همچنين درصد پوشش سنگي و ارتفاع از سطح دريا اين قطعات نمونه زياد مي‌باشد. همچنين مي‌توان اذعان داشت که اين مشخصه‌ها به عنوان مؤلفه‌هايي بوده که باعث قرار گرفتن دو گروه در دو سمت محور اول شد. همچنين نتايج همبستگي نشان داد که متغيرهاي پتاسيم، سيلت درشت خاک و ارتفاع از سطح دريا و درصد پوشش سنگي ارتباط منفي و معني‌داري با محور دوم دارند. گونه تنگرس در پايين محور دوم قرار دارد بنابراين در قطعات نمونه‌هاي حضور دارد که در ارتفاع بالا قرار دارند و ميزان سيلت درشت، پتاسيم و درصد سنگ بالاتري دارند.

4-3-2- نتايج آناليز CCA
به منظور بررسي همبستگي بين متغيرهاي محيطي و گونه‌ها از آناليز تطبيقي متعارف (CCA) نيز استفاده گرديد. در اين تجزيه و تحليل به طور مستقيم آن قسمت از تغييرات متغيرهاي محيطي اندازه‌گيري شده که توجيه مي‌شود، استخراج مي‌شود. بر اين اساس محورهاي اول و دوم رسته‌بندي CCA به علت دارا بودن بيشترين ارزش ويژه براي نمايش انتخاب شد (جداول 4-14 و 4-15). با توجه به شکل (4-7) و جدول (4-16) همبستگي بين متغيرهاي محيطي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد همبستگي، شاخص‌هاي، يکنواختي Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد استان فارس