منابع پایان نامه ارشد درمورد صاحب نظران، مصرف مواد، سهم بازار

دانلود پایان نامه ارشد

از جانب مافوق، براي کارکنان توضيحات کافي هم داده مي شود و براي حفظ شور و شوق کارکنان از ابزار تشويق استفاده مي شود. (رضائيان ، 1385)
سبک رهبري مشاركتي32
تئوري رهبري مشاركتي در سال 1973 توسط “ويكتور ورووم” و” فيليپ يتون” ارائه شد. در سال 1988 اين دو تئوري پرداز به همراه “آرتور جاگو” اين تئوري را كامل نموده اند. در اين تئوري سبك هاي مختلف رهبري بر مبناي مشاركت زيردستان در امر تصميم گيري بررسي مي شود. در اين تئوري كه بر مبناي درخت تصميم گيري مي باشد، رهبر موقعيت خود را ارزيابي نموده و بر اساس متغيرهاي موقعيت، مسيرهايي را كه به راه كار مي انجامد،توصيه مي كند.رهبري مشارکتي فرض را بر اين قرار مي دهد که فرايندهاي تصميم گيري گروه، هسته مرکزي تمرکز گروه است.(ليت وود و همکاران،1999)
اين گرايش، کارکنان را گرد هم آورده و فشارهاي وارد بر مدير مدرسه را کاهش مي دهد».ميل (2004)
اين رهبران سعي در اين دارند که بيشترين کارايي را از تيم به دست بياورند. از اينرو، هميشه همه اعضاي گروه را تشويق مي کنند و باور دارند که با تبادل ايده ها و نظرات و رسيدن به توافق عمومي، بهترين راه حل ها براي مشکل را پيدا مي کنند. علاقه چنداني به تحميل عقايد و نظرات خود به ديگران ندارند اما خودشان را به عنوان ناظر دموکراتيک تيم مي دانند. به همه اعضاي گروه اين اطمينان را مي دهند که مي تواند نظرات و عقايد خود را آزادانه مطرح کنند.
اين سبك شديداً طرفدار كارمند و بي‌توجه به كار است. در اين سبك رهبر از كارمندان به طور وسيعي نظر وپيشنهاددريافت‌مي‌كندليكن‌درخصوص‌اخذتصميمات نهايي تفويض اختياري صورت نمي‌پذيرد.(الواني،1381)
ارتباطات در وضعيت مشارکتي، به صورت چند جانبه يا چند سويه است. هماگونه که بين کارکنان تبادل نظر انجام مي گيرد، بين رهبر و کارکنان نيز اين تبادل نظر صورت مي گيرد. مشارکت در فرايند تصميم گيري مي تواند به مزايايي منجر شود که از آنها به عنوان تحکيم روابط مدير با کارکنان، ارتقاي روحيه و رضايت مندي شغلي و کاهش وابستگي به رهبر ياد مي شود.

سبک رهبري تفويضي
در اين سبك رهبر به هيچوجه دخالتي در امور نمي‌كند و اختيارات به طور كامل به زيردستان واگذار مي‌شود، زيرا تصور براين است كه زيردستان داراي شايستگي كافي براي تشخيص موقعيت و انجام وظايف هستند.
نكته‌اي كه درسازمانها غالباً درخصوص رهبران مشاهده مي‌شود اين است كه رهبران در اثر شرايط و تحت فشارهاي محيطي با گروه كوچكي از زير دستان دست به ائتلاف مي‌زنند و نوعي رابطه ويژه با آنان برقرار مي‌كنند كه سبب شكل گيري يك سازمان غير رسمي حول محوريت رهبر مي‌گردد. در اين حالت اعضا اين گروه مورد اعتمادرهبر خواهندبود و از امتيازات ويژه‌اي برخوردار مي‌گردند. درچنين شرايطي، ساير زيردستاني كه در اين حلقه قرار ندارند غير خودي ناميده‌مي‌شوند كه از امتيازات خاص محروم بوده و رهبر وقت چنداني را صرف آنها نمي‌كند. اين موضوع كه از آن تحت عنوان “تئوري تبادل نظر رهبر با اعضا” ياد مي‌شود سبب مي‌شود كه افراد عضو گروه نزديكان رهبر عملكرد بسيار خوبي از خود نشان دهند و نسبت به رهبر داراي رضايت بالايي باشند ليكن اين امر ممكن است موجب بروز تضاد و سرخوردگي گروه غيرخودي گردد كه مي‌تواند به ترك سازمان از سوي ايشان منجر گردد.(فيضي ، همان)

مفهوم شناسي نوآوري
در جهان پر رقابت و پوياي امروز، سازمان ها بايد خدمات تازه و توليدات جديدي عرضه نمايند، تا بتوانند توفيق حاصل نمايند.موفقيت سازمان ها دردنياي امروزين درگرو نوآوري است.سازمان هايي كه ددر زمينه نوآوري عملكرد ضعيفي داشته باشند از ادامه حيات باز مانده و مضمحل مي شوند.
مفهوم نوآوري
هالت يكي از صاحب نظران علم مديريت، اصطلاح نوآوري را دريك مفهوم وسيع، فرايندي براي استفاده از دانش يا اطلاعات مربوط، به منظور ايجاد يا معرفي چيزهاي تازه و مفيد مي داند. واركينگ نيز توضيح مي دهد كه نوآوري هر چيز تجديد نظر شده است كه طراحي و به حقيقت در آمده باشد و موفقيت سازمان را در مقابل رقبا محكم سازد و يك برتري رقابتي بلند مدت را ميسر سازد.
نوآوري را در بستر خلاقيت نيز مي توان به كار برد. با اين نگاه، نوآوري عبارت است از توانايي توليد آثار تازه، به كار بردن رفتارهاي تازه و پيدا كردن راه حل تازه براي يك مسئله .
نوآوري را مي توان به دو صورت زير تعريف كرد:
الف- نوآوري به مثابه تبلور خلاقيت: در اين معنا نوآوري متبلور کردن دستاوردهاي خلاقانه است.
ب- نوآوري به مثابه فرآورده خلاق: در اين معنا نوآوري و خلاقيت ماهيت يکساني دارند و مراد از آن پديدآوري ايده يا راه حلي نوآورانه در سازمان است.
نوآوري ايده و روش يا موضوعي است كه از نظر فرد، جديد تلقي شود. جديد بودن ايده به اولين كاربرد و يا كشف آن بستگي چنداني ندارد، بلكه برداشت يا تازگي ذهني ايده است كه واكنش فرد را در مقابل آن تعيين مي‌كند. اگر ايده به نظر فرد جديد باشد، نوآوري به شمار مي‌آيد .تازگي ايده نوگرا، مستلزم دانش جديد نيست، ممكن است يك نوآوري مدتي براي فرد شناخته شده باشد و فرد از ايده آگاه باشد، اما تا آن لحظه گرايش بهينه يا نهفته در مقابل آن نداشته و آن را رد يا قبول نكرده است. (راجرز،1991)
اساس‌نوآوري‌عبارت‌است‌از:فراهم‌آوردن‌چيزي‌است‌كه‌در‌مقايسه‌باساخت‌هاي‌ذهني‌حاصل‌ازعادت‌متفاوت‌باشد(گنجي، 1381).
نوآوري هاي آموزشي، موارد ابتكاري و خلاقي هستند كه موجب تحول در نظام آموزشي سنتي شده، به بهينه سازي و ارتقاي كيفي آن خواهند انجاميد”.نوآوري فرايندي است كه در آن افراد مختلف، (ادارات مختلف) هم زمان با چند وظيفه درگير مي شوند.” (منطقی،1384)
توراني (1385)به نقل از رابرتز33 (1998 ) مي گويد، اگر نوآوري را فرايند ايجاد فكر جديد و تبديل آن به عمل و كاربرد سودمند آن بدانيم، در سازمان‌ها اين كاربرد به صورت نوآوري در فرايند و نوآوري در محصول بروز مي‌كند. مديريت «نوآوري در فرايند و محصول»، شامل «ابداع ،حمايت» و «كاربرد» مي‌شود. همچنين وي به نقل از استوارت (1994 )ميگويد، مديران مي‌توانند محيط‌هاي كاري جديد را به گونه‌اي طراحي كنند كه محرك نوآوري‌ها و جريان مستمر ارائه فكرهاي جديد باشند و نيزمي‌توانند به گونه‌اي عمل كنند كه فكرهاي نو، در فرايندهاي كاري ظهور يابند، اصلاح شوند و به اجرا درآيند.در همين راستاراجرز نيز معتقد است اگر قصد بر آن است كه معلمان نوآور شوند بايد حتماً خودشان نوآوري و مزاياي آن را تجربه كرده باشند (راجرز،1991).
فرآيند نوآوري در سازمان
1- نياز: نياز براي تغيير و نوآوري ، زماني به وجود مي آيد كه مديران نسبت به عملكرد جاري سازمان، ناراضي باشند.
2- ايده: نظر يا ايده راه جديدي براي انجام كارهاست
3- پذيرفتن: پذيرفتن به مرحله اي گفته مي شود كه مديران يا تصميم گيرندگان در صدد بر آيند، ايدۀ پيشنهادي را به اجرا در آورند.
4- اجرا: مرحلۀ اجرا زماني است كه اعضاي سازمان به يك ايده، روش يا رفتار جديدي، جامه عمل مي پوشانند.
5- منابع: نوآوري مستلزم صرف زمان و در اختيار داشتن منابعي است( عالي ، 1379).

اساساً مفهوم نوآوري از ديدگاه مديريت ، فرآيندي است كه از تصور شروع و به انتشار تجاري محصول يا خدمت جديد ختم مي شود. (آقایی،1378)

اين فرايند ابتدا به فرد اجازه پرواز تخيل را مي دهد، سپس براي او فرصت عيني کردن ايده را فراهم مي آورد. آن گاه ايده يا ايده ها، براي کاربرد آماده مي شوند. مرحلۀ نهايي کار اشاعۀ نوآوري است.

ويژگي هاي نو آوري
*فرآيند نوآوري با عدم اطمينان(ترديد) همراه است و در تقابل با برخي از كارهاست.
* منبع نوآوري يا ايجاد فرصت براي نوآوري غير قابل پيش بيني است.
*فرايند نوآوري مستلزم تبادل اطلاعات در بخش هاي مختلف سازمان است.
*فرايند نوآوري از مرز بخش هاي مختلف درون و برون سازماني فراتر مي رود.
*فرآيند نوآوري مبتني بر دانش افزايي و يادگيري است.

انواع نوآوري
نوآوري به چهارگروه تقسيم مي شود( خداداد حسيني، 1378):
نوآوري تكنولوژيكي: اين نوع نوآوري ، تلفيقي از نوآوري توليدي و فرايندي است.
نوآوري توليد: نوآوري توليد عبارت است از جايگزين نمودن محصولات در حال توليد، توسعه نوع محصول ، نگه داري از سهم بازار و باز نمودن بازارهاي جديد داخلي يا خارجي.
نوآوري اداري: اين نوآوري عبارت است از تغيير در ساختار سازمان و فرايند هاي اداري مانند ارائه نظرجديدبراي سياست تازه درمورد تخصيص منابع،ساختارووظايف واختيارات مي باشد.
نوآوري فرايند: اين نو آوري بر بهبود انعطاف پذيري توليد، هزينه هاي پايين تر توليد، به وسيله ي كاهش سهم هزينه هاي دستمزد، كاهش مصرف مواد و كاهش هزينه هاي طراحي محصول، بهبود شرايط و كاهش زيان هاي محيطي دلالت دارد.

راهبردهاي نوآوري
سازمان ها از طرق مختلف مي توانند صاحب ايده هاي نو و محصولات يا خدمات جديد شوند(صمد آقايي،1383)، از قبيل:.
راهبردسنتي: اين راهبردمطلوب افرادو سازمان هايي است كه بسيار وابسته به سنت ها هستند و علاقه اي به تغيير و تحول ندارند. مگر جهت كاهش هزينه ها
راهبرددفاعي: فرد يا سازماني كه قصد دارد با راهبرددفاعي نوآوري كند منتظر مي ماند تا سازمان هاي پيشروي بازار كالاهاي خود را معرفي كند و آن ها پس از رفع اشكالات، اشتباهات و نواقص آن ها، كالاي خود را به بازار معرفي نمايند.
راهبردتقليدي: افراد و سازمان هايي كه اين راهبردرا دنبال مي كنند، به طور كامل نوآوري هاي ديگران را تقليد مي كنندو با قيمت ارزان عرضه مي كنند.
راهبردفرصت گرايانه: طرفداران راهبردفرصت گرايانه در جست و جوي نيازهاي بازار خاصي هستند كه با حل آن ها بتوانند فرصتي را خلق كنند.

منابع و فرصت هاي نوآوري
نوآوري ها مي توانند از منابع گوناگون سرچشمه بگيرند. به زعم دراكر، هر چند نوآوري هايي وجود دارند كه ناشي از بارقه هاي نبوغ آني هستند، اما بيشتر آن ها ناشي از جستجوي هدفدار و آگاهانه فرصت هاي نوآوري هستند.فرصت هاي نوآوري مي توانند در داخل يا در خارج سازمان(مدرسه)ودرمحيط اجتماعي و علمي باشد.

– فرصت هاي نوآوري برون سازماني
– دانش جديد: سومين دسته از منابع نوآوري خارج از مدرسه به تكوين دانش جديد بر ميگردد. براي مثال، پيدايش نظريه هاي جديد ياددهي-يادگيري و مديريت.
– تغييرات جمعيت شناختي: مدارس نوآور، تغييرات ويژگي هاي جمعيت شناختي را در برنامه ريزي خود به حساب مي آورند.
– تغيير در ادراك: دومين منبع و فرصت خارج از مدرسه براي نوآوري تغيير در ادراك است وقتي كه مديران به جاي ديدن پيشرفت هاي مدرسه به كمبود ها و نارسايي هاي آن توجه كنند فرصت براي تفكر در مورد نوآوري براي آن ها فراهم مي شود.
– فرصت هاي نوآوري درون سازماني
1. وقايع غير منتظره: ساده ترين و سهل ترين منبع و فرصت براي نوآوري هستند.
2. تغييرات در فرا سيستم مدرسه: وقتي دنياي خارج از مدرسه تغيير مي يابد و از دانش آموزان مهارت هاي متفاوتي انتظار مي رود، مدرسه تلاش مي کند خود را نسبت به آنچه در جامعه مورد نياز است سازگار سازد. اين امر سبب ساز نوآوري است.
3. نيازهاي ناشي از فرايند كار: نيازهاي فرايند و يا ضرورت هايي كه در جريان كار ايجاد مي شود نيز زمينه ي لازم را براي نوآوري ايجاد مي كند.
4. عدم تجانس: عدم تجانس يا ناهماهنگي در منطق يا آهنگ يك فرايند از فرصت هاي ديگر نوآوري است كه زمينه هاي نوآوري را فراهم مي كند.

مديريت نوآوري
مديريت و نوآوري يعني فرآيند تصميم گيري ، اجرا و اشاعه ي پروژه ي نوآوري . در واقع مي توان مديريت نوآوري را به عنوان مديريت سه جانبه تصميم گيري ، اجرا و اشاعه در نظر گرفت. اين سه بعد مديريت نوآوري « مثلث نوآوري » را تشكيل مي دهند.
– تصميم گيري: سطح تصميم گيري بيشتر با راهبردهاي نوآوري در ارتباط است. راهبردهاي نوآوري را مي توان در اصل به عنوان مجموعه پاسخ هايي درنظر گرفت كه به پرسش هاي چه موقع؟ چه چيز؟ چگونه و با چه كسي به نوآوري پرداخت داده مي شود.
– اشاعه ي نوآوري: اشاعه فرآيندي است كه به واسطه ي آن

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد تحول گرا، چشم انداز سازمان، روابط انسانی، سبک های رهبری Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد آموزش و پرورش، بهبود مستمر، ضمن خدمت