منابع پایان نامه ارشد درمورد سلسله مراتب، توسعه شهر، توسعه روستا، حوزه نفوذ

دانلود پایان نامه ارشد

های اجتماعی در مناطق روستايي هاي اجتماعي در است.

فصل سوم : شهرهای کوچک و توسعه ی منطقه ای
1. دیدگاه های موجود درباره ی نقش شهرهای کوچک در توسعه ی منطقه ای
2. روشها و تکنیک های رتبه بندی منطقه ای
3. تجربیات جهانی

3-1-دیدگاههای موجود درباره ی نقش شهرهاي كوچك در توسعه منطقهاي
مهمترین راهبرد های موجود درباره نقش شهرهاي كوچك در توسعه ی منطقهاي مرتبط با موضوع پژوهش را ميتوان به شرح :1- حمايت از توسعه ی روستايي2- زمينه سازي براي رسيدن به يك توزيع متعادل جمعيت در سطح منطقه 3- فراهم كردن ارتباطات عملكردي بين مناطق روستايي و شهري ، بيان كرد .در ادامه بحث دیدگاههای موجود به تفصیل در اینجا آورده شده است.

3-1-1-شهرهاي كوچك و نقش آن در توسعه مناطق پیرامون
اوايل دهه 1960 مراكز شهري كوچك و متوسط توجه سياستگذاران و برنامهريزان را به خود جلب كردند . در عمل نيز رويكردهاي نظري متفاوتي اين گرايش را حمايت كردند . ديدگاه هاي اوليه، مراكز شهري كوچك و متوسط را در توسعه ی روستايي و منطقهاي در درون الگوي عمومي نظريههاي مدرنسازي مطرح ساختند و به همين جهت مراكز شهري كوچك و متوسط به عنوان مراكزي كه ابداعات و مدرن سازي را به جمعيت روستايي منتقل ميكنند فرض گرديدند (.(Satterthwaite.2003:2
بعد از دهه 1970 و 1980 پرداختن به كليه اجزاي درخور توجه در توسعه ووارد كردن مفاهيمي چون توازن بومشناختي( اكولوژيك) و توسعهپايدار به ديگر ابعاد توسعه، توانست مفهوم برنامهريزي منطقهاي را همچون ساير ابعاد برنامهريزي فضايي تحت تاثير قرار دهد. ( سرور؛ 1388 :1)
پس به طور كلي ميتوان از نظر تئوري سه ديدگاه درباره نقش شهرها در توسعه منطقهاي مطرح كرد.
تئوري مدرنيزاسيون ؛ بر اين اعتقاد است كه شهرها عامل ايجاد كننده و گسترش دهنده و موتور محرك توسعه هستند و به عنوان تسهيل كننده توسعه و نوآوري روي حوزه نفوذ خود عمل ميكنند .
تئوري وابستگي: از آنجا كه نواحي شهري به مقدار بسيار زيادي به سيستم سرمايهداري بين المللي مرتبط است،رشد سرمايه به بهرهبرداري از نواحي پيراموني و زهكشي منابع حوزه نفوذ منجر ميگردد ؛
در برخي از كشورها اين باور تقويت شده است كه اهداف توسعه ی روستايي به طور منزوي و جداي از توسعه شهري و منحصراً از طريق تشويق رشد اقتصادي « پائين به بالا » حاصل نميشود ، بلكه نيازمند عدالت اجتماعي، تسهيل توسعه كشاورزي همراه با گسترش تجارت و صنايع شهري است.
و از اين رو توجه بيشتري به بسط اقتصاد شهرهاي كوچك و مياني معطوف شده تا به عنوان حلقه ارتباط بين اقتصاد شهري و روستايي توسعه همهجانبه و توزيع متعادلتر درآمد را تسريع نمايد. بنابراين درجهت توسعه شهرهايی برآمدند كه بتوانند عملكردهاي مهم اقتصادي و اجتماعي را براي جمعيت خود و جمعيت نواحي پيراموني ارائه داده و اين شهرها بتوانند به عنوان عامل شتاب دهنده عملكرده و پراکنش توسعه از نظرجغرافيايي را تسريع نمايند .( افراخته؛1382 :2-3 )
شهرهاي كوچك به عنوان اولين حلقه ارتباطي با روستاها ، تاثير مستقيمي بر روستاها ميگذارد و از طرف ديگر به عنوان آخرين حلقه ارتباطي ، سلسله مراتب شهري، از شهرهاي بزرگ و متوسط نيز تاثيرميپذيرند. بنابراين فراز برنامههاي محلي و فرود برنامههاي ملي و منطقهاي در شهرهاي كوچك تلاقي ميكند.نقش شهرهاي كوچك در توسعه روستايي بر پايه هاي فكري استوار است كه عبارتند از :

الف) زندگي روستايي در ذات خود به عنوان عامل توانا در سامان دهي نواحي ، نميتواند نقشی ايفا كند مگر آن كه با شهر در رابطه باشد و همين روستا وقتي شخصيت جغرافيايي پيدا ميكند كه توليدات آن در رابطه با شهر مورد معامله و بازرگاني قرار بگيرد . ( فريد ؛ 1371 : 444 )
ب) پاية فكري ديگري منتج از نظرية دنيس راندينلي است ، وي معتقد است : « تغيير در روابط شهر و روستا از طريق سلسله مراتب سكونت گاههاي شهري صورت ميگيرد ، يعني دگرگوني در ساختارهاي روستايي با تامين و تقويت امكانات اجتماعي و اقتصادي در شهرهاي مياني و كوچك امكانپذير خواهد بود و فقدان امكانات و خدمات لازم در شهرهاي مياني و كوچك مهمترين مانع توسعه روستايي به شمار ميآيد.از طرفي اهداف توسعه روستايي جدا از شهرها عملي نیست زيرا بازارهاي اصلي براي دريافت مازاد توليدات كشاورزي در مراكز شهري مستقر شدهاند. (شكويي؛1373:316)
شهرهاي كوچك و مياني به عنوان مكان مركزي، بيشترين روابط را با سكونت گاههاي روستايي و حوزه ی نفوذ خود برقرار ميسازد ، از اين رو سكونت گاههاي روستايي ضمن ارتباط فيزيكي و اجتماعي و اقتصادي با شهرهاي كوچك و مياني وابستگيهاي پايداري نيز وجود دارد .با مشاهده آشفتگي و نارسايي در برنامه هاي توسعه ی كشورهاي در حال توسعه ، عدهاي از محققان دريافتندكه چون بخش كشاورزي به بازارهاي شهري وابسته است برنامههاي توسعه اجتماعي و اقتصادي شهرها و روستاها نيز از هم جدا نيست و بخش كشاورزي نميتواند به تنهايي توسعه يابد اين بخش همواره به يك نوع كمكرساني احتياج دارد بدينسان كه در بازارهاي شهري براي بخش كشاورزي خدمات فني و اعتبار مالي فراهم ميگردد و در شهر براي جامعه روستايي كه عامل اصلي توسعة بخش كشاورزي محسوب ميشود. خدمات شهري مثل آموزش ، بهداشت ، و درمان ، تسهيلات عمومي و بازار فروش ايجاد ميشود .( همان منبع : 286)
در شهرهاي جهان سوم ، بازارها نه تنها مركز فروش توليدات كشاورزي بلكه عامل اصلي تجاري شدن بخش كشاورزي در حوزه هاي روستايي است و در همان حال در شهرها فرصتهاي اشتغال بسياري در بازارهاي خريد و فروش محصولات كشاورزي به وجود ميآيد . اگر امكانات مورد نياز روستائيان در شهرهاي كوچك يا مراكز روستايي تامين شود،اما فرصتهاي اشتغال براي نيروي انساني اضافي روستاها ايجاد نگردد امر مهاجرت به شهرهاي بزرگ اجتناب ناپذير خواهدبود.(شكويي؛1373: 296)
اگر فرصتهاي اشتغال نيز در شهر كوچك به وجود بيايد ، جهت مهاجرت به طرف این شهرها تغيير پيدا خواهد كرد. منتهي در اينجا بايد در نظر داشت ايجاد اشتغال در روستاها بايستي مورد توجه واقع شود تاشهرهايكوچك همانند شهرهاي بزرگ دچار بحران نشوند.توسعه این شهرها موجب تغيير اقتصاد روستائيان حوزه نفوذ شهرهاي كوچك از كشت معيشتي و مصرف خانوادگي به كشت و توليد براي فروش در بازارهاي شهري می شود. از طرفي جهتگيري مستقيم ساختارهاي زيربنايي در فعاليت هاي توليدي مانند تامين آب و امكانات حمل و نقل و ساختارهاياجتماعي مثل ايجاد مدرسه و درمانگاه و با توجه به نبودن ساختارهاي زيربنايي به عنوان مانع اصلي در امر توسعة بازار ضروري است. ( شكويي ؛ 1377 : 299 )
سرمايهگذاري در شهرهاي كوچك فقر را كاهش ميدهد . زيرا در بعضي از كشورهاي در حال توسعه جلوههاي فقر بيشتر در شهرهاي مياني و كوچك ديده مي شود . سرمايهگذاري در اينگونه شهرها براي بيكاران و مهاجران شهري فرصت هاي اشتغال ايجاد ميكند ، همچنين از فشارهاي مهاجرتي و جمعيتي در بزرگترين شهرها ميكاهد.در نتيجه سيستم پوياي سكونت گاهي در سطح ملي سامان مييابد. (همان:316)
برمبناي تحقيقات انجام گرفته دست كم ، بخشي از شكست برنامه هاي توسعه روستايي ، معلول فقدان يك ساختار مكاني مناسب است ، فقدان توجه به تنوع شهرهاي كوچك كه نواحي روستايي را با مكان هاي مركزي رده بالا پيوند ميدهد . به اعتقاد” جانسون”:« جهان سوم نيازمند وجود سلسله مراتب گوناگوني از مكانهاي مركزي است كه پايه و اساس پيشرفت جامعه و ساختار روستايي نيز مي باشد .»
چارچوب اين سلسله مراتب چند مرحلهاي ميتواند بر اساس مفهوم زير استوار باشد :
منطقه كشاورزي ، تماميتي اقتصادي است كه در بسياري از كشورها ، با استانهايي با جمعيتي از چند هزار تا چند ميليون نفر ارتباط دارد . در كشورهاي مثل ايران ، يك استان يا منطقه ، توسط سلسله مراتب سهگانه مراكز ، در قالبهاي زير خدماتدهي ميشوند :
«مادرشهر » منطقه با جمعيت مركز بالاي 500 هزار نفر ؛
«شهر منطقه »كه بسته به تراكم جمعيت حدود 50 تا 200 هزار و در مواردي تا 500 هزار نفر را در بر ميگيرد ؛
«شهر محلي» با جمعيتي بين 15 تا 49 هزار نفر .
برآيند نهايي از سرويسدهي شهر كوچك يا شهر محلي به حوزه روستايي ، اين است كه ابتدا مطالعه دقيق موقيعت واقعي شهر در يك منطقه ، پيش از هر گونه تصميمگيري كه به نوعي سلسله مراتب مركزي منجر شود، ضروري استو در وهله دوم ، ايجاد سلسله مراتب مراكز و بهترين « تركيب » ممكن از خدمات با توجه به شرايط محلي و نيازهاست . ( فني ؛1382 : 42 )

3-1-2- شهرهاي كوچك و تمركز زدايي
اغلب كشورهاي در حال توسعه ی جهان ، با پديده ی تمركز فضايي در رشد منطقهاي درگيرند . به اين معنا که نه تنها منابع طبيعي به طور نامتوازن و نابرابر در سراسر سرزمين ملي توزيع نگرديده بلكه فرآيندهاي توسعه اقتصادي ، فرصتها و زمينههايي را فقط در درون نواحي خاصي به وجود آورده است. اين فرصت ها سرمايهگذاري جديدي را جذب ميكنند كه خود به واسطه امتيازهاي متفاوت و نابرابری هاي اساسي و هميشگي به وجود ميآيد. به اين ترتيب ، ساير مناطق و مراكز شهري قادر به رقابت نخواهند بود و معمولاً به سوي تحكيم و گسترش تفاوت هاي توسعهاي و درآمدي گرايش خواهند يافت. توسعه و تقويت شهرهاي كوچك؛ يك برنامه سياستشهري است كه با اهداف تمركززدايي، سازگاري و انطباق دارد و در درازمدت منجر به ايجاد شرايطي ميگردد كه توان فعاليت هاي توليدي را در درون اين نقاط شهري تقويت نموده و كل منطقه را تحت تاثير عملكرد و نقش خود قرار ميدهد. از آنجايي كه توسعه شهرهاي كوچك در راستاي توزيع مناسبتر درآمد از طريق ايجاد اشتغال در نواحي داراي مازاد نيروي كار ميباشد ؛ اين سياست عدم تمركز همراه با توسعه اجتماعي به ويژه در كشورهاي آمريكاي لاتين و آسيا مورد استقبال قرار گرفته است. ( فني ؛ 1382 : 40)
تحليل مهاجرت و الگوي اشتغال در 22 شهر كوچك برزيل ، نشان ميدهد كه با فراهم شدن امكاناتي در شهرهاي كوچك مسير مهاجرتهاي روستايي از شهرهاي بزرگ به شهرهاي كوچك تغيير مي كند(شكويي؛414:1373).نظام شهري ايران ، متاثر از نظام برنامهريزي و اداري ، به طور عمده بر تمركزگرايي گرايش دارد. تمركز مراكز اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي و فرهنگي در چند شهر بزرگ به ويژه تهران ، موجب توزيع نامتعادل جمعيت و رشد اقتصادي در نقاط مختلف كشور شده است . با تاكيد بر ضرورت تمركز زدايي از شهرهاي بزرگ ، هدف آمايش سرزمين نيز بر تقسيم كار منطقهاي در نظام شهري مبتني است. اين تقسيم كار منطقهاي، كنترل و هدايت مهاجرت ها ، انتقال برخي از وظايف مركز به نقاط ديگر، در اولويت قرار دادن توسعه شهرهاي كوچك و مياني و غيره … را هماهنگ با سياستهاي توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور در بر ميگيرد .به اين ترتيب شهرهاي كوچك با پذيرش سهم قابل توجهي از عوامل توليد، سرمايه گذاری ها و نيروي انساني و جمعيت منطقه، در فواصلي متناسب با پهنه منطقه ، همچون وزنههاي به دور از حوزه كشش مركز استان عملكرده و قادر به تثبيت مجموعه عوامل لازم براي شكوفايي ناحيه پيراموني خود ميگردند.با اين كار به همراه كاهش تفاوت هاي مركز با پيرامون، ميتوان به تعادلي موزون در سراسر منطقه دست يافت و اين مهم فقط با تامين و تجهيز اين شهرها در زمينه خدمات و امكانات اشتغالزايي، آموزش، بهداشت و درمان و ساختارهاي زيربنايي، تحقق پذير است .(فني ؛1382 : 40)
3-1-3-شهرهاي كوچك و تعادل منطقهاي
در مرحلهاي از توسعه، ناموزوني جغرافيايي پديد ميآيد و در صورت اجراي درست برنامههاي توسعه به تعادل منطقهاي ميرسد.براي بسياري از مقامات محلي كه تعصّبات منطقهاي دارند« تعادلمنطقهاي» به معناي تساوي منطقهاي است . اين بينش صرفنظر از ويژگي هاي منطقهاي( منابع طبيعي ، اقليم ، ساخت جمعيت، سوابق فرهنگي و…) و ضرورت هاي مرحلهاي توسعه به يكسانسازي جهت برقراري تعادل ميانديشد و درخواست تخصيص مساوي منابع را ( نسبت به سرانة جمعيت و يا وسعت ) به تمامي مناطق دارد (صرافي.1377: 14- 15) .در حالي كه مراد از تعادل منطقهاي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد توسعه روستا، روستا - شهر، توسعه منطقه، سلسله مراتب Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد توسعه شهر، توسعه منطقه، روابط شهر و روستا، منابع محدود