منابع پایان نامه ارشد درمورد سلسله مراتب، سازمان فضایی، حمل و نقل، برنامه ریزی توسعه

دانلود پایان نامه ارشد

معصومی اشکوری ؛ 1388 : 20)
توسعه فضایی منطقه ای : به معنی آرایش سازمان یافته اجزاي ساختار فضایی در سطح یک منطقه و دور شدن از عدم تعادل ها و فرایند قطبی شدن سازمان فضایی می باشد. در شرایط توسعه یافتگی فضایی، بین سازمان فضایی و ساختار مصرف و تولید و گردش و انتقال منابع در فضای منطقه پیوند ارگانیک وجود دارد. ( معصومی اشکوری ؛ 1388 : 19).

2-1-6- حوزه پیرامونی- عملکردی
به زبان ساده، هر پدیده ای اعم از اجتماعی و اقتصادی، حوزه نفوذ و ناحیه عملکردی ویژه خود را دارد که در واقع به معنی شعاع و حیطه ي نفوذ و تاثیرگذاری آن پدیده می باشد. کانونهای شهری نیز با هر اندازه و مقیاس نیز به عنوان سیستم های اقتصادی- اجتماعی برای خود، حوزه ي نفوذ و حیطه ي عملکردی مشخصی دارند. در هر منطقه ای از مناطق یک کشور، تقسیمات و سطوح کالبدی، برنامه ریزی و نیز شعاع نفوذ تقریبی مشخصی قابل تمایز است. خواه نقاط شهري و خواه نقاط روستايي كه عبارتند از :
“سطح ملی- منطقه ای”، “سطح منطقه ای”، “سطح بخشی”، “سطح دهستانی”، “سطح محلی” .
هر یک از این نقاط وکانون های شهری و روستایی در یک نظام سلسله مراتبی از نظر اداری، جمعیتی و کارکردی قرار گرفته اند و هر کدام دارای شعاع نفوذ و ناحیه ي تحت پوشش خدماتی و ارائه تسهیلات با ابعاد تقریبی هستند. اما در مورد شهرهای کوچک که موضوع بحث و تحقیق در این نوشتار است باید گفت که حوزه نفوذ و کارکرد شهر کوچک در مقیاس” میکرو” و حوزه عملکردی شهر میانی و بزرگ در مقیاس” ماکرو” است . شهر کوچک بیشترین تاثیر کارکردی را در قلمرو منطقه یا ناحیه کوچک پیرامون خود دارد علاوه بر آن ممکن است بواسطه مرکز ایالت یا استان بودن و داشتن موقعیت مرکز سیاسی – اداری، شعاع عملکردی ماکرو نیز پیدا کند.

نمودار2- 1- روابط و تعاملات میان مراکز و سطوح در یک سیستم منطقه ای

2-2- مفاهیم پایه
2-2-1- سامانه منطقه اي ( شهري –روستايي )
از يك ديدگاه، منطقه به عنوان يك سامانه يا كل مطرح است كه خود اساس بخشي از مباحث نظري ميان جغرافي دانان و برنامهريزان شهري– منطقهاي را تشكيل ميدهد. سامانه هاي منطقهاي يا ناحيهاي مجموعه ي وابستگي و پيوستگي ساختهاي فضايي در جريانات انرژي، كالا و اطلاعات ميباشند. بسياري از كشورهاي درحال‌ توسعه فاقد الگوي استقرار هستند و ممكن است در سلسله‌ مراتب سكونت گاهي،مراكز مياني و واسطه اي مجهز داشته باشند اما مراكز سطح پايين ندارند و يا اينكه مراكز كنوني، بخشي از نظام سلسله‌مراتب نقاط مراكزي (يكپارچه از نظر كاركردي) را تشكيل نمي‌دهند.(فني؛1382 : 19)
نظام فضايي(پديدآمده) بايد بهگونه‌اي باشد كه براي انتقال رشد اقتصادي و تامين خدمات و كالاهاي كافي، مناسب باشد. در فرآيند برنامه‌ريزي منطقهاي توسعه، اين استراتژي حدميانه تمركزگرايي (مانند قطب رشد) و تمركززدايي (همچون منظومه كشت-شهري) را برگزيده و تجميع غيرمتمركز و به عبارت بهتر»تمركززدايي با تجميع« را پيشنهاد كردهاست. در واقع اين نظريه، راه‌حلي اصلاح‌طلبانه براي كاستي‌ها و نارسايي‌هاي توسعه فضايي متداول،كه قطبي شده و باعث ايجاد اختلافات ناحيه‌اي شده است مي‌باشد .” جانسون”؛جمع‌بندي نظريه‌ها را در گرو سياست‌گذاري فضايي براي دستيابي به توسعه مي‌دانست، اما كليد توسعه روستايي را در وجود شبكه‌اي از شهرهاي كوچك (كه واسطه ارتباط با شهرهاي بزرگ مي‌شوند) ديده است. در واقع دسترسي فضايي به فرصت‌ها و توليدات را با ايجاد و تقويت اينگونه شهرها پيشنهاد نموده است. “راندنيلي”؛ معتقد بود ايجاد شهرهاي كوچك بايد در پيوند با حوزه‌هاي روستايي، محور قرار گيرد تا تنوع ‌بخشي به اقتصاد، صنعتي‌نمودن ، عرضه پشتيباني و تجاري‌سازي كشاورزي و نظاير آن و در نهايت سازماندهي و مديريت توسعه به خوبي برآورده شود. برخلاف او كه پركردن خلاء سلسله‌مراتبي را از بالا به پايين مدنظر قرار داده است.” ميسرا ” (پژوهشگر معروف هندي) ساختن چنين فضايي را عمدتاً از پايين به بالا مدنظر قرار داده است. (ميرزا اميني؛1387 .3) اين سيستمها داراي يك كانون برخورد با مركزيت كاركردي و سكونت گاهي و به طور يكپارچه شامل مزارع، روستاها، شهرهاي كوچك، شهرهاي مياني، شهرهاي بزرگ ( و احتمالاً يك مادر شهر) و حوزه هاي پيراموني آنها ميباشد كه از طريق جريان هاي سازمان يافته ي مداوم كالا، در آمد و امور مالي و اطلاعات به هم پيوند خورده است .( فني ؛ 1382 :19 )
“ا.جي ويلسون”؛ در ساخت سامانه عمومي ناحيه يا منطقه ، بر دو سامانه تاكيد ميكند كه با تاثيرات متقابل ، سامانه عمومي ناحيه را شكل مي دهند . اين دو سامانه عبارت است از :
1- ” سيستم جمعيت فضايي” كه زير سيستمها را شامل ميشود و نشانگر فعاليتهاي مهم جمعيت، سكونت ، محلكار ، بهرهگيري از خدمات ، حمل و نقل و نظاير آن است ؛
” سيستم اقتصادي ” يا سيستم سازمانها، كه از زير سيستمها تشكيل ميگردد و نشانگر اقتصاد فضايي است و با جمعيت ، خانه سازي ، مشاغل ، خدمات ، امكانات حمل و نقل و كاربري زمين تكميل ميگردد. ( شكويي ؛ 1373 : 398)

2-2-2-ضرورت بررسي سامانه های منطقهاي
در كشورهاي درحال توسعه به دليل رشد سريع جمعيت و جريان شديد مهاجرت هاي روستايي به شهرهاي فاقد زيرساختهاي لازم ، قريب به 2/3 جمعيت بيشتر اين كشورها در شهرها زندگي مي كند و مسائلي از جمله كمبود فرصتهاي شغلي، نارسايي در خدمات درماني و بهداشتي، آموزش، مسكن و بروز انواع آلودگي ها و نيز تشديد نابرابري در زندگي شهر و روستا را پديد ميآورند. در كشورهاي جهان سوم با توجه به ضرورت توسعه يكپارچه، تحليل وابستگي سكونتگاه هاي انساني در سطوحمنطقهاي در هر برنامهريزي اساس كار محسوب مي شود زيرا در كشورهاي جهان سوم ، هدف نهايي از تحليل سامانه هاي منطقهاي، توزيع مطلوب جمعيت و توسعه اقتصاد- اجتماعي در سطوح ناحيهاي است، به عبارت ديگر تحليل سامانه هاي منطقهاي بايد كارايي و بازده فعاليتهاي اقتصادي را در همه زوايايی ناحيه به همراه عدالت اجتماعي در توزيع امكانات آن افزايش دهد و در نهايت به صورت محرك فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي عمل كند. بدينسان در كشورهاي درحال توسعه، حوزههاي روستايي شهرهاي كوچك منطقه با شرايط عقبمانده بايد در مسير توسعه قرار گيرند و از خدمات بازاريابي، تامين امكانات صنايع كوچك و روستايي، دريافت خدمات مورد نياز و سالم رساندن مواد توليدي به كارخانه و بازار بهرهمند شوند. پس اگر هدف از اجراي برنامههاي توسعه، ايجاد شرايط مطلوباجتماعي – اقتصادي در شهر و روستا به صورت توأم باشد، لازم است درباره سامانه هاي سكونت گاهي منطقه، تحقيقات بيشتري صورت گيرد تا از منابع و نيروي انساني موجود مناطق، جهت ارتقاي سطح زندگي و تحقق اهداف توسعه در آنها بهره گرفته شود.(فني؛1382 :21-22)

مجموعه اقتصاد فضا
زمين
اقتصاد فضا

مجموعه جمعيت فضايي

خانه سازي سكونت
جمعيت شناسي فضايي
– مشاغل محل كار -گارگاه
– خدمات بهره گيري از خدمات
امكانات حمل و نقل بهره گيري از حمل ونقل

نمودار (2-2)- ساخت سيستم عمومي منطقه (شكويي؛1373:398)

2-2-3- توسعه و سامانه های شهري و منطقه اي
نظاميابي سامانه هاي شهري– منطقهاي، به دنبال تاثيرپذيري از شيوهها و روشهاي فرايند توسعه اقتصادي– اجتماعي در جامعه صورت ميگيرد. از سوي ديگر خود سيستمهاي منطقهاي و شهري بر نحوه ي تداوم و روند توسعه اثر ميگذارند. بنابراين اين دو ( نظام منطقهاي و توسعه ) در تعامل و تاثير متقابل قرار دارند و درنهايت در اين راستا است كه سخن از برنامهها و راهبردهاي توسعه ناحيهاي يا منطقهاي به ميان ميآيد. طرحهايي كه باعث دگرگوني اقتصاد ناحيه ميشوند و اين دگرگوني، در عناصر سامانه هاي شهري- منطقهاي و درنتيجه در كل سامانه تغیيراتي پديد ميآورد. (فني؛1382 :22)
در الگويهاي توسعه ناحيهاي يا منطقهاي، معمولاً برنامهريزي، محدود به يك مركز ويژه نخواهد بود بلكه از پايينترین سطح يعني حوزهاي عمران روستايي آغاز ميشود و تا بالاترين سطح يعني مركز ناحيه ادامه مييابد و اين فرايند، كليه نقاط سكونت گاهي و حوزههاي پيراموني آنها را پوشش خواهد داد. در داخل يك منطقه يا ناحيه معمولاً يك سطح بندي كانوني يا سطحبندي مركزي را ميتوان شناسايي نمود و به اعتقاد محققان توسعه ي منطقهاي ، توسعه يك منطقه ، سخت در ارتباط با توسعه نقاط مركزي آن است و اين امر به آن معناست كه جهت بهرهگيري مؤثرتر از منابع نيروي انساني منطقه ، وجود يك شبكه پيشرفته از جريان كالا، خدمات و اطلاعات بين شهرها ، شهرك ها و مراكز روستايي منطقه ضروري است. از مهمترين خصايص توسعه در يك سامانه شهري- منطقهاي اين است كه تفاوت ها و شكافهاي كيفي زندگي را درون منطقه و ميان مناطق به حداقل ممكن برساند و درنهايت از ميان بردارد و جهت تأمين اين منظور، بهترين و كارآمدترين بهرهگيري ممكن را از مواهب طبيعي و استعدادهاي انساني يك ناحيه ميسر سازد . (همان :21 – 24)

بررسی دیدگاهها و نظرات
از دهه 1970 به بعد، به علت افزایش دلسردی و سر خوردگی نسبت به مکانیزم رخنه به پایین مطرح شده از سوی مکتب اقتصاد نئوکلاسیک رشد اقتصادی توجه محققان و برنامه ریزان را به مکان های شهری کوچک و متوسط برای ایجاد یک الگوی عادلانه تر براي توسعه اقتصادی- فضایی هدایت کرده است. تمرکز شهری در دنیای در حال توسعه سبب بروز مشکلات متعددی در درون شهرهای بزرگ گردیده است که از آن جمله می توان به تراکم جمعیت، مهاجرت،کمبود مسکن، بیکاری و تخریب محیط زیست اشاره کرد . در نتیجه تحلیل گران مسايل شهری و منطقه ای، توجه خود را به توسعه ي شهرهای کوچک و متوسط، به عنوان راه حل ضروری برای مقابله با عدم توازن ناشی از توسعه نخست شهرها معطوف کرده اند، زيرا تا هنگامی که رشد، صرفا به چند شهر بزرگ محدود باشد گرایش بیشتری به تشدید و تمدید روند رشد در این مراکز نسبت به انتقال تدریجی آنها به مراکز شهری کوچکتر خواهد بود.
کشورهای کمتر توسعه یافته این بحث را مطرح کرده اند که توسعه شهرهای کوچک و متوسط را نمی توان موضوعی پنداشت که به مرور زمان و به خودی خود اجرا گردد، بلکه توزیع فضایی می بایست به وسیله سیاست های عمدی و اندیشیده شده ای که برای توسعه آينده مناسب و قابل قبول باشد، تغییریابد ؛ بر این اساس است که گرایش به شهرهای کوچک مطرح می گردد. از این رو در طی دهه (1980) به بعد در اغلب کشورهای در حال توسعه، یکی از وجوه مشخص سیاست های برنامه ریزی و عمران منطقه ای، جهت گیری به سود شهرهای کوچک می باشد. در واقع این اعتقاد وجود دارد که بدون یک سازمان فضایی سکونت گاهی یا به عبارت دیگر سلسله مراتب عملکردی سکونت گاهی، اهداف توسعه محقق نمی شود. الگوی سلسله مراتب مراکز روستایی، یکی از مهمترین الگوهای برنامه ریزی فضایی سکونت گاه هاست. از ویژگی های مهم این الگو، در هم آمیختن زندگی شهر و روستا از طریق تمرکز خدمات و امکانات رفاهی- زیر بنایی مورد نیاز روستاییان در مراکز سطح میانی سلسله مراتب سکونت گاهی به نام شهرک های محلی و یا روستا شهرها می باشد.
صرف نظر از سابقه تاریخی، آنچه امروز تحت عنوان نظریات برنامه ریزی توسعه منطقه ای و فضایی متداول و مرسوم است، تفكري است كه در دهه های اخیر مطرح شده و جوانتر از اندیشه برنامه ریزی توسعه اقتصادی در جهان می باشد. به طور کلی در زمینه گسترش و توسعه مفاهیم و روش های برنامه ریزی توسعه منطقه ای و فضایی، دو جهت گیری اصلی قابل بحث است : اول از آنجا شروع شده که پس از جنگ جهانی دوم بازسازی مناطق آسیب دیده در جنگ توجه مسؤلین این کشورها را به نوعی برنامه ریزی فیزیکی جلب کرد که تحت عنوان برنامه ریزی شهر و روستا نامیده شد و محققانی چون “والتر ایزارد”، “پاتریک گدس”، “برایان بری”، “جان فریدمن” و دیگران از نظریه پردازان معروف این مقطع می باشند . هدف از این شیوه برنامه ریزی که ابتدا در انگلیس شکل گرفت ، استفاده مؤثر از

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد توسعه منطقه، حوزه نفوذ، روستا - شهر، کشورهای پیشرفته Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سلسله مراتب، توسعه منطقه، توسعه روستا، حمل و نقل