منابع پایان نامه ارشد درمورد سلسله مراتب، انقلاب اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

تدبيرگران بحران قرار دارد،«سياسي سازي اطلاعات» است كه در برگيرنده تحريف عمدي بررسي داوري ها به سود خط فكري مورد علاقه فرد،به دور از واقعيت ها و شواهد و مدارك موجود است».( همان : 102 – 139 ) اين امر منجر به تعبير تفسيرهاي غلط اطلاعات و عدم درك صحيح آن و در نتيجه ناديده گرفتن واقعيات مي گردد.
اززاويه اي ديگر،به باور«كالينز»،حلقه استراتژيكي اطلاعات از 4 عنصر اساسي تشكيل شده است كه عبارتند از:1-نيازمندي ها،2-جمع آوري،3-پرورش،4-برآورد اطلاعاتي. مهم ترين مسأله در اين حلقه، «پي بردن به معناي داده هاي خام است كه از تفسير و پرورش آن بدست مي آيد».( كالينز ،1370: 37 – 41 )
در مجموع به نظر مي رسد كه اطلاعات مقوله اي نسبي است. چرا كه ، نحوه استفاده از اطلاعات ، در موقعيت هاي زماني و مكاني مختلف فرق مي كند و يا اينكه براي يك مدير و يا در موقعيت زماني و مكاني، يك سري داده ها، اطلاعات حياتي محسوب شود ولي براي مدير ديگر و در موقعيت ديگر، همان داده ها هيچ كاربري مفيدي نداشته باشد. از آنجا كه بحران هاي دهه اول جمهوري اسلامي-مورد بررسي در اين پژوهش- برخلاف اين خصيصه متداول بحران ها كه ناگهاني و سريع حادث مي شوند،در بستر بطئي رشد كرده اند، شرايط كسب اطلاعات لازم از زمينه ها و روند ظهور و گسترش بحران ها، نسبتاً مهيا بود. همچنين تداوم دوره زماني بحران ها نيز بر اين قابليت به نحو چشمگيري مي افزود. به جهت اينكه هر گونه تصميم گيري و اتخاذ مواضع از سوي رهبري كاريزمايی-الهی انقلاب اسلامی ،در قبال حوادث و بحران ها نقشي به مراتب تعيين كننده در سرنوشت نظام سياسي داشت، دستيابي به اطلاعات معتبر و كافي درباره ماهيت و كيفيت و جزئيات بحران ها از سوي نيروي تصميم گيرنده امري كاملاً ضروري و حياتي مي نمود. به علاوه اينكه امام خميني(ره)براي ممانعت از كاناليزه شدن احتمالي اطلاعات همواره سعي مي نمود از منابع متعدد به كسب اطلاعات بپردازد.
بحران تسخير سفارت آمريكا كه شرايط تداوم يا حل و فصل آن قطعاً به نحوه موضع گيري امام خميني(ره) بستگي داشت ، به عنوان نمونه اي از حساسيت و تأكيد رهبري در جهت كسب اطلاع از جزئيات و ماهيت بحران محسوب مي گردد. در اين بحران پس از اينكه رهبري انقلاب از ماهيت عاملان تسخير سفارت، اهداف و نيات آنان و ديگر جزئيات امر اطلاع يافتند، در روز 14 آبان يك روز پس از تسخير سفارت، اقدام دانشجويان را تأييد كردند. آنگونه كه از تحليل تدبيرگري بحران برمي آيد، هسته مركزي اين فرايند، عمليات تصميم گيري است. هر گونه تحديد ، تدبير،كنترل، سركوب و مهار بحران ها محصول تصميماتي است كه تصميم گيرنده يا تصميم گيرندگان در مورد نحوه مواجهه با يك بحران اتخاذ مي نمايد. اينكه تصميم گيرنده در چه جايگاهي باشد و براساس چه اصول و ارزش هايي مبادرت به تصميم گيري نمايد، نوع تصميمات متفاوت خواهد بود. در يك محيط انقلابي و ايدئولوژيك پس از پيروزي- در اين پژوهش- كه نهادها و مناصب اجرايي شكل نگرفته يا تثبيت نيافته اند،چه كسي جز رهبري كاريزمایی- الهی مقتدر و مطاع، قادر به تصميم گيري است؟ در بخش آتي به بررسي جايگاه اين«مقام» در يك نظام انقلابي و به ويژه در جمهوري اسلامي پرداخته مي شود.
2-4-3-تصميم گيري
آنچه به مديريت بحران معنا و مفهوم مي بخشد، اتخاذ تصميمات به موقع در شرايط فقدان تصميم است. تصميم گيري مهمترين مشخصه و عنصر ذاتي مديريت محسوب مي شود كه در فرايند مديريت بحران به مراتب بر ضرورت و اهميت آن افزوده مي گردد.
چرا كه ، در شرايط بحراني و تشنج، كمتر از شرايط عادي مي توان تصميمات اساسي و روش هاي صحيح سياسي اتخاذ نمود و همواره ممكن است كه يك تصميم گيري خيلي ساده ، منجر به بحراني عظيم شود. ماهيت مديريت بحران با تصميم گيري مبني بر اطلاعات به عنوان شروط لازمه تدبيرگري ، قوام مي يابد و تصميم گيري عقلاني درهر سطحي نيازمند اطلاعات است. از اين رو شايد ترسيم مرزي مشخص بين فرايند تصميم گيري و اطلاعات امري مشكل به نظر مي رسد. اما در اين پژوهش تمام تداوم بحث با تفكيك نسبي مباحث هر يك (تصميم گيري و اطلاعات) ادامه مي يابد. تصميم گيري، نيز همانند ديگر مفاهيم اين پژوهش از منظرهاي گوناگون و به اعتبارهاي مي تواند تعريف و تحليل شود.
تصميم گيري را مي توان «فرايند بررسي و گزينش يك بديل از ميان مجموعه بديل هاي متفاوت» تعريف كرد كه در آن تصميم بر اساس پيش بيني يكسري راه حل ها و انتخاب بهينه از بين آن صورت مي گيرد كه در موردشان تعيين و قطعيت نداريم. بنابراين نمي تواند با اطمينان توام باشد و همواره درجه اي از خطا را دارند و هيچ تصميمي بدون مخاطره نيست و قبول مخاطره در تصميم گيري گريز ناپذير است».(سعادت ،1369: 21 )اين وضعيت هنگامي كه با شرايط بروز بحران، كه در تصميم گيران با محدوديت شديد زماني ، مخاطرات فزاينده و محدوديت جايگزيني مطلوب و موثر مواجه هستند، همراه مي گردد. اتخاذ تصميم موثر و كارآمد نوعي شاهكار در مديريت بحران محسوب مي شود.
در محيط دستخوش بحران، تصميمات پرخطر ،مخاطره آميز و در فضايي نامطمئن گرفته مي شوند. از اين جهت نمي توان موفقيت آنها را تضمين كرد. چرا كه معمولاً تصميم بايد در شرايطي اتخاذ شود كه عوامل پيوسته در حال تغييرند و اطلاعات چندان روشن نيست و ديدگاه هاي متناقض یا ضد و نقيض هستند.
از منظري ديگر به تصميم گيري به عنوان «انتخاب اصلح» نگريسته مي شود. در هر حادثه و بحران نيز كه نياز به تصميم گيري دارد. راه كارهاي مقابله با آن محدود است و ما هنگامي كه صحبت از انتخاب بهترين، با صرفه ترين، بي خطرترين و … مي كنيم ، در واقع منظورمان همان انتخاب اصلح است.( كاظمي ،1370: 45 )
خطراتي كه همواره وضعيت بحراني را به از كنترل خارج شدن اوضاع تهديد مي نمايد به مساله تصميم گيري و مسايلي كه آن ار احاطه كرده است، بر مي گردد. يكي از اين خطرات ناشي از نقايص و كمبودهاي ممكن در فرايند تصميم گيري هاي حكومت هاي درگير در بحران است. يكي ديگر از اين مسايل مهم اين است كه سياست سازان بايد تحت فشار زياد فعاليت كنند كه عمدتاً از زمان كوتاهي كه براي تنظيم يك پاسخ درست است از يك سو و پويايي ذاتي بحران ها از سوي ديگر ، ناشي مي شود . در اين ميان ،«در مواردي كه فشارهاي ناشي از بحران در سطحي قابل تحمل نگه داشته شده، تصميم گيري سازنده و فعاليت هايي كه براي حل و فصل مسايل صورت گرفته ، از كارآيي زيادي برخوردار بوده است.»( فيل ،1373 : 229 )
همان گونه كه معمولاً در مباحث نحوه تصميم گيري ،اغلب بر «لحظه تصميم گيري» تاكيد مي شود تا كل فراگرد طولاني و پيچيده تصميم گيري،( رضائيان ،1379: 134 )در اين پژوهش نيز تلاش بر اين است كه بر لحظه تصميم گيري و نتايج حاصله از آن به عنوان مهم ترين هدف تصميم سازي تاكيد شده و در اين چارچوب فراگرد تصميم گيري در بحران هاي اين پژوهش ،تحليل گردد. چه بسا يك بجران، خود نتيجه تصميمات پيش از بحران محسوب مي شود كه در اين حالت بحران نه ناشي از فشار و محدوديت هاي دوره بحران، بلكه محصول تصميماتي است كه قبلاً اتخاذ شده است.
با رويكردي ناظر بر تصميم گيري، دو رهيافت اساسي در قبال مديريت بحران وجود دارد: رهيافت تك مركز و چند مركز . رهيافت تك مركز؛ «مبتني بر اين استدلال است كه پاسخ به بحران در دست يك قدرت مركزي، متمركز است. براي تضمين پاسخي يكپارچه و منسجم، ارتباط هماهنگ و بهره وري موثر از منابع، تمركز قدرت الزامي تلقي مي شود.
«رهيافت چند مركز» ؛ تعامل ميان فعالان رقيب را در ميان نظام هاي بروكراسي دولتي به رسميت مي شناسد و رقابت را همچون وسيله اي براي اعمال نظارت سالم و تعديل تمركز بالقوه قدرت تصميم گيري را ترويج مي دهد.( مك كارتي ،1381 : 69 )
يكي از عناصر اساسي كه در تحليل هاي مختلف از تصميم گيري آن هم در شرايط بحراني، مورد تاكيد قرار مي گيرد، مسأله زمان« در تصميم گيري است». رابينسون و اسنايدر» تأثير نسبي اي را كه ممكن است زمان برتصميمات مختلف داشته باشد، مورد تاكيد قرار داده اند.( رابينسون ،1375 : 122 – 123 )
نحوه تصميم گيري و نوع رفتاري كه نظام سياسي حاكم در محيط بحران زده ناشي از انقلاب اسلامي ،در قبال بحران هايي كه تجربه مي نمود، از خود نشان مي داد، از نكات كليدي محسوب مي شود كه اساساً پي بردن به آن، قسمت اعظم فرايند مديريت بحران در دهه اول جمهوري اسلامي را آشكار مي سازد. مقدم بر هر عامل و عنصري، احتمالاً نوع و ماهيت نظام سياسي حاكم به عنوان بستر فعاليت مقام يا نهادهاي تصميم گيرنده تأثيري مستقيم و بلاواسطه بر نحوه تصميم گيري تصميم گيران مي گذارد. در اين زمينه با اين ادعاي«مايكل برچر»همراه مي شويم كه « نوع ، عمر و مدت دوام رژيم سياسي در رفتار بازيگران بحران ، تأثير مي گذارد. نقش تصميم گيري را هم سيستم سياسي و هم تفسير فرد از سيستم، شكل مي دهند. به علاوه اينكه انتظار از رژيم هايي با حيات سياسي طولاني اين است كه در تمام جوانب بحران محتاطانه تر از دولت هاي جديد، رفتار كنند. دولت هاي جديد به دليل عدم امنيت كه اغلب به واسطه بي ثباتي داخلي، برجسته مي شود، احتمال زياد وجود دارد كه به بحران هاي خارجي به عنوان يك تدبير سياسي براي توجيه جبران كننده بي ثباتي داخلي استفاده كنند».( برچر ، 1382: 66)بر همين منوال نيز احتمال اينكه يك رژيم انقلابي و فضاي راديكال آن، محتوا و ماهيت رفتار حاكمان و رهبران انقلاب را به سمت و سوي متناسب و مقتضي انقلاب سوق دهد، زياد است.
تحليل كيفيت تصميم گيري در سال هاي نخستين حيات جمهوري اسلامي نيز از اين امر مستثني نيست و با درك و فهم اقتضاي شرايط آن دوره مي توان به بررسي نحوه تصميم گيري ها و پيامدهاي آن پرداخت. چنانچه در محيط انقلابي ايران، تصميمات و راه كارهاي موضعي و كم دامنه دارتري كه به طور غير مستقيم بر حوادث خاص تأثير مي گذارد، قرار دهيم، تصميمات سرنوشت ساز و استراتژيك يك نظام سياسي جديد از سوي قدرت خارق العاده رهبري كاريزمايی-الهی انقلاب ، اتخاذ مي گرديد. بخش عمده اي از ماهيت رهبري سياسي در تصميم گيري تبلور مي يابد. به ويژه در شرايط بحراني اي كه حيات حكومت يا جامعه اي در خطر است. در چنين شرايطي است كه استعدادها و توانايي هاي واقعي رهبران بروز مي كند. در شرايط و مواقع بحراني در جمهوري اسلامي نيز، اين امام خميني(ره) بود كه«به عنوان مقام يا نهاد تصميم ساز و تصميم گير، شرايط«فقدان تصميم» را با كلمه نهايي خود به شرايط«امكان تصميم» تبديل مي نمود».به طور كلي«سلسله مراتب قدرت و تصميم گيري از امام به عنوان تجسم قدرت و خواست هاي خلق آغاز مي شد. سپس شوراي انقلاب به واسطه اختياراتي كه ايشان به شورا داده بود، در مسايلي كلي و اساسي اتخاذ تصميم و ارايه امر مي نمود. پس از آن دولت موقت به مثابه كارگزار اين دو محور قدرت، دست به اجراي دستورات و جاري ساختن امور و تنظيم برنامه ها مي زد».( رضوي ،1376 : 221 ) اين وضعيت رامي توان تلفيقي ماهرانه از شيوه هاي تصميم گيري فردي و سيستماتيك (در چارچوب سلسله مراتب نظام حاكم) در جمهوري اسلامي دانست كه ساختار تصميم گيري اي با تعامل عناصر و نهادهاي تصميم ساز(سيستماتيك) و تصميم گير (رهبري كاريزمایی-الهی) را باعث شده بود؛«امام خميني نه فردي تحريك پذير و نه انعطاف پذير بود بلكه در مقام تصميم گيري(تصميم گيرنده) پس از استماع ديدگاه افراد مختلف(تصميم سازان)، با بررسي و جمع بندي تمامي نظريات، تصميم گيري مي كرد.»( مصاحبه با صادق طباطبايي ، كيهان ،15 بهمن 1381 : 12 )
در حقيقت محصول نهايي چنين ساختار تصميم گيري اي،در شرايط انقلابي و مواجه با بحران هاي روز افزون، به سمت الگوي منحصر به فردي از تصميم گيري در جمهوري اسلامي سوق مي يابد كه شايد بتوان آن را«الگوي فردي مبتني بر قدرت كاريزمايي»تعبير كرد. با اين توصيف كه در آن در برخي موارد، نظريات ديگران« در حد مشورت دادن» و تصميم سازي بود. به نظر مي رسد كه اين پديده ناشي از دو مسأله بود: نخست اينكه به لحاظ نفوذ و قدرت تأثير شگرف رهبري

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد انقلاب اسلامی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد ولایت فقیه، انقلاب اسلامی، جامعه اسلامی، پیامبر (ص)