منابع پایان نامه ارشد درمورد سلامت روان، استرس ادراک شده، کاهش استرس

دانلود پایان نامه ارشد

تا آن زمان، دريافتند که از ميان اثرگذاري سه نوع فعاليت مذهبي شامل: فعاليت دسته جمعي، فعاليت فردي و تجارب معنوي بر سلامت، در مردان فعاليت هاي مذهبي دسته جمعي پيش بين قوي تري براي سلامت و بهزيستي بود و در زنان نيز فعاليت مذهبي دسته جمعي و همچنين تجارب معنوي ارتباط معناداري را با سلامت و بهزيستي نشان دادند.
اليسون، بردت و هيل103(2009)، با بررسي اطلاعات موجود در پايگاه اطلاعاتي از سال 1996، تأييد کردند که گرايشات مذهبي و اعتقاد به رستاخيز، به صورت منفي با اضطراب و به صورت مثبت با آسايش خاطر در ارتباط است.
هوانگ، هسو و چن104 (2012)، در بررسي 115 فرد شصت ساله و بالاتر در بيمارستان روانپزشکي تايوان مشاهده کردند که 75 درصد افراد افسردگي ملايم تا شديد داشته، 5/76 درصد نشانه هايي از افسردگي و 8/67 درصد همبودي علائم افسردگي و اضطراب را نشان دادند. نتايج نشان داد که دينداري، اثر ميانجي معني داري بر کيفيت زندگي دارد و به طور معناداري افسردگي و اضطراب را تعديل مي کند. در اين بين افراد ديندار، کيفيت زندگي بهتر و علائم افسردگي کمتري را نسبت به افراد غير ديندار نشان دادند.

کوئنيگ، مک کالوگ و لارسون105 (2001)، از بررسي 700 مطالعه صورت گرفته در موضوع ارتباط بين دينداري، بهزيستي و سلامت روان، 500 مطالعه را تأييدگر رابطه مثبت معنادار بين دينداري و الف) سلامت روان بهتر، ب) بهزيستي بالاتر و ج) سوء مصرف کمتر مواد يافتند. در مطالعات مورد بررسي روابط معنادار مشاهده شده با دين شامل موارد زير بود:
افسردگي کمتر و بهبود سريع تر( در 93.60 درصد از مطالعات صورت گرفته)
اضطراب پايين تر (در 69. 35 درصد از مطالعات صورت گرفته)
بهزيستي، خوش بيني و اميد بالاتر(در 114.91 درصد از مطالعات صورت گرفته)
هدفمندي و داشتن معناي بيشتر در زندگي(در 159.15 درصد از مطالعات صورت گرفته)
دريافت حمايت اجتماعي بيشتر(در 20.19 درصد از مطالعات صورت گرفته).
ريپنتروپ، آلتماير، چن، فوند و کفالا106 (2005)، در مطالعه اي بر روي 122 بيمار با درد مزمن عضلاني اسکلتي نشان دادند که رابطه معناداري بين عناصر دين – معنويت و سلامت جسمي و رواني وجود دارد. تجارب معنوي روزانه و حمايت ديني به طور معناداري سلامت رواني را پيش بيني مي کند. افراد بيمار اين گروه، معمولا تجارب معنوي روزانه نداشته، از حمايت هيچ تشکل مذهبي برخوردار نبوده و خود را فردي دين دار و معنوي نمي دانستند.
کوئنيگ، الزابن و احمد خليفه107 (2012)، در بررسي آثار موجود در رابطه بين دين، معنويت و سلامت روان در غرب و آسياي ميانه دريافتند که اکثريت ديني دو منطقه که به ترتيب مسيحي و مسلمان هستند، سطوح سلامت روان مشابهي را نشان مي دهند و اين دو دين اثرات به نسبت يکساني بر سلامت روان افراد دارند. جمع بندي نيز نشان داد که مشارکت مذهبي بالاتر در هر دو گروه با سلامت روان بيشتر همبسته است.
فرانسيس، رابينز، لويس، کيگلي و ويلر108 (2004)، در بررسي 246 دانشجوي دوره ليسانس دريافتند که افرادي که ديدگاهي مثبت نسبت به مسيحيت دارند، دارا ي سطوح بالاتر سلامت روان هستند. در اين بررسي حضور در کليسا و عبادات شخصي نيز نقش معناداري در سلامت روان افراد نشان داد.
کارمودي ، ريد ، کريستلر و مريام109 (2008)، در بررسي تأثير معنويت در گروهي که تحت آموزش افزايش آگاهي مبتني بر کاهش استرس قرار داشتند ، دريافتند که افزايش معنويت در کاهش پريشاني رواني و علائم طبي گزارش شده از سوي افراد اثر معناداري داشته است.
دين و معنويت تأثير مثبتی بر افزايش توان سازگاری فردی و روانی نشان داده اند. اثرگذاری بر اين ويژگی ها، زمينه ساز توانايي فردی در کنترل اثر گذاری استرس ها بر زندگی فرد بوده و به طريق مستقيم و غير مستقيم زمينه سلامت و بهزيستي فردی را فراهم می آورد.
کيم و سيدليتز110(2002)، در بررسي 1300 دانشجو، نشان دادند که معنويت اثر محافظ در برابر اثر گذاري تجارب اضطراب آور بر سازگاري فردي داشته است.
مودلي111 (2008)، با مطالعه 1283 نفر از بزرگسالان آفريقاي جنوبي، با تحصيلات دبيرستان و بالاتر، نشان دادکه رابطه مثبت معنادار بين بهزيستي معنوي و توانايي سازگاري افراد وجود دارد. در اين مطالعه رابطه مثبت معنادار به ويژه بين سازگاري و ابعاد تعالي و اجتماعي بهزيستي معنوي مشاهده شد که نشان از افزايش توان سازگاري فردي همراه با بهبود ارتباط فردي با خدا و افراد جامعه دارد.
جکسون112 (2010)، در مطالعه اي تحت عنوان تجربيات معنوي روزانه، به عنوان سپري در برابر اثرگذاري استرس هاي روزمره بر خلق روزانه، با بررسي 244 بزرگسال 55 تا 92 ساله، دريافت که تجربيات معنوي روزانه، اثرات منفي استرس هاي روزمره بر خلق را تعديل مي کند. اين تجربيات معنوي به گونه اي معني دار کاهش اثرات منفي استرس ادراک شده روزمره، بر خلق را به دنبال داشتند. تجارب معنوي روزانه در اين نمونه، رابطه معناداري با وضعيت هاي خلق روزانه(مثبت و منفي)، نشان نداد.
جعفري و همکاران (2010)، در مقاله رضايت از زندگي، بهزيستي معنوي و اميد در بيماران سرطاني ، نشان دادند که بهزيستي مذهبي و وجودي به طور معناداري کيفيت زندگي را پيش بيني مي کنند و مي توان نتيجه گرفت که اين مؤلفه ها نقش مهمي در رضايت از زندگي و سازگاري رواني بر عهده دارند.
از بررسی مجموع پژوهش های صورت گرفته در بررسی رابطه معنويت و دينداری با شادي (موکرجي و برون(2005)، عقيلي و کومار(2008)،گرين و اليوت(2010)، برنا و سواري(1387)، صحرائيان و همکاران(1390 )،رجبي و صارمي(1391)، فيشر(2013)، اليسون و فن(2008)، موکرجي و برون(2005)، کوهن113(2002)، و پاتريک و کيني114(2003)) و سلامت روان (رجبي و صارمي(1391)، واحدي و همکاران(1389)، قدرتي ميرکوهي و خرمايي(1389)،اژدري فرد و همکاران(1389)، پاکيزه(1387)،صديق نژاد و محمدي(1387) ، کوئنيگ و همکاران(2012)، هوانگ و همکاران(2012)، کراوز(2010)، غباري بناب و همکاران(2008)، عبدالخالق و نيسر(2007)، ريو و وونگ(2006)، ريپنتروپ و همکاران(2005)، لي و نيوبرگ(2005)، فرانسيس و همکاران(2004)، سويدمير و همکاران(2004)، پاول، شهابي و تورسن 115(2003)، کوئنيگ و همکاران(2001) و ريچتر(2001))، به روشنی به رابطه معنويت با شادکامی و سلامت روان، پی می بريم. از پژوهش های جعفری و همکاران(1388)، صفائي راد و همکاران(1389)، سويو و همکاران(2009) رابطه منفی بهزيستی معنوی و مؤلفه های آن با سلامت روان تأييد می گردد. در بررسی بهزيستی معنوی شادکامی نيز، هرچند پيشينه ای يافت نشد اما پژوهش هايي در بررسی رابطه بهزيستی معنوی و بهزيستی روانشناختی موجود است و می توان شادی را جزئي از بهزيستی روانشناختی دانست. از طرفی تنها مطالعه يافته شده در مقايسه دانشجويان دانشگاه و حوزه، مقايسه سطح افسردگی آنان در پژوهش پرتوی نژاد و همکاران(1390) بود. پس ضمن تأييد مطالعات پيشين، خلأ پژوهشی در اين زمينه مشهود بوده و انجام پژوهشی دقيق و کامل تر در اين زمينه را لازم ساخته است.

فصل سوم
روش پژوهش

مقدمه
در اين فصل ابتدا به بيان نوع پژوهش، متغير هاي مورد بررسي، جامعه آماري و حجم نمونه و روش نمونه گيري، ابزار هاي پژوهش و شيوه اجراي پژوهش مي پردازيم و در انتها شيوه تجزيه و تحليل داده ها را شرح خواهيم داد.
3 ـ 1. روش پژوهش
تحقيق حاضر يک پژوهش توصيفي از نوع همبستگي و علي مقايسه اي است.
3 ـ 2. جامعه آماري، نمونه و روش نمونه گيري
جامعه آماري اين پژوهش، تمامي دانشجويان مشغول به تحصيل در سال تحصيلي 92ـ1391 در دانشگاه شهيد باهنر کرمان و حوزه هاي علميه اين شهر مي باشند، که بر اساس آخرين آمار دريافتي به ترتيب 17189 و 920 نفر بودند.
براساس حجم جامعه آماري و با استفاده از جدول کرجسي و مورگان116 (1970)، حجم نمونه مورد نظر براي اين پژوهش از دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر کرمان 376 نفر و براي دانشجويان حوزه هاي علميه شهر کرمان 274 نفر به دست آمد که به روش نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي در دانشجويان دانشگاه و نمونه گيري در دسترس در بين دانشجويان حوزه صورت گرفت. بنابراين حجم نمونه ما در اين پژوهش در مجموع 650 نفر بود.
نمونه گيري از بين دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر به صورت نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي انجام شد. ابتدا از بين دانشکده هاي موجود، دانشکده هاي ادبيات و علوم انساني، فني و مهندسي، کشاورزي و علوم به صورت تصادفي انتخاب شد. سپس از ميان رشته هاي دانشکده ادبيات و علوم انساني، رشته هاي زبان و ادبيات فارسي، جغرافيا، علوم اجتماعي و کتابداري؛ از ميان رشته هاي دانشکده فني و مهندسي، رشته هاي مهندسي برق، مهندسي کامپيوتر، مهندسي مکانيک؛ از دانشکده کشاورزي، رشته هاي مهندسي آب، علوم دامي، اقتصاد کشاورزي و زراعت و اصلاح نباتات؛ و از دانشکده علوم، رشته هاي زيست، شيمي و فيزيک به صورت تصادفي انتخاب گرديد. در مرحله بعد در مراجعه به بخش هاي مربوطه، به انتخاب تصادفي از بين کلاس هاي هر بخش پرداخته و در مراجعه به کلاس هاي انتخاب شده، پرسشنامه ها در بين افراد داوطلب پخش شد و به صورت فردی تکميل گرديد . در انتها به نمونه اي با تعداد 97 نفر از دانشکده ادبيات(79/25 % از نمونه دانشگاهي)، 123 نفر از دانشکده فني و مهندسي(71/32 %)،82 نفر از دانشکده علوم( 80/21 %) و 74 نفر از دانشکده کشاورزي( 68/19 %)، با تعداد کل 376 نفر دست يافتيم.
براي نمونه گيري از بين دانشجويان حوزه هاي علميه شهر کرمان، به دليل محدوديت هاي موجود، روش نمونه گيري در دسترس مورد استفاده قرار گرفت و از بين دو حوزه علميه خواهران با ظرفيت411 نفر و چهار حوزه علميه برادران با ظرفيت 509 نفر، تعداد 274 نفر مورد بررسي واقع گرديد.
3 ـ 3. ابزارهاي تحقيق
3 ـ3 ـ 1. پرسشنامه بهزيستي معنوي
پرسشنامه بهزيستي معنوي117 توسط پالوتزين و اليسون118 در سال 1982 ساخته شد و شامل 20 سؤال و دو خرده مقياس است شامل بهزيستي مذهبي که بهزيستي ناشي از ارتباط با يک قدرت متعالي است و بهزيستي وجودي که عنصري رواني ـ اجتماعي است، بيانگر احساس فرد است از اينکه چه کسي است؟ چه کاري و چرا انجام مي دهد و به کجا تعلق دارد؟ (راد و همکاران،1389). سؤالات فرد آزمون، مربوط به خرده مقياس بهزيستي مذهبي بوده و ميزان تجربه فرد از رابطه رضايت بخش با خدا را مورد سنجش قرار مي‌دهد و سؤالات زوج، مربوط به خرده مقياس بهزيستي وجودي است كه احساس هدفمندي و رضايت از زندگي را مي‌سنجد. مقياس پاسخگويي به سوالات، ليكرت 6 درجه‌اي از كاملاً موافقم تا كاملاً مخالفم است. در مورد سؤالات مثبت گزينه کاملا موافقم نمره 6 و به ترتيب گزينه کاملا مخالفم نمره 1 مي گيرد. نمره گذاري سؤالات منفي بر عکس است(سوالات1-2-5-6-9-12-13-16-18 سؤالات منفي هستند). از طريق نمره‌گذاري اين مقياس، نمره بهزيستي مذهبي، بهزيستي وجودي و نمره كل بهزيستي معنوي به دست مي‌آيد. پالوتزين و اليسون (1982)، ضرايب آلفاي كرونباخ بهزيستي مذهبي و وجودي و كل مقياس را به ترتيب برابر با 91/0، 91/0 و 93/0 گزارش كردند. خصوصيات روانسنجي اين مقياس توسط دهشيري و همکاران(1387) بر روي دانشجويان دانشگاههاي تهران مورد بررسي قرار گرفته است. ضرايب پايايي بازآزمايي کل مقياس، بهزيستي مذهبي و بهزيستي وجودي به ترتيب برابر با 85/0، 78/0 و80/0 گزارش شده است(دهشيري و همکاران، 1387). همچنين ضريب آلفاي كرونباخ براي كل مقياس بهزيستي معنوي 90/0 و براي خرده مقياس هاي بهزيستي مذهبي و وجودي به ترتيب 82/0 و 87/0 گزارش شده است. به منظور بررسي روايي مقياس بهزيستي معنوي همبستگي نمره هاي آن با مقياس شادكامي آكسفورد، پرسشنامه عمل به باورهاي ديني و پرسشنامه سلامت عمومي در يك نمونه 49 نفري از دانشجويان محاسبه شد. همبستگي نمره هاي كل بهزيستي معنوي با شادكامي برابر با 64/0 است.همبستگي نمره هاي بهزيستي معنوي، بهزيستي مذهبي و وجودي با نمره هاي عمل به باورهاي ديني به ترتيب برابر 51/0،

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سلامت روان، دانش آموز دختر، حوزه و دانشگاه Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سلامت روان، علائم اضطراب