منابع پایان نامه ارشد درمورد سلامت روان، دانش آموز دختر، حوزه و دانشگاه

دانلود پایان نامه ارشد

معنادار وجود دارد. شادکامي ديني با افسردگي نيز رابطه منفي معنادار نشان داد.
متغيرهای ديني در پژوهش های بسياری با شادی و سلامت روان همبستگي نشان داده اند. رجبي، صارمي و بياضي(1391)، در بررسي ارتباط الگوهاي مقابله ديني و شادکامي با بررسي 401 دانشجو دريافتند که با افزايش به کارگيري الگوي مقابله ديني منفي که ناشي از ارتباط شکننده با خدا، نگاهي نوميدانه به دنيا و نارضايتي معنوي است، سلامت رواني کاهش مي يابد. در اين مطالعه بين الگوي مقابله ديني مثبت با نارسا کنش وري اجتماعي و افسردگي رابطه منفي به دست آمد. در افراد مطالعه شده بين الگوي مقابله ديني مثبت و شادکامي، رابطه مثبت، مشاهده شد.
قدرتي ميرکوهي و خرمايي(1389)، در بررسي رابطه دينداري و سلامت روان در نوجوانان، با بررسي 419 نوجوان اصفهاني و تهراني نشان دادند که بين ابعاد دينداري شامل التزام ديني،عواطف ديني و باورهاي ديني و سلامت عمومي رابطه منفي وجود دارد و افزايش در اين ابعاد، کاهش در سطوح مشکلات روان را پيش بيني مي کند.
غرايي، احمدوند،اکبري دهقي و زنوزيان(1387)، در برسي ارتباط نوع اعتقادات مذهبي با انواع مشکلات در سلامت روان، با بررسي 1032 آزمودني از شهر کاشان، دريافتند که بين مذهب دروني و سلامت روان ارتباط معنادار وجود دارد. کاهش مذهب دروني موجب افزايش نمرات در تمامي زير مقياس هاي سلامت روان مي گردد. در اين مطالعه ارتباطي بين مذهب بيروني و سلامت روان مشاهده نشد. مذهب بيروني صرفا با نمرات افسردگي وخيم ارتباط معنادار داشت و افزايش آن با افزايش افسردگي مرتبط بود.
واحدي ، فتح آبادي و اکبري (1389)، در مقاله اي با عنوان الگوي ميانجي احساس تنهايي هيجاني و اجتماعي، بهزيستي معنوي، فاصله اجتماعي و افسردگي دانشجويان دختر نشان دادند که ارتباط با خدا رابطه معناداري با افسردگي پايين دارد.
موسوي و اکبري زردخانه (1389)، در مقاله اي با عنوان الگوي رابطه دين داري و سلامت روان دانشجويان؛ تفاوت هاي جنسيتي، دريافتند که در دختران کليه مؤلفه هاي دين داري با کليه مؤلفه هاي سلامت روان رابطه معکوس دارند اما در پسران فقط اضطراب، افسردگي و سلامت عمومي با کليه زيرمقياسهاي دين داري رابطه معکوس معناداري داشتند.
اژدري فرد، قاضي و نوراني پور(1389)، در بررسي 120 دانش آموز دختر، 60 نفر از بين بالاترين دارندگان نمرات سلامت روان را به صورت تصادفي انتخاب کرده و در کلاس هاي آموزش معنويت شرکت دادند. نتايج نشان داد که آموزش عرفان و معنويت در افزايش سلامت روان، بهبود عملکرد جسماني و عملکرد اجتماعي و کاهش اضطراب و افسردگي دانش آموزان تأثير دارد.
رياحي، عليوردي نيا و بني اسدي(1387)، در بررسي اثرات دينداري و جهت گيري مذهبي بر سلامت روان با مطالعه 405 دانشجوي دانشگاه مازندران دريافتند که براساس مقياس سلامت عمومي بيست و هشت سؤالي، 7 / 55 درصد از دانشجويان سالم بوده و 60 درصد آنان داراي سطوح بالاي دينداري و اکثريت داراي جهت گيري مذهبي بيروني بوده اند. در اين بين دينداري و جهت گيري مذهبي دروني داراي رابطه معنادار با سلامت روان بوده اند.
پيشينه پژوهشی در بررسی مقايسه دانشجويان حوزه و دانشگاه بسيار اندک است. پرتوي نژاد، احمري طهران، حيدري، کيهاني و تازيکي(1390)، در مقايسه ميزان افسردگي در بين دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي و طلاب حوزه علميه شهر قم با مطالعه بر روي سيصد دانشجو و سيصد طلبه نشان دادند که با وجود تفاوت اندک در ميانگين افسردگي پايين تر طلاب نسبت به دانشجويان، تفاوت معناداري در افسردگي اين دو گروه، مشاهده نگرديده است.
2 ـ2 ـ 2. تحقيقات انجام شده در خارج از ايران
در بررسی پيشينه پژوهش مرتبط با عنوان تحقيق حاضر، جعفري85 و همکاران (2010)، در مطالعه بهزيستي معنوي و سلامت روان در دانشجويان دريافتند که رابطه منفي و معناداري بين بهزيستي معنوي و اختلالات رواني وجود دارد. دينداري و بهزيستي وجودي رابطه منفي و معناداري را با علائم بدني ، اضطراب، افسردگي و اختلال در کارکرد اجتماعي نشان دادند. اين تحقيق همچنين نشان داد که نمرات بهزيستي معنوي و مذهبي دختران ، بيشتر از پسران بوده است.
سويو86 و همکاران(2009)، در بررسي 152 مرد و زن بالاي 65 سال نشان دادند که فعاليت هاي مذهبي و شاخص معنوي بهزيستي با سلامت عمومي ارتباط معنادار دارند.
بهزيستی معنوی و معنويت، در پژوهش های بسياری مرتبط با بهزيستی روانشناختی شناخته شده اند. بهزيستی روانشناختی حيطه گسترده ای از متغير ها را شامل می گردد، ريچتر87 (2001)، در بررسي 62 دانشجوي مسيحي در يک دانشگاه علوم انساني، نشان داد که بين بهزيستي رواني و بهزيستي معنوي رابطه مثبت معنادار وجود دارد. در اين تحقيق سطوح بالاتر معنويت با صفات شخصيتي سالم مرتبط بود.
فرينگ، برنان و کلر88 (1987)، با بررسي گروهي از دانشجويان دريافتند که بهزيستي معنوي و وجودي به طور منفي با خلق منفي مرتبط بوده و اين نشانگر آن است که متغيرهاي معنوي بر بهزيستي روانشناختي تأثير دارند.
از سوي کتن، لارکين، هوپس، کرومر و روزنتال89 (2005)، تحقيقي جهت سنجش معنويت به عنوان عاملي معنادار در زندگي افراد و اثرگذاري آن در علائم افسردگي و رفتار هاي ناقض سلامت، انجام شد. 134 نفر با ميانگين سني 2/16 مورد بررسي قرار گرفتند. از اين بين 89 درصد اعتقاد به خدا يا قدرتي برتر داشته و77 درصد معتقد بودند که دين در زندگي شان اهميت دارد. در اين مطالعه افراد داراي بالاترين سطوح بهزيستي معنوي به ويژه بهزيستي وجودي، کمترين نشانه هاي افسردگي و کمترين رفتارهاي ناقض سلامت را نشان دادند.
اليسون و فن90 (2008)، با بررسي مطالعات انجام شده در طرح پيمايش اجتماعي 1998 و 2004 تأکيد کردند که رابطه مثبت قوي بين تجارب معنوي روزانه و بهزيستي روانشناختي وجود دارد اما اين تجارب اثرگذاري کمي بر احساسات منفي داشته اند. آنان بيان کردند که تجارب معنوي روزانه دليل موجهي براي ارتباط بين فعاليت هاي مذهبي و متغير هاي روانشناختي اقامه نمي کند و اين مطلب مي تواند تأکيدي بر آن باشد که معنويت چيزي جداي از مذهب است.
برخلاف محدوديت پيشينه موجود در بررسی رابطه بهزيستی معنوی و شادکامی، با عناوين متعددی در بررسی رابطه دين و معنويت با شادی روبرو هستيم. عقيلي و کومار91 (2008)، در تحقيقي با عنوان رابطه بين نگرش هاي مذهبي و شادي در بين کارمندان حرفه اي، دريافته اند که عقايد مذهبي بيشتر، پيش بين وجود شادي بيشتر است . شادي با عقايد مذهبي همبستگي نشان داد ولي با داشتن دين رسمي، کمتر مرتبط بود.
موکرجي و برون92 (2005)، در مقاله اي با عنوان جنسيت، دين و شادي دريافتند که جنسيت و دين نقش مهمي در پيش بيني شادي دارند. دين داري، شادي بالاتري را پيش بيني مي کند و زنان از شادي بيشتري برخوردارند.
فيشر(2013)، در بررسي 466 دانشجو، 1002 دانش آموز و 494 فرد مذهبي دريافت که ارتباط با خدا، نسبت به شخصيت و سن فرد، به طور بارزتري واريانس شادي را تبيين مي کند.
عبد الخالق (2006)، در بررسي رابطه شادي با سلامت جسماني، رواني و دينداري نشان دادکه دينداري، پانزده درصد واريانس شادي را تبيين مي کند. در اين تحقيق، سلامت به گونه معناداري پيش بين شادي نبود. در بين افراد مورد مطالعه افراد ديندار، شادي بالاتري نسبت به گروه مخالف داشتند.
هيلز و آرگيل93 (1997)، در مقاله اي با عنوان تجارب موسيقيايي و مذهبي و ارتباط آنها با شادي بيان کردند که تجارب ديني بر شادي افراد اثر مثبت داشته اما فعاليت هاي گروهي مرتبط با موسيقي و مذهب، اثر عمده تري نشان دادند. به نظر مي رسد که جنبه هاي اجتماعي اين فعاليت ها است که حس بهزيستي و شادي ايجاد مي کند.
استاوروا، فچنهاور و شلوزر94(2013) در بررسي فرضيه « دينداري، در جوامعي که دينداري، معيار و هنجار جامعه است، بهزيستي رواني را افزايش مي دهد.» نشان دادند که افراد ديندارتر ميانگين شادي و رضايت از زندگي بالاتري دارند و اين اثر در جوامع ديندار بارزتر است. در بررسي علل اين تفاوت، در بين افراد ديندار و غير ديندار در جوامع ديني، مشخص گرديد که در اين جوامع، افراد ديندار، به دليل برخوردهاي محترمانه و مورد احترام عموم مردم بودن، سطح شادي و رضايت از زندگي بالاتر و در نتيجه حس بهزيستي بيشتري دارند.
در مقابل پژوهش های فراوانی را نيز می توان يافت که رابطه دين داری و معنويت با شادکامی راتأييد نکر ده اند. لويس، مالتبي و دي95 (2005)، در مقاله جهت گيري مذهبي، سازگاري مذهبي و شادي در بين بزرگسالان ، به نتايج معناداري در رابطه دينداري و شادي دست نيافتند، در حالي که جهت گيري مذهبي دروني و سازگاري مذهبي مثبت، پيش بين نمرات بالاتر در مقياس شادي بودند. در توجيه اين امر آمده است که نتايج به دست آمده در ساير مطالعات مبني بر رابطه مثبت دينداري و شادي، بيشتر مبني بر سنجش بهزيستي روانشناختي بوده اند تا شادي. به عبارتي مذهب شايد بهزيستي روانشناختي را بيشتر از شادي فردي تحت تأثير قرار مي دهد.
هسناين، احمد انصاري و سمانتري96 (2011)، در مقاله اي با عنوان معنويت و شادي به عنوان همبسته هاي بهزيستي در زنان دين دار، در يافتند که زنان با بهزيستي بالا، شادي بيشتري نسبت به زنان با حس بهزيستي پايين دارند. تفاوت معناداري بين شادي در زنان با سطوح دين داري بالا و پايين به دست نيامد.
لويس، لنيگان، جوزف و فاکرت97 (1997)، در بررسي رابطه دينداري و شادي در بين 154 دانشجوي دوره ليسانس، ارتباط معناداري مبني بر اين که افراد مذهبي شادترند، به دست نياوردند.
گرين و اليوت(2010)، در مقاله اي با عنوان دين، سلامت و بهزيستي روانشناختي نشان دادند که افراد ديندار خبر از سلامتي و شادي بالاتري مي دهند. در گروه مورد مطالعه افراد ديندار با عقايد آزاد انديشانه، سلامت بالاتر و شادي کمتري را نسبت به افراد با عقايد بنيادگرايانه نشان دادند.
عبدل خالک و نيسر98 (2007)، در بررسي دانشجويان مسلمان الجزايري دريافتند که دينداري در مردان با سلامت روان مرتبط است، در حالي که در زنان علاوه بر سلامت روان، سلامت جسماني، شادي، رضايت از زندگي و خوش بيني را نيز پيش بيني مي کند.
بررسی رابطه دين و معنويت، هرچند در ظاهر متفاوت با موضوع پژوهش ما است، اما اين دو علاوه بر رابطه تنگاتنگ با بهزيستی معنوی، به عنوان جزئي جدايي ناپذير از بهزيستی مذهبی نيز هستند. غباري بناب، حکيمي راد و متولي پور99(2008)، در بررسي 306 تن از دانشجويان دانشگاه تهران به بررسي رابطه سلامت روان و معنويت پرداختند. اين مطالعه نشان داد که افراد با معنويت بالاتر و معناي وجودي در زندگي کمتر عصبي و افسرده بودند. سلامت روان دانشجويان در اين تحقيق، از طريق معنويت آنان، قابل پيش بيني بود.
کوئنيگ(2012)، در بررسي صدها مقاله موجود در پايگاه اطلاعاتي از سال 1872 تا 2010، بيان کرد که بيماران طبي و رواني از اعتقادات مذهبي و معنوي خود، جهت سازگاري با بيماري و تغييرات استرس زاي زندگي شان استفاده مي کنند. در بين اين گروه افراد با دينداري و معنويت بيشتر، سلامت رواني بالاتري داشته و سريع تر با مشکلات سلامتي خود کنار مي آيند.
لي و نيوبرگ100 (2005)، با بررسي تحقيقات پيشين در زمينه رابطه دينداري و سلامت جسمي و رواني، ضمن تأييد اين مطلب، بيان داشتند که دينداري با فراهم آوردن امکاناتي از جمله حمايت هاي عاطفي و اجتماعي، ايجاد انگيزه هاي سالم زيستن و سبک زندگي سالم، به سلامت افراد کمک مي کند.
کراوز101(2010) در يک بررسي طولي دريافت که اعتقاد به کنترل ميانجي گرانه خدا در زندگي، اغلب بر سلامت گزارش شده از سوي افراد، اثرگذار است. بر طبق اين تحقيق، افراد ديندار احساس هدفمندي در زندگي و خوش بيني بالاتري نسبت به سايرين دارند و شايد همين صفات، برآورد آن ها از سلامتي خود را تحت تأثير قرار مي دهد.
ماسلکو و کابزانسکي102 (2006)، در بررسي فرضيه اثر پذيري رابطه دين داري – معنويت و سلامت از جنسيت افراد، با بررسي نتايج به دست آمده از 1998

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سلامت روان، انسان سالم، سلسله مراتب Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سلامت روان، استرس ادراک شده، کاهش استرس