منابع پایان نامه ارشد درمورد سبک زندگی، جامعه شناسی، حمایت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

معاون مدرسهای درکره بود، که دانشآموزانش در دریا غرق شدند. یا ایثارگری رزمندگان در دوران جنگ تحمیلی و نمونه دیگر، خودکشی افراد معلول به خاطر خانواده و خویشاوندانش.
4ـ خودکشی تقدیرگرایانه: زمانی که جامعه از انتظام فوقالعادهای برخوردار است و افراد با آینده غیر قابل تغییر روبه رو هستند و هیچ راه رهایی برای او متصور نیست، صورت میپذیرد. این گونه خودکشی درست در نقطه مخالف خودکشی بیسامانی و آنومیک قراردارد ( تنهائی،1389: 168).
نظرات فوق علاوه بر این که کمک میکند تا اوضاع اجتماعی در زمان خودکشی را بفهمیم، کمک میکند تا وقایع اجتماعی تأثیر گذار بر نظام سلامت را بهتر درک کنیم. به عنوان مثال در شرایط سخت اقتصادی، حمایت اجتماعی چگونه بر کاهش استرس تأثیر دارد. یا چه رابطهای بین افسردگی و انسجام اجتماعی وجود دارد.
چه ارتباطی بین حمایت اجتماعی و بهداشت، سلامت و بیماری مطرح است. در خصوص بیماران PKU به نظر میرسد حمایت اجتماعی باعث کاهش نگرانی و استرس و افسردگی در بیماران و خانوادههایشان میگردد.
دورکیم درمورد پدیدههای بهنجار و پدیدههای نابهنجار به عنوان حالت سلامت و حالت بیماری اشاره میکند و در عین حال پدیدۀ بهنجار را پدیدهای میداند که همه افراد جامعه آن را بهنجار تلقی نمایند، بنابراین ممکن است حالتی در یک جامعه سلامت تلقی شود، در حالی که در جامعه دیگر آن را بیماری بدانند مانند بیماری مالاریا در قسمتهایی از آفریقا و گینه نو که امری طبیعی و در آن جامعه بیماری تلقی نمیشود و خلاصه آنکه دورکیم به مباحث تخصصهای بهداشتی نیز توجه داشته است. و در بحث انتقال از جامعه با انسجام مکانیکی به جامعه با انسجام ارگانیک ( مدرن ) و تأکید بر تخصصی شدن در نظام تقسیم کار بر سازمان و نظام سلامت تأثیر گذاشت (کیوان آراء، 1386: 56).
2-4-2- تالکوت پارسونز
یکی از مهمترین دیدگاههای نظری جامعهشناسی پزشکی در مکتب کارکرد گرایی ساختاری در دهۀ50 میلادی با انتشار کتاب « نظام اجتماعی » پارسونز اتفاق افتاد، که باعث ایجاد اقتدار سلطه جامعهشناسی امریکا گردید. این کتاب یک مدل ساختاری ـ کارکردی از جامعه ارائه داد که در آن به مفهوم نقش بیمار اشاره شده بود و برای اولین بار بود که یک نظریۀ جامعه شناسی به تجزیه و تحلیل کارکرد پزشکی میپرداخت(کیوان آراء، 1386: 52). با توجه به خرده نظامهای مورد نظر پارسونز و کارکردهای آنان د رآن به مفهوم نقش بیمار ـ پزشک اشاره شده است. پارسونز در صدد بود بداند چگونه جامعه میتواند کارکرد داشته باشد و قادر است به مسائل انحرافی پاسخ دهد. او با توجه به کارکردی بودن جامعه و وجود نقشهای نهادی شده و الگوهای کلی که مورد تأیید نظام کلی است به تجزیه و تحلیل نقشها پرداخت. وقتی افراد نقش پدر، مادر، معلم، راننده و غیره … را میپذیرند، « فرزند»، « همسر » و « دانشآموز » و « مسافر » از آنان انتظاراتی دارند که این انتظارات نقشهای نهادی را میسازد. وی بیماری را شکلی از رفتار انحرافی افراد میداند، چرا که نقش طبیعی و معمولی را ایفاء نمیکند، لذا بایستی در اسرع وقت او را به نقش اصلی بازگرداند.
به نظر پارسونز که میراثدار دورکیم و کنت است و جامعه را نیز اندامواره میبیند، فرد در جامعه مولد اگر بیمار شود، جریان تولید را به مخاطره میاندازد و انجام نقشهای اجتماعی و فعالیتهای شغلی فرد مختل میشود؛ پس بیماری را نوعی رفتار انحرافی نسبت به نظام اجتماعی میداند. ایشان میگویند بیمار را میتوان از طریق نقشهای اجتماعی پزشکان کنترل نمود. و برای اینکار چهار مدل و نقش برای بیماران و پزشکان برمیشمارد: اول آنکه تمایل بیمار به خوب شدن در حداقل زمان ممکن، و بازگشت به فعالیتهای اجتماعی. دوم آنکه، بیمار باید در جستجوی درمان قابل قبول و تخصصی باشد و دراین زمینه با پزشک همکاری نماید. سوم آنکه، بیمار مجاز است در دوران بیماری از برخی فعالیتها و مسئولیتهای روزانه معاف گردد. و چهارم آنکه بیمار در دوران بیماری نیازمند مراقبت است. پارسونز نقش پزشک را مکمل نقش بیمار می داند که بایستی با بکارگیری مهارت و دانش تخصصی در جهت رفع بیماری و رفاه آن گام بردارد و پزشک را فردی عینیت گرا میداند که بوسیله مقررات و اعمال حرفهای بیمار را راهنمایی میکند. و حقوقی را برای پزشک بر میشمارد از جمله آن که : پزشک حق معاینه بدن بیمار را داردو میتواند در احوال جسمی شخصی او وارد شود و پزشک از موضع اقتدار نسبت به بیمار برخوردار است. آنچه در این پدیده مورد توجه است، آگاهی پزشک و بیمار از نقشهای خود است. و هر کدام از آنان جایگاه اجتماعی و نقش خود را میشناسند و بدان آگاهی دارند(کیوان آراء، 1386: 197- 194). در مورد بیماران PKU، پزشکان متخصص با استفاده از دانش حرفهای ضمن درمان و روند بهبودی بیماران آنان را از ایفای نقشهای مثل سربازی برای پسران معاف کردهاند، روابط بین پزشک و بیمار در این گروه ارتباط پدرانه است که در آن کنترل پزشک زیاد و کنترل بیمار کم است. اما در برخی مراحل که بیماران آگاهی بیشتری نسبت به مشکل خود مییابند ارتباطات دو طرفه میشود یعنی پزشک راهکارهای درمانی را ارائه میدهد و بیمار تجارب خود و وضعیتهای پیش آمده را به پزشک توضیح میدهد و در مجموع میتوان اظهار داشت دیدگاه پارسونز نیز مانند دورکیم بیشتر بر آسیب شناسی اجتماعی استوار است تا علت شناسی اجتماعی، بر همین خاطر نسل بعد از او به انتقاد از نظریات ایشان و شاگرد هوشمندش مرتون پرداختند. شخصیت برجسته دریگر مکتب ساختاری ـ کارکرد گرایی رابرت مرتن است که سهم عظیمی در نشر افکار این مکتب به عنوان یک جامعه شناس بزرگ و برجسته در تثبیت و توسعه هسته نظری جامعه شناسی ایفاء نمود. کتاب « دانشجو-پزشک » ایشان در سال 1957 چاپ شد و بیشترین مرجع مورد استفاده در حوزه جامعه شناسی پزشکی قرار گرفت. ایشان در این کتاب به نقش جامعه پذیری دانشجویان پرداخت و همچنین استدلالهایی که برای محدود کردن دسترسی به تسهیلات پزشکی در امریکا مانند دیالیز بیماران اشاره کرد که با توجه به هزینه بر بودن استفاده افراد مسن از این تسهیلات در مقایسه با جوانان توجیه ندارد در نتیجه باید خدمات این گونهای را به جوانها محدود کرد. یا ساختار اجتماعی در بیمارستانها با توجه به نقشهای مشارکت کنندگان و کنترل اجتماعی جامعه از طریق هنجارمند نمودن بیماران، بویژه بیماران روانی، و ایجاد نظم در جامعه اشاره کرد. در تحلیل کارکردهای ایشان به دو نوع کارکر آشکار و پنهان نظر دارند که در سازمان پزشکی کارکرد آشکار پزشکی درمان بیمار است و کارکرد پنهان آن بازگشت فرد به جامعه و بازیافت نقش و فعالیت در سطح اجتماع است (توکل، 1391: 38).
2-4-3- ماکس وبر
وبر بیشترین تأثیر مستقیم را در حوزه جامعه شناسی پزشکی بر جای نهاد. مهمترین سهم وبر که مرتبط با این حوزه است، مفاهیم «عقلانیت رسمی» و «سبکهای زندگی» است. گرچه وبر تعریف دقیقی از عقلانیت ارائه نمیکند، امامی توان گفت عقلانیت فراگردی است که از طریق آن هر جنبه از عمل انسانی در معرض محاسبه ، سنجش وکنترل قرار میگیرد. وبر دو نوع اساسی عقلانیت را از هم متمایز نمود: رسمی و ذاتی.
عقلانیت رسمی محاسبهی هدفمند اکثر ابزارها و رویهها مؤثر برای درک اهداف است، درحالی که عقلانیت ذاتی عبارت است از فهم ارزشها و ایدههای مبتنی بر سنت، عادات، مذهب و دینداری یا انحراف شخصی (کیوان آراء، 1386: 64).
وبر توضیح میدهد که چگونه در جامعهی غربی عقلانیت رسمی بر عقلانیت ذاتی سلطه پیدا میکند، به طوری که مردم تلاش میکنند نتایج نهایی خاصی را با استفاده از به کارگیری ابزارهای مؤثر به دست آورند.
آنها در این گونه فرآنیدها تمایلی به عقلانیت ذاتی ندارند، زیرا این نوع عقلانیت غالباً پر زحمت ، همراه با اتلاف وقت ، ناکارا و با عدم پیشرفت همراه است. عقلانیت رسمی منجر به رشد ساخت اجتماعی مدرن میشود. در این نوع ساخت اشکال بوروکراتیک از اقتدار و سازمانهای اجتماعی که در یک نمونه آن بیمارستان است، شکل میگیرد. (کیوان آراء، 1386: 64).
اعمال عقلانی هدف – محور که در بیمارستان استفاده میشود ، تمایل داردشکل قابل انعطافی از نظم اجتماعی که بر درخواستهای مراقبت از بیماران استوار است، صورت گیرد، نه الزاماً بر مبنای دیدگاه سازمانی سخت و غیر قابل انعطاف که در مفهوم وبر از بورکراسی دیده میشود. اما دیدگاه او از بورکراسی هدفی را که در آن اقتدار و کنترل به صورت سلسله مراتبی اعمال میشود، بیان میدارد، درحالی که در کار بیمارستان حایز اهمیت اهداف سازمانی است (همان منبع).
دیدگاه وبر از عقلانیت رسمی همان کاربرد را در «حرفهزدایی» پزشکان داشته است. حرفهزدایی یعنی کاسته شدن قدرت حرفهای یک حرفۀ معین (همان منبع).
وبر همچنین زمینه نظریهپردازی را برای مطالعه سبکهای زندگی سلامت فراهم نمود. او دو جزء سبک زندگی را تعیین نمود: سلوک زندگی و شانسهای زندگی. سلوک زندگی10 به انتخاب یا خود – جهتی در رفتار مربوط میشود. مفهوم وبر از شانسهای زندگی11 تا حدودی مبهم است، اما وارندروف با استفاده از نوشتههای وبر مفهوم شانسهای زندگی را در ادبیات او با عنوان « موقعیت طبقهای» معنی میکنند و آن را با امکانات شخصی فرد در کسب رضایت از منافع ، نیازها و درخواستها مرتبط میداند (کیوان آراء ، 1386: 66).
مهمترین سهم وبر از مفهومسازی سبک زندگی تقابل دیالیکتیک بین «انتخابها» و «شانسها» است، به طوری که اگر هر یک ازاین دو دیگری را از بین ببرد، میتواند در نتیجه سبک زندگی مؤثر باشد، این بدین معناست که افراد سبک زندگی خود را انتخاب میکنند و فعالیتهایی را که مشخصه آن است انجام میدهند، اما انتخابهای آنها به وسیله موقعیت اجتماعی آنها تحت فشار قرار میگیرد (همان منبع).
وبربا ایجاد ارتباط بین سبکهای زندگی با پایگاه اجتماعی، معتقد است که ابزارهای مصرف نه تنها تفاوتها در اعمال فرهنگی و اجتماعی در بین گروهها را بیان میکنند ، بلکه مرزهای اجتماعی را نیز ایجاد میکنند. سبکهای زندگی سلامت الگوهای جمعی از رفتار مرتبط با سلامتاند که بر انتخابهایی از اختیارهایی که طبق شانسهای زندگی آنها در دسترس مردم است، متکی هستند.
این شانسهای زندگی عبارتند از: طبقه، سن، جنس ، قومیت و دیگر متغیرهای ساختاری مناسب که انتخابهای سبک زندگی را شکل میدهد. این انتخابها برای نمونه شامل تصمیمات در مورد مصرف الکل، رژیم غذایی، ورزش و اموری مشابه به اینها هستند. این رفتارها میتوانند هم نتایج بهداشتی مثبت و هم منفی داشته باشند، اما با این حال شکل الگویی از اعمال بهداشتی هستند که یک سبک زندگی را میسازند. اگرچه سبکهای زندگی مثبت نامزد ایجاد بهداشت خوب هستند، اما هدف نهایی از چنین سبکهایی سالم بودن برای انجام برخی چیزها مانند توانایی انجام کار، احساس خوب بودن، مشارکت در ورزش و فعالیتهای اوقات فراغت و لذت از زندگی است (کیوان آراء ، 1386: 67).
با توجه به نظریه «عقلانیت» و «شانسهای زندگی» از دیدگاه وبر، در مورد بیماران مبتلا به پیکییو به نظر میرسد بین برخورداری از خدمات رفاهی و توانایی انجام کار، کیفیت گذراندن اوقات فراغت، امکان رفتن به مسافرت و میزان رابطه خانواده بیماران با خویشاوندان و فعالیتهای اجتماعی و تفریحی، رابطه وجود دارد.

جدول2-3- چارچوب نظری
ردیف
نظریه پرداز
عنوان نظریه
ایده اصلی
تعمیم به موضوع
فرضیه استخراجی
1
امیل دورکیم
1917- 1858
تقسیم کار و خودکشی
هنجار و نابهنجار
(عادی و غیرعادی)
بیماری یک انحراف اجتماعی است. قابلیت ابتلاء به بیماری برحسب جنس متغیر است و زنان بیش از مردان دارای مصارف پزشکی هستند ، لذا جنسیت میتواند در بروز بیماری اثرگذار باشد. (محسنی، 1388: 153).
به نظر میرسد بین جنس بیمار و ابعاد بیماری و شدت بیماری رابطه وجود دارد.
2
ماکس وبر
1920- 1864
عقلانیت رسمی
شانسهای زندگی و سبک زندگی
ارتباط میان طبقه اجتماعی، بیماری و رفتارها و نحوه عکس العمل های فردی در هنگام بیماری متفاوت است. عامل طبقه اجتماعی می تواند تعیین کننده نوع درمان باشد. طبقه اجتماعی با کیفیت خدمات پزشکی در رابطه است.
به

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد جامعه شناسی، فنیل کتونوریا، عوامل اجتماعی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد فعالیت های اجتماعی، اوقات فراغت، دسترسی به خدمات