منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، روش تحقیق، نظریه مبنایی، لیبرالیسم

دانلود پایان نامه ارشد

دقیق•
مبهم… شفاف•
کم… زیاد•
کم… زیاد•
کم… زیاد•
یک بخش در سازمان ملل … چند بخش در سازمان ملل•

دوز کم… دوز زیاد•
تک بعدی… چند بعدی•

6
مالکیت برنامه های جهانی
مالکیت سازمانهای تخصصی سازمان ملل
مالکیت اعانه دهندگان
مالکیت اعانه پذیرندگان
تداخل مرزهای مالکیت
بخش بندی مالکیت
کم…زیاد•
کم…زیاد•
کم…زیاد•
کم…زیاد•
کم…زیاد•
7
دامنه شمول و کاربران و مخاطبان برنامه های جهانی
کاربران

مخاطبان
فقیرترین کشورها… غنی ترین کشورها•
جنوب… شمال•

ژورنالیستها…
8
تدوین دستورکار
نامگذاری اهداف

جلب توجه
نحوه اجرا

بی توجهی به تحولات دوران گذار

چارچوب معرفتی دستورکار


شناسایی 13 خصوصیت
کلمات مطول…کلمات اختصاری•

دائمی… موقتی•
از پایین به بالا… از بالا به پایین•
کم… زیاد•

سوسیالیزم… نئولیبرالیسم ارتدوکس•

پیوست سه – ابزارهای تحلیلی :
ابزارهای تحلیلی مختلفی در روش نظریه مبنایی نظام مند قابل بکارگیری هستند كه در اين تحقيق نيز بطور مداوم مورد استفاده بوده اند(جز ماتريس شرايط كه عدم استفاده از آن مجاز بود) كه بدانها اشاره ميشود.
حساسيت نظري یکی از شرایط مهم در روش تحقیق نظریه مبنایی نظام مند است و نشانگر آگاهی از ظرافتها و معنای داده ها است كه خود بعنوان ابزاري تحليلي بكار ميرود. محقق یا باید با استفاده از تجربیات و مطالعات قبلی دارای حساسیت نظری باشد یا در طول تحقیق، این حساسیت را ایجاد نماید و رشد دهد (اتفاقی که در تحقیق حاضر تا درجاتی رخ داد). حساسیت نظری به این خصوصیات اطلاق میشود: بصیرت داشتن، مهارت در معنی کردن داده ها، استعداد درک، قدرت تحلیل عناصر مربوط از عناصر نامربوط(همه اینها در معنا و در سطح مفهومی صورت میگیرد و نه در سطح واقعیتهای ملموس). با حساسیت نظری، محقق قادر میشود که نظریه ای مبنایی ارائه دهد(که از نظر مفهومی غنی باشد و از انسجام خوبی برخوردار باشد) و به کار خود سرعت دهد. برقراری توازن بین علم و خلاقیت نیز با حساسیت نظری میسر میشود. در این راستا پیشنهاد میشود که بطورمتناوب به عقب برگردد، نگرش شکاک اتخاذ کند(موقتی دانستن یافته ها تا با داده ها تأیید شوند و به اشباع برسند) و رویه های تحقیق نظریه مبنایی نظام مند(از جمله کدگذاریها) را با دقت اعمال کند. بهتر است به بیش از آنچه که در پیش چشم قرار میگیرند، توجه شود بنابراین بویژه در مراحل اولیه تحقیق توصیه میشود که از روشهای ذیل استفاده شوند: بکارگیری پرسش(از جمله بکارگیری سئوالات اساسی مثل چه کسی، کی یا چه موقع؟ چه چیزی؟ چگونه؟ چقدر؟ چرا؟)، تحلیل یک کلمه یا عبارت و جمله (اغلب از کلمات، معنای قراردادی خاصی برداشت میشود که این روش برای رهایی از چنین پیشداوریهایی است . لذا چند صفحه از سند به سرعت مرور و روی چند کلمه مهم تمرکز میشود تا معانی مختلف محتمل برای آن را ردیف گردد) و تحلیل بیشتر از طریق مقایسه، روش الاکلنگی(کمک گرفتن از نمونه ای متناقض)، انجام مقایسه های نزدیک یا دوررس(نزدیک و دور شدن به موضوع تحقیق)، توقف کامل(در جاهایی که عباراتي چون هرگز و به هیچ وجه در اسناد، مطرح میشوند، توقف کامل درک و شناسايي ميشود و تحلیل از راهی دیگر ادامه مي يابد). این روشها الزاماً نباید در کل تحلیل بکارروند و فقط ابزارهایی هستند که در جای مناسب مورد استفاده قرار میگیرند(محمدی، 1390). برای مثال در راستای افزایش حساسیت نظری، در آغاز چنین سئوالاتی مطرح گردید: چه کسی ایده ای برای جهانی شدن یک برنامه را مطرح میکند؟ آیا قبل از جهانی شدن برنامه، آن برنامه در سطحی محدود مطرح میشود؟ آیا تدوین برنامه توسط متخصصان برنامه ریزی صورت میگیرد یا متخصصان دیگر؟ آیا راههایی سریع برای تدوین برنامه وجود دارند؟ آیا از مشاور بهره میبرند؟ آیا سازمانهای تخصصی خاص برای کمک به برنامه ریزی جهانی در داخل یا خارج سازمان مل وجود دارد؟ چرا برنامه ریزی برای جهان مهم است؟ اگر نباشد چه میشود؟ حالا که برنامه ریزی برای جهان انجام شده چه تاثیر و تفاوتی داشته است؟ چه مواقعی(مثلاً در طي سال) فکر تدوين برنامه براي جهان بیشتر به ذهن خطور ميكند؟ در چه مکانهایی؟ الزامات فیزیکی و محیطی کار چیست؟ چگونه برنامه ریزی انجام و کنترل میشود؟ دفعات(فرکانس رخ دادن)، استمرار(چقدر طول میکشد؟)، میزان(سریع یا کند)، زمانبندی(روز یا شب) در این کار چیست؟ همچنین از روش الاکلنگی بدین شکل استفاده شده است: برنامه ریزی برای جهان مطالعه میشود. چند صفحه اول یادداشتها خوانده شد… سازمان ملل در این زمینه پيشرو است… درون سازمان ملل برنامه مهم جهانی اهداف هزاره سوم در حال اجرا است حتی تا حدی بر برنامه های دیگر به نظر مسلط میرسد… بانک جهانی وتسلط آن هم هست. حال این سئوال مطرح میشود: تسلط بر برنامه ریزی برای جهان، یعنی چی؟ مثلاً درمقایسه با کشورهای عضو بریکز(BRICS : کشورهای برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی آنرا بدلیل ناکارآمدی سازمان ملل در حل مشکلاتی چون فقر پدید آورده اند). پیامدهای آن روی برنامه های محلی و کشوری چیست؟ آیا سازمان رقیبی وجود دارد(مثلاً فراماسونها یا اجلاس داووس…) چه تاثیری بر سازمان رقیب بالفعل یا بالقوه دارد؟ آیا سازمان رقیب میتواند بوجود آید؟ چه استراتژیهای تبلیغاتی و مالی و چه مانورهای دفاعی طراحی شده اند؟ حال جواب به این سئوالات در یادداشتها وجود ندارد… به داده ها خیره شدن فایده ندارد و چیزی به ذهن نمیرسد… با روش الاکلنگی، فلج فکری را میتوان شکست: با وارونه کردن مفهوم تسلط و تصور کردن درست عکس قضیه. سازمانی که تسلط بر امر برنامه ریزی جهانی ندارد و برجسته نیست ولی درین زمینه فعال است(براي مثال موسسه زمین وابسته به دانشگاه کلمبیا). انجام مقایسه در دو نقطه مقابل روی یک بعد این صنعت: از بالاترین به نه هرگز(از بیشترین به هیچ)…نگاه به یادداشتهای خود؛ نوشته های منتشره…تمرکز بهتر…انجام مقایسه بین برنامه ریزی جهانی و برنامه ریزی غیرجهانی(یا بی توجه به بعد جهانی)… چه چیزی درباره برنامه ریزی غیرجهانی، جلب توجه میکند؟ عملاً راحتتر است و هر شرکتی با آن سروكار دارد چه کوچک و چه بزرگ باشد ولی در برنامه ریزی جهانی، خبرگی و پختگی خاص لازم است، اطلاعات مهمترند، دیدها و ایدئولوژیها مطرح میشوند، تفاوت فرهنگها جدی اند، رهبران جهان و شناخت آنها و تناوب ظهور و سقوط احزاب اهمیت دارد و… چه چیز دیگری درباره برنامه ریزی شرکت کوچک در مقایسه با برنامه ریزی جهانی جلب توجه میکند؟ جلب موافقت سران کشورها، محل برنامه ریزی میتواند مهم باشد. مدت زمان برنامه ریزی جهانی چقدر تفاوت دارد؟ و نیز هزینه اش و تخصصهای لازمش(مثل اقتصاد بین الملل، حقوق بین الملل و…) آیا خطیر است؟ اگر موفق نباشد یا اگر غلط باشد، آثار سوء آن چقدر وخیمتر است نسبت به شکست برنامه ریزی یک شرکت کوچک؟ میتوان روش الاکلنگی را اینگونه بکار برد: مقایسه برنامه ریزی جهانی در فائو و یونسکو یا در زمینه امنیت و حقوق بشر… سطح علمی کارکنان برنامه ریز، خطیر بودن برنامه ریزیها، سازمانهای کوچک چه باید بکنند تا بدان سطح از برنامه ریزی برسند(تفاوت سطوح برنامه ریزی فردی، شرکتی، صنعت، کشوری، بین المللی، جهانی، انتفاعی و غیرانتفاعی). چه نوع برنامه ریزی ای، ماورای توان انسانی ما و سازمانی ما و قابلیتهای ما است؟ عنصر کشش متقابل: آیا برنامه های کشوری و جهانی برای محو فقر شدید، بر هم اثر میگذارند؟ چه موقع(همیشه، گاهی، هیچوقت)؟ کجا(در کشورهای توسعه یافته، درحال توسعه، توسعه نیافته)؟ بکارگیری مقایسه دور رس نیز مفید بود: برای پرداختن سئوالات و مقولات درباره ابزارهای برندسازی برنامه ریزی جهانی، تصمیم گرفته میشود مقایسه ای بین برنامه ریزی جهانی و نقاشی یا یک فیلم با پذیرش جهانی و مخاطب جهانی(مثل جدایی نادر از سیمین) انجام شود. کاش میشد از یک کارگردان مثل آقای فرهادی خواست تا نظراتش را درباره الزامات برنامه ریزی جهانی یا برنامه ریزی جهانی در سازمان ملل بیان کند. حال سئوال این است: ساخت یک فیلم با مخاطب جهانی چه چیزی را درباره ابزار و برنامه ریزی جهانی به ما یاد میدهد؟ کارگردان برای اقبال جهانی به فیلمش فکر میکند(البته خیلی فکر میکند)، برنامه ریزی جهانی نیز برای اقبال مردم جهان به برنامه اش دغدغه دارد ولی نه تا آن حد. میزان دغدغه و نیز اقبال به برنامه، متفاوت است. خصوصیت اقبال عمومی با بعد کم تا زیاد. درباره وجود سطح تکنولوژی مناسب چه میتوان گفت؟ تفاوت برنامه ریزی جهانی الان با50 سال قبل و با صدسال قبل. اینترنت، رسانه ها، آموزش اطلاعات عمومی، انقلابات و ایدئولوژیهای دنیا، فلسفه و روش تحقیق و رشد آن و رشد علم برنامه ریزی… خصیصه مالکیت نرم افزارها و وبگاههای برنامه ریزی. چه کسی مالک است؟ آیا یک فرد به تنهايي میتواند مشاور خوبی برای برنامه ریزی جهانی باشد؟ یا باید مالک یک موسسه باشد که در این زمینه فعال است یا باید سابقه برنامه ریزی داشته باشد و…. مربی تدوین برنامه یا دوره ای در این زمینه برای مدیران سازمان ملل وجود دارد؟ این مشاوره چه الزاماتی دارد؟ چه کسانی میتوانند مشارکت کنند در این مشورتها و چه کسانی نمیتوانند و چرا؟ چند درصد رهبران فکری و معنوی و سیاسی و حکام و رهبران مذهبی و رهبران عقاید مثل هنرمندان و آهنگ سازان و خوانندگان و ورزشکاران و… در تدوین برنامه های جهانی مشارکت دارند؟ چقدر از مردم عادی شرکت دارند؟ این مقایسه ها بعدها موجب گردید مفهوم شاخص سازی و برند سازی برای شاخصها و برنامه ها و اهداف در سازمان ملل، روشنتر شود و نیز تفوق نئولیبرالیسم و نیز فردگرایی در برنامه ریزیها رصد شود.
اشباع نظری از دیگر مفاهیم قابل توجه است كه بدان اشاره شد و ميتواند بعنوان ابزاري تحليلي نيز نگريسته شود. براي مثال ملاكها و شرایط انتخاب پدیده محوری در روش نظريه مبنايي نظام مند عبارتند از: ظهور به تواتر در داده ها، سهولت اشباع آن، سرعت اشباع آن، داشتن پیامد آشکار بر ظهور تئوری، قرار گرفتن در کانون مقوله های دیگر، منطقی و مبتنی بر داده ها بودن(نه اینکه به زور بر داده تحمیل شوند)، انتزاعی بودن، تبیین قویتر فرآیند مورد مطالعه با کمک آن، محوری ماندن حتی با تغییر شرایط. همانطوركه مشاهده ميشود اشباع نظري در شناسايي مقوله محوري نقشي برجسته دارد كه در اين تحقيق نيز در شناخت ايدئولوژي توسعه انساني موثر بود.
اما کدگذاریها، بعنوان ابزارهای تحلیلی، قلب روش تحقیق مبنایی نظام مند و موجب نظام مندی تحقیقند که در شکل1، نحوه بکارگیری آنها بر اساس روش استراوس و کوربن مشاهده میشود(محمدی، 1390؛ دانائی فرد و همکاران، 1388؛ بازرگان، 1387). در طی فرآیندهای کدگذاری است که از بین10مقوله اصلی که در نهایت انتخاب میشوند، مقوله محوری بر اساس شاخصه هایش انتخاب میشود و سپس از کدگذاری محوری برای شناخت پاردایم حول مقوله محوری شامل شرایط علی، شرایط مداخله ای و شرایط زمینه ای، کنشها و واکنشها و پیامدهای آنها، استفاده میشود و با کدگذاری انتخابی به ارتباط دادن دوباره مقوله های شناخته شده بر اساس خصوصیات و ابعادی که قبلاً در کدگذاری باز معین شده اند بر اساس پارادایم تعیین شده پرداخته میشود تا امکان بیان روایتی و یا ارائه گزارش تحقیق با روشهای دیگر فراهم گردد. باید دقت نمود که این جداسازیها و تفکیک مراحل کدگذاری، برای وضوح مطلب انجام میشود وگرنه در عمل گامهای کدگذاری همانند گامهای روش تحقیق، الزاماً متوالی نیستند و مدام امکان جابجایی در بین گامها و کدگذاریهای مختلف وجود دارد.
در طی فرآیند این تحقیق با استفاده از ایده هایی که از نمونه تحقیقات انجام گرفته شده در زمینه روش تحقیق مبنایی، بدست آمدند(از جمله تحقیق دانائی فرد و اسلامی(2010) و تحقیق حسنقلی پور، قلی پور، محمدی قاضی محله و روشندل اربطانی(1389))، ابتدا کدهای مفهومی اولیه و اغلب طبیعی شناسایی شدند(برای مثال214 کد مفهومی از

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد علوم انسانی، خط مشی گذاری عمومی، کارشناسی ارشد، روش های پژوهش Next Entries دانلود پایان نامه درمورد توزیع فراوانی، بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی، دانش آموزان دختر