منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، ایدئولوژی، توسعه انسانی، روش تحقیق

دانلود پایان نامه ارشد

از کشورها، قدرت در سطح مرزهای این بخشها توزیع میشود. در بعضی کشورها اندازه بخش خصوصی در حال گسترش بوده و برخی از وظایف دولت به کسب و کارهای خصوصی سپرده شده است. بنابراین، حکمرانی خوب، به چیزی بیشتر از دولت خوب نیازمند است و سایر بازیگران نیز نظیر کسب و کارها و رسانه، در بهبود و کیفیت زندگی و رفاه کلی گروههای مختلف ذینفعان تأثیرگذارند و در واقع، حکمرانی بطورکلی شامل شش گروه از ذینفعان میشود که عبارتند از: شهروندان، سازمانهای داوطلب، کسب وکار، رسانه، سطوح بالاتر دولت و پارلمان بعلاوه سطوح بین مللی و مقامات دولتی. ابهام در کاربرد دو واژه دولت و حکمرانی و عدم توجه به تفاوتشان، موجب میشود که مسائل مربوط به خط مشی، بی چون و چرا تبدیل به یک مسئله دولتی شود و در نتیجه مسئولیت رسیدگی به این مسائل ضرورتاً بر دوش دولت قرار ‌گیرد و راههای دیگر برای پرداختن به مسئله و یا بخشهای دیگر جامعه که باید در پرداختن به مسئله از خود ابتکاراتی بروز دهند، مدنظر قرار نگیرند. برنامه ریزی برای جهان در سازمان ملل از اینکه سازمان ملل بعنوان یک خطمشی گذار عمومی در سطح جهان و دولتها بعنوان خطمشی گذاران عمومی درسطح کشورهای خود، دیگر تنها بازیگران نیستند، غفلت دارد و تنها اخیراً اندکی به نقش سازمانهاي غیردولتی و نیز داوطلبان و آن هم بیشتر در اجرای برنامه ها تا تدوین برنامه ها توجه کرده است. همچنين از نقش رسانه ها و رهبران عقاید، شبکه های اجتماعی و… غفلت شده است. در ارزیابی نقشه راه سازمان ملل در زمینه توسعه جهانی در سال 2013، پیش شرطهای ذیل برای توسعه انسانی مطرح شده اند: حکمرانی خوب، آزادیهای مدنی، ثبات حقوق مالکیت و صلح(پاتریک، استوارت، ام.؛ 2013). این امر میتواند اشاره ای باشد به ضرورت بازنگری در ایدئولوژی توسعه انسانی و بررسی دقیقتر علل موجبه آن تا تحقق دستاوردها، عیان تر شود.
از مسائلي كه در برنامه ريزي براي جهان بايد مورد توجه بيشتري قرار داد و مورد تاكيد ايدئولوژي توسعه انساني بعنوان مقوله محوري پارادايم برنامه ريزي براي جهان در سازمان ملل نيز قرار دارد، مشاركت و توانمند سازي جهانوندان ميباشد. بكارگيري رويكرد مشورتي برای برنامه ريزي استراتژيك در سازمانهای غیرانتفاعی و عمومی، توسط محققان نيز توصيه شده است(جان، ام.، برایسون؛ 2011). در الگوي خطمشي گذاري آشفته نيز به مشاركت در تصميم گيريها اشاره شده است ولي رويكرد اين الگو به مشاركت از سراجبار و براي رفع نقص و محدوديتهاي تصميم گيري ميباشد درحاليكه رويكرد توسعه انساني به مشاركت، بعنوان يك الزام ميباشد كه خود داراي اصالت است. اشاره شد كه برخي، برنامه ریزی را عملي سیاسی و نتیجه گفتمان بین همه گروههای ذینفع بمنظور دستیابی به توافق در حوزه هدفگذاری و اجرا ميدانند و عقيده دارند كه آگاهی و دانایی، بین همه گروههای ذینفع تقسیم شده است و لذا اين دسته نيز مشاركت جهانوندان در برنامه ريزيها را لازم ميدانند. در مقاله ارائه شده توسط دانش فرد و کیایی(1389) به بررسی تاثیرات مشارکت عمومی در خط مشی گذاریهای عمومی پرداخته شده است و بیان شده است که هر چند مشاركت شهروندان در خطمشي گذاريهاي عمومي امري ضروري است، ولی ميزان و شيوه مشاركت بايد متناسب با شرايط فرهنگي، سياسي و اجتماعي هر كشور تعيين گردد. همین امر در برنامه ریزی برای جهان نیز قابل تعمیم میباشد و لذا برای مشارکت دادن جهانوندان در برنامه ریزیها، تصمیم گیریها و خطمشی گذاریهای عمومی سازمان ملل، تعیین مکانیزمهای مناسب ضرورت دارند. همچنین در مقاله دانش فرد و کیایی(1389)، اشاره شده است که شهروندان مشارکت جو282نسبت به شهروندان وظیفه مدار283، بيشتر ديدگاهي جهاني نسبت به مسائل اقتصادي و اجتماعي دارند و لذا یکی از زمینه های بسط موفقیت برنامه های سازمان ملل در برنامه ریزی برای جهان، حمایت از تقویت روحیه مشارکت جویی در بین شهروندان میباشد. همچنین يكي از راهكارهاي قابل توجه براي تسهيل اجراي برنامه ها و جلوگيري از استيلاي نئوليبراليسم بر تدوين و اجراي برنامه ها، جلب مشاركت جهانوندان در تدوين و اجراي برنامه هاي جهاني است. اين امر البته نياز به نهادسازي دارد كه در داده ها نيز پیشنهاد محبوب الحق و برخي ديگر در تاسيس مجمعي از نمایندگان ملتها (و نه نمايندگان دولتها) برجسته و درخور تعمق ميباشد. نهادسازي مناسب و توانمندسازي جهانوندان براي مشاركت فعال در كنار توجه به دولتها، نيازمند توجه به سازمانهای منطقه ای و بین مللی، موسسات مالی، جامعه مدنی(شامل سازمانهای غیردولتی و داوطلبان)، بخش خصوصی و جوامع علمی(کیشوره، کمال؛ 2010)، ميباشد. لذا سازمان ملل براي تحقق حكمراني خوب و جلب مشاركت شهروندان بايد علاوه بر سازمانهاي غيردولتي و داوطلبان و دولتها، به ديگر ذينفعان برنامه ها نيز توجه داشته باشد و ساختار تدوين برنامه ها را بطور مناسب تغيير دهد(البته اينكار بايد با توجه به يكپارچه سازي برنامه ها در حوزه هاي مختلف و نيز يكپارچه شدن جهاني برنامه ها، صورت گيرد). در صورت جلب مشاركت جهانوندان در تدوين برنامه ها، اين ايراد نئوليبرالها كه دولتها و يا سازمانها بين مللي، قادر به تشخيص صلاح و سعادت جهانوندان نميباشند نيز تا حدي برطرف ميشود. همچنين بايد توجه كرد كه لازمه مشاركت جهانوندان در تدوين برنامه هاي جهاني، بكارگيري پاردايمهاي توصيفي در برنامه ريزي است درحاليكه تاكنون گرايش غالب در بين برنامه ريزان سازمان ملل استفاده از پارادايمهاي تجويزي بوده است(مثل بكارگيري مكتب نئوكينزي، مكتب شيكاگو و يا توصيه هاي ساكس در تدوين برنامه ها و استراتژيهاي سازمان ملل و نيز بكارگيري پارادايمهاي تجويزي در حين تدوين استراتژيها).
از جمله مواردی که سازمان ملل در برنامه ریزی برای جهان میتواند نقش برجسته اي ایفا کند، جاهایی است که اغلب شکست بازار و یا شکست دولتها، رخ میدهند(ابوت، کنت، دبلیو. و اسنیدال، دانکن؛ 2010). در يافته هاي حاصل از داده ها مشخص شد كه تعيين دقيق اين موارد ضرورتي است كه مورد غفلت قرار گرفته است. براي مثال پرداختن به مشكلات جهاني كه مستلزم فعاليت همه كشورها است يا نحوه استحصال پايدار از اقيانوسها كه كشور خاص و يا حتي منطقه اي خاص، متولي آن نميباشد، ميتوانند جزء چنين مواردي باشند. شواهد نشان ميدهد كه تشويق دولتها توسط سازمان ملل به دخالت در امور عمومي، موجب بهبود توزيع مزاياي اقتصادي در بين شهروندان و ارتقاء شاخصهاي مرتبط با عدالت در جوامع گرديده است(برخلاف ادعاي نئوليبرالها كه دولتها نميدانند كه چه چيزي براي مردم بهتر است و يا نميتوانند سعادت مردم را فراهم سازند).
عليرغم درك وجود نياز به مدلي براي برنامه ريزي براي جهان در سازمان ملل و طرح ايدئولوژي توسعه انساني، همچنان نياز به بهبود مدل فعلي برنامه ريزي براي جهان در سازمان ملل احساس ميشود و تلاش نظريه پردازان مديريت در اين عرصه همراه با تحقيقات جدي با مشاركت جهانوندان(همانگونه كه در ايدئولوژي توسعه انساني تصريح شده است ولي در عمل مورد غفلت قرار ميگيرد) و نيز مديران عرصه عمومي در سراسر جهان احساس ميشود تا مدل مناسبتري ابداع گردد و در صورت عدم انجام چنين فرايندي، برنامه ريزي براي جهان در عمل ممتنع خواهد بود. همچنين، يكي از دامهاي برنامه ريزي در سازمان ملل همچون سازمانهاي ديگر، توصيه روشهاي خاص برنامه ريزي مثل برنامه ريزي مبتني بر هدف، نتيجه محور و يا مبتني بر شواهد و يا نظريه هاي اقتصادي مثل تاكيد بر كمكهاي مالي در تحقق اهداف توسعه هزاره سوم توسط ساكس در حين تدوين استراتژيهاي برنامه هزاره سوم و… توسط نظريه پردازاني است كه بدون ارائه دلايل كافي براي مناسب بودن يك روش برنامه ريزي، دچار سوگيري مثبت به روش خود ميباشند.
يكي از وظايف اصلي دانشگاه سازمان ملل متحد، رویارویی با مشکلات جهانی است. اين دانشگاه با ايجاد کارگروه خطمشی گذاری عمومی جهانی284، درباره چگونگی خطمشی گذاری عمومی در سطح جهان به تبادل نظر مي پردازد تا پاسخي براي سئوالات مهم ذيل از نظر اين كارگروه، دست يابد: خط مشی گذاری عمومی در سطح جهانی به چه معنا است؟ آیا ما به خط مشی گذاری عمومی در سطح جهان نیاز داریم؟ این امر چه ارزشی دارد؟ چالشهای فراروی خط مشی گذاری عمومی جهانی(اعم از چالشهای مفهومی، روش شناختی، روشنفکرانه و سیاسی) کدامند؟ چگونه میتوان با این چالشها مقابله کرد و در حوزه های امنیت، توسعه و محیط زیست این چالشها چه نقشی بازی میکنند؟ چگونه میتوان آنها را آدرس دهی کرد؟ از تجربه خط مشی گذاری در سطح ملی و منطقه ای چه بهره ای میتوان برد؟(دانشگاه سازمان ملل، 2010). تحقيق حاضر ميتواند بخشي از پاسخها را عيان سازد. خطمشي گذاري عمومي در جهان در حال حاضر بايد در راستاي ايدئولوژي توسعه انساني صورت گيرد. از اين رو نميتوان بدون توجه به يكپارچه سازي چهار ايده اساسي سازمان ملل درايدئولوژي توسعه انساني و يكپارچه سازي برنامه هاي جهاني در هرحوزه، بصورت مجزا براي هر حوزه برنامه ريزي نمود. برنامه ریزي بايد بامشاركت و توانمندسازي جهانوندان صورت گيرد و بايد زمينه هاي آن نيز فراهم گردد. چالشهاي جهاني مثل آلودگي هوا و گرم شدن زمين و نيز چالشهايي كه كشور خاصي متولي آن نميباشد(مثل استحصال از اقيانوسها)، بر ضرورت خطمشي گذاري عمومي در سطح جهان دلالت دارند ولي بدون مشاركت جهانوندان در برنامه ريزيها و بدون استفاده از پارادايمهاي توصيفي و مكاتب برنامه ريزي متناظر با آن ممكن است اينگونه برنامه ها، دستاوردهاي مورد نظر را محقق نسازند و دچار استيلاي نئوليبراليسم گردند. تعيين ارزش چنين خطمشي گذاريهايي نيز بهتر است با مشاركت جهانوندان توانمند شده صورت گيرد. به چالشهاي فراروي خطمشي گذاري عمومي جهاني نيز اشاره گرديد. از جمله اين چالشها ميتوان به تعريف انسان و سعادت وي، نقص مكاتب اقتصادي، عرفي شدن خط مشيهاي تدوين شده و تاثير گرفتن آنها از عوامل زمينه اي و متن اجراي برنامه ها اشاره كرد و به عنوان يكي از راه حلها ميتوان به توانمند سازي و جلب مشاركت جهانوندان توانمند شده اشاره كرد153.
5-3 پیشنهادات عملی :
تحقیق حاضر به برخی نکات رهنمون میشود که در ذیل بدانها اشاره میشود:
1- این تحقیق بر مفيد بودن استفاده از روش تحقیق نظریه مبنایی نظام مند، بعنوان الگویی برای یافتن نظریه ها و روشهای کاربردیتر در مطالعه شرکتها و سازمانها، صحه ميگذارد. از دغدغه های فعلی در سراسر جهان، بومی کردن تحقیقات مدیریتی موجود است(که مبتني بر فرض جهانشمولي فرهنگ آمریکایی هستند). استفاده از این روش تحقیق درکنار مرورادبیات علمی موجود، میتواند مدلهای کاربردیتر و بومی تر را دراختیار محققان قراردهد و مرور ادبیات آکادمیک را موجب غنای تحقیقات و موجدخلاقیت سازد نه اینکه آن را به مانع خلاقیت و مانع رویت برخی واقعیات تبدیل کند.
2- در روش تحقیق نظریه مبنایی نظام مند بر رابطه علی تاکید شده است که نباید موجب غفلت از رابطه لمی شود(رسیدن از علت به معلولها).
3- ایدئولوژیهایی که در پس برنامه ریزیهای جهانی قرار میگیرند، بیشترین تاثیر را دارند. ایدئولوژیهایی چون توسعه انسانی، مکتب کینز و نیز نئولیبرالیسم، هر یک بنوعی در این زمینه نقش ایفاء کرده اند. بررسی دقیقتر این ایدئولوژیها میتواند منجر به دستاوردهای بهتری برای برنامه های جهانی گردد. اما چون محور برنامه ها بطور منطقی انسانها میباشند و این امر مقبولیت جهانی نیز دارد، پیش از هر کاری، باید بفهمیم که انسان چیست؟ و چه باید باشد؟ یعنی باید برداشتي روشن و مورد اتفاق برای حقیقت انسان بدست آید وگرنه همه تلاشها برای اصلاح امور اجتماعی و ابعاد دیگر برنامه های جهانی، عبث میگردد همچنانکه دکتر علی شریعتی نیز در کتاب ایدئولوژی و تمدن–انسان و اسلام متذکر شده اند. البته ممکن است این شناخت ذاتاً امری در حال تحول باشد و لذا تطبیق مستمر برنامه ها با چنین شناخت درحال تحولی، اهمیت دارد. دراین راستا ایدئولوژی توسعه انسانی قابلیت این را دارد که با اصلاحاتی بعنوان مبنا قرار گیرد ولی نیاز به بازسازی و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، ایدئولوژی، توسعه انسانی، تعریف انسان Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، توسعه انسانی، تغییر آب و هوا، جهانی سازی