منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، توسعه انسانی، توسعه هزاره، تغییر آب و هوا

دانلود پایان نامه ارشد

در حال توسعه، تمرکز دارند. واقعیت این است که اهداف توسعه هزاره بعنوان شاخص و خط مشی گونه میباشند ولی در عمل با خط مشی اشتباه گرفته میشوند. در اهداف توسعه هزاره، ایده مشارکت برای توسعه، تصریح شده است و به همکاری جهانی نیز توجه دارد و در این راستا بر ارائه اعانه توسط همه کشورها و نه فقط کشورهای ثروتمند و تغییر قوانین تجارت بین مللی و مالی با توجه به نیازهای توسعه، تاکید دارد. همچنین همکاری شمال–جنوب را بر نیازهای اساسی بشری، متمرکز نموده است. اهداف توسعه انسانی، زمانبندی شده اند و جامع، مشخص و توسعه ای میباشند. نقاط پایانی در این اهداف تعیین شده اند و مورد تاکید قرار گرفته اند. فهرست قطعی اهداف توسعه هزاره در سال 2001در نقشه راهی پس از مذاکرات طولانی148، تهیه شدند و بعنوان اولویت اول تمام سیستمهای سازمان ملل قرار گرفتند تا به سرعت اجرایی شوند و سایر برنامه های سازمان ملل را مجدداً جهت دهی نمایند و اَشکال متنوع تعهد سازمانی را در سازمان ملل پدید آورند. پروژه هزاره نیز در سال2002زیر نظر ساکس بعنوان یک برنامه کاریِ مشخص تدوین شد تا به تحقق اهداف توسعه هزاه منجر شود. ساکس149و دیگران بر بکارگیری اعانه با استفاده از تغییر استراتژیهای ملی(یعنی کاهش بودجه های نظامی کشورهای فقیر در راستای اهداف توسعه هزاره و نیز کاهش مبادلات نظامی کشورهای غنی در راستای اهداف توسعه هزاه)، تاکید داشتند. همچنین برای جلب حمایت عمومی به اهداف توسعه هزاره، کمپینی نیز به راه افتاده است. با کمک اهداف توسعه هزاره، اهدافی فراکلان150برای دستورکار توسعه بین مللی معرفی شدند و بعنوان چارچوب معرفتی دستورکار توسعه جهانی بکاررفتند. از طریق اهداف توسعه هزاره، فکر رهبران و خط مشیها در راستای ایدئولوژی توسعه انسانی[البته با توجه به استحاله آن به نئولیبرالیسم]، تغییر کرده است(تِرین، 2012).
4-15-14-2- شکل دهی حکمرانی دموکراتیک توسط توسعه انسانی :
دومین مثال از چگونگی شکل دهی خط مشیهای جهانی توسط ایدئولوژی توسعه انسانی، پیشبرد دموکراسی و حکمرانی دموکراتیک میباشد. دموکراسی و توسعه انسانی کاملاً در هم تنیده اند. حکمرانی دموکراتیک یکی از ارکان توسعه انسانی از نظر سازمان ملل میباشد. سازمان ملل این اصل را قبول دارد که تک مدلی از دموکراسی وجود ندارد در نتیجه رویکرد وسیعی به حکمرانی دموکراتیک وجود دارد که البته باعث مبهم شدن رویکرد سازمان ملل به حکمرانی دموکراتیک میشود. پیشبرد دموکراسی یکی از اولویتهای سازمان ملل است و بزرگترین تک حوزه سرمایه گذاری سازمان ملل نیز میباشد(سرمایه گذاری سازمان ملل بر دموکراسی بیشتر از سرمایه گذاری آن برای کاهش فقر است). خط مشیهای سازمان ملل برای دموکراسی از دهه1960و1970با تمرکز بر فرآیندهای انتخاباتی آغاز شد که منجر به برگزاری30 انتخابات و رفراندوم توسط شورای قیمومیت و کمک برنامه توسعه سازمان ملل به گسترش انتخابات گردید. پایان جنگ سرد باعث باز شدن راه برای بسط عمده و اساسی در پیشبرد دموکراسی توسط سازمان ملل شد. در1991برای هماهنگی بهتر فعالیتهای مربوط به کمک انتخاباتی، بخش کمک انتخاباتی در دبیرخانه سازمان ملل ایجاد شد و اولویتهای برنامه های کمک به انتخابات شامل رصد انتخاباتی، کمک فنی، مبادله درسها و عملکردهای خوب میشد. برنامه کمکهای انتخاباتی سازمان ملل، رشد پیوسته داشته است با این وجود کمک انتخاباتی بعدها به یک بعد از خط مشی ای وسیعتر تبدیل شد. در میانه دهه1990، با تبدیل حکمراتی خوب به یکی از حوزه های اولیه مداخلات برنامه توسعه سازمان ملل، دستورکار پیشبرد دموکراسی، بزرگتر و فربه شد. مشروعیت این رویکرد ناشی از مفهوم بیشتر و بیشتر کل گرا از دموکراسی بود. در گستره جدیدِ دموکراسی، نسخه ای جدید از مفهوم کل گرای دموکراسی ارائه شد که شامل: رویه و واقعیت]رژیم حقوقی در برابر رژیم حقیقی[، نهادهای رسمی و فرآیندهای غیر رسمی، اکثریتها و اقلیتها، مردان و زنان، حکومتها و جامعه مدنی، سیاسی و اقتصادی، سطوح ملی و محلی میشد. اکنون، حوزه های مختلف فعالیت برنامه توسعه سازمان ملل در پیشبرد دموکراسی عبارتند از: انتخابات و نهادهای انتخاباتی،دسترسی به عدالت،تقویت حقوق بشر،توسعه پارلمانی، مبارزه با فساد و ارزیابیهای حکومتی. برنامه توسعه سازمان ملل، بر نیاز به ابتکارات مالی در حوزه های حساس سیاسی، اذعان دارد. با تصویب جهتگیریهای سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه در زمینه توسعه مشارکتی و نیز حکمرانی خوب در1995، حمایت اعانه دهندگان در پیشبرد دموکراسی نهادینه شد. از سال2005 نیز کارِ برنامه توسعه سازمان ملل در پیشبرد دموکراسی با ایجاد نهاد دموکراسی سازمان ملل151 تکمیل گردید. نهاد دموکراسی سازمان ملل، اساساً بدنبال تأمین منابع برای سازمانهای جامعه مدنی میباشد. باید توجه داشت که دموکراسی به مثابه یکی از موتورهای نخست توسعه در همه کشورها میباشد. کشورهای سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه برای تقویت حکمرانی، بدنبال تمرکز بر اعانه، پاسخگویی بومی، حقوق بشر، مبارزه با فساد، مالیات، ارزیابیهای حکمرانی و توسعه ظرفیت میباشند. عبارات”حکمرانی”و”دموکراسی”، چند پهلو میباشند، به همین دلیل خط مشی جهانی حکمرانی دموکراتیک، بطور دائم، محکوم به اختلاف میباشد و در عمل، تعیین منطق مشترک برای اعمال متنوعی چون رصد انتخاباتی، تأمین مالی اصلاحات مالیاتی، بهبود دسترسی به عدالت برای اقلیتهای در حاشیه، آسان نیست. برنامه های حمایت از حکمرانی دموکراتیک دو جانبه و چند جانبه، آشکارا طرفدار لیبرال دموکراسی میباشند و در تأثیرشان بر توسعه انسانی در بلند مدت(مثل عراق و افغانستان)، ابهام وجود دارد. پیشبرد دموکراسی، همچنین یک خط مشی محوری برای ایدئولوژی توسعه انسانی است(تِرین، 2012).
4-15-14-3 مبارزه با تغییر آب و هوا، خط مشی جهانی علاقمند به ایدئولوژی توسعه انسانی :
سازمان ملل در سپهر خط مشی مبارزه با تغییر آب و هوا از طریق رهبری خود بر انواع جبهه های علمی، حقوقی، سیاسی و اقتصادی شاخص گردیده است. اولین علاقمندی سازمان ملل به تغییر آب و هوا در نخستین کنفرانس جهانی آب و هوا توسط سازمان جهانی هواشناسی در1979، هویدا شد. پس از آن سازمان جهانی هواشناسی، درگیر جلسات علمی درباره آب و هوا گردید و برنامه محیط زیست سازمان ملل مطرح شد. جلسه1989 در تورنتو، به نقطه عطفی در نگرش جهانی به گرم شدن جهانی تبدیل گردید و بدین ترتیب پنل تغییرات آب و هوایی توسط برنامه محیط زیست سازمان ملل و سازمان جهانی هواشناسی ایجاد شد که معتبرترین مرجع بین مللی درباره تغییرات آب و هوا میباشد و توسط این مرجع، تغییرات آب و هوا به فعالیت انسانها، منتسب گردید. در1992، چارچوب قراردادی سازمان ملل درباره تغییر آب و هوا تصویب گردید که شبیه قانون اساسی رژیم تغییرات آب وهوا میباشد و هدف اصلی آن کنترل سطح میزان انتشار گازهای گلخانه ای برای جلوگیری از مداخلات خطرناک انسانی در سیستم آب و هوا میباشد و بر مبنای رویکرد شمال–جنوب به مسأله نگریسته است و لذا معتقد به شباهتها و نیز تفاوتهای مسئولیت کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته در این زمینه میباشد. بر مبنای این قانون، هر دوی شمال و جنوب باید گزارشات منظمی درباره گازهای گلخانه ای خود ارائه دهند و برنامه های تعدیل تغییر آب و هوای خود را داشته باشند. وظیفه اضافی شمال نیز کاهش سطح انتشار گازهای گلخانه ای به سطح سال1990 و تأمین کمکهای مالی و فنی برای جنوب میباشد. اما اینگونه تعهدات در زمینه تغییرات آب و هوایی کافی نبود و لذا فرآیند مذاکره ی جدیدی برای تدوین اهداف الزام آور و نیز تعیین جداول زمانی آغاز گردید و در نهایت در سال1997، پروتکل کیوتو به تصویب رسید که سه مکانیزم مبتنی بر بازار را پیشنهاد میکرد: تجارت انتشار گازهای گلخانه ای، اجرای برنامه های مشترک و نیز بکارگیری مکانیزمهای توسعه تمیز. پروتکل کیوتو بر موافقت و تمایل به موافقت کشورها بصورت انفرادی و جدا جدا مبتنی بود به جای اینکه منطق(اقتصادی یا زیست محیطی) خاصی بکار رود. در سال2007، مواضع سنتی کشورهای جنوب شکسته شد و آنها متعهد به کاهش گازهای گلخانه ای به شکلی شدند که قابل اندازه گیری، قابل اثبات و قابل گزارش باشد. در حال حاضر مکانیزمهای تامین بودجه برای مبارزه با تغییر آب و هوا، تقویت شده اند. علیرغم اینکه سازمان ملل تنها محل برای توافق در مورد اهداف مرتبط با تغییرات آب و هوایی میباشد(تِرین، 2012) ولی مذاکرات پیرامون این مساله بدلیل بزرگی آن، کند است(امین زاده، 1386؛ تِرین، 2012).
4-15-15- مقایسه رویکرد توسعه انسانی با رویکردهای توسعه ای دیگر :
با توجه به مطالبی که قبلاً در مورد روند بکارگیری رویکردهای مختلف برای توسعه در سازمان ملل ذکر شد. اکنون میتوان در قالب یک جدول این رویکردها را مقایسه کرد(جدول 4-4).
نواحی کلیدی
رویکرد رشد اقتصادی
رویکرد معیشتی
رویکرد نیازهای اساسی
رویکرد توسعه منابع انسانی
رویکرد توسعه انسانی
مردم
عوامل تولید
کارگزار
منتفعان
عوامل تولید
ابزار و کارگزار دارای ارزش ذاتی
اهداف آرمانی پایانی
افزایش درامد ملی کل
معیشتهای پایدار
رفاه
حداکثر سازی بهره وری انسانی
تدوین قابلیتهای انسانی و استفاده از قابلیتهای کسب شده
شاخصها
اندازه اقتصاد ملی
فرصتهای معیشتی بهتر
کاهش و حذف فقر
بهره وری نیروی کار
گزینه ها و آزادی های انسانی
جهت گیری
مطلق
عملگرا
اخلاقی
سودگرا
اخلاقی
جدول4-4رویکردهای برنامه ریزی(پرابهو،ک.اس.؛ اسکات، ک.اس.؛ هامل، ج.وای؛ کلاو، اس.؛ تامپسون، ب،2010).
4-16- بررسی کلیات عملی در برنامه ریزی های سازمان ملل :
تدوین برنامه ها در سازمان ملل از سنتهای خاص تبعیت میکند که در ادامه به برخی از آنها اشاره میشود.
4-16- 1- شاخص گذاری و تعیین اهداف :
مهمترین بخش در تدوین برنامه های سازمان ملل، تعیین اهداف و شاخصهای مرتبط با آنها میباشد. در این رابطه نکات تکنیکی زیادی قابل طرحند. استانداردهای اجتماعی نهفته در یک برنامه جهانی میتوانند هم بعنوان پیامدها و هم بعنوان تسهیل کننده برنامه جهانی مطرح باشند. این شاخصها نباید انتزاعی باشند بلکه باید مبتنی بر شواهد باشند و لذا باید داده های قوی و کافی، پیرامون آنها وجود داشته باشد. کمی کردن و تعیین مقادیر عددی برای شاخصها، گاهی دشوار و گاهی آسان است ولی بیشتر سیاسی است چرا که باید اهداف و شاخصها، مورد توافق باشند. با این حال گاهی اهدافی تعیین میشوند که نه دارای شاخصهای مورد توافقند و نه داده های قوی برای آنها وجود دارند. در تعیین اهداف و شاخصها، نخبگان در سراسر سازمان ملل، مشارکت دارند. وضوح اهداف بر اثربخشی آنها موثر است و لذا در تدوین اهداف به جذابیت و ساده بودن اهداف، ماهیت یکپارچه و هم افزای اهداف و نیز قابل اندازه گیری بودن اهداف توجه میشود. همچنین سادگی درک اهداف و تهاجمی بودن اهداف نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است. اغلب در تدوین اهداف جهانی به ابزارها و نیز مسیرها و روش تحقق اهداف جهانی توجهی نمیشود و اینگونه استدلال میشود که ابزارها، مسیرها و روشها به زمینه خاص هر کشور، وابسته است. برنامه ریزی در سازمان ملل، در عمل توأم با برخی از خطاهای مرسوم میباشد. شهامت تردید درباره شیوه های سنتی حل مسایل، اندک است. به بزرگان، اعتماد بیجا میشود. توانایی کنار گذاشتن بینشها و نظریه های قدیمی وجود ندارد و لذا بینشهای قدیمی حاکم میمانند و عملگرایی بدون بکارگیری قدرت تفکر، مرسوم است. به جای استدلال از اسطوره ها استفاده میشود. از جمله این شعارهای اسطوره ای که ممکن است در برخی جاها درست نباشد ولی همیشه بکار میرود این است که: هر چیزی که برایت مهم است اندازه گیری کن. این چنین اسطوره هایی اغلب موجب غفلت از علل و نیز غفلت از الگوی پیشرفت به سوی اهداف میگردند. همین مساله موجب بکارگیری ترجیع بندهای تکراری و اسطوره های بی بدیل میشود مثل آنچه در گزارشات برنامه توسعه سازمان ملل زیاد تکرار میشود: میدانیم چه چیزی، کار میکند، میدانیم که چه باید انجام

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد توسعه انسانی، توسعه هزاره، سازمان ملل، لیبرالیسم Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، ایدئولوژی، توسعه انسانی، تعریف انسان