منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، اقتصاد دانش، مکتب شیکاگو، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

نوین را از نو بسازد. امروز میدانیم که لوح پاک نانوشته، چیزی جز یک تصور فریبنده بیش نیست و بیماران زیادی، قربانی این پژوهش شدند. کامرون در اوایل دهه1950، روش استاندارد فروید229مبنی بر گفتاردرمانی را که با هدف تلاش برای روشن کردن علل ریشه ای بیماریهای روانی بیماران انجام میشد، مردود شناخته بود. هدف کامرون، نه درمان بیمارانش که بازآفرینی آنان با استفاده از روش هدایت روانی ابداعی خودش بود. برای اینکار ورود به ذهن بیمار و درهم شکستن الگوهای بیمارگونه قبلی، تنها راه است و لذا گام اول، رجعت دادن ذهن بیمار به سالهای ابتدایی بعد از تولد بود و اینکار با هجمه ای همزمان به مغز و با استفاده از همه چیزهایی که عملکرد عادی مغز را مختل میسازد، قابل انجام بود. سپس هدایت روانی با پخش پیامهای از پیش ضبط شده برای بیماران، آغاز میشد تا رفتار بیمار تغییر کند. اما نتایج شوک درمانی، فراموشی و پسرفت ذهنی بیمار بود. در اواسط دهه1950، چند محقق سازمان سیا به روشهای کامرون علاقمند شدند و با شروع جنگ سرد، سیا برنامه ای پنهانی را برای تحقیق درباره فنون ویژه بازجویی آغاز کرده بود و چون در تحقیق کمی باید نمونه ها به اندازه کافی باشند و در خاک آمریکا امکان آن نبود، به سوی کامرون جلب شدند بویژه که فکر میکردند کمونیستها راههای شستشوی مغزی را بدست آورده اند چرا که سربازان آمریکایی اسیر در کره شمالی، خیلی عادی و ظاهراً بدون هیچگونه اجباری ، جلوی دوربین ظاهر میشدند و سرمایه داری و امپریالیسم را محکوم میکردند. بریتانیا نیز حامی چنین تحقیقی بود. اینکارها در کمال ناباوری مدت کمی پس از ابراز انزجار جهانی از افشای بکارگیری شکنجه بدست نازی ها انجام میشد. در اولین گام، پژوهشِ دکتر هب230 مورد حمایت قرار گرفته بود که بر اساس آخرین مصاحبه اش در سالهای بعد، فنون هولناک بازجویی در آن گزارش تحقیق، توصیف شده بود. دکتر کامرون ولی پا را فراتر گذاشت و بدون توجه به اخلاق حرفه ای آزمایشاتی را انجام داد که برای هب انجامش میسر نبود. اولین کمک هزینه ی سیا از طریق انجمن تحقیقات بوم شناسی انسانی در اختیار کامرون قرار گرفت. در آزمایشات کامرون تدوام جریان ورود داده ها به اندام حسی بیمار و حافظه وی تحت تاثیر کابینهای انزوا و شوک بودند تا حس مکان و زمان نیز کاملاً در بیمار از بین برود. کامرون بعنوان یک ضد کمونیست دو آتشه از این فکر که بیمارانش جزئی از تلاشهای غرب برای پیروزی در جنگ سرد هستند، لذت میبرد. دو سال پس از پایان تحقیقات کامرون، یعنی در1963، دستورالعمل بازجویی ضد اطلاعاتی کوبارک231 در سیا تهیه و آموزش داده شد95 که در جای جای آن ردپای تحقیقات دکتر هب و کامرون، قابل مشاهده است. نسخه به روز شده این دستورالعمل نیز برای اولین بار در 1983 و برای استفاده در آمریکای لاتین منتشر شد. بعد از واقعه 11 سپتامبر نیز بکارگیری این روشها علنی تر شد و حتی دولت بوش پسر، خواستار حق اعمال شکنجه شد و دونالد رامسفلد وزیر دفاع وقت آمریکا نیز ادعا کرد که زندانیان دستگیر شده در افغانستان، مشمول معاهده ژنو نمیشون چون ستیزه جویان دشمن هستند و نه زندانیان جنگی و لذا رویه های خاص بازجویی را برای استفاده در جنگ علیه تروریسم تصویب نمود که بسیار شبیه دستورالعمل کوبارک بود. ظهور پدیده شوک درمانی و شکنجه در بیرون از سازمان ملل، عاملی است که طی سالها و حتی تا کنون بر تحقق یکی از اهداف اولیه سازمان ملل، تاثیر منفی گذارده است و بدون برخوردی روشنگرانه و تحلیل آن و یافتن راههایی برای مهار آن، نمیتوان به موفقیت برنامه های سازمان ملل از جمله توسعه انسانی، امیدوار بود(شهابی، نبوی، 1390).
4-5- مکتب اقتصادی شیکاگو232 :
محیطهای دانشگاهیِ اندکی وجود دارند که به اندازه دانشکده اقتصاد دانشگاه شیکاگو در دهه1950 راجع به آن اسطوره سازی شده باشد. طبق برندی که این دانشکده بر آن پا میفشارد، این نهاد صرفاً یک دانشکده نیست بلکه یک مکتب فکری نیز هست(مکتب اقتصادی شیکاگو). مکتب مزبور مولود ذهنی حلقه ای از دانشگاهیان محافظه کار بود که ایده هایشان را مانند سدی در برابر تفکر غالب دولت گرای روز به کار میگرفتند. عبور از درهای ساختمان علوم اجتماعی با سردری که شعار”علم وسیله اندازه گیری است” بر آن نقش بسته و رسیدن به غذاخوری مشهوری که در آن دانشجویان قابلیتهای ذهنی شان را با به چالش کشانیدن اساتید بزرگشان محک میزدند، نه به تلاشی ملال آور برای کسب مدرک که به نام نویسی برای اعزام به جبهه نبرد می مانست(جنگجویانی در نبرد با اکثریت سایر اقتصاددانان). در آن زمان، دانشکده اقتصاد دانشگاه شیکاگو تابع محض مرد فرهمندی به نام میلتون فریدمن233 بود که خود را مأمور انجام انقلابی اساسی در حرفه اش میدانست. اگرچه اساتید و همکارانش به شدت خود او به اقتصاد فوق العاده آزاد96 اعتقاد داشتند، ولی این انرژی وی بود که به مکتب اقتصادی شیکاگو، شور انقلابی می بخشید. مأموریت وی نیز همانند کامرون(روانشناس)، مبتنی بر پندار بازگشت به یک وضعیت سلامت طبیعی بود. پیش از آنکه دخالتهای انسانی منجر به پیدایش الگوهایی انحراف آفرین و مخل نظم و توازن شود، در آن همه چیز متوازن و در جای خود بوده است. رویای فریدمن، قالب شکنی جوامع و بازگرداندن آنها به یک وضعیت سرمایه داری ناب فارغ از هرگونه مزاحمت بود(مزاحمتهایی چون مقررات دولتی، موانع تجاری و منافع جا افتاده مادی). وی نیز(همانند دیدگاه کامرون در روانشناسی) عقیده داشت که وقتی اقتصاد شدیداً دچار انحراف است، تنها راه رسیدن به وضعیت ایده آل این است که عامدانه شوکهای دردناکی به اقتصاد وارد شود. فقط دارویی تلخ میتوانست آن کژدیسگیها را از سر راه بردارد. وسیله انتخابی فریدمن برای اعمال شوک، سیاستهای اقتصادی بود، رویکردی درمانی که فریدمن از سیاستمداران جسور، مصرانه میخواست تا آن را در کشورهای تنگدست و نیازمند بکارگیرند. اما فریدمن برای پیاده کردن رویاهای خود، به دو دهه زمان نیاز داشت تا با گذر از چم و خم روزگار، بتواند افکار خویش در خصوص امحای ریشه ای و بازآفرینی را در دنیای واقعی به مرحله عمل درآورد. محور اصلی آموزشهای قدسی مآبانه مکتب اقتصادی شیکاگو این بود که نیروهای اقتصادی عرضه و تقاضا، تورم و بیکاری، مانند نیروهای طبیعت، ثابت و غیرمتغیرند و لذا نظریات اقتصادی، نمادی قدسی از نظام اقتصادی است و نه فرضیه ای بحث پذیر97. در بازار وقعاً آزاد مطرح در مکتب شیکاگو، نیروهای اقتصادی به در حالت تعادل کامل بودند. اگر اقتصاد دچار تورم شدید باشد، طبق نظریه پولی فریدمن، علتش بدون استثناء این است که سیاستگذاران گمراه، به جای آنکه بگذارند بازار به خودی خود به تعادل برسد، اجازه میدهند که پول خیلی زیادی به سیستم تزریق شود. بازار به حال خود رها شده، میزان درست تولیدات را با قیمتهای دقیقاً درست عرضه خواهد کرد. محصولاتیکه که کارگران تولید میکنند، طوری است که دستمزدهایشان دقیقاً برای خرید آن محصولات کافی است. یعنی همه چیز خود به خود با هم جفت و جور میشود. بهشتی برین:سطح اشتغال بالا برای نیروی کار، خلاقیت بی حد و مرز و تورم صفر درصد. اما چالش پیش روی فریدمن و همکارانش این بود که چگونه ثابت کنند بازار جهان واقعی با خیال پردازیهای پرشور آنان منطبق است. فریدمن بر خلاف عالمان علوم قطعی، نمیتوانست به هیچ اقتصاد حی و حاضری اشاره کند تا ثابت نماید که با زدودن همه انحرافات، جامعه ای در کمال سلامت و وفور نعمت ایجاد میشود، چون هیچ کشوری در جهان دارای ملاکهای اقتصاد کاملاً آزاد نبود. فریدمن و همکارانش چاره ای نداشتند جز آنکه به معادله های پیچیده و بدیع ریاضی و مدلهای رایانه ای اکتفا کنند که در کارگاههای زیرزمینی ساختمان علوم اجتماعی دانشگاه شیکاگو طراحی میشد. اقتصاد مکتب شیکاگو، مثل همه باورهای بنیاد گرا، برای کسانیکه براستی آن را باور دارند، یک دور بسته است. در این مکتب، فرض آغازین این است که بازار آزاد، سیستم علمی کاملی است که در آن افراد، با اقدام بر اساس خواستها و منافع شخصی شان، حداکثر منافع را برای همه ایجاد میکنند. نتیجه غیر قابل اجتناب این فرض این است که اگر چیزی در اقتصاد بازار آزاد ایرادی دارد(مثلاً تورم شدید یا بیکاری فزاینده)علتش این است که بازار واقعاً آزاد نیست و حتماً دخالت و انحرافی در سیستم صورت گرفته است. راه حل مکتب اقتصادی شیکاگو همیشه یکی است: اعمال جدیتر و کاملتر اصول بنیادی. اینکه در رفاه مادی جهانی حاصل از بکارگیری ایده های فریدمن، چه کسانی سهیم اند، چه کسانی نیستند و منشاء این سهم بردنها چه بوده است، چیزی است که به شدت محل اختلاف است. آنچه انکار ناپذیر است، این است که بکارگیری دستورالعمل ابداعی فریدمن، برخی افراد را بینهایت ثروتمند کرده و برای آنان چیزی نزدیک به آزادی کامل به ارمغان آورده است.آزادی کامل در بی اعتنایی به مرزهای ملی، آزادی کامل در پرهیز از مقررات و مالیات و آزادی کامل در ثروت اندوزی هرچه بیشتر. بخش بزرگی از جذابیت مکتب اقتصادی شیکاگو، ناشی از این بود که در همان برهه ای که اندیشه های رادیکال چپ درباره قدرت کارگران در اطراف جهان پا میگرفت، این مکتب راهی برای دفاع از منافع مالکان ارائه میکرد که به همان اندازه رادیکال و آرمانخواه بود. البته فریدمن ادعا میکرد که ایده های وی نه درباره دفاع از حق مالکان کارخانه برای پرداخت دستمزد کم بلکه برای رسیدن به نابترین دموکراسی مشارکتی بود98. زیرا در بازار آزاد، هر فردی میتواند رأی بدهد حتی برای رنگ کروات خود. چپ گرایان، وعده آزادی کارگران از روساء، آزادی شهروندان از دیکتاتوری و آزادی کشورها از استعمار را میدادند و فریدمن وعده آزادی فردی را میداد، طرحی که با تصور شهروندان به سان عناصری ریز و منفرد، آنها را ورای هر اراده جمعی برمیکشید، بالا میبرد و آزادشان میکرد تا از طریق انتخاب مصرف کنندگان، اراده کاملاً آزادشان را بیان کنند. اما مثل همیشه، سئوال این بود که چگونه میتوان از وضع موجود به آن وضع شگفت آور رسید؟ مارکسیستها در این امر صراحت داشتند: با انقلاب، باید از شر نظام موجود خلاص شد و سوسیالیسم را جانشین آن کرد. اما برای پیروان مکتب اقتصادی شیکاگو، پاسخ به این اندازه سر راست نبود. حتی آمریکای آن موقع بعنوان کشوری با نظام سرمایه داری، از نظر مکتب اقتصادی شیکاگو، به زحمت نظام سرمایه داری محسوب میشد. در همه اقتصادهای به ظاهر سرمایه داری، طرفداران مکتب اقتصادی شیکاگو، همه جا دخالت دولت در بازار آزاد را میدیدند. سیاستمداران برای افزایش قدرت خرید مردم، به تثبیت قیمتها میپرداختند، برای کاهش استثمار کارگران، حداقل دستمزد را تعیین میکردند و برای اطمینان از امکان تحصیل همگان، نظام آموزش و پرورش را در دست دولت نگه میداشتند99.اغلب به نظر میرسید که این تمهیدات به مردم کمک میکند ولی فریدمن و همکارانش یقین داشتند و با مدلهایشان به اصطلاح اثبات میکردند که این دستکاری سیاستمداران به تعادل بازار و امکان برقراری ارتباط بین پیامهای مختلف بازار با یکدیگر، لطمات بیشماری وارد می آورد. پس مأموریت مکتب اقتصادی شیکاگو، زدودن این مزاحمتها از بازار بود تا بازار بتواند آزادانه به ترنم درآید و در این راه، مارکسیسم دشمن اصلی نبود بلکه از نظر آنان آرای پیروان مکتب اقتصادی کینز در آمریکا، ایده های سوسیال دموکراتها در اروپا و نظرات توسعه گرایان در کشورهای جهان سوم، منشاء اصلی دردسر بود، چون اینها به اقتصادی مختلط باور داشتند که از دید شیکاگویی ها، ملغمه ای بود درهم و برهم، مرکب از سرمایه داری در امر تولید و توزیع محصولات مصرفی، سوسیالیسم در امر آموزش و پرورش، مالکیت دولتی در امور اساسی مثل خدمات آب و برق و همه قوانین تعدیل کننده افراط و تفریطهای سرمایه داری. اما نظریات این مکتب در دهه1950، پذیرفتنی نبود چون هنوز خاطرات رکود بزرگ و سقوط سهام در 1929 در اذهان باقی مانده بود و مبین پایان اقتصاد آزاد(و نه پایان سرمایه داری) از نظر کینز، بود و جنگ جهانی دوم نیز ناشی از فقر بوجود آمده و خسارات زیادی بر جای

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، نظریه مبنایی، روش تحقیق، توسعه انسانی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد حقوق بشر، مکتب شیکاگو، آمریکای لاتین، دانشجویان