منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، اقتصاد جهانی، جنگ جهانی دوم، آمریکای لاتین

دانلود پایان نامه ارشد

اینجا جمع شده ایم و آن غلبه هر چه زودتر بر فاشیسم و پیروزی در جنگی است که بر جهان تحمیل شده است.”روزولت (رئیس جمهور آمریکا) در کنفرانس تهران در1943(جعفری، 1363).
جامعه ملل با امضای عهدنامه ورسای206، پس از جنگ جهانی اول بوجود آمده بود. هدف جامعه ملل، خلع سلاح، جلوگیری از جنگ بواسطه تأمین امنیت همگانی، رفع اختلاف بین کشورها از راه مذاکره و دیپلماسی، و همچنین بهبود سطح زندگی جهانی بود. گرچه ایجاد جامعه ملل، در پس خود فلسفه ای سیاسی با قدمتی صدساله را دنبال مینمود(ویکی پدیا، 2012) و افرادی چون پرودن207 ایده ایجاد سازمانهایی چون جامعه ملل را دنبال میکردند76 (نراقی، 1389) ولی ابتکار جامعه ملل، به وودرو ویلسون208، رئیس جمهور آمریکا مربوط میشد(اگرچه آمریکا هرگز عضو آن نشد). جامعه ملل شامل چهار ارگان اساسی یعنی دبیرخانه، هیئت قانونگذاری، شورا و دادگاه دائمی بین‌المللی دادگستری میشد. ارگانهای فرعی این سازمان عبارت بودند از: سازمان بهداشت، سازمان بین‌مللی کار، هیات مرکزی دائمی مواد مخدر، کمیسیون برده داری، کمیسیون مهاجرت و کمیته‌ای برای مطالعه ‌شأن قانونی زنان. مقر رسمی این سازمان، در عمارت ملل، واقع در شهر ژنو کشور سوئیس بود. جامعه ملل موفقیتها و شکستهایی داشت. بخشی از پارادایم حاکم بر فرآیند برنامه ریزی برای جهان در جامعه ملل، در شکل4-1مشاهده میشود. زمانیکه این سازمان، نتوانست به تمام اهداف اصلی خود دست یابد و سیاستهای این سازمان برای خلع سلاح محورهای قدرت و جلوگیری از هرگونه درگیری و جنگ در آینده، شکست خورد و جنگ جهانی دوم به راه افتاد، ملل جهان، پس از پایان جنگ، تصمیم به انحلال این سازمان و جایگزینی سازمان ملل متحد به جای این سازمان گرفتند و در نتیجه، سازمان ملل جدید برخی از نهادهای جامعه ملل را نیز به ارث برد(ویکی پدیا، 2012). اما ایجاد سازمان ملل جدید بطور ناگهانی رخ نداد. در1941روزولت رئیس جمهوری آمریکا و چرچیل209 نخست وزیر بریتانیا بر عرشه یک کشتی جنگی در اقیانوس اطلس اعلامیه ای را امضا کردند که به پیمان آتلانتیک معروف شد. این اعلامیه حاوی اصولی مانند عدم توسعه طلبی ارضی، حقوقی و مساوات ملل اعم از غالب و مغلوب، در انتخاب نحوه حکومت خود و دسترسی همه ملل به منافع اقتصادی طبیعی و بازرگانی و خودمختاری و خلع سلاح بود. پس از آن اعلامیه ملل متحد و سازمانی جدید مطرح گردید. روزولت برای سازمان بین مللی آینده عنوان قدرتهای متحد را در نظر داشت، ولی پیشنهاد چرچیل، ملل متحد بود و چون جامعیت داشت، مورد قبول واقع شد. در اعلامیه ملل متحد، همان اصول پیمان اقیانوس اطلس مورد تاکید قرار گرفت. در اعلامیه ملل متحد، هیچ اشاره ای به ایجاد یک سازمان برای برقراری صلح و امنیت نشده بود، لذا در کنفرانس مسکو در اکتبر1943بود که چهار دولت آمریکا، شوروی، بریتانیا و چین لزوم ایجاد ساز مان بین مللی را اعلام کردند که بر اساس« مساوات کلیه دول و به منظور تامین صلح و امنیت» باشد و در کنفرانس تهران سران سه کشور شوروی، آمریکا و انگلیس، مسولیت خود و کلیه دول متحد را در ایجاد صلح دائمی و دور کردن خطر جنگ برای نسلهای آینده اعلام نمودند.

شکل 4-1- پارادایم حاکم بر فرآیند برنامه ریزی برای جهان در جامعه ملل.
در اول ژانویه1944 بود که20 کشور از جمله آمریکا علیه فاشسیم وارد جنگ شدند و اعلامیه ملل متحد را امضاء نمودند. در تابستان سال1944 اولین قدمها برای ایجاد ساز مان ملل برداشته شد. در اوت همان سال در واشنگتن طرحهای مقدماتی وزارت خارجه آمریکا که با همکاری دولتهای دیگر برای ایجاد سازمان ملل طراحی شده بود در دست مطالعه قرار گرفت. این طرح در واقع اساسنامه سازمان ملل بود، اما هدفش ایجاد سازمانی برای تامین صلح، همکاری و رفع مشکلات انسانی و اقتصادی بود. اصول این طرح عبارتند از:1ـ در ساز مان جدید حفظ صلح مقدم بر کلیه مسائل دیگر باشد.2ـ برای این منظور ضمانت اجرایی مشخص برقرار گردد.3ـ مسوولیت جلوگیری از جنگ به جای اینکه به چند رکن داده شود فقط به عهده شورای امنیت باشد. 4ـ مسائل مربوط به  امور داخلی کشورها از صلاحیت ساز مان خارج باشد. در فوریه1945، روزولت، استالین210 و چرچیل در یالتای شوروی با یکدیگر ملاقات کردند. در کنفرانس یالتا211 بود که وظائف شورای امنیت روشن، آئین نامه آن تدوین و پنج عضو اصلیش معین و مقرر شد که پنج کشور(آمریکا، شوروی، بریتانیا، چین و فرانسه) از حق و تو برخوردار باشند. در این کنفرانس سه دولت تصمیم گرفتند که در25 آوریل1945 کنفرانسی را در سان فرانسیسکوی آمریکا برای تهیه اساسنامه سازمان ملل ترتیب دهند. به موازات ادامه جنگ، 50کشور بحث سازمان ملل را دنبال و منشور آن را امضا کردند. منشور سازمان ملل در24 اکتبر1945 با تصویب اکثریت دولتها، دارای اعتبار شد و به اجرا درآمد تا آوریل1946 تمام ارکان اصلی سازمان ملل تشکیل و همگی شروع به کار کرده بودند. در31 ژوئیه1947 جامعه ملل رسماً منحل و سازمان ملل جانشین آن شد. در سال 1951 محل رسمی سازمان ملل در نیویورک تعیین شد(زائری، 1387؛ ویکی پدیا، 2012). ایجاد سازمان ملل در حقیقت متأثر از جنگ با فاشیسم بود. هدف تأمین صلح و امنیت جهانی، علت اصلی ایجاد جامعه ملل و سپس تأسیس سازمان ملل میباشد. تجربه شکست جامعه ملل و جنگ جهانی دوم بر ضرورت مبارزه با فقر شدت بیشتری بخشید. فاشیسم نازی ها زمانی در آلمان ریشه دوانید که کشور دچار رکودی مخرب، منبعث از غرامتهای تحمیلی پس از جنگ جهانی اول بود و سقوط اقتصادی سال 1929 باعث تعمیق آن شد. کینز212 پیشتر هشدار داده بود که اگر جهان رویکرد اقتصاد آزاد را برای مقابله با فقر در آلمان در پیش گیرد، این امر ضایعاتی هولناک در پی خواهد داشت(شهابی، نبوی، 1390). درک تصمیم گیران آن زمان از حوادث پیش از جنگ جهانی دوم، اینگونه بود که فقر باعث گسترش فاشیسم و بروز جنگ میشود لذا مبارزه با فقر در کنار تامین امنیت و صلح جهانی اندک اندک جای خود را در قالب برنامه های عمران و توسعه و بازسازی در برنامه ریزیهای جهانی سازمان ملل، باز کرد. چند سال بعد، هنری مورگانتائو213(وزیر وقت خزانه داری آمریکا) در سخنرانی افتتاحیه کنفرانس برتون ودز214 میگوید:”حیرانی و تلخیهای ناشی از رکود اقتصادی، پرورش دهندگان فاشیسم و در نهایت جنگ شدند”. سایر رهبران کشورهای متفقین بویژه در آمریکا و انگلیس نیز احساس میکردند که چارچوبی چندجانبه برای غلبه بر آثار بی ثباتی رکود اقتصادی جهانی پیشین و جنگهای تجاری، مورد نیاز است(برتون ودز پروجکت، 2012).
4-3- مکتب کینز :
رکود اقتصادی بزرگ، روشن کرد که در غیاب توافقهای چندجانبه و موسسات چند جانبه، سیستم اقتصادی جهانی در معرض خطر انحطاط و حرکت به سوی خط مشیهای گدایی از همسایه قرار دارد که موجب بی پولی و یا کم پولی میشود. لذا در سال 1931، نخستین تلاش برای خلق نظم اقتصادی بین مللی77 در کنفرانس اقتصاد جهانی صورت گرفت ولی با شکست مواجه شد. پس از آن بدبختی و بیکاری انبوه و ظهور هیتلریسم]و فاشیسم[ جنگ جهانی دوم را پدید آورد. این وقایع در ذهن کینز نقش بسته بود ولی تا طرح نظریات خود به یک جرقه نیاز داشت. این جرقه، اعلام نظم جدید برای جهان تحت نظر آلمان توسط وزیر اقتصاد و رئیس بانک رایش آلمان و تبلیغات آنان پیرامون این مسأله بود. لذا کینز به فکر ارائه پیشنهاداتی جذابتر و واقع بینانه تر برای خنثا کردن و حمله به این تبلیغات افتاد78.
بدین ترتیب، نخستین بار جنبه های اقتصادی و اجتماعی بقای انسانی توسط لرد کینز در نوشته روشنفکرانه وی در1940، مطرح گردید. تجزیه و تحلیل کینز حداقل بر سه پایه استوار بود:1- دفاع از خط مشیهای اشتغال کامل در اقتصاد جهانی در حال گسترش.2- باور ضمنی به ضرورت اقدامی دولتی برای جبران نقص ها و جلوگیری از شکست بازار.3- اعتماد فوق العاده به موسسات جهانی جدید برای مدیریت اقتصاد جهانی و تاکید بر اهمیت خط مشیهای ملی و بین مللی(با توجه به این نکته که اقتصادها روز به روز به هم وابسته تر میشوند).
کینز و همکارانش در یادداشتهایی معروف در اوایل دهه1940 به طرح موضوعاتی چون اتحادیه مبادلات بین مللی79، سهامهای حائل کالا 80و برنامه های امداد و بازسازی پرداختند. کینز بر اساس این ایده ها، به دولت رفاه اجتماعی ملی علاقه پیدا کرد. کینز به امکان پذیری و ثبات اشتغال کامل از طریق خط مشیِ دولتیِ فعال، باور داشت81. هدف وی از ایجاد این موسسات جهانی، تحقق رشد همراه با اشتغال کامل بود و از آنجایی که برای غلبه بر آثار بی ثباتی و رکود در اقتصاد جهانی(بر اساس تجربه رکود بزرگ)، و جلوگیری از جنگهای تجاری، احساس نیاز به چارچوبی چندجانبه میکرد(برتون ودز پروجکت،2012)، برای موسسات جهانی پیشنهادی خود، چهار ستون را مطرح مینمود(که در مذاکرات منجر به ایجاد موسسات برتون ودز یعنی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول وبعدها گات215، همین ایده ها مطرح شدند) :
ستون اول- مدیریت مالی و پولی اقتصاد کلان جهانی: کینز یک بانک مرکزی جهانی را پیشنهاد میکرد که وظیفه حفظ تعادل اشتغال کامل]در بازار کار[را برعهده داشت و به همین منظور، نقدینگی لازم را فراهم می ساخت82(این پیشنهاد در مذاکرات برتون ودز منشأ ایجاد صندوق بین الملی پول گردید). کمک به توازن مالی کشورهایی که کسری پرداخت داشتند نیز منطقی فرض میشد چون همین کشورها بودند که اشتغال خالص اضافی را در سایر نقاط جهان، بوجود آورده بودند و در مقابل کشورهای دارای مازاد پرداخت، بیکاری را به سایر نقاط جهان، صادر مینمودند. بنابراین کینز مالیاتی بین مللی را فرض میکرد(برابر یک درصد از مازاد پرداخت ماهانه هر کشور) که بخشی از آن برای تأمین کمک مالی به کشورهای دارای کسری بودجه، بخشی برای تأمین بودجه برای خرید کالاهای مازاد(سهام حائل کالاها) و بخشی نیز برای تشویق کشورهای دارای مازاد پرداخت در جهت کاهش مازادشان با دنبال کردن خط مشیهای مناسب، صرف میشد. بر این اساس کینز فرض میکرد که توسعه اقتصادی جنوب باعث توسعه ظرفیت صادرات در شمال نیز میشود و بنابراین از دستیابی به اشتغال کامل در هم شمال و هم جنوب، حمایت میشود(پرابهو،ک.اس؛ اسکات، ک.اس.؛ هامل، ج.وای؛ کلاو، اس.؛ تامپسون، ب،2010). کینز همچنین صندوقی را مطرح میکرد که اندازه ای معادل نصف واردات سالانه جهان، داشته باشد و البته برای اعطای کمک، شرایطی نیز داشته باشد(البته در مذاکرات برتون ودز، طرف آمریکایی، صندوق کوچکتری(معادل یک ششم واردات سالانه جهانی) را پیشنهاد میکرد با مقرراتی که برای اعطای کمک شل تر بود83).
ستون دوم – بانک بین مللی برای بازسازی و توسعه: منشأ تاریخی این ایده، صندوق بازسازی اروپا بود(ایده ای در واکنش طبیعی به ترس)که درنهایت در مذاکرات برتون ودز منجر به پیشنهاد بانک جهانی گردید84. البته وظیفه بازسازی برای این موسسه(بر خلاف پیشنهادات یادداشتهای1942)، کمرنگتر شده بود چون طرح مارشال216(که وظیفه بازسازی را دنبال میکرد) رو به پایان بود و از سوی دیگر مدیریتی تازه با عنوان امداد و توانبخشی در سازمان ملل85، ایجاد شده بود. از سوی دیگر وظیفه توسعه برای این موسسه پر رنگتر شده بود چون توسعه برای کشورهای فقیر بیشتر مورد تأکید بود و این کشورها در مذاکرات برتون ودز حضور داشتند (عمدتاً کشورهای آمریکای لاتین و نیز هیأتی انگلیسی- هندی مربوط به دوران گذار هند به استقلال). در یادداشتهای1942، توجه چندانی به مشکلات توسعه نشده بود و فرض بر این بود که اقتصاد بسیاری از کشورهای درگیر بویژه آمریکای لاتین، در طول جنگ به خوبی عمل خواهد کرد چون قیمت مواد اولیه و تقاضا برای آنها بالا بود و به خاطر کاهش قدرت رقابت کشورهای صنعتی متخاصم، حمایت از این کشورها افزایش یافته بود86. اکثر کشورهای دیگر جهان سوم نیز مستقل نشده بودند و لذا به حمایت فوری خارجی، نیاز نداشتند. حتی برخی از کشورها مثل هند، مازاد خارجی بزرگی را ذخیره

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، توسعه هزاره، توسعه انسانی، روش تحقیق Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، اقتصاد دانش، مکتب شیکاگو، آموزش و پرورش