منابع پایان نامه ارشد درمورد زیرساختها، آلودگی هوا، سلسله مراتب، خدمات شهری

دانلود پایان نامه ارشد

نشان میدهد، اگرچه تراکم را میتوان برای کل ناحیه و یا نواحی ساخته شده شهر نیز محاسبه کرد.
الگوهای فضایی شهرها به بخشهای مراکز تجاری، صنعتی، نواحی مسکونی متعدد و مناطق در حال تحول تقسیم میشوندکه اصولاً برعهده جغرافیدانان شهری است که نظریههای خود را در مورد موقعیت این مناطق و مراکز ارائه نمایند. تراکم جمعیت در مراکز تجاری، نواحی مسکونی طبقهی ثروتمند، نواحی مستغلاتی و اجارهای در یک شهر اختلاف زیادی با یکدیگر دارند. اگرچه ممکن است در یک شهر خاص یک توزیع نامنظم جمعیتی وجود داشته باشد ولی به طور کلی شهرها از یک الگوی توزیع جمعیتی شناخته شده در داخل شهرها تأثیر پذیرفتهاند. در این زمینه «کلارک» مطالعات خود را بر دو زمینه شناخته شده جهان بنیان میدهد:
در شهرهای بزرگ به جزء مناطق تجاری که عموماً افراد معدودی در آنجا زندگی میکنند بخشهای دیگر شهر از تراکم جمعیتی بالاتر برخوردار هستند که به طرف حومههای شهری از میزان تراکم کاسته میشود.
در بیشتر شهرها معمولاً با گذشت زمان، تراکم جمعیت در منطقهی داخلی شهر که پرجمعیت میباشد، کاهش یافته و در نواحی حومهای بر تراکم جمعیت افزوده میگردد و در چنین شرایطی شهر خودش را به طرف خارج گسترش میدهد. در کشورهای در حال توسعه، توزیع ناهماهنگ ثروت باعث تأثیر در نقش فعالیتهای اقتصادی و فرهنگی در رابطه با تراکم جمعیت شهری میشود.
و به طور کلی گرانی مسکن در دو نقطهی شهر، یعنی مرکز تجاری و حاشیه ثروتمندنشین، موجب نوعی گرایش عمومی به سوی حومهها و شهرکهای کارگری، فرهنگی و صنعتی میگردد. در اکثر شهرهای ایران، اگرچه قیمت زمین و مسکن به طرف بیرون شهر کاهش مییابد ولی به همان نسبت سطح سرانه زیربنایی مسکونی افزایش پیدا میکند (کلارک، 1383: 99).

2-11- نظریه نیازسنجی شهری
«کئونارد دهل» معتقد بود که تعریف شهر دشوار است و در گذشته شهر دارای مرزهای مشخص بود، یک هویت جغرافیایی با زمینه روشن جمعیتشناسی و فرهنگ معین وضع شهر را مشخص میکرد. در حالی که امروزه محلات، اجتماعات شهرها و مادرشهرها متروپلیتنها و کلان شهرهای (مگالوپلیسها) فراوان به عنوان پدیدههایی از شهرنشینی وجود دارند با توجه به دگرگونی عمیق که جوامع شهری نسبت به گذشته یافته، مقتضیات شهر سالم را به شرح زیر تبیین میکند:
پاسخ شهر به نیازهای گسترده مداوم و سازمانهایش باید متناسب و مؤثر باشد.
شهروندان باید بتوانند از امکانات خویش استفاده کنند.
شهر توانایی تطابق با جزئیات نظام و افراد را داشته باشد.
او نیازهای شهر را به 5 طبقه تقسیم میکند:
نیازهای اولیه و اساسی
نیازهای عملکردی و هنری
ارتباط و شبکه حمل و نقل
زیرساختها
ملاحظات اکولوژیک(پاپلی یزدی و رجبی سناجردی، 1382: 65).

2-12 نظریه حد مطلوب جمعیت شهر
حد مطلوب جمعیت شهر برای سالم زیستن در محیط شهری از زمان افلاطون مورد بحث بوده است. افلاطون 5040 شهروند را حد مطلوب جمعیت یک شهر میدانست، ابنزهاوارد پدر شهرکهای جدید در سال 1902، جمعیت شهر خود را 32 هزار نفر ذکر میکند، لوکوربوزیه13، طراح و شهرساز معروف در سال 1947 برای شهر جمعیت در حدود 3 میلیون نفر پیشنهاد میکند.
در اینجا نتیجه میگیریم که بیشتر محققان و متفکران محیط زیست شهری، شهر سالم و قابل زندگی را با معیارهای جمعیتی ارزیابی میکنند و همۀ پدیدهها و مسائل شهری را ناشی از میزان جمعیت میدانند، البته نمیتوانیم برای همه کشورها یک حد مطلوب جمعیتی تعیین کنیم، زیرا معیارهای انتخابی برای کیفیت زندگی شهری و میزان و نحوه ی توزیع خدمات شهری در کشورهای مختلف، بسیار متفاوت است، در شهرهای پرجمعیت بویژه در جهان سوم، توسعه شهری، سرمایهگذاریهای زیاد در خدمات، آلودگی هوا، آلودگی صوتی، حجم ترافیک … از مطلوبیت زندگی شهری میکاهد. در کشورهای جهان سوم، این شرایط نامطلوب شهری، اغلب از شهرهای بیش از 500 هزار تا 300 هزار نفر ذکر میکنند و معتقدند در یک شهر 300 هزار نفری کارکردهای تخصصی مورد نیاز شهر تأمین میشود.
باتوجه به این شرایط باید گفت که جمعیت شهر فی نفسه مسأله آفرین نیست، بلکه نارساییهای موجود در شهرها نتیجۀ تصمیمگیریها و برنامهریزیهای اشتباه یا غیرمنطبق بر شرایط اکولوژیک شهری است؛ بدین سان که در شهرهای مسلط یا شهرهای پرجمعیت، درآمد طبقات ثروتمند بیشتر از درآمد طبقات کم درآمد و فقیر جامعه است؛ در حالی که در شهرهای میانی اختلاف درآمد به این حد نمیرسد. از طرفی در نتیجۀ عدم حاکمیت عدالت اجتماعی در شهرهای پرجمعیت جهان سوم، برنامهریزی شهری و ناحیهای برای طبقه کم درآمد سودمند نیست و این افراد در همۀ شهرهای بزرگ جهان سوم با مشکلاتی مواجهاند.
در اینجا این سؤال مطرح میشود که شهر مطلوب را برای چه گروهی میخواهیم؟ اگر هدف برنامهریزان، تنها رشد اقتصادی باشد با سرمایهگذاریهای زیاد در شهرهای بزرگ، بازده سرمایه در آنها بیشتر خواهد بود؛ اما اگر هدف اصلی برنامهریزی، توزیع عادلانۀ خدمات شهری باشد استفادۀ همه خانوادههای شهری از امکانات موجود، چهرۀ انسانی و شایسته به شهر مورد نظر ما میبخشد. با در نظر گرفتن اینکه شهرهای مسلط یا شهرهای بزرگ فعلاً وجود دارد، تنها مسأله مهم نحوه اداره و کنترل آنهاست؛ تنها راه حل، تبعیت از موازین عدالت اجتماعی در ادارۀ شهرهاست تا تصمیمگیریها به نفع اکثریت مردم شهری تمام شود (شکوئی، 1380: 493-492).

2-13- نظریه سلسله مراتب شهری
سلسله مراتب شهری براساس الگوی آرتوز اسمایلز: این دانشمند براساس سقف جمعیتی و فواصل آماری، جمعیت شهرها را طبقهبندی نموده و هر گروه را در یک مرحله سنی و تکاملی قرار میدهد. این مرحلهبندی در شکلگیری فضای فیزیکی، قدرت اداری، حوزه نفوذ، خدماتدهی، نقشیابی و اعتبار شهری تأثیرات عمیقی دارد. این طبقهبندی عبارت است از:
شهرهای 2 تا 5 هزار نفری در مرحلۀ نوزاد شهری
شهرهای 5 تا 20 هزار نفری در مرحله نوجوانی
شهرهای 20 تا 100 هزار نفری در مرحله جوانی
شهرهای 100 تا 500 هزار نفری در مرحله میانسالی
شهرهای 500 هزار تا یک میلیون نفری در مرحله رسیدگی کامل و تکامل
شهرهای با جمعیت بیش از یک میلیون نفر به نام مادر شهر14 (آسایش و مشیری، 1387: 248).

2-14- نظریه شهرکهای اقماری
تا اوایل قرن بیستم، ایده هاورد در قالب ایدئولوژی و باغشهرهای لچ ورث دور میزند. از این سال به بعد این ایده توسعه مییابد. ریموندانوین و دیگران روی نظریه هاوارد کار میکنند، در نتیجه شهرکهای اقماری به عنوان شهرهای اجتماعی برای تمرکززدایی از شهر بزرگ احداث میشوند.در بریتانیا در دهه 1920 شهرداری به سوی اجرای طرحهای بزرگ خانهسازی علاقهمند میشود؛ در نتیجه طرحهایی در مقیاس وسیع در استان و خارج از آن اجرا میشود که آنها را «شهرکهای اقماری» مینامند. نظریه شهرکهای اقماری برای کنترل رشد جمعیتی و کالبدی شهرهای بزرگ به کار گرفته میشود (زیاری، 1390: 29).

2-15- نظریه شهرهای جدید پیوسته
نظریه شهرهای جدید پیوسته با انباشتگی مسکونیای که نتیجه مکتب استکهلم است، در کشورهای اسکاندونیاوی با تکیه بر اصل تراکمزدایی و اصلاح ساختار شهری و شهرهای بزرگ به کار گرفتند.
این اصطلاح را هاروی پارلوف15 برای توصیف شهرهایی به کار برد که در محدوده شهرهای موجود احداث میشوند. در واقع این الگو در جوار مادرشهرها و مجتمعهای بزرگ برای رفع انباشتگیهای مسکونی آنها ایجاد میشود؛ بنابراین هدف از ایجاد آنها ساماندهی فضایی و تراکمزدایی از مادر شهر است (منبع قبلی: 50-49).

2-16- نظریههای اندازه شهر
در این نظریه فرض بر این است که میتوان درآمد و منافعی را که از سکونت در یک شهر برای هر شهروند حاصل میشود، محاسبه کرد. این منافع شامل درآمدها و منافع خصوصی و اجتماعی است که میتوان آن را با تولید ناخالص سرانه شهر، یا درآمد متوسط خانوار، به اضافۀ منافع حاصل از رفاه شهری در شهر مورد نظر، اندازهگیری کرد. همچنین سکونت در هر شهری هزینههایی دارد. این هزینهها شامل هزینۀ ساخت و ایجاد زیرساختها، ارائه خدمات عمومی و نیز هزینه کالاهای عمومی است. اگر بتوان منحنی ترکیبی هزینههای اقتصادی و اجتماعی شهر را رسم کرد، این منحنی U شکل خواهد بود. در اندازه جمعیتی پایین، هزینه خدمات و زیرساختها به طور سرانه بسیار زیاد است و بتدریج با افزایش جمعیت تا آستانه معینی، این هزینه سرانه کاهش مییابد. پس از گذشت از این آستانه، بار دیگر با افزایش هزینهها و کالاهای عمومی، مانند ترافیک، آلودگی هوا، افزایش میزان جرائم و هزینه ایجاد زیرساختهای یک شهر بزرگ، بار دیگر هزینه سرانه افزایش مییابد. درآمد و منافع یک شهر نیز، به طور نظری، با افزایش جمعیت شهری تا نقطه معینی افزایش یافته و پس از آن به دلیل ظهور تبذیرهای16 ناشی از تراکم شدید جمعیت، تراکم ترافیک، آلودگی هوا و سایر مشکلات شهری و آثار منفی که این مسائل بر تولید و درآمد شهروندان دارد، منحنی متوسط درآمد و منافع سرانه شهروندان کاهش مییابد. از دیدگاه اقتصادی، هزینه و درآمد نهایی شهروندان، یعنی درآمد و هزینهای که در اثر افزایش هر شهروند به جمعیت شهر حاصل میشود، مهمتر و تعیین کنندهتر از رقمهای سرانه و متوسط است.
تراکم شهری در ارتباط مستقیم با اندازۀ شهر قابل تبیین قابل تخمین است، یعنی میتوان از طریق اندازه شهر به تعریف تراکم پرداخت و برعکس به وسیلۀ تراکم، اندازه شهر را تعریف کرد. هرگاه اندازه شهری گسترده باشد با تراکمی پایین، شهر میل به روستا شهر شدن مییابد و هرگاه اندازه شهر بزرگ باشد و با تراکمی بالا، شهر به نوعی کلانشهر شدن و منطقۀ شهری شدن جهت میگیرد و در هر دو صورت از شهریت به معنای واقعی کلمه تهی میگردد؛ بنابراین اندازه شهر در ارتباط با تراکم متوسط و معقول آن تعریفپذیر شده و از طریق اندازه است که شهر نیز معنا میشود، شهر کوچک، شهر متوسط، شهر بزرگ، شهر اقماری، شهر جدید و … هرکدام از این معنا بیش از آنکه از طریق مساحت تعریف شوند، به وسیله تراکم انسانی و ساختمانی خود معنا میشوند.
شهر بزرگ با تراکم ساختمانی بالا به همان اندازه ظرفیت و آستانههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، زیست محیطی را آشفته میسازد که شهری گسترده با تراکمی پایین شهر نخستین در تمرکز و تراکم سنگین خود کلیه سرمایهگذاریهای منطقهاش را به خود معطوف کرده و در عمل سبب از توسعه بازماندن کانونهای تابعهاش میگردد. شهر نوع دوم با عدم تمرکز و تراکم ضعیف خود، سرمایهگذاریهای انجام شده را اتلاف میکند و به طریقی دیگر به توسعه کانونهای زیستی پیرامونیاش صدمه میزند.
اعمال تراکم بهینه، مناسب و مقدور برای شکل دادن به اندازۀ معقول و متناسب شهر، یعنی شکل دادن به شهر در سه عرصه درونی، شهر مرکزی، میانی و برونی، ساخت و سازهای پیرامونی و این خود به معنای تعریف تشکیلات اجتماعی – فضایی جدید شهر در اندازهای بهینه است برای بالا بردن کارایی اقتصادی شهر و استفاده مفید از سازمان زیست محیطی منطقه فرادست شهر.
اندازه شهر تقسیمات کالبدی شهر و سلسله مراتب آنها را تبیین میکند و این خود یعنی استفاده بهینه از توانهای بالقوه و بالفعل زمین، فضای شهری، توده و فضا؛ یعنی جهت دادن منطقی به توسعۀ شهری چه در درون، یا در بیرون، یعنی بالا رفتن کارایی و تأسیسات و تجهیزات زیرساختی و روساختی شهر.
اندازه بهینه شهر نشأت گرفته از ضوابط تراکمی سبب میگردد تا تعریف حجمی شهر امکانپذیر شود. اندازه تدارک دیده شده به وسیلۀ ضوابط تراکمی به شهر امکان میدهد که به پیکرهای موزون دست یابد و معیارها و ضوابط منطقی ساخت و ساز شهری را به کار گیرد و در این حالت که شهر در جای جای خود، شهر قدیم، شهر جدید، شهر میانی، مناطق پیرامونی و حاشیهای و … به تعادل دست مییابد (عزیزی، 1388: 256).

2-17- نظریه قطب رشد و شهرگرایی
در نظریه قطب رشد به عنوان برنامهریزی توسعه ی اجتماعی و اقتصادی ناحیهای بر یک قطب در ناحیه تأکید میشود و سرمایهگذاریهای بیشتر، فعالیتهای اجتماعی، اقتصادی و نیروی کار ماهر و غیرماهر در آن تمرکز مییابد.
طبق این نظریه زمانی که رشد اقتصادی در یک کانون

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد نیروی کار، کشورهای در حال توسعه، رشد جمعیت، کشورهای پیشرفته Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد توسعه پاید، توسعه پایدار، حمل و نقل، شهر فشرده