منابع پایان نامه ارشد درمورد زندگی شهری، گروههای اجتماعی، فرهنگ معنوی

دانلود پایان نامه ارشد

عبدالرحیم طالبوف)، نظم (ایرج میرزا)، داستان (صمد بهرنگی) و انتشارات (جبار باغچهبان)؛
– ابتکار روزنامههای ملی با روزنامه «اختر» توسط سه تن از تبریزیها (1875م)؛
– تأسیس نخستین کتابخانه عمومی توسط حاج میرزا حسنخان خازن لشکر (1312ق) در جنب مکتبخانه ارک؛
– تأسیس نخستین سینما به نام سینما سوِلّی (1279ش)؛
– نخستین نمایشنامه با عنوان «حکایت ملاابراهیم خلیل کیمیاگر» توسط آخوندزاده به زبان ترکی آذری (1850م) و تشکیل رسمی گروه تئاتر به نام «خیریه» (1291ش) با عضویت چلبی، شفیعزاده، مؤیدزاده، وکیلی، وهابزاده و عظیمزاده.
– پیشگامی در پزشکی نوین (میرزا حاجی بابا افشار به عنوان نخستین طبیب و محصل اعزامی)؛ تألیف، ترجمه و چاپ کتب پزشکی؛ نخستین دانشکدههای پزشکی، داروسازی، دندانپزشکی ایران و انستیتو پاستور.
– تشکیل نخستین شورای مردمی با عنوان «انجمن ایالتی آذربایجان» (1285ش) و نیز شکلگیری انجمنهای محلات مختلف تبریز به مثابه شوراهای محلی پشتیبان انجمن ایالتی.
– بنیاد نهادن نخستین انجمن زنان توسط صاحب سلطان خانم و مادرش رقیه سلطان خانم (1285ش)
– تأسیس «بلدیه» تبریز به عنوان نخستین شهرداری ایران توسط انجمن شهر (قاسمخان والی به عنوان اولین شهردار) (1325ق)؛
– بنیانگذاری آموزش و پرورش نوین ایران توسط میرزا حسن رشدیه با ایجاد مدرسههای محله ششگلان، بازار، چرنداب، لیلآباد (1305ق) و …
اینهمه نشان از شکلگیری اولین نطفههای حیات نوین شهری دارد که مردم و شخصیتهای برجسته تبریز بانیان آنها بودهاند. فرهنگ و اجتماع شهری تبریز با ایجاد نهادهای ضروری برای زیست شهری در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و … تعریفکننده شکلی نو از فرهنگ با عنوان «فرهنگ شهری جدید» بودند.
با این وجود شاید تبریز تنها شهری باشد که بیش از همه تجربه سختیها و تیرهروزیها را کشیده باشد؛ هجوم و یورش لشکریان انواع حکومتها در دورانهای مختلف از یک طرف و بلایای طبیعی همچون زلزلههای مکرر، سیلابهای مخرب، بیماریهای مسری، قحطیهای وسیع و … از طرف دیگر همواره از ساکنان تبریز به عنوان ساکنانی مصیبتدیده ساختهاست. اما با این وجود، تداوم فرهنگ اصیل آن در تمامی این اعصار نشاندهنده توان بالای فرهنگی و مقاومت کمنظیر افراد است. این وضعیت، خود را در ساخت معماری کوچهها، گذرها، معابر به شکل تنگ و باریک و قرارگرفتن تبریز در درون قلعهها و برج و باروها نمایش میدهد. شخصیت سختکوش تبریزیها نیز از نتایج چنین اوضاعی است.
تبریز به دلیل موقعیت ویژه جغرافیایی خود محل تاخت و تاز حکومتهای آشور و اورارتو بودهاست، چنانکه همواره سایه لشکرکشیهای خونین و اسارتهای ننگین بر حافظه تاریخی ساکنین سنگینی میکردهاست. مهمترین زلزلههایی که در شهر تبریز رخ داده است در برخی موارد شهر را با خاک یکسان کرده و در موارد دیگر آسیبهای کالبدی و انسانی عظیمی بر شهر تحمیل کردهاند (ده زلزله عمده ما بین سالهای 858-1786م رخ دادهاست13). آنچه در این میان برای یک انسانشناس میتواند بسیار مهم باشد این است که برغم این دو تخریب بزرگ اجتماعی و طبیعی، تبریزیها در طول این تاریخ کهن توانستهاند عناصر و ساختار فرهنگ سنتی خویش را زنده کرده و به نسلهای بعدی بسپارند. این پایداری فرهنگی میتواند در اثر دو عامل اصلی رخ دهد: 1) اجداد آذربایجانیها با مشقت تمام و با چنگ و دندان این میراث فرهنگی را حفظ کردهاند؛ 2) فرهنگ از چنان ریشههای عمیق هویتی برخوردار بوده که توانسته مدت زمان مدیدی را زنده باشد. این مصائب خصوصاً اجتماعی و تاریخی گسترده را یکی از محققان برجسته آذربایجان با عنوان «قبیلهنین قان یادداشی» به معنای نوشتههای خونین قبیله یاد کردهاست (سیداوف، 1384: 16).
3-5) فرهنگهای زیست شهری تبریز (در حال حاضر)
در حال حاضر سبک زندگی شهری در تبریز را بایستی بر اساس طبقات مختلف اجتماعی- اقتصادی آن بررسی کرد:
طبقات بالا؛ مناطقی از تبریز همچون محله ولی عصر، شاهگؤلی، سهند، آبرسان، منظريه، دامپزشکی و شهرکهای اقماری مانند باغمیشه و رشدیه در بر گیرنده گروههای اجتماعی با سطح بالا یا متوسط رو به بالا از لحاظ اقتصادی هستند؛ چنین مناطقی عمدتاً در اراضی شرق تبریز واقع شده و عموماً محلاتی تازه ساخت با عمر بسیار کمی در قیاس با دیگر محلات شهر میباشند. این شهروندان عناصر کالبدی و فکری- رفتاری زیست مدرن شهری را در اختیار داشته و از اینرو ریختشناسی محل زیست آنها همچون مساکن، معابر، خیابانها، مراکز تجاری، مراکز تفریحی، وسائل نقلیه از یک طرف و مشخصههای فردی همانند طرز پوشش، سبک گذران اوقات فراغت، مصرف کالاهای فرهنگی، شیوههای رفتاری- گفتاری در آنچه که میتوان از آن به عنوان سبک زندگی مدرن یاد کرد میگنجد. این گروه اجتماعی به دنبال کسب و تجربه نوع زیست فرهنگ شهرهای مدرن دنیا هستند و لذا گسستی عمیق را با فضاها و نیز افراد و گروههای مناطق دیگر شهر به نمایش میگذارند.
ساکنان این گونه از محلات در نزد نسلهای جدید به عنوان گروههای مرجع هنجارفرست تعریف میشوند؛ حضور در چنین محلاتی از سوی جوانان به مثابه تجربه لحظاتی هر چند گذرای فرهنگ مدرن شهری است. به همین سبب است که مراکز تفریحی، فراغتی و تجاری این محلات به عنوان مراکز تولید و مصرف کالاها و رفتارهای فرهنگی مدرن به کل شهر تبریز در نظر گرفته میشود. چنین مکانها و فضاهایی را میتوان در برخی از محورهای حرکتی و گذاری (عمدتاً خیابانها و پاساژها) مرکزی شهر همچون محورهای اطراف دانشگاه تبریز، محور شهناز- میدان ساعت- آبرسان و … نیز مشاهده کرد. خیابانها و مراکز خریدی که جریان بازنمایی و انتقال محصولات مدرن را بر عهده دارند و بخش قابل توجهی از نسل جوانان را به خود جذب میکنند.
طبقات میانی؛ این گروههای اجتماعی که میتوان گفت اکثریت شهروندان شهر را تشکیل میدهند، در پیرامون و لایههای میانی شهر به مرکزیت بازار سنتی پراکنده شدهاند. طبقات اقتصادی متوسط و تا حدودی نیز متوسط به پایین شهر را ساکنان قدیمی و اصیل تبریز تشکیل میدهند؛ ساکنانی که میتوان آنها را تبریزی نامید در محلاتی چون قرهآغاج، شامغازان، گامیشاوان، ورجی، خیاوان، امیرقیز، راستاکوچه، اهراب، سنجران، ششگلان، چرنداب، چارمنار، مارالان، چوسدوزلار، یکه توکانلار، دوهچی، سیلاب، کوچهباغ، قیرمیزی باغ، قرهباغلیلار، قوریچای، لکلر، لیلاوا، منبع، مقصودیه، شتربان، نوبر، مهادمهین، گجیل و … استقرار دارند؛ بسیاری از این محلات از جمله بافتهای قدیمی تبریز بوده و تاریخ کهنی را در بر میگیرند. این محلات و ساکنان آن نقش حافظ و انتقالدهنده فرهنگ سنتی آذربایجانی را بر عهده دارند؛ شهروندانی که نسبت به فرهنگ اجدادی گذشته خویش علاقه داشته و هویت خود را در بازآفرینی سنتهای دیرین آذربایجانی میدانند.
ریختشناسی کالبدی این محلات نشان میدهد که هنوز هم بافتها و معماریهای قدیمی و بومی وجود دارند؛ حسی از آرامش سکونتی در اثر زیست سنتی با حضور در این محلات احساس میشود. بنابراین شیوه زیست شهری این گروه بزرگ فرهنگ شهری سنتی است. این بدین معنا نیست که این اهالی به شیوههای نامتناسبی با زندگی شهری برخورد میکنند؛ بلکه برعکس. در این محلات سعی بر حفظ و تداوم فرهنگ معنوی و مادی سنتی در درون روند رو به رشد فرهنگ مدرن شهری با الگوهای بیرونی است. شاید بتوان یکی از بهترین الگوهای بومی شهرنشینی را در این نوع از محلات یافت. زیرا این محلات سابقه دیرینهای در تجربه زندگی شهری در نسبت با دیگر مناطق شهر دارند و لذا از دوران کهن با شیوههای زیست شهری آشنایی دارند. هماکنون که مدلهای شهرهای مدرن در حال تسری به کلانشهرهای ایران هستند، این محلات اصیل میتوانند منشأ بسیار خوبی برای داشتن شهرهایی با هویت بومی باشند. این محلات اگر از پیکره شهر تبریز جدا شوند و یا در فرایند مدرنیزاسیونِ کالبدی هویت پیشین خود را از دست دهند، فرهنگ معنوی و به دنبال آن فرهنگ مادی آذربایجانی از بین خواهد رفت.
از اینرو این محلات به مثابه روحی بر کالبد شهر تبریز هستند که بدون آنها سخن گفتن از فرهنگ تبریز بیمعناست. بازسازی و بازاحیای این محلات که هویت اصلی شهر را تشکیل میدهند میتواند به بازتولید و استمرار فرهنگ اصیل شهری تبریز یاری رساند. اما بایستی اشاره کرد که خدمات و امکانات شهری از سوی سازمانها عمدتاً از این محلات دریغ شده و در مناطق طبقات بالا تمرکز یافتهاند و این امر به رشد بیشتر مناطق بیهویت بومی شهر و کمرونق شدن مناطق با اصالت منجر میشود. نوعاً بخشی از تعلق ساکنان به این محلات بومی به سبب اهمیت بخشیدن نهادهای دولتی ایجاد میشود، در غیر اینصورت بایستی در آینده شاهد تغییر کالبدی به سوی الگوهای جدید غیر بومی خواهیم بود که در نتیجه شهری بیهویت ساخته خواهد شد.
طبقات پائین و حاشیهنشین؛ مهاجرتهای گسترده از روستاها و شهرهای استان به تبریز، باعث شکلبخشیدن به بزرگترین جمعیت حاشیهنشین در کل ایران در شهر تبریز شدهاست. جمعیتی بالغ بر 400000 نفر که امروزه حدود یکچهارم جمعیت شهر را تشکیل میدهند از تهدیدها و آسیبهای اجتماعی و فرهنگی شهر تبریز محسوب میشوند. این محلات عمدتاً در بیرونیترین لایههای سکونتی شهر واقع شدهاند که بخش اعظم آنها در شمال (مناطق مشرف به عینالی داغی) و اندکی در جنوب شهر متمرکز شدهاند و شامل محلاتی چون قربانی، سیلاب، ملازینال، احمدآباد، خلیل‌آباد، داداش‌آباد، عباسی، منبع، یوسف‌آباد، مارالان، آخماقیه و … میشوند. مناطق حاشیهنشین شهر از حداقلترین امکانات شهری نیز محروم بوده و از دیدگاه نهادهای شهری و دولتی کاملاً فراموششده هستند.
مسائل اقتصادی مبدأ که اصلیترین دلیل مهاجرت این افراد است، در مقصد نیز خود را بروز داده و به شکلبخشیدن نامتناسب و غیر اصولی بافتهای مسکونی و کاری منجر شدهاست. لذا شیوهها و معیارهای زیست شهری رعایت نشده و زندگی نامطلوب و غیر انسانی را برای اهالی رقم زدهاست. ناتوانی مادی ساکنان از یک سو و بیتوجهی مدیران شهری از سوی دیگر باعث شکل نگرفتن مناسب فرهنگ شهری در این مناطق شهر شده و کالبدها و رفتارهای آسیبزایی را تولید کردهاست. فرهنگ شهری تبریز بدون ترمیمبخشی به این مناطق نمیتواند شیوه زیست سالمی را تجربه کند14.

3-2-1)نقشه شهر تبریز

3-6) روش تحقیق
این تحقیق بر اساس ا هداف، از نوع تحقیقات کاربردی وازنظرماهيت انجام كار ازنوع توصيفي وپيمايشي محسوب می شود كه از قابليت‌هاي خاص متناسب با اين موضوع برخوردار است.تحقیقات کاربردی تحقیقاتی هستند که نظریه ها، اصول و فنونی که در تحقیقات پایه تدوین میشوند را برای حل مسایل اجرایی و واقعی به کار میگیرد. این تحقیقات بیشتر بر موثرترین اقدام تاکید دارد و علتها را کمتر مورد توجه قرار می دهند. این تاکید به واسطه آن است که تحقیقیات کاربردی به سمت کاربرد علمی دانش هدایت می شود.
تحقیق توصیفی، آنچه را که هست توصیف و تفسیر می کند و به شرایط یا روابط موجود، عقاید متداول، فرآیندهای جاری، آثار مشهود یا روندهای در حال گسترش توجه دارد. توجه آن در درجه اول به زمان حال است، هر چند غالباً رویدادها و آثار گذشته را نیز که به شرایط موجود مربوط می شوند مورد بررسی قرار می دهد.
3-7) جامعه و نمونه آماری
جامعه آماری این تحقیق را شهرداری منطقه سه کلان شهر تبریز تشکیل میدهد. با توجه به توصیفی بودن تحقیق حاضر و محدود بودن جامعه آماری از نمونه گیری استفاده نشده است لذا کلیه جامعه آماری این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است.
3-8) ابزار وروش گردآوری دادهها:
در این تحقیق به منظور جمعآوری مبانی نظری از فیش برداري استفاده شده است. جمعآوری دادهها نيز براساس استفاده از اسناد و مدارک موجودمي باشد.
گردآوري داده ها جهت پاسخ به سئوالات تحقيق ازروش كتابخانه اي بهره برداري شده است.

3-9) روش تجزيه و تحليل دادهها
تجزیه و تحلیل به عنوان فرایندی از روش عملی، یکی از پایههای اساسی هر روش تحقیق است. به طور کلی، تجزیه و تحلیل عبارت است از روشی که، از طریق آن کل فرآیند پژوهشی، از انتخاب مسئله تا دسترسی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان سلامت روان، گروه مرجع، بهداشت روان Next Entries پایان نامه با کلید واژگان سلامت روان، بهداشت روان