منابع پایان نامه ارشد درمورد روش تربیتی، روش تربیت، امام صادق، حق استمتاع

دانلود پایان نامه ارشد

خدمت شوهر و رفع نيازهايى كه ربطى به بهره گيرى جنسى ندارد، نشوز شمرده نمى شود، زيرا هيچ يك از اينها و غيراينها از كارهايى كه موجب از بين رفتن استمتاع نيست، بر زن واجب نيست.( خويى، سید ابوالقاسم، بی تا، ج2 ، ص 289)
اين تعبيرات نشان مى دهد كه از نظر ايشان، همه حقوقى كه فقها براى مرد نسبت به زن مطرح كرده اند از قبيل نظافت، آرايش، انجام ندادن كارهايى كه موجب تنفر شوهر مى شود، سكونت در منزل و… در حقيقت مقدمه براى اداى حق استمتاع است و به همين خاطر برخى از كسانى كه سكونت در منزل را هرچند لطمه به استمتاع نزند واجب دانسته اند از باب احتياط فتوا داده اند و نه از روى دليل قابل استدلال، چنان كه در عبارت آيت الله خويى مى بينيم: براى زن جايز نيست كه بدون اجازه شوهر از منزل بيرون رود؛ در جايى كه بيرون رفتنش سازگار با حق استمتاع باشد، بلكه بنابراحتياط، بيرون رفتن بدون اجازه مطلقاً حتى اگر ناسازگار با استمتاع نباشد، جايز نيست.(همان منبع)
اين نظريه راجع به نشوز كه با مبانى فقهى نيز سازگارتر به نظر مى رسد، از يك سو زمينه نشوز را به شدت محدود مى كند، زيرا تنها سرباززدن زن از حق جنسى مرد را نشوز مى داند و نه مخالفت با هر گونه خواسته هاى حق و ناحق او را، ولى از سوى ديگر دامنه آن را توسعه مى دهد به هرگونه رفتار و گفتارى كه باعث بى ميلى مرد نسبت به زن شود و در نتيجه به محروميت از استمتاع بيانجامد. به همين جهت صاحب جواهر مى گويد: بعيد نيست كه مقصود از نشوز در آيه نفرت و بى ميلى زن باشد، به گونه اى كه باعث از بين رفتن امكان استمتاع گردد گرچه با چهره درهم كشيدن، و سخنان درشت و كارهايى مانند آن باشد كه باعث از بين رفتن ميل به نزديكى و بهره گيرى جنسى گردد.( نجفى، محمدحسن، 1371، ج 31، ص 201)
يا درجايى ديگر مى گويد: بديهى است كه نشوز با چهره در هم كشيدن، روى گرداندن، گران جانى، اظهار نفرت با گفتار يا رفتار و كارهايى كه بهره ورى و كامجويى مرد را از زن بكاهد، تحقق مى يابد نجفى، محمدحسن، 1371، ج 31، ص 205)
بند دوم: تمکین
تمکین یکی از تکالیف زن در برابر شوهر به شمار می‌رود که به دو نوع «تمکین خاص» و «تمکین عام» تقسیم می‌شود. تمکین خاص به برآوردن درخواست‌های جنسی شوهر و تمکین عام به انجام وظایف خانوادگی، اطاعت از شوهر و پذیرفتن ریاست شوهر بر خانواده است. وظیفه تمکین عام ایجاب می‌کند که زن نظرات مرد در مورد تربیت فرزندان، امور خانوادگی، و کارها و روابط اجتماعی خود را بپذیرد و از آن اطاعت کند(صفائی، حسین و امامی، اسدالله. 1381، ص 130)
مشهور فقهای شیعه معتقدند که تمکین زن مطلق است و مشروط به رعایت وظایف از سوی مرد نیست. پس زن در هر حال باید وظایف خود را انجام دهد حتی اگر مرد وظایفش را به انجام نرساند. در این مورد به روایت ابوبصیر ازامام جعفر صادق(ع)، که در اصول کافی کلینی نقل شده، استناد کرده‌اند(مهریزی، مهدی. 1381، ص 53). در این روایت آمده:
«زنی نزد رسول خدا آمد و پرسید: حق شوهر بر زن چیست؟ فرمود: خواسته او را برآورد ولو بر پشت شتر باشد، شبی را به صبح نرساند در حالی که شوهر بر او خشم دارد. گفت: گرچه شوهر ستمگر باشد؟ فرمود: بلی.»( المحقق الحلی، ۱۴۱۶، ص 365).2
البته این روایت با روایت دیگری که سفیان بن عیینه ازامام جعفر صادق (ع)نقل کرده، و آن هم در اصول کافی نوشته شده، در تضاد است که آمده «و مرد هنگامی که به اهل و عیال نفقه ندهد، حق امر و نهی ندارد.»( شهید ثانی، ۱۳۸۳، ص 342)3 البته خوانساری در جامع‌المدارک نوشته که روایت سفیان بن عیینه از نظر سند مشکل دارد. موضوع نشوز شوهر اولین بار در جواهرالکلام اثر محمدحسن نجفی بسط داده شده و به نظر می‌رسد که هیچ یک از فقهای امامیه نظری خلاف این نگفته باشند. در جواهرالکلام آمده:
اگر نشوز شوهر آشکار گشت بدین‌سان که حقوق واجب زن را از قبیل: قسم، نفقه و… ادا نکرد، زن حق مطالبه دارد و می‌تواند شوهر را موعظه کند. اگر شوهر اجابت نکرد، نزد حاکم از وی شکایت کند و حاکم وی را به ادای حقوق الزام می‌کند. زن نمی‌تواند با شوهر قهر کند یا او را کتک زند. بسیاری از فقیهان به این مطلب تصریح کرده و آن را امری مسلم دانسته‌اند. گرچه امید باشد با قهر یا کتک شوهر از نشوز دست بردارد. زیرا کتک‌زدن و قهرکردن به اذن شرعی منوط است و شارع اذن نداده‌است بلکه آیات سوره نساء و تحریم دلالت دارد که این دو لایق مردان است. این مطلب قابل قبول است گرچه با اطلاق ادله امر به معروف و نهی از منکر منافات دارد. زیرا می‌توان گفت از اطلاق آن ادله در اینجا صرف نظر می‌شود
البته قطعاً زن می‌تواند در صورت عدم اجرای وظایف از سوی مرد الزام او را از حاکم بخواهد ولی حق مقابله به مثل ندارد.
همچنین اگر زن مانع مشروع و عذر موجهی برای عدم تمکین داشته باشد می‌تواند از شوهرش تمکین نکند. برای مثال در ماده ۱۱۲۷ قانون مدنی آمده که اگر شوهر بعد از عقد مبتلا به یک بیماری مقاربتی شود زن حق دارد از نزدیکی با او خودداری کند.( صفائی، حسین و امامی، اسدالله. 1381، ص 128)
در قوانین ایران نیز پذیرفته شده که زن در صورت عدم پرداخت نفقه می‌تواند به دادگاه مراجعه و الزام شوهر به پرداخت نفقه را بخواهد و اگر شوهر حاضر به پرداخت نفقه نباشد یا ناتوان از پرداخت باشد می‌تواند از دادگاه درخواست اجبار او را به طلاق کند. البته به جز نفقه تکالیف دیگر شوهر مانند حسن معاشرت، تشیید مبانی خانواده، حق قسم و نزدیکی اصولاً از نوعی نیستند که دادگاه بتواند شوهر را به آن‌ها مجبور کند، پس زن تنها می‌تواند برای الزام شوهربه طلاق اقدام کند.

فصل دوم:

تأدیب کودکان در فقه

2- تأدیب کودکان در فقه

2-1- تنبیه در نظام تربیتی اسلام
2-1-1- اهمیت و ضرورت تنبیه از نظر اسلام

اسلام درباب تنبیه دیدگاه خاصی دارد که از هرگونه افراط و تفریط مبراست و به شیوه ای اعتدالی، تنبیه را در برخی موارد به شکل محدود، برای اصلاح رفتارهای نامطلوب و با شروطی می پذیرد.
دین اسلام سفارش اکید می کند که بزرگ ترها در برابر کوچک ترها بیشتر احساس مسؤولیت کنند و حقوق آن ها را مراعات نمایند. اسلام به جامعه به صورت یک «کل » می نگرد، به موجودیت انسان ها اهمیت خاصی می دهد، خودسازی آحاد امت را لازم می داند، رفق و شفقت با دیگران را جزء وظایف می شمارد و می گوید: «المسلم من سلم المسلمون من یده و لسانه.» مسلمان کسی است که مسلمانان ازدست وزبان او در امان باشند(کلینی، یعقوب،1387، ج 2، ص 232) بر این اساس، حتی تنبیه بدنی را ابتداء حتی برای حیوانات نمی پسندد و ترحم بر آن ها را از وظایف هر کس می داند. پس به جاست که اولیا و مربیان در مورد خطاهای جزئی کودکان خشم نورزند و به آنان غضب نکنند، بلکه با قدری مسامحه، از خطای آن ها بگذرند تا آنان شخصیت واقعی خود را بیابند، اصولا معلم و مربی پیش از آن که سخت گیری کند، باید در کارش عالم و دانشمندن باشد.یعنی آموزش لازم را دیده ودرکارش تخصص داشنه باشد آنهم علوم مختلفه که مرتبط است.
البته باید به این نکته توجه داشت که در موارد خاصی، به ضرورت استفاده از تنبیه در نظام تربیتی اسلام تصریح شده است و این معنی اولا، از آیات متعددی که رسالت حضرت رسول(ص) را منحصر به تبشیر و انذار می داند، قابل درک است و هم از آیات و روایاتی که حدود الهی و تعزیرات اسلامی را تبیین می کنند. اما اسلام برای هر جرم و خطا تنبیه و مجازات در خور آن را ارائه می کند، آن هم در صورتی که عوامل دیگر تربیتی – همانند رفق و مدارا و نرمی که با طبیعت و روحیات کودک هماهنگ است – مؤثر نیفتاد. در این صورت، مربی و ولی کودک ناگزیر از تنبیه و مجازات بدنی است که در تربیت دینی و اخلاقی کودک از نظر اسلام، به عنوان یک روش احتیاطی و استثنایی تلقی می شود.
ثانیا از آن جا که فرزندان و متربیان نزد انسان مسلمان امانتند و نسبت به آنان مسؤولیت دارد، همان گونه که تامین نیازهای جسمی کودک لازم است، تادیب او از آن واجب تر می باشد، پرورش قوای فکری، عقلانی، روحی، عاطفی و مذهبی کودکان از اهم وظایف می باشد و تحصیل فضایل اخلاقی مانند، صداقت، پاک دامنی، امانت داری، مراعات نظافت، طهارت و خلاصه آنچه به انسانیت انسان مربوط است ضرورت دارد که تحقق آن ها گاهی نیازمند روش ها و مراتبی از تادیب و تنبیه غیر بدنی است.
ثالثا، همان گونه که انسان در انجام تکالیف دینی و اجتماعی نسبت به خودش مسئولیت دارد، نسبت به اهل و خانواده خودش نیز از لحاظ حفظ و نگه داری آنان از عذاب آخرت مسؤولیت دارد. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «یا ایُّها الَّذینَ آمَنُوا قُوا اَنفُسَکُم و اَهلَیَکُم نَاراً و قُوُدها النّاسُ و الحِجارُةَ عَلَیها مَلائِکَةِ غَلاٌظَ شِدادٌ لا یَعصُونَ الله ماَ اَمَرَهُم وَ یَفعَلُونَ ما یُؤمُرونَ.»4(ای کسانی که به خدا ایمان آورده ایدخودراباخانواده خویش ازآتش دوزخ نگاهدارید چنان آتشی که مردم وسنگ خارا آتش افروز اوست وبرآن دوزخ فرشتگانی بسیار سخت دل مأمورند که هر گز نا فرمانی خدا رانخوا هند کرد وآنچه به آنها حکم شود اجرا می کنند)
رسیدن انسان به مقامات عالی و درجات رفیعه معنوی و الهی و حتی تکامل و رشد در جنبه های اخلاقی و اجتماعی به مربی و مؤدب نیاز دارد و کودک از تمام لحظات حیات، ملازم والدین و مربی خویش است. بنابراین، برای تحقق آن ها، همیشه و در تمام حالات، نمی توان از رفق، شفقت و محبت استفاده کرد. گاهی نیز لازم است از تنبیهات بدنی استفاده نمود که حتی ممکن است گاهی استفاده از آن نه تنها مجاز، بلکه مستحب باشد.

2-1-2- تنبیه به عنوان یک روش تربیتی

آنچه در نظر روان شناسان مشهور است و نسبت به آن گرایش دارند این است که تنبیه ابتدا روش مطلوبی در تربیت نیست؛ زیرا عوارضی بر آن مترتب است. اما غالب دانشمندان اسلامی و مربیان تعلیم و تربیت در شرایط خاصی، از تنبیه به عنوان یک روش تربیتی نام می برند؛ زیرا وقتی از این روش برای حل مشکل و اصلاح رفتار استفاده می شود که راه حل های دیگر مؤثر نبوده است.
باید به این نکته توجه کرد که روش تأدیب و تنبیه یک روش تربیتی اولی نیست تا در تمام حالات و موقعیت ها از آن استفاده گردد و از آن نتیجه مطلوب گرفته شود. تنبیه یک روش تربیتی ثانوی است که از لحاظ دینی و ارزشی، متاخر از همه روش های اصلاح رفتار کودک است؛ یعنی: اگر تمام روش های ممکن و متناسب در موقعیت های گوناگون برای تغییر و اصلاح رفتار کودک به کار گرفته شد و نتیجه مطلوب از آن به دست نیامد، در آن صورت، می توان از روش تنبیه استفاده کرد. این مطلب را می توان، هم از آثار روان شناسان و مربیان دریافت و هم از روایات اسلامی به دست آورد.
نکته مهم و اساسی در این بحث، آن است که تنبیه به عنوان آخرین راه درمان و اصلاح رفتار تلقی شده و هدف از تنبیه در واقع، اصلاح رفتار و تربیت کودک است، بنابراین، استفاده از این روش باید به گونه ای باشد که اصلاح کننده و مؤثر در تربیت متربی باشد.

2-1-3- تنبیه در روایات

روایاتی را که درباب تنبیه آمده می توان از سه جنبه مورد بررسی و بحث قرار داد:
اول. روایاتی که اذیت و ایذا ءغیر را مورد نکوهش، مذمت و تحریم قرار داده است. تنبیه کودک نیز در واقع، نوعی اذیت و اضرار به غیر محسوب می شود. بنابراین، استفاده از این روش، صحیح نیست و جایز نمی باشد. به عنوان نمونه، به این روایات توجه کنید:
– النّبیُ(ص) : «مَن آذَی مُؤمِناً فَقَد آذانِی وَ مَن آذانِی فَقَد آذی اللهَ عزّوَجَل وَ َمن آذی اللهَ فَهُوَ مَلعُونٌ فِی التّورةِ وَ الِانجِیلِ وَ الزّبُورِ وَ الفُرقانِ.» رسول خدا (ص)فرمود: هرکس مؤمنی را اذیت کندمرا اذیت کرده وهرکس مرا اذیت کند خداوند بزرگ وبلند مرتبه را اذیت کرده وهرکس خداوند را اذیت کند ملعون است واین مطلب در کتاب های تورات ، انجیل ، زبور و قرآن کریم آمده است . (کلینی، محمد بن یعقوب، 1387، ج 2، ص 350)
– امام صادق(ع) : «قالَ اللهُ تَعالی عزُّوجل: “لِیَأذِن بَحربٍ مِنی مَن آذی عَبدی المؤمنِ.”» (همان، ج 2، ص 274)امام صادق (ع) می فرماید که

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد مسئولیت مدنی، مسئولیت کیفری، جبران خسارت، قانون مدنی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد فقه امامیه، روش تربیت، نهی از منکر، پیامبر (ص)