منابع پایان نامه ارشد درمورد روش تحقیق، نظریه مبنایی، برنامه ریزی استراتژیک، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

وفور اهداف کلان، گامهای عملی و اهداف خرد میداند که به برنامه های منتشره مملو از ستونها و جداول برای هر عبارتی، منتقل شده اند که باعث تعهد به فعالیتها و ابتکارتی فوق توان هر فرد میشود و لذا اجرای آن کمتر با موفقیت همراه میشود. وی اشاره میکند که برنامه های نمونه ای استراتژیک، عبارات اهداف کلان، گامهای عملی، اهداف خرد، ارزیابی و نتایج را بجای هم بکار میبرند و مترادف فرض میکنند و در برخی از برنامه ها موارد غیرممکن گنجانده میشود. اسموکر به گروهی از موافقان نظر خود نیز اشاره مینماید: فولن185(1996) میگوید که ما هنوز نمیدانیم که چگونه به اصلاح جامع در مقیاسی وسیع دست یابیم. کازز و پازنر186(1995) اشاره میکنند که برنامه ریزی استراتژیک کارنمیکند و بعنوان چیزی جدای ازعمل تبدیل میشود. هیمل187(در ریوز، 2002)، جلسات برنامه ریزی را همچون جلسه ای نیمه مقدس و مشابه یک مراسم مذهبی، میداند و ریوز188(2002) کم وبیش، استراتژیها را صراحتاً بد میداند. مینتزبرگ(1994) نیز یافته های فراتحلیلی خود را با عنوان ظهور و سقوط برنامه ریزی استراتژیک، مطرح میکند. اسموکر(2004) به برنامه های کوتاه مدت در برابر برنامه های سالانه یا چند ساله، باور دارد تا بهترین مدل برای اصلاح فرآیندهای اصلی تهیه شود. وی همه چیز را منوط به موفقیتهای کوتاه مدت تیم میداند که بصورت منصفانه و نظام مند تشخیص نیز داده شوند و موفقیتهای محسوس موردتقدیر قرار گیرند. اسموکر همراه با مینتزبرگ(1994) عقیده دارند که برنامه ریزی استراتژیک، مخرب است چون مانع خلاقیت میشود، شور و شوق را کاهش میدهد و روحیه را تضعیف میکند(انتشارات مدارس عمومی وینکا، 2011).
– انتقادات به برخی از سیستمهای برنامه ریزی نیز قابل توجهند. برای مثال سیستم رسمی برنامه ریزی با انتقادات ذیل روبرو است: توازن در برنامه ریزی(همه شرکتها از برنامه ریزی بهره میبرند و کسب مزیت رقابتی از این طریق برخلاف تصور، دشوار شده است)، برنامه ریزی در شرایط عدم اطمینان(عدم امکان پیش بینی تمامی تغییرات آتی)، نیت استراتژیک دربرابر تطابق استراتژیک(باید با نیت استراتژیک آینده را ساخت تا رهبری جهانی را بدست گرفت نه اینکه با محیط سازگار شویم)، برنامه ریزی در سطوح عالی سازمان(و عدم مشارکت سطوح پایین)(خداداد حسینی و عزیزی، 1387). برای مثال، برنامه ریزی بلند مدت از 1945به بعد براین مبنا مطرح شد که روندهای فعلی میتوانند برای پیش بینی میان مدت و بلندمدت بکار روند، لذا از سریهای زمانی و رگرسیون و روشهای عددی برای پیش بینی استفاده شد. اما پایداری شرایط در دهه1970با شوک نفتی از بین رفت و لذا پیش بینی چند گزینه ای و سناریو مطرح گردید و در دهه1980وارد عصری شدیم که از نظر سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه سازمان ملل، ویژگیهای ذیل را داشت: افزایش وابستگی بین مللی متقابل، پیچیدگی رو به رشد در روابط بین مللی، افزایش رقابت اقتصادی در بین ملتها و افزایش عدم قطعیت. از اینرو برخی سازمانها به این فکر افتادند که فقط برنامه ریزی های کوتاه مدت داشته باشند. همچنین برنامه ریزی بلندمدت مستلزم صرف هزینه و زمان و نیروی انسانی قابل توجهی است که برخی از سازمانها یا قادر به انجام آن نیستند یا نمیخواهند که به انجام آن مبادرت ورزند. یا بعنوان مثالی دیگر، زمانیکه با مقدار قابل توجهی از عدم قطعیت مواجهیم بجای رویکردهای برنامه ریزی معمولی و مرسوم میتوان از تکنیک برنامه ریزی اکتشاف محور استفاده نمود که در سال 1995 در مقاله ای توسط مک گراف و مک میلان189مطرح گردیده است. در برنامه ریزی متعارف، درستی برنامه بر مبنای میزان نزدیکی پیش بینیها به پیامدها مورد قضاوت قرار میگیرد درحالیکه در برنامه ریزی اکتشاف محور چون فرض میشود که پارامترهای طرح بدلیل حصول اطلاعات جدید قابل تغییرند، بنابراین برنامه نیز درمعرض تغییر میباشد. در برنامه ریزی متعارف براساس امکان پیش بینی یک پیامد مثبت، بر روی کل پروژه سرمایه گذاری میشود ولی در برنامه ریزی اکتشاف محور، سرمایه گذاریها برمبنای رسیدن به نقاط عطف کلیدی یا نقاط چک و بررسی و پیش بینی انتظار معقول برای موفقیتهای آتی، صورت میگیرد(ویکی پدیا).
– دامهای برنامه ریزی و دامهای تصمیم گیری استراتژیک از موارد قابل توجه است. برخی از این دامها عبارتند از: سوگیریهای شناختی و ادراکی، سوگیری به پیش فرضهای قبلی، استدلال از طریق قیاس، تعهد بیش از حد، عمومیت دادن، توهم کنترل، دامهای مربوط به تفکر گروهی(خداداد حسینی و عزیزی، 1387).
– اصطلاح مغالطه برنامه ریزی در1979توسط تورسکی و کیمان190برای اشاره به تمایل افراد دردست کم گرفتن مدت زمان لازم برای انجام کارها(حتی وظایفی که قبلاً تجربه کرده اند)، مطرح گردید. در سال2003 نیز لووالو و کیمان191به دست کم گرفتن زمان، هزینه ها و ریسکهای فعالیتهای برنامه ریزی شده و درعین حال دست بالا گرفتن منافع آن فعالیتها، اشاره نموده اند.
– در سال 1776، آدام اسمیت192در کتاب ثروت ملل استدلال کرد که بهترین شخص برای اینکه تصمیماتی مرتبط با زندگی و رفاه مردم را بگیرد همان شخصی است که بیشترین اطلاعات را نسبت به هر کس دیگری دراختیار دارد. در زندگی شما، این شخص خودتان هستید؛ در زندگی من، آن شخص خودم هستم. متاسفانه هیچ قانونگذاری نمیتواند امید داشته باشد که این تصمیمات را درست و دقیق برایتان بگیرد. اسمیت در ادامه می‌گوید: آن قانونگذاری که خیال میکند قادر به هدایت زندگی سایر مردم است نه فقط محکوم به شکست است، بلکه گذشته از این خطرناک است چون اغراق کردن خیالی در توانایی‌هایش احتمالا بمعنای خود بزرگ‌بینی نیز هست و ما همه می‌دانیم جنون خود بزرگ‌بینی با قدرت گسترده دولتی به کجا منتهی می‌شود. اسمیت همچنین خطای ذهن بزرگ را نیز شناسایی کرد: باور یا امید به اینکه کسی در بیرون با زرنگی و نیک‌خواهی کافی وجود دارد تا این تصمیمات را برای ما بگیرد، ما را به اطمینان و آرامشی می‌رساند که کسی درجایی هست که از ما حمایت و نگهداری کند. این البته خیلی خوب خواهد بود، اما افسوس که اینجا روی کره خاکی چنین ذهن بزرگی وجود ندارد و هیچ موجود انسانی(حتی یک «کارشناس دولتی») مصون از خطا وجود نخواهد داشت(اوتسن، جیمز؛ 2009).
– وجه تاریک برنامه ریزی، عبارتی است که توسط محققان برای تمایز برنامه ریزی ایده آل از برنامه ریزی واقعی بکار میرود. این عبارت در تحقیق فلیبرگ193(1996) درباره چگونگی تاثیر قدرت سیاسی بر عقلانیت برنامه ریزی، مطرح گردید. وجه تاریک برنامه ریزی، همان عقلانیت واقعی است که برنامه ریزان درعمل بکار میبرند و دربرابر برنامه ریزی خیرخواهانه ای است که در کتب درسی برنامه ریزی بیان میشوند. عبارت وجه تاریک مدرنیزم نیز به استفاده از برنامه ریزی در کنترل و سرکوب اقلیتها اشاره دارد. مطالعات دیگری نیز در زمینه چگونگی برنامه ریزی واقعی و آنچه برنامه ریزان انجام میدهند، انجام گرفته است. بدلیل همین تفاوت عقلانیت با عقلانیت واقعی است که برنامه ریزی ممکن است در تضاد با هنجارهای پذیرفته شده ای چون دموکراسی، بهره وری، عدل و رعایت اخلاق در برنامه ریزی قرار گیرد(ویکی پدیا) و یا ممکن است زمینه های بروز فاشیسم بوجود آید.
– امروزه بازار گرایی به گونه ای بر برنامه ریزیها حاکم شده است که امکان تفکر مناسب برای برنامه ریزی برای جهان ممکن است کمتر فراهم شود. در روند فعلی حتی غلبه پاردایم برندسازی بر بازاریابی، بدنبال غلبه پارادایم بازاریابی بر مدیریت و به تبع آن بر برنامه ریزی(اخلاصی، 1389) مشاهده ميشود که درشکل 2-4 تصریح شده است.

شکل2-6-روند فربه شدن43 برند سازی بدنبال فربه شدن بازاریابی.
2-8- خلاصه فصل دوم:
در این فصل ادبیات برنامه ریزی و نیز برنامه ریزی استراتژیک با استفاده از نقاط مرجع استراتژیک و نیز خط مشي گذاري مرور مختصری شدند و سپس به انتقاداتی از نحوه برنامه ریزیها پرداخته شد که به برنامه ریزی برای جهان نیز میتوانند وارد باشند تا بدین ترتیب بر خلاء نظری تاکید بیشتری شده باشد و زمینه ای برای درک بهتر نحوه برنامه ریزی در سازمان ملل را فراهم سازد .

فصل سوم
روش شناسی پژوهش

3-1- مقدمه :
در این فصل پیرامون روش تحقیق و چرایی انتخاب آن و نیز چگونگی بکارگیری روش تحقیق در عمل، سخن میرود. روش تحقیق نظریه مبنایی نظام مند یکی از سه روش تحقیق مبنایی است که توسط استراس و کوربن مطرح گردیده است و آخرین نسخه آن در سال 2008 توسط کوربن به نام خودش و نیز استراس44 ارائه گردید. گرچه به خاطر عدم دسترسی کامل به آخرین نسخه، از نسخه ترجمه شده محمدی(1390) استفاده شده است ولی تلاش شد تا بخش در دسترس نسخه آخر نیز تا حدی بررسی شود که به نظر میرسد درک کامل این روش تحقیق با کسب تجربه محقق شود.
3-2- روش تحقيق :
روش انتخاب شده در این تحقیق،نظریه مبنایی نظام مند می باشد که دلایلی مختلفی موجب این انتخاب گردیدند که بدانها اشاره میشود.
همیشه این سئوال مطرح بوده است که آیا ابتدا روش تحقیق برگزیده میشود و سپس سئوال تحقیق، چنان مطرح میشود که با آن روش تحقیق متناسب باشد یا اینکه روش تحقیق، به این دلیل برگزیده میشود که زمینه مساله تحقیق، توجیه میکند که از این روش تحقیق استفاده شود45؟ دأب محقق بر انتخاب روش تحقیق پس از انتخاب هدف و سئوالات تحقیق میباشد اگرچه درحین تحقیق و بر مبنای توصیه های روش تحقیق انتخابی، سئوالات تحقیق تغییر یافتند46. بطورکلی در برخی از مراحل این تحقیق، موضوع بر روش تحقیق تفوق داشت و در برخی مواقع برعکس و لذا باید تاکید نمود که جوابها در این زمینه، قاطع و نهایی نمیباشند. محقق در تحقیق حاضر، ازابتدا میدانست که روشهای کمی را بدلیل ناتوانی در تولید نظریه بکار نخواهد برد47و با توجه به تصریحی که در فصل مرور ادبیات صورت گرفت، نبود نظریه و مطالعات مجزا اما مشابه در مورد موضوع تحقیق، استفاده از فراتحلیل بعنوان تنها روش اثبات گرایانه مولد نظریه را نیز غیرممکن میسازد(دانائی فرد، 1389ب). انتقادات به روشهای اثبات گرایانه(و روشهای تحقیق کمی48) نیز از دیگر دلایل سلبی برگزیدن روش تحقیق انتخابی میباشد49.
از سوی دیگر برخی دلایل50 موجب گرایش به روشهای کیفی در این تحقیق گردیدند و ضیق وقت، میسر نبودن امکان نمونه گیری از سازمان ملل، عدم تسلط محقق و نیز عدم ضرورت، موجب شد از بکارگیری روشهای آمیخته51 و یا تلفیقی52 نیز صرفنظر شود53.
بااین اوصاف، ازآنجاییکه درانتخاب پارادایم تحقیق، علاوه بر رهنمود گیری از سئوال تحقیق، مواردی چون جهان بینی محقق، نحوه تحقیقات قبلی در همان موضوع، نظریه های موجود درین زمینه، متغیرهای شناخته شده و حوزه ای که اندازه گیریها توسعه و اعتبار می یابند، نقش دارند همچنانکه دلایل عملگرایانه چون زمان، منابع و دسترسیهای موجود نیز موثرند لذا محقق که براساس سئوال تحقیق بدنبال پدیدارشناسی54و مطالعه پدیده برنامه ریزی و رفتارهای مرتبط با آن بود، دربرابر انتخاب یکی از روشهای کیفی قرار گرفت و این سئوال مطرح شد که کدامیک از روشهای کیفی موجود انتخاب شوند؟ پاسخ این سئوال دو وجه داشت. یک روی سکه شناخت و انتخاب فلسفه تحقیق مناسب55 و روی دیگر سکه انتخاب روش تحقیقی بود که به کار نظریه پردازی بیاید.
از بین پارادایمهای تحقیق موجود56بدلایل سلبی57و ایجابی58و نیز سازگاری ویژگیها59با تحقیق حاضر، فلسفه تحقیق فرااثبات گرایانه انتخاب شد. انتخاب این پارادایم، باتوجه به پیاز پژوهش، گزینه هایی را فرارو قرارمیدهد که درشکل3-1 ایرانیک و زیر خط دار شده اند. برهمین مبنا انتخاب روش تحقیق نظریه مبنایی، بعنوان استراتژی پژوهش و متد گردآوری داده هایی چون استفاده از اسناد و مدارک میسر گردید.

شکل 3-1- پیاز پژوهش و برخی از ارتباطات درونی آن.
وجه دیگر انتخاب نظریه مبنایی بعنوان روش تحقیق، توان بالقوه آن در نظریه پردازی60 بود61. بطور خلاصه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد کسب و کار، بوروکراسی، حکمرانی خوب، مصرف کننده Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، نظریه مبنایی، روش تحقیق، کدگذاری انتخابی