منابع پایان نامه ارشد درمورد رشد شرکت، هزینه سرمایه، عدم تقارن اطلاعات، حاکمیت شرکتی

دانلود پایان نامه ارشد

تأمین مالي شرکت، تأثیر سوئي ميگذارد؛ به طوري که سرمايهگذاران بالقوه، از سرمايهگذاري در شرکت، مأيوس ميشوند. از اين رو، اين نظريه نيز مانند نظريه نمايندگي، کنترل مديريت توسط سهامداران را لازم ميداند؛ اما تفاوتهايی نيز با نظريه نمايندگي دارد. از جمله نظريه نمايندگي، مديران را در جستجوي امتيازات ميداند در حالي که در نظريه هزينه معاملات، فرصتطلبي مديران در انجام معاملات مورد توجه قرار ميگيرد. واحد تجزیه‌وتحلیل در نظريه نمايندگي، کارگزاران جزء46 است در حالي که در نظريه هزينه معاملات، واحد تجزیه‌وتحلیل، معامله47 است (سولمون و سولمون،2005).
یکی دیگر از دلایل افزایش هزینه سرمایه، تضاد نمایندگی بین سرمایه‌گذاران و مدیریت است. منافع مدیران شرکت ممکن است به صورت کامل با منافع سرمایه‌گذاران هم سو نباشد. بسیاری از تحقیقات دانشگاهی نشان داده‌اند که در شرکت‌های بزرگ‌تر در مقایسه با شرکت‌های کوچک‌تر، منافع نقدی و غیر نقدی مدیران بیشتر است؛ به عبارت دیگر، مطلوبیت مدیر شرکت تابعی صعودی از اندازه عملیات شرکت است. در تئوری‌های مدیریت مالی بیان می‌شود که هدف مدیریت افزایش ارزش شرکت است، هدف مدیریت می‌تواند افزایش اندازه شرکت باشد و نه رشد شرکت باشد. باید به این نکته توجه داشت که هم عدم تقارن اطلاعاتی و هم هزینه‌های نمایندگی می‌توانند منجر به افزایش هزینه سرمایه شود. شواهدی در دست است که هزینه‌های نمایندگی مهمترین عامل افزایش در هزینه حقوق صاحبان سرمایه است (امینی،1390).
اگر چنین وضعیتی وجود داشته باشد، فرضیه جریان‌های نقدی آزاد پیش‌بینی می‌کند که سرمایه‌گذاران با عدم عملکرد کامل مدیریت در جهت منافع سرمایه‌گذاران، با مطالبه پاداش اضافی سعی در پوشش زیان ناشی از این عدم هماهنگی کامل مدیریت می‌نمایند. به عقیده جنسن (1986)، مدیر به دنبال تأمین منافع شخصی خود می‌باشد. از این رو، میزان بیش از حد جریان‌های نقدی آزاد، نارسایی‌های داخلی و اتلاف منابع سازمانی را به دنبال دارد و در نتیجه، منجر به هزینه‌های نمایندگی می‌شود. وی در تئوری جریان‌های نقدی آزاد بیان می‌کند که مدیران به جای توزیع جریان‌های نقدی آزاد بین مالکان، تمایل به سرمایه‌گذاری مجدد آن در شرکت دارند زیرا پرداخت وجه به سهامداران موجب کاهش منابع تحت کنترل مدیران و در نتیجه کاهش قدرت آنان می‌شود. از طرفی، این امر احتمالاً به دلیل نیاز به جذب سرمایه‌ی جدید توسط شرکت، موجب افزایش نظارت بازار سرمایه خواهد شد؛ به عبارت دیگر، انباشت جریان‌های نقدی آزاد باعث کاهش توان نظارت بازار بر تصمیمات مدیریت می‌شود. همچنین، مدیران تمایل به رشد شرکت بیش از اندازه بهینه‌ی آن دارند; زیرا رشد شرکت با افزایش منابع تحت کنترل مدیران، قدرت و پاداش مدیران را افزایش می‌دهد. (طالب نیا48 و همکاران،2012) رفتارهای فرصت‌طلبانه مدیران در برخورد با جریان‌های نقدی آزاد، می‌تواند مشکلات نمایندگی و هزینه‌های نمایندگی را افزایش دهد و از طرف دیگر، منجر به کاهش سود و به تبع، کاهش قیمت سهام شرکت شود و ممکن است سهامداران درصدد جایگزینی مدیران برآیند. از این رو، طبق نظریهی جریان‌های نقدی آزاد انتظار می‌رود که افزایش جریان‌های نقدی آزاد، موجب تضعیف عملکرد شرکت شود (ونگ،2010).
2-9-3- نظريه ذينفعان
نظريه ذينفعان به تدريج از دهه ١٩٧٠ توسعه يافت. يکي از اولين توضيحات در مورد اين نظريه در رشته مديريت توسط فريمن (١٩٨٤) ارائه شد. وي نظريه عمومي شرکت را مطرح و پاسخگويي شرکتي را به گروه گسترده‌ای از ذينفعان پيشنهاد کرد.
از آن زمان ادبیات بیشتری در این مورد مطرح شده است. نقش شرکت‌ها در جامعه در گذشت زمان، توجه افراد زیادی را به خود جلب کرده و با تأثیر خود بر کارکنان، محیط، اجتماعات محلی و همچنین سهامداران، مرکز اصلی مباحث بوده است (حساس یگانه،1384).
نظريه ذينفعان ترکيبي از نظریه‌های سازماني و اجتماعي است. در واقع نظريه مذکور بيشتر يک سنت پژوهشي گسترده است که فلسفه، اخلاق، تئوری‌های سياسي، اقتصاد، حقوق، علوم سازماني و اجتماعي را در هم می‌آمیزد. اساس نظريه ذينفعان اين است که شرکت‌ها بسيار بزرگ‌شده‌اند و تأثیر آن‌ها بر جامعه آن‌چنان عميق است که آن‌ها بايد به جز سهامداران به بخش‌های بسيار بيشتري از جامعه توجه کرده و پاسخگو باشند. چند روش تعريف بر اساس رشته‌های مختلف براي نظريه ذينفعان وجود دارد. وجه تشابه تمام آن‌ها، تأييد دخالت آن‌ها در رابطه مبادله‌ای (تعامل) است (پيريچ ١٩٨٢، فريمن ١٩٨٤، هيل و مونز ١٩٩٢).
نه تنها ذينفعان تحت تأثیر شرکت‌ها هستند بلکه آن‌ها نيز بر شرکت‌ها تأثیر می‌گذارند. آن‌ها در شرکت‌ها به جاي سهام، داراي منافع هستند. ذينفعان شامل سهامداران، کارکنان، فروشندگان، مشتريان، بستانکاران، شرکت‌های مجاور و عموم مردم می‌باشند. افراطی‌ترین حاميان نظريه ذينفعان بر اين باورند که محیط‌زیست، گونه‌های جانوري و نسل‌های آينده نيز بايد در زمره ذينفعان گنجانده شوند.
رابطه ذینفع به صورت یک مبادله توصیف شده است و گروه ذینفعان به پیش برد اهداف وجودی شرکت‌ها کمک کرده‌اند و پیش‌بینی می‌شود منافع آنان از طریق تشویق و ایجاد انگیزه، فراهم شود (مارچ و سیمون،1958). با استفاده از این چهارچوب تحلیلی، عموم را می‌توان ذینفع شرکتی در نظر گرفت، چون آن‌ها با پرداخت مالیات زیر ساخت ملی برای انجام عملیات شرکت‌ها را فراهم می‌کنند. کويم و جونز (1995) می‌گویند، مديران شرکت قوانين خاصي ندارند که به آن‌ها اجازه دهد تا تعهدات اخلاقي خود را به عنوان انسان ناديده بگيرند. آن‌ها بحث‌های تحليلي مستدلي ارائه دادند که نظريه نمايندگي در صورتي مؤثر و قابل‌استفاده می‌شود که از چهار اصلي اخلاقي پيروي گردد:
اجتناب از لطمه زدن به ديگران
احترام به آراي ديگران
اجتناب از دروغگويي
پذيرش توافق‌ها
همچنین، سرمایه‌گذاران نهادی نیز یک تعهد قانونی و مباشرتی نسبت به افزایش سود موکلان خود دارند. این تعهدهای قانونی بدان معناست که مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها در درجه دوم اهمیت قرار گرفته است؛ به عبارت دیگر، مادامي که ارزشيابي عملکرد مديران شرکت‌ها بر مبناي سود و زيان است، دنبال کردن تجارت اخلاقي تقریباً غير ممکن است، مگر اينکه ثابت شود نه تنها به دليل نگرش مديران و سهامداران بلکه به دليل سيستم قانوني و ساختارهاي حاکميت شرکتي اين کار ضروري است (حساس یگانه،1384).
2-10- مکانیزمهای حاکمیت شرکتی
مکانیزمهای مختلفی در جهان برای حاکمیت شرکتی مطرح شده است.در ادامه به معرفی و تشریح مهمترین آنها می‌پردازیم.
2-10-1- نقش شفافيت و کیفیت اطلاعات مالي در حاکميت شرکتي
يکي از مصاديق نظام راهبري شرکت کيفيت اطلاعات مالي است؛ که موجب افشاي بيشتر و شفافيت اطلاعات مالي و در نتيجه کاهش عدم تقارن اطلاعاتي بين مديريت و سهامداران ميشود (اشباق و همکاران،2004). پژوهشهاي انجام شده نشان ميدهد که کيفيت اطلاعات مالي هزينه سرمايه را به يکي از دو راه زير کاهش ميدهد (دیاموند و ورچیا،1991).
1- افزايش نقد شوندگی سهام
2- کاهش ريسک اطلاعاتي سرمايهگذاران
اطلاعات ضعيف منجر به سرمايهگذاري نادرست ميشود. همچنين سرمايهگذاران منطقي با تنزيل جريانهاي نقدي مورد انتظار با نرخي بالاتر، بازده بالاتري را درخواست مينمايند که در هر دو حالت هزينه سرمايه شرکت افزايش مييابد، زيرا سرمايهگذاران از اين طريق ميتوانند ريسک اطلاعات نادرست را کاهش دهند.
براي روشن کردن اين که چرا و چگونه کيفيت اطلاعات ميتواند جريانهاي نقدي مورد انتظار شرکت را تحت تأثیر قرار دهد، فرض ميشود هر شرکت فرصتهاي سرمايهگذارياش را به بازار گزارش ميکند. فرصتهاي سرمايهگذاري شرکت براي سهامداران قابل مشاهده نيست. همچنين فرض ميشود که براي افزايش علايق مديران نسبت به حمايت و حفاظت از داراييهاي سهامداران، سرمايهگذاران محرکي را براي مديران فراهم ميآورند تا مديران با عملکرد خود ارزش بازار شرکت را به حداکثر برسانند. در نتيجه مديران پروژههايي را انتخاب مينمايند که ارزش شرکت را در بازار حداکثر کند. بنابراين، کيفيت اطلاعات اثرات حقيقي بر تخصيص سرمايه دارد که در هزينه سرمايه نمود مييابد.
ایزلی و اوهارا (2004) بر اساس پژوهشي اظهار داشتند که مدلهاي قيمتگذاري داراييهاي سرمايهاي که توسط فاما و فرنچ مطرح شد، به غير از ريسک بازار عوامل ديگري را بر بازده مورد نياز اثرگذار ميداند؛ ليکن نقش اطلاعات بر بازده را ناديده ميگيرد. به عقيده آن‌ها، تفاوتهاي بين اطلاعات عمومي و خصوصي بر هزينه سرمايه مؤثر است: به عنوان مثال، اگر سهامداران سهامي را که در بردارنده اطلاعات خصوصي بيشتر است، نگهداري کنند، آنگاه درخواست بازده بالاتري خواهند کرد. بازده بالاتر منعکس کننده اين واقعيت است که اطلاعات خصوصي، ريسک سهامداران ناآگاه را افزایش ميدهد؛ زيرا سرمايهگذاران آگاهتر قادر خواهند بود تا پرتفويهاي خود را با اطلاعات جديد هماهنگ نمايند. اين اثر چندبخشی و متقاطع اطلاعات بر بازار به اين نتيجه منجر ميشود که سرمايهگذاران نا آگاه، سهام زيادي که مشتمل بر اخبار بد و سهام اندکي که در بردارنده اخبار خوب است را نگهداري مينمايند؛ اما نگهداري سهام بيشتر نميتواند ريسک اطلاعاتي نا آگاهان را از بين ببرد؛ زيرا آن‌ها نگهداري داراييهاي ريسکي را ترجيح ميدهند. سرمايهگذاران آگاه و ناآگاه ريسک و بازده را به طور متفاوت نگهداري ميکنند.
کميت و کيفيت اطلاعات، قيمت داراييها را تحت تأثیر قرار ميدهد؛ زيرا سرمايهگذاران آگاه تعداد بيشتري سهام نگهداري مينمايند. چنانچه اکثر سرمايهگذاران آگاه باشند، به طور متوسط تقاضا براي سهام و به تبع آن قيمت سهام افزايش و هزينه سرمايه کاهش مييابد. اطلاعات خصوصي شکل جديدي از ريسک سيستماتيک را نشان ميدهد که سهامداران پاداش و جبران خسارت بيشتري را براي مقابله با اين ريسک درخواست مينمايند. انتشار وسيعتر و بيشتر اطلاعات خصوصي، صرف ريسک مورد نياز را پايين ميآورد؛ در نتيجه هزينه سرمايه کاهش مييابد. شرکت‌ها ميتوانند با کاهش مقدار اطلاعات خصوصي و افزايش اطلاعات براي سرمایه‌گذاران، هزينه سرمايه خود را کاهش دهند. البته هميشه داشتن اطلاعات حتي به مقدار اندک بهتر از نداشتن آن است (ایزلی و اوهارا،2004)
به‌رغم اينکه واژگان «کيفيت اطلاعات مالي» و «شفافيت» سیستم‌های افشاي اطلاعات و استانداردهاي حسابداري به طور وسيعي مورد استفاده قرار ميگيرند، با اين حال در خصوص تعريف آن‌ها اتفاق‌نظر وجود ندارد. پونال و شيپر49 (1999) شفافيت را به عنوان «استانداردهايي که رويدادها، معاملات، قضاوتها و برآوردهاي زيربنايي صورتهاي مالي را آشکار ميسازد» تعريف کردهاند. لويت50 شفافيت را استانداردهای مطلوب حسابداري تعريف ميکند که «صورتهاي مالي تهيه شده بر اساس آن، رويدادهاي مالي را در همان دورهاي که اتفاق ميافتد نه قبل و نه بعد از آن دوره گزارش ميکند». بال، کوتاري و رابين51 (2000) شفافيت را به عنوان ترکيب ويژگي به هنگام بودن و محافظهکاري تفسير ميکند. شفافيت مالي و افشاي کامل و منصفانه اطلاعات، براي کارکرد مطلوب بازار سرمايه کارا، عامل حياتي تلقي ميشود. واژه افشاء به مجموعه متنوعي از اطلاعات اجباري و داوطلبانه، شامل صورتهاي مالي و يادداشتهاي همراه، گزارش هیئت‌مدیره، تجزیه‌وتحلیل‌های مديريت و پيشبينيهاي مديريت اطلاق ميگردد. بهبود و ارتقاي افشاي اطلاعات موجب بهبود شفافيت ميشود که يکي از بهترين اهداف تحولات جهاني و ابتکارات عمده در فرايند اصلاح حاکميت شرکتي در آمريکا، انگلستان و ساير کشورهاست. اطلاعات مايه حيات بازار و ممانعت از جريان اطلاعات نشانه ايراد بازار است. هرچه فعاليت شرکت‌ها شفافيت بيشتري داشته باشد، سهام آن‌ها با دقت بيشتري قيمتگذاري ميشود (حساس يگانه و نادي قمي، 1385).
حال جهت حفظ منافع سهامداران و ساير ذينفعان شرکت افشاي عمومي اطلاعات ضرورت يافته و از دو جنبه نيز حائز اهميت ميباشد: ابتدا، ميتوان سرمايهگذاران فردي را از در اختيار گرفتن صورتهاي مالي گمراه‌کننده و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد حاکمیت شرکتی، کشورهای در حال توسعه، کشورهای پیشرفته، مسئولیت اجتماعی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد حاکمیت شرکتی، بازار سرمایه، بورس اوراق بهادار، مجمع عمومی