منابع پایان نامه ارشد درمورد خودپنداره، مصرف مواد، تعلیم و تربیت، آموزش مهارت

دانلود پایان نامه ارشد

بعد از سال ها تحقیقات در زمینه یادگیری و انگیزش، مربیان و متخصصان تعلیم و تربیت دریافتند که دانش آموزان با استفاده از راهبردهای مناسب انگیزشی، رفتاری و یادگیری می توانند تبدیل به یادگیرندگان موفقی شوند. انگيزش بالا و مشاركت در يادگيري به طور همسويي با پيشرفت تحصيلي و كاهش نرخ ترك تحصيل در ارتباط است(اندرسون29،2004؛ به نقل ازمیرزایی،1391).
كازيدي و لين30 (1991) به بررسي چگونگي تاثير خانواده بر انگيزش و پیشرفت تحصيلي پرداختند. آن ها در بررسي خود نشان دادند كه انگيزش به عنوان يك متغير رابط ميان خانواده و پیشرفت تحصيلي ايفاي نقش مي كند.
گاتفرد31 (1990) در پژوهشي كه انجام داد رابطه مثبتي را بين انگيزش و پيشرفت تحصيلي به دست آورد. به طور ويژه، كودكان و نوجواناني كه انگيزش دروني تحصيلي بالاتري را نشان مي دادند داراي سطح پيشرفت و هوشي بالاتري بودند. او همچنين دريافت كه انگيزش  دروني اوليه با انگيزش و پيشرفت تحصيلي بعدي رابطه دارد.
فورتيروهمکاران32 (1990) نشان دادند كه شايستگي تحصيلي ادراك شده ارتباط مثبتي با انگيزش دروني دارد. همچنين به نظر مي رسد كه احساس شايستگي و خود تعييني در بافت مدرسه يك احساس انگيزش خودمختارانه را نسبت به تحصيل به وجود مي آورد كه اين به نوبه خود منجر به پيشرفت تحصيلي بالاتر مي شود. شايستگي تحصيلي ادراك شده و خود تعييني تحصيلي ادراك شده به طور مثبتي بر انگيزش تحصيلي تاثير مي گذارد كه اين به نوبه خود بر پیشرفت تحصيلی و حضور در مدرسه تاثير مي گذارد.
پ)خودپنداره و حس كنترل پايين: افرادي كه ترك تحصيل مي كنند خودپنداره پايين تري نسبت به همسالان خود كه در مدرسه مي مانند دارند. ترك تحصيل كنندگان تمايل بيشتري براي اين باور دارند كه آنها كنترل كمتري بر روي سرنوشت خودشان دارند. ترك تحصيل كنندگان همچنين يك حس پاييني از كارآمدي يا مسئوليت دارند. ما نمي دانيم كه اعتماد به نفس پايين علت عملكرد ضعيف در مدرسه است يا عملكرد ضعيف در مدرسه علت اعتماد به نفس پايين است. تحقيقات از ديدگاه اخيرتر (عملكرد ضعيف در مدرسه علت اعتماد به نفس پايين است) حمايت مي كند، اين تحقيقات بيان مي كنند كه بهبود عملكرد مدرسه ممكن است اعتماد به نفس را افزايش دهد(سعیدی وهمکاران،1390).
ت) بيگانگي از مدرسه: ترك تحصيل كنندگان دبيرستاني يك احساس تعلق قوي نسبت به تحصيل و مدرسه ندارند و خيلي علاقمند به درس و مدرسه نيستند. ترك تحصيل كنندگان رضايت كمتر و تلاش كمتري را در مدرسه گزارش مي دهند، مشاركت كمتري در فعاليت هاي فوق برنامه دارند، نگرش مثبت تري نسبت به كار تا مدرسه دارند و تمايل كمتري براي تحصيلات عالي دارند(مولا،2010).
ث)مشكلات رفتاري: دانش آموزان ابتدايي كه به ميزان بالايي پرخاشگر هستند با احتمال كمتري از دبيرستان فارغ التحصيل مي شوند. تا سن 18-17 سالگي، كودكاني كه بيش فعال هستند با احتمال بيشتري عملكرد ضعيفي دارند و در مدارس ويژه حضور مي يابند يا ترك تحصيل مي كنند. ترك تحصيلي كنندگان به ميزان فراوان تري از مدرسه فرار مي كنند يا غيبت و تاخير دارند و آن ها غالباً جريمه و محروم مي شدند. آموزش مهارت هاي اجتماعي در سال هاي اوليه نوجواني يك راهبرد موثري براي پيشگيري از سيگار كشيدن و فعاليت هاي جنسي پيش از موقع و شكست تحصيلي است. (اندرسون،2004؛ به نقل ازمیرزایی،1391).
ج)مصرف الكل و مواد: نوجواناني كه به مصرف مواد و الكل مي پردازند به احتمال كمتري دبيرستان را به پايان مي رسانند. تحقيقات هيچگونه نتيجه گيري روشني در مورد اينكه مصرف مواد به عنوان علت يا پيامد مشكلات تحصيلي باشد به دست نداده اند. (اندرسون،2004؛ به نقل ازمیرزایی،1391).
چ)رفتارهاي بزهكارانه: دانش آموزان دبيرستاني كه با سيستم هاي قضايي سر و كار داشته اند با احتمال بيشتري نسبت به همتايان خود ترك  تحصيل مي كنند(اندرسون،2004؛ به نقل ازمیرزایی،1391).
عوامل خانوادگي:
الف)جايگاه اقتصادي اجتماعي خانواده: يك نوجوان از خانواده با جايگاه اقتصادي اجتماعي پايين به احتمال بيشتري درس خود را قبل از به پايان رساندن دبيرستان رها مي کنند و با احتمال کمتري وارد تحصيلات عالي مي شوند. طبق گزارشات انجام شده به وسيله ي کميسيون ملي کودکان نوجوانان از خانواده هاي کم درآمد با احتمال بيشتري فاقد مهارت هاي تحصيلي اساسي هستند و به ميزان بيشتري يک پايه ي تحصيلي را تکرار مي کنند آن ها در خطر سوء تغذيه و سلامت پايين تري هستند. خانواده هاي فقير با احتمال بيشتري در حوزه هاي با مدارس ضعيف تر و توام با منابع کمتر زندگي مي کنند. نوجوانان در خانواده هاي کم درآمد با احتمال بيشتري کار مي کنند که ممکن است براي پیشرفت تحصيلي آن ها مضر باشد (اگر ساعت کار طولاني باشد)(مولا، 2010؛ به نقل از یکتا،1391).
ب)جايگاه قومي و اقليتي خانواده: دانش آموزان اقليت، نرخ ترک تحصيل بيشتري دارند اما بسياري از تاثيرات ناشي از تاثير جايگاه اقتصادي اجتماعي مي باشد تا صرف اقليت بودن: دانش آموزان اقليت با احتمال بيشتري در خانواده هاي فقير يا در خانواده هاي تک والدي زندگي مي کنند، والدينشان به طور متوسط تحصيلات کمتري دارند و آنها معمولاً در مدارس با کيفيت پايين حاضر مي شوند و همين مسئله و سيستم ارزشي مدرسه ممکن است با ارزش هاي خانوادگي و قومي متفاوت باشد. (شریفیان،1381).
تحقيقات انجام شده روي دانش آموزان اقليت که زبان مادري شان انگليسي نبوده نشان داده است که توانايي هاي شناختي آنها پايين تر از حد متوسط بوده است. آنها ممکن است در مدرسه پيشرفت پاييني داشته باشند، به دليل اينکه آنها براي صحبت کردن در کلاس و مشارکت در بحث يا به دليل نگرش و ديدشان نسبت به معلمانشان ترديد دارند(مگدول33،1994).
پ) خانواده هاي تک والدي و والد خوانده: ساختار خانواده بر مشکلات رفتاري و غيبت از مدرسه تاثير مي گذارد، دانش آموزاني که در خانواده هاي تک والدي و آشفته زندگي مي کنند بيشتر در کلاس هاي آموزشي ويژه قرار مي گيرند. نوجواناني که در خانواده هاي تک والدي و والد خوانده زندگي مي کنند نمرات پايين تري نسبت به کساني که در خانواده هاي کامل زندگي مي کنند به دست مي آورند. خانواده هاي تک والدي با احتمال بيشتري در طبقه ي خانواده هاي کم درآمد قرار مي گيرند. استرس از هم گسستن خانواده دانش آموز را در معرض خطر قرار مي دهد. غيبت پدر نظارت والدي پاييني را موجب مي شود و در نتيجه موجب پيشرفت پايين تر خانواده مي شود، اگر پدر حضور نداشته باشد مادر با احتمال بيشتري کار مي کند و نظارت و کنترل کمتري در خانه دارد(شریفیان،1381).
ت)کار کردن مادران: تعدادي از مطالعات پيشنهاد مي کند که هنگامي که مادران تمام روز کار مي کنند فرزندانشان از همه سنين از پيش دبستاني تا دبيرستان عملکرد خوبي در مدرسه ندارند (شریفیان،1381).
ث)عدم مشاركت والدين: مشاركت والدين در مدرسه در پيوستاري از ارتباط و بازديد از مدرسه تا آموزش به فرزندان در خانه، ارزيابي كتاب ها و ارزيابي اعضاي مدرسه، به رابطه بهتر خانواده مدرسه ختم مي شود. بهبود ارتباط بين مدرسه و خانواده، والدين را از وضعيت فرزندان خود آگاه مي سازد و اطلاعاتي درباره چگونگي كمك به فرزندانشان براي موفقيت به آن ها مي دهد. نتيجه اين تلاش ها و مشاركت ها، بهبود پيشرفت دانش آموزان و نگرش مثبت آن ها نسبت به مدرسه است (شریفیان،1381).
 ج)سطح اقتصادي اجتماعي پايين: نوجواني كه در جوامع با ميزان رفاه پايين و نرخ بيكاري بالا زندگي مي كنند علاقه كمتري نسبت به تحصيل دارند. با اين وجود، تاثيرات زندگي در جوامع كم درآمد ممكن است به وسيله ي سبك هاي والدي و روابط اجتماعي با اشخاص ديگر مثل دوستان و مؤسسه هاي اجتماعي تعديل شود(مولا،2010؛ به نقل ازیکتا،1391).

عامل همسالان:
الف) فقدان دوست: دانش آموزاني كه در بين دوستان خود محبوبند با احتمال بيشتري دبيرستان را تمام مي كنند و وارد دبيرستان مي شوند. دانش آموزان ترك تحصيل كرده خودشان را به عنوان افرادي غير محبوب مي دانستند يا در بين بچه هاي ديگر محبوب نبودند. دوستان دانش آموزان ترك تحصيل كرده زياد از مدرسه غيبت مي كنند،‌ نمرات پايين تر و نگرش منفي تري نسبت به مدرسه دارند و احتمالاً برنامه ريزي كمتري براي رفتن به دانشگاه دارند(سیتو34،2000).
ب)دوستان با نگرش منفي: نگرش، اشتياق، معيارها و انتظارات همسالان بر تلاش هاي فردي و پيشرفت در مدرسه تاثير مي گذارد. اگر چه تاثير همسالان يك عامل مهم در پيشرفت است، اما والدين بيشترين تاثير را در زندگي فرد نسبت به ديگر فاكتورها (همسالان، معلمان و جامعه) دارند(سیتو،2000).
عوامل آموزشگاهي:
الف)معلمان غير كارآمد: معلمان كارآمد دانش آموزانشان را دوست دارند و به ميزان زيادي با دانش آموزان ارتباط دارند، يادگيري مشاركتي را تشويق مي كنند. انتظارات بالا و در حد تواني از دانش آموزان خود دارند(عابدی وهمکاران،1384).
ب)برنامه درسي غير منعطف: آموزشي كه به اندازه كافي انعطاف پذير است براي گستره اي از سبك هاي يادگيري مناسب است و ممكن است از دلسردي و ترك تحصيل دانش آموزان جلوگيري كند. برنامه هاي درسي همچنين بايد ارزش ها و تجربه هاي دانش آموزان از قوميت ها و گروه هايي اجتماعي اقتصادي گوناگون را به حساب بياورد و به آنها اهميت بدهند تا آن ها از بيگانگي دانش آموزان جلوگيري كند. اگر مدارس فرصتي را براي مشاركت در تصميم گيري  به دانش آموزان بدهد، دانش آموزان رضايت بيشتري نسبت به مدرسه دارند و در نتيجه پيشرفت هاي بهتري بدست مي آورند(عابدی وهمکاران،1384).
پ)فقدان سرويس هاي مشاوره براي كودكان در معرض خطر: دانش آموزان در معرض خطر، خصوصاً در زمان هاي استرس زا از سوي معلمان و مشاوران نياز به توجه بيشتري دارند. هنگامي كه دانش آموزان در معرض ترك تحصيل هستند، مشاوران در دسترس و اطلاعات درباره راه هاي جايگزين مي تواند موثر باشد. نرخ بالاي ترك تحصيل در دانش آموزان اقليت زباني مي تواند ناشي از فقدان توجه از سوي معلمان باشد(یوسفی وهمکاران،1388).
ت)انتقال مدرسه: تغيير مدرسه استرس زا است و ممكن است موجب مشكلات بلند مدت و ناپايدار در ارتباط با عملكرد تحصلي شود. هنگامي كه دانش آموزان وارد دوره ي راهنمايي و سال هاي اول دبيرستان مي شوند، آنها در معرض خطر عملكرد تحصيلي و مشاركت ضعيف در فعاليت هاي مدرسه هستند. پيچيده تر شدن ساختار دبيرستان ممكن است علت مشكلات در سازگاري باشد و منجر به مشكلات تحصيلي شود. دانش آموزاني كه مدارس خود را به ميزان بيشتري تغيير مي دهند با احتمال بيشتري ترك تحصيل مي كنند(مگدول، 1994)
ث) حمايت اجرايي ضعيف: يك مديريت كه يك رهبري قوي را نشان مي دهد و در آموزش مشاركت مي كند براي اثر بخشي مدرسه مهم است. يك مدير خوب بايد از معلمان حمايت كند و بايد معلمان را براي برنامه ريزي و تصميم گيري مشتاق كند. مدير بايد براي نشان دادن قاطعيت خود از سوي ناحيه آموزش پرورش استقلال داشته باشد(یوسفی وهمکاران،1388).
ج) اندازه مدرسه: مدارس بزرگتر اين مزيت را دارند كه منابع بيشتري در اختيار دارند، اما آن ها معايب زيادي همانند غير انساني كردن و جرم و مشكلات مي شوند. مدارس كوچكتر به ويژه براي بچه هاي در معرض خطر بهتر و مورد توجه مي باشد(شریفیان،1381).
چ)اندازه حوزه تحصيلي: نواحي روستايي خيلي كوچك و حوزه هاي شهري خيلي بزرگ نرخ ترك تحصيلي بالاتري دارند. مطالعات زيادي حوزه تحصيلي خيلي بزرگ را به عنوان مهمترين عامل پيش بيني كننده ترك تحصيل در نظر مي گيرند(شریفیان،1381).
ه)مشاركت پايين در فعاليت هاي فوق برنامه: دانش آموزان ترك تحصيل كرده سطوح پايين تري از مشاركت را در فعاليت هاي فوق برنامه گزارش مي دهند. در مدارس كوچكتر مشاركت بيشتر است و فشار بيشتري بر روي دانش آموز براي مشاركت وجود دارد. دانش آموزان در اين مدارس از فرصت هاي رشدي و فعال بودن سود مي برند. در مدارس بزرگتر، دانش آموزان معدودتري در فعاليت ها مشاركت مي كنند و دانش آموزان زيادي از اين فعاليت ها مي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد اضطراب امتحان، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، اضطراب آمار Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد انگیزش پیشرفت، انگیزه پیشرفت، پیشرفت تحصیلی، یشرفت تحصیلی