منابع پایان نامه ارشد درمورد خشکي، گياه، افزايش

دانلود پایان نامه ارشد

از نظر ميزان روغن دانه وجود نداشت. با آبياري گلرنگ تحت تيمارهاي مختلف مشاهده نمودند درصد روغن در تيمارهاي تا زمان برداشت با تيمار قطع آبياري در اواخر گل دهي تفاوت معني داري نداشت (Leonard and French, 1969). در آزمايشي تأثير تنش خشکي بر رشد و عملکرد گلرنگ گزارش شده است که ميزان روغن دانه ها تحت تأثير خشکي قرار نگرفت (Hashemi-Dezfouli, 1994). در مطالعه ي طاووسي (1386) تنش خشکي تأثير معني داري بر ميزان روغن دانه ي ارقام گلرنگ بهاره نداشت. نادري و همکاران (1383) در مطالعه ي خود روي سه لاين گلرنگ در کشت تابستانه ي اصفهان گزارش نمودند نسبت مغز به دانه تحت تأثير تنش خشکي قرار نگرفته است.

2-1-1: انواع تنش هاي محيطي:
مطالعات جدي پيرامون شرايط نامساعد محيطي و عکس العمل گياهان نسبت به آن ها از سال 1941 شروع شده است. تا آن زمان از نظر زارع گياهاني که در شرايط نامساعد محيطي رشد مي کردند گياهان مقاوم و گياهاني که نمي توانستند در اين شرايط زندگي کنند حساس ناميده مي شدند. تنش هاي محيطي را معمولاً به دو دسته تقسيم کردهاند: تنش هاي بيولوژيکي و تنش هاي فيزيکو شيميايي. تنش هاي بيولوژيکي شامل حملهي آفات و امراض به گياهان، رقابت، آللوپاتي و فعاليت هاي انسان مي باشد. تنش هاي فيزيکو شيميايي نيز به پنج گروه تقسيم مي شوند که اهميت عدهاي از آن ها به علت تحقيقاتي که در فضا انجام گرفته مشخص گرديده است. از بين موارد مورد اشاره، خسارت وارده به گياهان زراعي در اثر تنش کمبود آب در سطح جهان گسترده تر بوده و به همين جهت بيشتر مورد مطالعه قرار گرفتهاند (کافي و مهدوي دامغاني، 1379).

2-1-2: تنش خشکي (کمبود آب):
خشکي از عمده ترين خطرات براي توليد موفق محصولات زراعي در ايران و جهان است. ايران با متوسط نزولات آسماني 240 ميلي متر در زمره ي مناطق خشک جهان طبقه بندي مي گردد. حدود 45 درصد اراضي کشت ديم در ايران داراي نزولات آسماني کمتر از 350 ميلي متر مي باشند، بالا بودن مقدار تبخير و تعرق، محدوديت منابع آبي و ساير عوامل باعث توجه بيشتري به مطالعه در مورد اثرات تنش خشکي و انتخاب ارقام مقاوم به خشکي شده است (کافي و مهدوي دامغاني، 1379). تنش خشکي زماني در گياه حادث مي شود که ميزان آب در يافتي گياه کمتر ار تلفات آب باشد، اين امر ممکن است به علت اتلاف بيش از حد آب يا کاهش جذب و يا وجود هر دو مورد باشد، کاهش پتانسيل اسمزي و پتانسيل کل آب همراه با از بين رفتن آماس، بسته شدن روزنه ها و کاهش رشد از علائم مخصوص تنش هاي آبي است در صورتي که شدت تنش آب زياد باشد موجب کاهش فتوسنتز و مختل شدن فرايند هاي فيزيولوژيکي، توقف رشد و سرانجام خشک شدن و مرگ گياه مي گردد (Edmeades et al., 1989; Lal and lal, 1990).

2-1-3: اثرات تنش آب بر ساختمان گياه:
تنش خشکي بر ساختمان و مرفولوژي گياهي تأثير بسزايي دارد و باعث دگر گوني هايي از نظر ريخت شناسي گياهي مي گردد. در بررسي هاي جمشيد مقدم و پورداد (1385)، اين مهم به اين صورت بروز نمود که طول ريشه چه در شرايط تنش 0/4- مگا پاسکال بلندتر از شاهد گرديد ولي در تنش هاي 8/0- و 2/1- مگاپاسکال طول ريشه چه کاهش يافت و همچنين باعث شد طول ساقه چه به شدت کاهش يابد.

2-1-4: اثرات تنش آب بر رشد گياه:
تنش خشکي از جمله موانع موجود براي رشد گياهان به شمار مي رود. تنش خشکي مي تواند به صورت هاي مختلف بر رشد اندام هاي گياهي تأثير بگذارد و باعث کاهش عملکرد، کاهش جوانه زني بذور، کاهش گلدهي، تغيير در زمان رسيدگي گياه و غيره گردد. از اين رو معيار محدود کننده خصوصاً در کشورهاي خشک و نيمه خشک مانند ايران حائظ اهميت بوده و تحقيقات و مطالعات فراواني از نظر تنش خشکي روي گياهان مختلف انجام گرفته و خواهد گرفت. در يک تحقيق مشخص گرديد که در بازه ي تنش 8/0- تا2/1- مگاپاسکال پتانسيل آب، جوانه زني بذور گلرنگ تا 50% کاهش يافت (جمشيد مقدم و پورداد، 1385). طي يک بررسي مشخص شد تعداد روز تا شروع گلدهي و تا 50% گلدهي در اثر تنش خشکي کاهش مي يابد به طوري که در شرايط بدون تنش تعداد روز تا گلدهي 7/72 و تا 50% گلدهي 7/94 روز ولي در شراط تنش به ترتيب 3/70 و 90 روز بوده است (ابوالحسني و سعيدي، 1385). شاخص برداشت معياري از کارائي انتقال مواد فتوسنتزي توليد شده در گياه به دانه است. در تحقيقي شاخص برداشت در گياه گلرنگ مورد بررسي قرار گرفت، دراين تحقيق با افزايش سطح تنش خشکي، شاخص برداشت هم نسبت به تيمار شاهد افزايش يافت (نادري و همکاران، 1384).در تحقيقي مشخص شد که تعداد روز تا گلدهي به طور معني داري در سطح احتمال يک درصد تحت تأثير تيمار رژيم آبياري قرار گرفت. طبق نتايج به دست آمده در اين تحقيق مشخص گرديد که با افزايش دور آبياري تعداد روز تا گلدهي را در تيمار تبخير 175 ميلي متر به تعدا 2/9 روز نسبت به تيمار شاهد 75 ميلي متر کاهش داده است. اين ميزان تسريع در گل دهي در تيمار تبخير 105 و 140 ميلي متر به ترتيب 7/2 و 5/4 روز بوده است که تفاوت معني داري بين تيمار 105 و شاهد75 ميلي متر وجود ندارد. تسريع در گل دهي به واسطه ي تنش خشکي را مي توان به تأثير تنش خشکي در تسريع مراحل تکامل و ظهور گل ها نسبت داد. همچنين اثر تيمارهاي قطع آبياري بر تعداد روز تا رسيدگي در سطح احتمال يک درصد معني دار بود. نتايج مقايسه ميانگين ها نشان داد که تيمارهاي قطع آبياري در مرحله ي شروع گل دهي و خاتمه ي گل دهي، تعداد رو تا رسيدگي را به ترتيب 4/24 و 6/22 روز نسبت به تيمار آبياري تا رسيدگي فيزيولوژيکي کاهش داده است. به نظر ميرسد قطع آبياري در مراحل شروع و خاتمه ي آبياري از طريق ايجاد تنش خشکي و در کنار آن تشديد تنش گرمائي موجود در اين زمان باعث تسريع در مراحل تکامل گل ها و رسيدگي گرديده است (نادري و همکاران، 1384).

2-1-5: پايداري غشاء و تنش:
بخش عمده از سلول هاي زنده از غشاهايي تشکيل شده اند که غير زنده نيستند، بلکه ساختماني پويا داشته که داراي چرخه ي باز سازي فقط چند ساعته در يک سلول در حال گسترش مي باشند. بيش از صد سال است که تحمل غشاها به پسابيدگي موضوع تحقيقات مي باشد. هنگامي که سلول ها به شدت پسابيده مي شوند، آماس آن ها از بين مي رود، پروتوپلاست چروکيده شده و ديواره ي سلول اگر نازک باشد ممکن است به پروتو پلاست چسبيده و همراه آن متلاشي شود (ستوريز). اگر ديواره ضخيم باشد در اثر چروکيده شدن پروتوپلاست، ديواره از آن جدا مي شود (پلاسموليز). اگر غشاي پلاسمايي صدمه ببيند ممکن است محتواي سلول ها به بيرون تراوش کرده و سلول از بين برود (فراست، 1389). نيستاني و عظيم زاده (1382)، نشان دادند تفاوت ميزان هدايت الکتريکي در شرايط ديم و آبي در سطح يک درصد معني دار است. به طور کلي ميانگين ميزان هدايت الکتريکي در شرايط ديم بيشتر از آبي مي باشد. در اثر خشکي ديواره ي سلولي تخريب و مايع سلولي واکوئلي به داخل محلول نفوذ کرده و باعث غليظ شدن و در نتيجه زياد شدن ميزان هدايت الکتريکي داخل اندام گياهي مي شود. هرچه مايع غليظ تر باشد نشان مي دهد که سلول هاي بيشتري تخريب شده و تحمل رقم مورد نظر به خشکي کمتر است. پايداري غشاء سيتو پلاسمي فاکتور مهمي در مقاومت به تنش هاي خشکي محسوب مي گردد و هر چه غشاء سيتوپلاسمي گياه پايدار تر باشد، گياه مقاومت بيشتري از خود در برابر تنش هاي محيطي نشان خواهد داد.
پورداد وهمکاران (1387)، بيان کردند که گياهان گلرنگي که داراي غشاء سيتوپلاسمي پايدارتري بوده در برابر تنش خشکي و پلي اتيلن گلايکول مقاومت بيشتري داشتند. پورداد و همکاران (1387) در بررسي تحمل به خشکي گلرنگ هاي بهاره در مناطق مختلف کشور اظهار داشتند که، در شرايط تنش و عدم تنش رطوبتي، پايداري غشاء سلولي ژنوتيپ هاي مورد بررسي از نظر آماري در سطح يک درصد معني دار بود. به طوري که ژنوتيپ هاي S-541 و Kino-76 به ترتيب با ميانگين 9734/0 و 5656/0 بيشترين و کمترين پايداري غشاء سلولي را به خود اختصاص دادند. عظيم زاده و همکاران (1385) در بررسي مقاومت به خشکي 16 ژنوتيپ گلرنگ اظهار داشتند که، ژنوتيپ LRV-51-51 با ميانگين 1128 ميکروموس بر سانتيمتر کمترين مقدار هدايت الکتريکي را به خود اختصاص داد، که در بين همه ژنوتيپ ها بيشترين تحمل به خشکي را داشت.
تغييرات دائمي سطح تورژسانس آب سلول هاي گياهي در اثر نوسانات شديد رطوبت خاک، باعث ايجاد اختلال در کار تراوايي غشاي سلول ها خواهد شد. به طوريکه اينگونه سلول ها قابليت کنترلي خود را بر روي الکتروليت هاي موجود در سلول از دست داده و يا اينکه سطح کنترل بسيار کاهش خواهد يافت و در نتيجه اختلال در فرآيند کنترل غشاي سلولي، ما شاهد نشت و برون رفت الکتروليت سلول به فضاي خارج سلولي خواهيم بود. بر پايهي آزمايش اندازه گيري پايداري غشاي سلول، محلول محتواي بافت گياهي که داراي هدايت الکتريکي بيشتري باشد، در واقع دلالت بر تخريب بيشتر خاصيت تراوايي غشاي سلول هاي آن بافت گياهي دارد. معمولاً با افزايش شدت تنش کمبود آب، ميزان تخريب و ناپايداري غشاي سلولي نيز افزايش مي يابد. صفت پايداري غشاء سيتوپلاسمي در امر مقاومت به تنش ها بسيار حائز اهميت است. زيرا اگر غشاء سلول بتواند در برابر تنش ها دچار آسيب نشود و مواد داخل سلول به بيرون نشت نکند سلول زنده مي ماند و گياه به حيات خود ادامه مي دهد. بنابر اين هرچه غشاء سيتوپلاسمي سلول گياه مورد نظر، پايداري بيشتري از خود نشان دهد آن گياه در برابر تنش هاي محيطي از قبيل خشکي، سرما، گرما، يخ زدگي، شوري و غيره مقاوم تر مي باشد. پورداد و همکاران (1387) در رابطه با گلرنگ اظهار داشتند که صفت پايداري غشاء مي تواند به عنوان يک صفت مناسب براي ارزيابي مقامت گياهان به تنش هاي محيطي به کار مي رود.

2-1-6: تنش و متابوليسم کربن:
با افزايش تنش خشکي فتوسنتز کاهش مي يابد. هرچند سرعت کاهش آن به اندازه ي کاهش رشد برگ نيست. تنفس اندازه گيري شده بر روي يک برگ خيلي آهسته تر نسبت به فتوسنتز کاهش مي يابد و در مراحل اوليه ي خشکي ممکن است افزايش پيدا کند. هر چند در اندازه گيري در کانوپي، تنفس به عنوان بخشي از فتوسنتز در آغاز به موازات رشد برگ کاهش مي يابد اما با افزايش برگ هاي پير افزايش مي يابد که احتمالاً بيانگر تقاضاهاي مواد تجزيه شدهي متابوليکي و صدور فراوردههاي تجزيه شدهي پروتوپلاست مي باشد. مکانيسم فتوسنتزي در کلروپلاست ها عمدتاً پيچيده است و در طي مراحل اوليه ي خشکي محدوديت عمده در فتوسنتز ناشي از بسته شدن روزنه است، حتي تحت غلظت هاي CO2 محيطي خيلي بالا فتوسنتز کاهش مي يابد که بيان کننده ي اين است که دستگاه فتوسنتز صرف نظر از بسته شدن روزنه ها به طور جداگانه نيز تحت تأثير قرار گرفته است (Skerman and Riveros, 1990; Klepper and Rickman. 1990; Ludlow and Muchow, 1990). کيسر و اوتلاو (Kaiser and Outlaw, 1985) اثرات احتمالي افزايش پسابيدگي را به صورت زير تقسيم بندي کرد:
محتواي نسبي آب= 100-70% : کاهش فتوسنتز به علت بسته شدن روزنه ها که به سرعت قابل برگشت است.
محتواي نسبي آب= 70-35% : در شدت نور بالا، ظرفيت فتوسنتز کاهش مي يابد و فقط با آبگيري مجدد، به کندي بهبود مي يابد. علت اصلي مي تواند ممانعت نوري باشد. از آنجايي که کربوکسيلاسيون چرخه ي کالوين و تنفس نوري همگي کاهش مي يابند، انتقال الکترون ظاهراً عامل محدود کننده تري است.
30% محتواي نسبي آب : کاهش غير قابل برگشت در ظرفيت فتوسنتز به علت صدمه ي غشايي در کلروپلاست که منجر به مرگ مي شود.
(Chaves, 1991)، توجه ويژه اي به مسائل اصولي ارزيابي اهميت نسبي ممانعت غير روزنه اي نموده است. يک پاسخ سازگاري اوليه به تنش آب که در قطعات برگ اسفناج تحت شک اسمزي صورت مي گيرد، افزايش سهم تبديل مواد آسيميله به ساکارز نسبت به نشاسته حتي قبل از اثر بر روي سرعت فتوسنتز مي باشد. اين امر مي تواند به تنظيم اسمزي در سلول هاي مزوفيل منتهي شود. به نظر مي رسد که يک علت کاهش پتانسيل فتوسنتزي کاهش حجم استروما باشد که تحت تنش ملايم ممکن است به وسيله ي تنظيم اسمزي در کلروپلاست

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد خشکي، اسيد، گياه Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد خشکي، گياه، نسبي