منابع پایان نامه ارشد درمورد حمایت اجتماعی، سبک زندگی، تعارض کار، سرمایه اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

فشارها و الزامات محیط خانواده در ایفای مسئولیتهای شغلی فرد اختلال ایجاد میکند.تعارض کار با خانواده از سوی وظایف خانواده در انجام مسئولیتها ی شغلی اختلال ایجاد میکند(قره داغی و محمودی،بی تا:39).
مدل تعارض کار-خانوادهگرینهاوس و بیوتل44از رایج ترین مدلهای تعارض است.آنها (1985) مدلی برای تبیین تعارض کار-خانواده با تاکید بر منابع آن در قلمرو نقشهای کاری و خانوادگی ارائه کرده اند. منطق اصلی مدل این فرض است که هر ویژگی نقش که بتواند بر تعهد زمانی،فشار یا رفتار شخص در یک نقش تاثیر گذارد موجب تعارض بین آن نقش و نقش دیگر خواهد شد.
هاوس و بیوتل انواع تعارض کار- خانواده را به سه نوع1- تعارض مبتنی بر زمان 2- تعارض مبتنی بر فشار 3- تعارض مبتنی بر رفتار تقسیم بندی کردند.
1- تعارض مبتنی بر زمان این تعارض پیامد رقابت نقشهای چندگانه برای تصاحب زمان در اختیار فرد است. حال آنکه نمی توان مدت زمان انجام فعالیت در یک نقش را برای فعالیتهای مربوط به نقش دیگر اختصاص داد. تعارض مبتنی بر زمان دو شکل عمده دارد:1- فشارهای زمانی پیوسته با یک نقش ممکن است پیروی از انتظارات ناشی از نقش دیگر را به لحاظ فیزیکی ناممکن کند.2- ممکن است وقتی شخص می خواهد به طور فیزیکی تقاضاهای یک نقش را برآورده کند درگیر اشتغال ذهنی با نقش دیگر شود(رستگارخالد،111:1385).
2-تعارض مبتنی بر فشار: شکل دوم تعارض کار- خانواده در مدل گرین هاوس و بیوتل فشار تولید شده نقش در نتیجه محرکهای تنش زای شغلی و خانوادگی است. این محرکها در قلمرو هر یکاز نقشهای شغلی یا خانوادگی فشارهای فیزیکی و روانی نظیر تنش، اضطراب، خستگی، افسردگی، بیحوصلگی و تندخویی را پدید میآورند که ایفای انتظارات ناشی از نقش دیگر را دشوار میسازند(همان:112).
3-تعارض مبتنی بر رفتار: در این نوع تعارض الگوهای ویژهای از رفتار در نقش معینی با انتظارات مربوط به رفتار در نقش دیگر ناسازگار میشوند. بدین ترتیب ممکن است در نقش شغلی رفتارهایی از فرد درخواست شود که با انتظارات رفتاری در حوزه ی نقشهای خانوادگی تعارض داشته باشد،زمانی که فرد علیرغم تعدیل و تغییر رفتار خود نتواند از انتظارات رفتاری آن نقش تبعیت کند دچار تعارض مبتنی بر رفتار می شودلذا افرادی که برای تعدیل و تنظیم الگوهای رفتاری خود از انعطافپذیری کمتری برخوردارند احتمالا تعارض بین نقشی بیشتری را تجربه میکنند(همان:113).
2-2-12-نظریه حمایت اجتماعی:
در متون روانشناختی مفهوم حمایت اجتماعی به صورتهای متفاوتی تعریف شده است. مازلو45 حمایت اجتماعی را به عنوان یک نیاز اساسی برای فرد به شمار میآورد. به گفته ی وی حمایت اجتماعی موجب تصور مثبت از خود،پذیرش خود و احساس ارزشمندی میگردد که تمام اینها به فرد فرصت خودشکوفایی میدهد. بنابر نظر تویتس46 مفهوم حمایت اجتماعی میتواند به بهترین صورت به عنوان شرکت فعال اشخاص بااهمیت در کوششهایی که شخص برای غلبه بر فشار روانی انجام میدهد فهمیده میشود. ساراسون47 حمایت اجتماعی را رفتارهایی مبنی بر ادراک فرد از اینکه مورد محبت،علاقه و ارزشمندی برای دیگران است و همچنین به عنوان حضور افرادی که آمادگی همکاری و مساعدت به فرد را در موقعیتهای خاص دارند تعریف میکند. دیماتو48حمایت اجتماعی را عبارت از کمک یا حمایت از جانب افرادی نظیر دوستان،خانواده،همسایه ها،همکاران و غیره میداند به صورت کمکهای مادی و یا شامل یادآوریهای مبنی بر این که شخص یک موجود باارزش و محترم است میداند.تایلر49 با خلاصه کردن تلاشهای گذشته در تعریف حمایت اجتماعی آن را به معنای این که شخص مورد عشق،حرمت و ارزش است و عضوی از شبکهی ارتباطی است و همچنین به عنوان تعهدی دوسویه با والدین،همسر یا عشق،سایر خویشاوندان،دوستان و اجتماع و برخوردهای اجتماعی چون برخوردهایی در کلوبها تعریف میکند(هومن و لیورجانی،149:1387).
درنتا و همکاران(2006) بر اساس طبقه بندی ویلزر(1985) حمایت اجتماعی را به سه دستهی عاطفی،اطلاعاتی و ابزاری تقسیم کرده اند. دیویسون50و همکاران(1384) از حمایت اجتماعی کارکردی و ساختاری نام بردهاند. در مجموع رایجترین انواع حمایت اجتماعی که توسط پژوهشگران تعریف شده و در تحقیقات متعدد مورد بررسی قرار گرفتهاند شامل سه مقولهی حمایت اجتماعی عاطفی،اطلاعاتی و ابزاری میباشد.
حمایت اجتماعی عاطفی: به معنی در دسترس داشتن فردی برای تکیه کردن و اعتماد داشتن به وی به هنگام نیاز میباشد. حمایت اجتماعی عاطفی دربردارندهی احساس همدلی،مراقبت و توجه،و علاقه نسبت به یک شخص است. این نوع از حمایت میتواند شخص را به داشتن احساس راحتی و آسایش،اطمینان، تعلق داشتن و مورد محبت قرار داشتن به هنگام فشار و تنش مجهز مینماید(ریاحی و همکاران،89:1389).
حمایت اجتماعی ابزاری: به کمکهای مادی،عینی و واقعی دریافت شده توسط یک فرد از سوی دیگران اطلاق میشود. این نوع حمایت به افراد کمک میکند تا نیازهای روزانه ی خود را تأمین نمایند و شامل عناصری از کمکهای مادی و عینی نظیر قرض دادن پول،کمک کردن در نظافت منزل، جابه جایی و حرکت دادن،حمام رفتن و رانندگی کردن است.
حمایت اجتماعی اطلاعاتی: به دست آوردن اطلاعات ضروری از طریق تعاملهای اجتماعی با دیگران را حمایت اطلاعاتی تعریف کردهاند. به عبارت دیگر حمایت اطلاعاتی شامل دادن توصیه ها،جهتگیریها،پیشنهادات،یا بازخوردهابه یک فرد راجع به چگونگی عملکردش میباشد(همان:90)
2-2-13-چارچوب نظری منتخب
چیزی که پایه و اساس یک مطالعهی اجتماعی را تعیین میکند، چارچوب نظری است. بر این اساس محقق در واقع یک زاویهی نگرش برای خود انتخاب میکند. به عبارت دیگر از طریق چارچوب نظری میتوان مشخص کرد که بر روی چه نکاتی باید تاکید و چگونه پدیدهی مورد نظر را مطالعه کرد (لهسایی زاده،23:1383).
چارچوب تحقیق حاضر تلفیقی از نظریههای وبر، گیدنز، بوردیو، بیکر و هاوس و بیوتل و نظریهی گربنر میباشد که در زیر به شرح آنان میپردازیم:
در بحث الگوهای غذایی تحقیقات تقریبا زیادی در گروههای تغذیه و پزشکی انجام شده است که هر کدام به نحو خاصی به تقیسم بندی الگوهای غذایی پرداختهاند، به طور مثال: اسماعیل زاده و همکاران در بررسی خود دو الگوی غذایی غالب مشخص کردهاند1- الگوی غذایی سالم حاوی مقادیر فراوانی میوه، سبزی به ویژه سبزیهای سبز رنگ و کلمی شکل، گوجه فرنگی،طیور، چای، آبمیوههای طبیعی و غلات کامل بود. 2- در الگوی غذایی غربی غلات تصفیه شده، گوشت قرمز، کره، فرآوردههای گوشتی،فرآورد های لبنی پرچرب، پیتزا، سیب زمینی، روغنهای نباتی جامد، نوشابهها، شیرینیجات، و دسرها به مقدار فراوان و سبزیها و لبنیات کم چرب به مقدار کم خورده میشد(Esmaillzade and et al).
شیرخانی و همکاران(1387) در پژهش خود دو الگوی غذایی سالم و ناسالم را مشخص کردند. الگوی غذایی سالم شامل:مصرف بالای میوه، سبزیجات زرد، سیزیجات کلمی شکل،گوجه فرنگی،دوغ و لبنیات کم چرب، مرغ و ماکیان، زیتون،مغزها، آبمیوههای طبیعی، سیب زمینی،خشکبار و حبوبات و الگوی غذایی ناسالم شامل: مصرف بالای گوشت فرآوری شده، سس مایونز، نوشابه، شیرینی، غلات تصفیه شده، میان وعده، آبمیوههای صنعتی، سیب زمینی سرخ شده، کره، لبنیات پرچرب، قند و شکر، گوشت احشاء می باشد(شیرخانی و همکاران،1387).در زیر به گروهای غذایی و و شاخصهای هر گروه اشاره میشود که در تحقیق حاضر برخی از مهمترین گروههای غذایی انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته است.
گروه غذایی
موادغذایی هر گروه
گوشت قرمز
گوشت گاو، گوسفند و گوساله
ماهی
تن ماهی و هر نوع ماهی
ماکیان
مرغ و جوجه
لبنیات کم چرب
کشک، شیر، ماست، پنیر
لبنیات پرچرب
خامه، بستنی
روغن ناسالم
کره، مارگارین، مایونز،روغن نباتی جامد،روغن حیوانی، پیه
روغن سالم
روغن مایع، روغن زیتون، روغن سبز
آبمیوه ی صنعتی
آبمیوه ی صنعتی
حبوبات
لپه،عدس،نخود،ماش، انواع لوبیا، سویا
سیب زمینی
سیب زمینی
چای
چای
غلات کامل
نان بربری،سنگک،تافتون،نان جو،جو پخته، بلغور پخته
غلات تصفیه شده
نان لواش،فانتزی، برنج پخته،رشته، آردگندم، خمیر پیتزا، ماکارونی پخته
میان وعده
انواع بیسکویت، کراکر، پفک
مغزها
گردو، بادام، پسته، تخمه، بادام زمینی
خشکبار
کشمش، خشکبار، توت خشک
ترشی جات
ترشی، شور، خیارشور
قهوه
قهوه
دوغ
دوغ
نمک
نمک
احشاء،گوشت فرآوری شده
سوسیس،کالباس،کله پاچه، زبان، دل، جگر، قلوه،کله پاچه، سیرابی
آبمیوه طبیعی
آب میوه و سیزی طبیعی، مرکبات
شیرینی و نوشابه
نوشابه گازدار، شکلات، کاکائو، نقل، سوهان، نبات، گز، عسل، مربا، شکر، قند شیرینی تر و خشک
میوه و سبزی
سیب، موز، هنداونه، انار، پرتقال، آلبالو، زردآلو، خربزه و …..، کلم، اسفناج، قارچ و ….

وبر معتقد است که در سبک زندگی به جای تولید و مالکیت ابزار و کالاها، مصرف کالاها، سبک زندگی افراد و طبقه ی افراد را نشان می دهد. وبر با ایجاد ارتباط بین سبک های زندگی با پایگاه اجتماعی معتقد است ابزارهای مصرف نه تنها تفاوت در اعمال فرهنگی و اجتماعی در بین گروهها را بیان می کنند بلکه مرزهای اجتماعی را نیز ایجاد میکند. سبکهای زندگی الگوهای جمعی از رفتار مرتبط با سلامتاند که بر انتخابهایی از اختیارهایی که طبق شانسهای زندگی آنها در دسترس مردم است متکی هستند. این شانسهای زندگی عبارتند از: طبقه، سن، قومیت و دیگر متغیرهای ساختاری مناسب که انتخابهای سبک زندگی را شکل میدهد. این نمونهها شامل تصمیمات درمورد سیگار کشیدن، رژیم غذایی، ورزش و امور مشابه اینها هستند. به نظر می رسد که الگوهای غذایی نیز بخشی از سبک زندگی افراد را تشکیل میدهندکه از متغیرهای فوق تاثیر پذیر میباشند.
کاکرهام نیز معتقد است که در انتخاب سبکهای زندگی مثبت و منفی مردمی که در طبقات بالای جامعه قرار دارند، انتخابهای بیشتر، تغذیه سالمتر و منابع بیشتری از حمایت اجتماعی مشاهده می شود، برعکس مردمی که در ردهی پایین اجتماعی قرار دارند فشارهای اقتصادی، اجتماعی بیشتری بر انتخابهایشان احساس میکنند و انتخابهای قابل دسترس کمتری نسبت به طبقات بالاتر دارند. موقعیت طبقاتی تعیین کنندهی مهمی در سلامتی و پهنهی زندگی محسوب میشود و روی هم رفته وضع زندگی طبقات بالاتر و متوسط به بالا سالم تر و مناسب تر است.
به نظر بوردیو موقعیت عامل در زمینه ی اجتماعی بستگی به حجم و میزان سرمایه (اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی) او دارد، یعنی هر قدر سرمایهی فرد بیشتر باشد در فضای اجتماعی بالاتری قرار می گیرد و این خود رفتار و سبک زندگی افراد را تحت تاثیر قرار میدهد. به نظر بوردیو انتخاب تحت تاثیر سرمایه ی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی افراد قرار میگیرد. از نظر بوردیو ساخت طبقاتی افراد و تمایز اجتماعی آنها از نحوه ی ترکیب سرمایه های آن ناشی میشود بطوری که منش و عملکرد افراد تحت تاثیر انتخاب و انتخاب هم تحت تاثیر سرمایه ی آنها می باشد و نوع انتخاب باعث تمایز افراد از هم میشود.از بین انواع سرمایه ی بوردیو چنین استنباط می شود که سرمایهی اقتصادی که شاخص آن درآمد و دارایی افراد میباشد نقش کلیدی در انتخابهای غذایی افراد می تواند داشته باشد. سرمایهی فرهنگی نیز با شاخص مدرک تحصیلی و انواع مهارتها به نظر میرسد میتواند تاثیر به سزایی بر روی انتخابهای غذایی افراد داشته باشد. همچنین طبق تئوری بوردیو سرمایهی اجتماعی فرد نیز بر الگوهای غذایی او تاثیر بسزایی می گذارد.که بدن تربیت متغیرهای سرمایه اقتصادی و فرهنگی از تئوری بوردیو استخراج و آزمون گذاشته شده است. البته بوردیو نقش حمایت اجتماعی به عنوان یک بعد از سرمایه اجتماعی را در انتخاب الگوهای غذایی و سبک زندگی پافشاری میکند.
دیماتو نیز حمایت اجتماعی را عبارت از کمک یا حمایت از جانب افرادی نظیر دوستان،خانواده،همسایه ها،همکاران و غیره میداند که به صورت کمکهای مادی و یا شامل یادآوریهای مبنی بر این که شخص یک موجود باارزش و محترم است میباشد.
گیدنز هم بر این اعتقاد است که بدن فقط وسیلهای برای کنش و واکنش نیست بلکه بدن آدمی دستگاهی طبیعی است که صاحبش به دقت باید از آن مراقبت کند. یکی از اشکال نگهداری

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد تعارض کار، زنان شاغل، جهان بینی، نقش خانوادگی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد تعارض کار، زنان شاغل، زنان خانه دار، علوم اجتماعی