منابع پایان نامه ارشد درمورد حق الزحمه، حق الزحمه حسابرسی، کیفیت حسابرسی، نام تجاری

دانلود پایان نامه ارشد

عمومی کشورمان، آن دلسوزي و نظارت بخش خصوصی براي انجام کار باحداقل هزینه ممکن مطرح نبوده (شاید به دلیل اینکه ذي نفع مستقیمی وجود نداشته و پاسخ خواهی هم نشده است) و در نتیجه باعث شده، همواره انجام یک کار حسابرسی با بهایی بیشتر نسبت به بخش خصوصی به پایان برسد، موجب افزایش حق الزحمههاي حسابرسی مالی این دو نهاد حسابرسی درمقایسه با بخش خصوصی شده است.
در تحقیق نیکبخت و تنانی (1389) نشان داده شده که تحصیلات و تجربه کادر حسابداری صاحبکار نقشی در قضاوت حسابرس برای برآورد حق الزحمه نداشته اما با توجه به شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه، تورم میتواند بر حق الزحمه حسابرسی تاثیر بگذارد. دلیل آن هم این است که با رشد سطح عمومی قیمتها، هزینههای انجام کار و به خصوص حقوق و دستمزد نیروی انسانی نیز افزایش مییابد و در نتیجه ،حسابرس با افزایش هزینه ها برای تامین سود مورد انتظار، درآمد خود را بالا میبرد؛ بنابراین با رشد سطح عمومی قیمت کالاها، کالای حسابرسی نیزرشد قیمت خواهد داشت.
با توجه به نتایج تحقیق نیکبخت و تنانی (1389) می توان عوامل موثر بر حق الزحمه حسابرسی را این طور بیان کرد:
1.اندازه شرکت 2.پیچیدگی عملیات شرکت 3.نوع موسسه حسابرسی 4.تورم
درتحقیق دیگری توسط فاطمه داروغه حضرتی و زهرا پهلوان (1391) رابطه بین کیفیت گزارش حسابرسی با حق الزحمه حسابرسی مورد بررسی قرار گرفت. آنها54 شرکت پذیرفته در بورس اوراق بهادار را در طی سالهای 1382تا 1388 مورد بررسی قرار دادند. آنان در تحقیقات خود رابطه بین مدیریت سود، بندهای مشروط در گزارش حسابرسی، نوع حسابرس و ترکیب هیات مدیره با حق الزحمه حسابرسی را مورد آزمون قرار دادند و نتایج حاصل از تحقیقات آنها نشان داد که بین مدیریت سود، بندهای مشروط در گزارش حسابرسی، نوع حسابرس و ترکیب هیات مدیره با حق الزحمه حسابرسی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.
2-8) اندازه موسسه حسابرسی
در تعدادی از مطالعات اولیه، این توافق وجود دارد که کیفیت حسابرسی، تابع اندازه موسسه حسابرسی است و نشان میدهد که یک شرکت حسابرس بزرگتر از ظرفیت بیشتری برای اندازه گیری کیفیت حسابرسی برخوردار است (2014،O.OKOLiel). دیآنجلو (1981) معتقد است که مؤسسات حسابرسی بزرگتر، خدمات حسابرسی با کیفیت بالاتر ارایه میکنند، زیرا علاقهمند هستند که شهرت بهتری در بازار کار به دست آورند و به دلیل اینکه تعداد مشتریان آنان زیاد است، نگران از دست دادن مشتریان خود نیستند. تصور بر این است که چنین مؤسساتی به دلیل دسترسی به منابع و امکانات بیشتر برای آموزش حسابرسان خود و انجام آزمونهای مختلف، خدمات حسابرسی را با کیفیت بالاتری ارایه میکنند (سجادی وهمکاران ،1392،ص5).
منظور از اندازه موسسه حسابرسی، حسن شهرت حسابرس (نام تجاري) است. حسن شهرت حسابرس، اعتبار اطلاعات صورتهاي مالي افزايش میدهد در نتیجه کيفيت حسابرسي بالاتر خواهد بود (رضایی،1391). موسسات معتبرتر در مقایسه با موسسات کم اعتبارتر حسن شهرت بیشتری را وثیقه میگذارند و با احتمال کمتری از اشتباهات با مخاطره دعوی حقوقی چشم میپوشند. موسسات حسابرسی بزرگ به طور واضح منابع بیشتری را برای هدایت آزمونهای حسابرسی دارند. اکثر پژوهشهای تجربی کیفیت محصول براین فرض هستند که حسابرسان بزرگتر(دارای نام تجاری) در مقایسه حسابرسان کوچکتر(فاقدنام تجاری) توانایی نظارت بیشتری دارند. ذخایر احتیاطی برای صاحبکارانی که حسابرسان صاحب نامی ندارند در مقایسه با حسابرسان صاحب نام (بزرگ ودارای نام تجاری) بیشتر است. دی آنجلو کیفیت حسابرسی را با واژه اعتبار حسابرس تعریف کرده است. او اظهار میدارد که ذینفعان میتوانند از اندازه موسسه حسابرسی به عنوان جانشین حسن شهرت استفاده نمایند. وی استدلال میکند که اگر به کارگیری صاحبکار خاص در میان صاحبکاران حسابرسی خاص یکسان است، آنگاه حسابرسان بزرگتر که تعداد صاحبکاران بیشتری دارند، در راستای تلاش برای حفظ هر صاحبکار انگیزه کمی برای قصور در افشا تحریف کشف شده دارند، مطالعات بررسی کننده رابطه اجزای کیفیت سود مشخص میکنند که اگرچه صاحبکاران حسابرسی شده توسط حسابرسان دارای نام تجاری میتوانند انگیزههای بیشتری برای مدیریت سود داشته باشند، اما حسابرسان دارای نام تجاری مدیریت سود رامحدود مینمایند (حساس یگانه و قنبریان ،1385،ص،6). مهمترین شاخص اندازهگیری حسن شهرت ،اندازه موسسه حسابرسی است که باهم رابطه مستقیم دارند به طوری که هرچه اندازه حسابرس بزرگتر باشد کیفیت حسابرسی هم بالاتر خواهد بود. شرکت های با اندازه حسابرسی بزرگتر علاوه بر شهرت و اعتبارشان، در امرآموزش کارکنان و حفظ استقلال(ظاهری و واقعی ) در برابر صاحبکاران و دیگر موارد مهم اثرگذار در افزایش کیفیت حسابرسی موفق عمل میکنند ( رضایی ،1391،ص،35).
ما نیز در این تحقیق سازمان حسابرسی را به عنوان موسسه بزرگ و دارای اعتبار و شهرت بالا و در مقابل سایر موسسات حسابرسی (موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی) که اندازه آنها نسبت به سازمان کوچکتر است به عنوان موسسه کوچک و دارای اعتبار و شهرت پایین در نظر میگیریم.
2-9) درجه اهمیت صاحبکار
بر اساس بیانیههای مرتبط با استانداردهای حسابرس شماره 52 تحت عنوان ”ارتباط بین استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی و استانداردهای کنترل کیفیت”، مؤسسات حسابرسی باید کنترلهایی را برای پذیرش صاحبکار جدید یا ادامه رابطه با صاحبکارموجود، تدوین کنند. حسابرسی حرفهای پر رقابت است و بیشتر مؤسسات حسابرسی، مشتاق یافتن صاحبکاران جدید میباشند. اما حاصل کار یک مؤسسه حسابرسی، فراهم کننده حسن شهرت برای قابل اعتماد بودن نزد جامعه است. لذا هیچ حسابرسی نمیخواهد در کنار صاحبکاری قرارگیرد که به سوء استفادههای مدیریتی یا ارائه گزارشهای گمراه کننده مشهور است. طبق استاندارد حسابرسی شماره 55 تحت عنوان کنترل کیفیت کار حسابرسی(1385) صاحبکاران موجود بطور مستمر و صاحبکاران بالقوه باید پیش از پذیرش، ارزیابی شوند. برای تصمیمگیری درباره پذیرش صاحبکاران جدید یا حفظ ارتباط با صاحبکاران موجود باید مسایل مربوط به استقلال موسسه، توانایی موسسه در ارائه خدمات مناسب به صاحبکاران و درستکاری مدیریت صاحبکاران مزبور، ارزیابی شود (خدامی پور و سرمست ،1392،ص2).
احمد خدامی پور و کاظم علی پور(1392) در تحقیقی به بررسی نظر حسابرسان نسبت به اهمیت و رتبهبندی عوامل مرتبط با پذیرش یا رد صاحبکار حسابرسی پرداختند. آنها جامعه آماری تحقیق خود را حسابرسان عضو جامعه حسابداران رسمی ایران که در جایگاه سازمانی سرپرست و بالاتر ازآن بودند، قرار دادند. آنها در تحقیقات خود موارد زیر را بررسی کردند:
1.اندازه کسب وکارتجاری صاحبکار 2.نوع محصول تولیدی صاحبکار3.ماهیت وترکیب دارائیهای اصلی صاحبکار4. ماهیت و ترکیب منابع مالی صاحبکار(نحوه تامین مالی واحدمورد رسیدگی) 5.ترکیب ریسک صاحبکار6.نوع صنعت صاحبکار7. ترکیب صاحبان سهام صاحبکار
آنها درتحقیق خود علاوه بر بررسی میزان اهمیت هر یک ازعوامل مرتبط با پذیرش یا رد صاحبکار حسابرسی، تاثیر رشته تحصیلی، سطح تحصیلات، جایگاه سازمانی و تجربه کاری در تعیین میزان اهمیت هر یک از این عوامل را مورد بررسی قرار دادند. نتایج تحقیقات آنها نشان داد که از بین عوامل مطرح شده، ترکیب ریسک صاحبکار مهمترین عاملی است که حسابرسان هنگام پذیرش یا رد صاحبکار حسابرسی مورد توجه قرار میدهند. اندازه کسب وکار تجاری صاحبکار، دومین عاملی است که بیشترین میزان اهمیت را برای حسابرسان هنگام پذیرش یا رد صاحبکار حسابرسی دارا میباشد. همچنین سطح تحصیلات، رشته تحصیلی، جایگاه سازمانی و تجربه کاری، بر روی نظر حسابرسان در تعیین میزان اهمیت هر یک از مشکلات فرایندحسابرسی، تاثیرچندانی ندارند.
2-10) مفاهیم سود در حسابداری
سود یکی از اقلام مهم و اصلی صورتهای مالی است که در نوشتههای مختلف کاربردهای مختلف دارد؛ وهميشه در تعريف آن بين الگوهاي مختلف هيچگاه توافقي نبوده است. براي تعريف مفهوم”سود حسابداري” به دو مفهوم سود اقتصادي متكي بر مشاهدات دنياي واقعي میتوان اشاره نمود. اين دو مفهوماقتصاديعبارتنداز: تغيير در رفاه و حداكثر نمودن منافع تحت شرايط مشخص ساختاربازار،تقاضا براي محصول وقيمت تمام شده عوامل وارده.
اين مفاهيم را هيأت تدوين استانداردهاي حسابداري مالي در بيانه اش با اين عبارات به رسميت شناخته است كه:
سود جامع عبارت است ازتغيير در حقوق صاحبان سهام يا خالص دارائيهاي يك واحد تجاري طي دوره مي‌باشد و ميزان موفقيت يا شكست عمليات يك فعاليت تجاري را تفاضل وجوه برگشتي با وجوه سرمايه‌گذاري شده نشان مي‌دهد.(بيانه شماره1،هيات استانداردهاي حسابداري مالي) در واقع با اين عبارات است كه قدم در سطح تفسيري سود مي‌گذاريم. در اين سطح، سود بهره مندي حاصل از بكارگيري سرمايه است ولي بايد توجه داشت يك موسسه تجاري فقط براي هدف بهره مندي پا بر جا نيست. هدف واحد تجاري تامين جريان ثروت بنفع صاحبان آن است و در واقع بايد گفت سود به مثابه جرياني ازاين ثروت است مازاد برآنچه كه براي حفظ يك سرمايه پايدار وبا ثبات ضرورت دارد.
آدام اسميت در ميان اقتصاددانان نخستين كسي بود كه سود را به مثابه مبلغي كه مي‌تواند بدون وارد كردن آسيبي بر سرمايه ثابت و در گردش، مصرف شود تعريف كرده است. اين تعريف با اظهارات هيكس 44تكميل گرديده، و اظهار ميدارد: ” سودمبلغي است كه شخص مي‌تواند در طي يك دوره معين خرج و در پايان دوره وضعيت او به همان شكل باقي بماند. “مک نیل45(1939) دربخشی پيرامون سود واقعی مینويسد:
در حسابداری یک تعریف درست از سود وجود دارد وآن این است که سود افزایش در ثروت خالص و زيان، کاهش در ثروت خالص است. این تعریف اگرچه، تعریف یک اقتصاددان میباشد اما مختصر، مفید، عينی و به صورت رياضی هم قابل ارائه میباشد و بايد گفت اين يک ايده آل دست نيافتنی نيست. اصولا در مورد محاسبه بهتر و دقیق تر سود چهار مکتب اندیشه وجود دارد:
مکتب کلاسیکها که ویژگی آن رعایت فرض واحد اندازه گیری به عنوان یک فرض بدیهی و رعایت اصل بهای تاریخی است و سود حسابداری را سود شرکت تعریف می کند.
مکتب نئوکلاسیک ها که ویژگی ان رعایت نکردن فرض واحد اندازه گیری به عنوان یک فرض بدیهی است و در روش مزبور به تغییر در سطح عمومی قیمت توجه و اصل بهای تاریخی رعایت میشود.این مکتب سود شرکت را، سود حسابداری تعدیل شده بر مبنای سطح عمومی قیمت میداند.
مکتب افراطی، از ویژگی آن این است که ارزش جاری را مبنای محاسبه و تعیین ارزش قرار میدهد.این مکتب به دو شکل وجود دارد. در یک شکل صورتهای مالی مبتنی بر ارزش جاری را با توجه به تغییر در سطح عمومی قیمت تعدیل نمیکند. از دیدگاه این مکتب سود شرکت همان سود بر مبنای ارزش جاری است. در شکل دوم از مکتب افراطی صورتهای مالی مبتنی بر ارزش جاری را با توجه به تغییر در سطح عمومی قیمت تعدیل مینمایند. معمولا روش مزبور را حسابداری ارزش جاری تعدیل شده بر مبنای سطح عمومی قیمت می نامند، از دیدگاه این مکتب سود شرکت را برابر با سود جاری تعدیل شده. علاوه بر این، معمولا سود به عنوان مبنایی برای محاسبه مالیات، عاملی برای تدوین سیاست و پرداخت سود تقسیمی، راهنمایی برای سرمایه گذاری و تصمیمگیری و عاملی برای پیش بینی به تصور در میآید.
نخست، سود مبنایی برای محاسبه مالیات و توزیع مجدد ثروت بین افراد است. این نوع سود را سود مشمول مالیات مینامند.
دوم، سود به عنوان راهنمایی مورد تصور است که براساس آن سیاستهای مربوط به سود تقسیمی و نگهداری سود تدوین میشود. سود را به عنوان شاخصی از بیشترین مبلغی میدانند که میتواند به صورت تقسیمی، توزیع یا در شرکت دوباره سرمایه گذاری و یا برای برای گسترش دادن شرکت در سازمان نگهداری شود.
سوم، سود را از این دیدگاه مورد توجه قرار دادند که نوعی راهنمایی برای سرمایه گذاری و تصمیمگیری میباشد.
چهارم، سود را به عنوان یک ابزار یا وسیله پیش بینی کننده به تصور در می آورند که افراد را در امر پیش بینی سودها و رویدادهای اقتصادی آینده یاری میدهد.
راه پنجم این

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد حق الزحمه، حق الزحمه حسابرسی، کیفیت حسابرسی، مؤسسات حسابرسی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد قیمت سهام، صورتهای مالی، محتوای اطلاعاتی، محتوای اطلاعاتی سود