منابع پایان نامه ارشد درمورد حقوق بشر، مکتب شیکاگو، آمریکای لاتین، دانشجویان

دانلود پایان نامه ارشد

شد که هدفش انتقال بخشهای بزرگی از اقتصاد به حیطه مالکیت دولت بود که اداره آن را شرکتهای خارجی و داخلی در دست داشتند. آلنده مردم سالاری راسخ بود که باور داشت که تغییرات سوسیالیستی در شیلی باید از طریق صندوقهای رأی محقق شود و نه با مبارزه مسلحانه. آلنده برای جبران خسارات شرکتهای خارجی که مستغلات و سرمایه گذاریهایشان را از دست میدادند، شرایط منصفانه ای را پیشنهاد میکرد ولی شرکتهای چند ملیتی از این هراس داشتند که آلنده مظهر آغاز گرایشی فراگیر در عرصه آمریکای لاتین شود و بخش عمده ای از سود آتی خود را که از آمریکای لاتین بدست می آمد از دست دهند(برای مثال یک میلیارد دلار در صنعت مس شیلی سرمایه گذاری شده بود که رکوردی جهانی برای سرمایه گذاری محسوب میشد و از آن سو 7.2 میلیارد ریال سود از محل این سرمایه گذاری روانه آمریکا شده بود). بنابراین با پیروزی آلنده و حتی قبل از تحلیف وی، شرکتهای بزرگ آمریکایی علیه دولت وی اعلان جنگ کردند و کارگروه ویژه شیلی مرکز این فعالیتها شد. هدف، تخریب و فروپاشی اقتصاد شیلی برای وادار کردن آلنده به دست کشیدن از برنامه های ملی سازی بود. اما آلنده تا 1973 هنوز بر سر کار بود و آرای وی در انتخابات میان پارلمانی حتی از قبل هم بیشتر شده بود و پشتیبانی از یک مدل سوسیالیستی در بین مردم شیلی ریشه دوانده بود. پس صرف خلاص شدن از آلنده، مشکل را حل نمیکرد چون فرد دیگری با همان افکار جای وی را میگرفت و لذا بدنبال طرح ریشه ای تری رفتند. آنها دو نمونه طرح در دست داشتند:1- کودتای به اصطلاح آقا منشانه مشابه کودتای شورای نظامیان مورد حمایت آمریکا در برزیل در1964(برای گشودن کامل دروازه های برزیل به روی سرمایه گذاری خارجی و توقف برنامه های رئیس جمهور گولارت در کمک به فقرا که بخش بزرگی از سیاستهای اقتصادی آن کودتا بر اساس برنامه ریزی های دانش آموختگان مکتب شیکاگو بود) که در ابتدا میخواستند به نحو مسالمت آمیز برنامه های کودتا را پیاده کنند و برخی از جنبه های به جا مانده از دموکراسی از جمله آزادیهای محدود مطبوعات و آزادی گردهمایی ها را حفظ کنند که در اواخر دهه1960 منجر به ابراز خشم شهروندان از فقر فزاینده برزیل شد و لذا نظامیان برای حفظ قدرت مجبور به تغییر ریشه ای راهکار خود و به محاق تعطیلی بردن کامل دموکراسی، سرکوب کلیه آزادیهای مدنی و شکنجه نظام مند شدند. اما چون از قدرت شوک در برزیل به قدر کافی بهره برداری نشد، امکان شکست کودتاچیان بوجود آمده بود و آنها مجبور به کند کردن سرعت طرحهای اقتصادی خود شدند.2- کودتای1965 در اندونزی که از جنگ جهانی دوم تا آن موقع تحت رهبری دکتر سوکارنو بود(وی از اقتصاد اندونزی حمایتهای گمرکی میکرد، ثروت را بازتوزیع مینمود و بانک جهانی و صندوق بین مللی پول را اخراج نمود چون آنها را پوششی برای منافع شرکتهای چند ملیتی غربی میدانست). جان اف کندی245 رئیس جمهور دموکرات آمریکا، به سیا دستور داده بود که بسته به وضعیت و فرصتهای موجود برای سر به نیست کردن سوکارنو اقدام کنند. در اکتبر 1965، ژنرال سوهارتو246 با پشتیبانی سیا روند تصرف قدرت و قلع و قمع چپها را آغاز نمود و افراد وابسته به احزاب چپ را که در فهرست اعدامیها(شامل چند هزار نفر) قرار گرفته بودند با سلاحها و بیسیمهای اهدایی پنتاگون در سراسر این مجمع الجزایر، شکار و حذف کردند. وظیفه قتل عامهای کورکورانه نیز به دانشجویان مذهبی محول شد که توسط نظامیان آموزش داده شدند و طی یک ماه، حداقل نیم میلیون نفر قتل عام شدند. البته نسخه اقتصادی آینده اندونزی نیز توسط جمعی از اقتصاددانان اندونزیایی دانش آموخته دانشگاه کالیفرنیا در برکلی247 موسوم به مافیای برکلی، پیچیده شد که مشاهبتی تکان دهنده با بروبچه های شیکاگو داشتند و مخارج تحصیلشان را بنیاد فورد پرداخت میکرد. دانشجویان بورسیه بنیاد فورد، رهبری گروه های دانشجویی ای را برعهده گرفتند که در سرنگونی دکتر سوکارنو، مشارکت میکردند. ژنرال سوهارتو که از امور مالی سطح کلان چیزی نمیدانست، درسهای اقتصادی این اقتصاددانان جوان را روی نوارهای شنیداری دریافت میکرد تا در منزل بدانها گوش دهد و کتاب دستورالعملی برای برخورد با مسائل مهم اقتصادی اندونزی(شبیه کتاب آشپزی) دریافت کرده بود. البته مافیای برکلی در مقایسه با مکتب شیکاگو کمتر در معرض آموزشهای ایدئولوژیک بودند و تندروهای ضد دولتی نشده بودند و عقیده داشتند که دولت در مدیریت اقتصاد داخلی باید نقشی برعهده گیرد و اطمینان یابد که خرید ضروریات اولیه مثل برنج، خارج از بضاعت مردم نباشد. اما در خیر مقدم گویی به سرمایه گذاران خارجی برای استخراج ثروتهای عظیم معدنی و نفت اندونزی، سنگ تمام گذاشتند102. سوهارتو نشان داده بود که در صورت استفاده از سرکوب وسیع به صورت پیش دستانه، کشور در حالت نوعی شوک فرو خواهد رفت و مقاومت را میتوان حتی قبل از وقوع از میان برداشت. و بدین ترتیب مردمی که تا چند هفته قبل به شدت از استقلال کشور خویش دفاع میکردند، کشور را از شدت هراس به سوهارتو و جلادانش واگذاشته بودند. بنابراین راهکار تقلید خوف انگیز، برای شیلی انتخاب شد. دانشجویان دانشگاه کاتولیک سانتیاگو در شیلی، به حزب آزادی فاشیست مسلک پیوستند و به تقلید آشکار از جوانان پیرو هیتلر در خیابان ها رژه میرفتند، رهبران بنگاههای اقتصادی شیلی بدنبال تغییر رژیم آلنده بودند و از سوی سیا و شرکتهای چند ملیتی و محفل واشنگتن آنان، حمایت میشدند(چرا که دولت آلنده را با آزادی در شیلی و کسب و کار خصوصی، ناسازگار میدانستند)، نظامیان بخش دیگری از کار را برعهده داشتند و برو بچه های شیکاگو در شیلی نیز طرحهای بدیل را در برابر برنامه های دولت آلنده، طراحی میکردند که مبتنی بر خط مشی نولیبرال بود103. در نهایت کودتای شیلی متضمن سه نوع شوک متمایز بود: شوک خود کودتا که بلافاصله با دو نوع شوک دیگر همراه میشد یعنی شوک درمانی سرمایه داری ابداعی فریدمن و دیگری شوک الکتریکی حاصل از نتایج تحقیقات کامرون. ترکیب این سه شوک، دستورالعملی بود که قرار بود در کشورهای همجوار شیلی و حتی سه دهه بعد در عراق و در نهایت پس از 11 سپتامبر در خود آمریکا اعمال شود. این سه شوک یکدیگر را تقویت میکردند، شوک کودتا، امکان شوک درمانی اقتصادی را فراهم میکرد و شوک اتاق شکنجه، مخالفین شوک اقتصادی را وحشت زده و لذا ساکت میکرد104. از دل این آزمایشگاه زنده، اولین کشور پیرو مکتب اقتصادی شیکاگو پدید آمد و بعدها این پیروزی برای فریدمن و شاگردانش، ابعادی جهانی یافت. شاگردان مکتب شیکاگو، در طول دهه1970، برای پیاده کردن اصول اعتقادی اقتصاد فریدمنی، خود را از یک دیکتاتوری آمریکای لاتین به دیکتاتوری دیگر میرساندند. تقریباً هر جا که دیکتاتوریهای راستگرای نظامی در آمریکای لاتین، بر مسند قدرت بودند، حضور دانشگاه شیکاگو را میشد حس کرد(برای مثال در رژیم نظامی کودتایی کشور بولیوی و آرژانتین). بعدها، فریدمن مشاور حزب کمونیست چین برای گرویدن به اقتصاد بازار آزاد گردید و برنامه ای جهت لیبرالیزه کردن اقتصاد چین، برای آن حزب تهیه نمود. ترکیه، غنا و کره جنوبی نیز در مسیر اقتصاد آزاد از کودتایی نظامی بهره بردند. در کشورهایی چون مکزیک، سنگاپور، هنگ کنگ و تایوان نیز مسیر اقتصاد آزاد فریدمنی، توأم با نظام تک حزبی بود105. مارگارت تاچر248 با تشویق فریدریش هایِک249(مرشد فکری تاچر و حامی مکتب اقتصادی شیکاگو )، از شیلی، بعنوان مدلی برای دگرگون کردن اقتصاد کینزی بریتانیا، استفاده کرد. بدین ترتیب دوران تاچریسم و دوران ریگانیسم در دهه1980، رقم خورد106. بعدها ردپای مکتب اقتصادی شیکاگو در لهستان دوران لخ والسا250، حرکت چین به سوی اقتصاد آزاد پس از سرکوب میدان تیان آن من251، آفریقای جنوبی زمان ماندلا252 و پس از آن، روسیه دوران یلتسین253 و پوتین، بحران اقتصادی آسیا، جنگ با یوگسلاوی107 زمان میلو شویچ254 ، آمریکای پس از 11 سپتامبر و پس از آن افغانستان و عراق، سریلانکای پس از سونامی، نئواورلئان آمریکا پس از توفان کاترینا، سیاستهای اسرائیل و… مشاهده گردید. برای مثال طرفداران مکتب شیکاگو با استفاده از تئوری مدل این سئوال را مطرح میکنند که ویژگی کشورهای عرب خاورمیانه که تروریست خیزند، چیست؟ و در پاسخ میگویند نبود دموکراسیِ بازار آزاد و لذا از جنگ عراق برای دوباره ساختن جهان و وارد کردن شوک به جهان، استفاده نموده اند. آنچه در این زمینه اهمیت دارد این است که بکارگیری خشونت خیلی زیاد، مانع دیدن منافعی میشود که خشونت در خدمت آن است. بدین ترتیب، فرهنگ در اقتصاد فاجعه تغییر میکند و انگیزه برای جاسوسی، شکنجه، جعل اطلاعات و شواهدسازی بوجود می آید و محرک قدرتمندی برای ترس و حس خطر دائمی و غلبه گفتمان ترس میباشد(شهابی، نبوی، 1390). پیگیری مکتب اقتصادی شیکاگو، پس از کودتا بر علیه آلنده در نقاط دیگر دنیا، موجب شد در نهایت بیش از نیمی از جمعیت جهان، به زیر خط فقر رانده شوند. این نه یک تصادف بلکه اجرای دقیق یک طرح بود: اجرای سیه روزی و فلاکت برنامه ریزی شده.در سال 1976، فریدمن جایزه نوبل اقتصادی را به دلیل کارهای به اصطلاح بدیع و پرمحتوایش در خصوص رابطه تورم و بیکاری، بدست آورد و از فرصت سخنرانی خود استفاده کرد تا استدلال کند که رشته اقتصاد به اندازه علومی چون فیزیک، رشته ای علمی، دقیق و عینی و مبتنی بر برررسی بی طرفانه اطلاعات موجود است. او براحتی از کنار این نکته گذشت که خط فقر، شیوع بیماری حصبه و تعطیلی کارخانه های شیلی، شاهد روشن بطلان فرضیه محوری ای است که او برایش داشت جایزه میگرفت.
4-6- بنیاد فورد و حقوق بشر :
یکسال بعد از اخذ نوبل اقتصادی توسط فریدمن، سازمان عفو بین الملل، عمدتاً به خاطر اقدامات شجاعانه و مبارزه جویانه اش در افشای موارد نقض حقوق بشری در شیلی و آرژانتین، جایزه صلح نوبل را از آن خود کرد. بدین ترتیب شوکهای اتاق شکنجه قویاً محکوم شده بودند و شوک درمانیهای اقتصادی مورد تجلیل قرار گرفته بودند. گویی این دو نوع شوک کاملاً با یکدیگر نامرتبطند. علت این تفکیک بدین دلیل بود که جنبش حقوق بشری، تنها بر جنایات تمرکز مینمود و به دلایل مستتر در پس آنها کاری نداشت. این تنگنا در عمل به زمان شکل گیری جنبش امروزین حقوق بشر، یعنی تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر در سازمان ملل متحد در سال1948، برمیگردد. هنوز مرکب این اعلامیه خشک نشده بود، هر دو طرف جنگ سرد، آن را چون تیشه ای جناحی برای کوبیدن و متهم کردن طرف مقابل به پا در جای پای هیتلر نهادن، به کار گرفتند. در چنین شرایط پرتنشی بود که سازمان عفو بین الملل، دکترین بیطرفی مطلق را سرلوحه کارش قرار داد: قرار شد بودجه آن را منحصراً اعضاء تأمین کنند و از دولتها، جناحهای سیاسی، ایدئولوژیها، منافع اقتصادی یا کیشهای مذهبی، مستقل باشد. موضع عفو بین الملل در آن زمان این بود که چون نقض حقوق بشر، بلیه ای جهانی و در نفس خود محکوم است، تعیین علل موارد نقض، ضرورت ندارد و به جای آن، موارد نقض باید هرچه بیشتر، به طور دقیق و موثق، مستندسازی شوند. به همین دلیل بود که عفو بین الملل در گزارش سال 1976 خود درباره آرژانتین، درباره فقر فزاینده یا تغییر180 درجه ای برنامه های بازتوزیع ثروت، سکوت اختیار کرد در حالیکه اینها، محورهای اصلی سیاست کودتاچیان بودند. گزارش، فرامین مغایر آزادیهای مدنی کودتاچیان را به دقت فهرست کرده بود ولی درباره هیچیک از فرمانهای اقتصادی منجر به کاهش دستمزدها و افزایش قیمتها توسط کودتاچیان، ذکری به میان نمی آورد. این در حالی است که این فرمانها، ناقض حق برخورداری مردم از غذا و سرپناه، یعنی ناقض بخشی از منشور حقوق بشر سازمان ملل بودند. از همین رو، نقش دولت ایالات متحده، سازمان سیا، زمینداران محلی و شرکتهای چند ملیتی نیز در این گزارش، مورد غفلت قرار گرفت. با چنین دیدگاهی نسبت به حقوق بشر، فعالان حقوق بشری نیز در کشورهای با حکام سرکوبگر، تنقیدهای متداول چپ قدیم از بورژوازی را کنار نهادند و زبانی جدید یعنی زبان اعلامیه جهانی حقوق بشر را آموختند. این شیوه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، اقتصاد دانش، مکتب شیکاگو، آموزش و پرورش Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، تولید ناخالص داخلی، توسعه انسانی، منابع مالی