منابع پایان نامه ارشد درمورد جمال الدین، علوم تربیتی، حقوق کیفری ایران، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

از ادب به معنی حذاقت یا براعت و ذکاء قلب و امثال آن است.(هاشمی ،جواهر الادب)
– ادب (عاقب تادیبا): تأدیب نمود، ادب کرد؛(مجمع اللغات 4 زبانه)
– ادبه:(0تربیتش کرد0)هذبه وراض اخلاقه(اورا پاک ورفتارشرا رضایت بخش نمود)، فهو مؤدب (پس اوبا ادب شد)، عاقبه علی اساءة و منه(آگاه کردن برآثارونتایج بدیها) ، التادیبات الکنیسه (نسبت به آداب عبادتگاه آگاهی یافت یاطبق مقرات عبادتگاه عمل می کند).(ریگی،المنجد،ص 4،1362)
تأدب(تربیت شد): تهذب به (از آن آلودگی پاک شد): اقتدی(به او اقتا کر وپیروی کرد)؛ تأدب عن فلان( نسبت به فلان موضوع مطلع شد): تخلق باخلاقه استادب (نسبت به رفتا روآن آموزه اخلاقی عامل شدبرای او ملکه شد: تأدب؛ الادب: ج آداب، الظرف؛ التهذیب ادبه (رفتارش را اصلا ح کرد): علمه الادب( رفتار وعمل وشیوه درست را به او آموخت)؛ تادب: تعلم الادب(نسبت به عمل ورفتار صحیح آگاهش کرد)؛ الادب، ج: الآداب (ادب جمعش آداب است )(فرهنگ عربی المنجد ص 4 چاپ 1362 )- «ادب خروج از صدق اختیار و زاری بر بساط نیازمندی و افتقار باشد، چنانچه در این معنی گفته اند:
ادب نه کسب عبادت نه سعی حق طلبی است به غیر خاک شدن هر چه هست بی ادبی است
– «ادب نزد اهل شرع پرهیزگاری و نزد اهل حکمت و دانش نگاهداری و صیانت نفس است » (دهخدا، علی اکبر، 1372، ذیل واژه ادب).
اما تأدیب از ریشه (ادب) است؛ ابن منظور در لسان العرب می نویسد:
«الأَدَبُ: الذي يَتَأَدَّبُ بة الأَديبُ مِن النّاسِ، سُمِّيَ أَدَباً لأَنة يَأْدِبُ الناسَ إلى المَحامِد، و يَنْهاهم عن المقَابِح. و أَصل الأَدْبِ الدُّعاءُ»(ادب عبارت است از آن چیزی که فرد از مردم می آموزد واین آموخته ادب نامیده می شود زیرا مردم نیکی ها را می آموزند وآنها نهی می شوند از زشتی ها(ابن منظور،جمال الدین محمد بن مکرم،1414 ه ق، ج‏1، ص207)
در اصطلاح تأدیب بعنوان نوعی مجازات ، در لسان فقها اغلب در دو معنا بکار برده شده است:
1- تعزیر
در مسالک الافهام در تعریف تعزیر چنین آمده است که «تعزیرات» جمع «تعزیر»، در لغت به ‏معنای ادب کردن و در اصطلاح شرع عبارت از عقوبتی است که در غالب موارد در اصل شرع برای آن اندازه‏ای معین نگردیده است(عاملی، زین الدین بن علی (شهید ثانی)، بی تا، ج۱۴، ص۳۲۵.).
تعزیر در حقوق کیفری ایران عبارت از مجازاتی است مادون حد شرعی. به عبارت دیگر تعزیر کیفریست برای جرایمی غیر از آنهایی که در حقوق جزای اسلامی برایشان حد در نظر گرفته شده‌است. تعزیر در شرع از حیث مقدار مشخص نیست و در فقه به کیفری گفته می‌شود که برخلاف حد، قانون‌گذار اندازه‌ای برای آن تعیین نکرده باشد و تعیین آن به صلاحدید قاضی می‌باشد. تعزیر در لغت به معنای تعظیم، تأدیب، نصرت و منع می‌باشد(دهخدا، علی اکبر، 1372، تعزیر).
«تعزير» در لغت به معني «تأديب» و گاه به معني «بزرگداشت» و «ياري كردن» و «منع نمودن» آمده است، و در اصطلاح شرع و فقها به معني مجازات يا اهانتي است كه اندازه معيّني در شرع براي آن ذكر نشده و بسته به راي قاضي است كه با در نظر گرفتن «ميزان جرم» و «مقدار تحمّل مجرم» دربارة او اجرا مي‏شود(مكارم شيرازي، ناصر و ساير همكاران، 1381، ج 10، ص 178).
به عبارتی دیگر تعزیر یعنی كیفری که در شرع از حیث مقدار مشخص نیست و در مقابل حد است و در فقه بر كیفرى اطلاق مى‏شود كه برخلاف حد، شارع مقدّس اندازه‏اى براى آن تعیین نكرده است. جایگاه اصلى بحث آن، باب حدود است؛ گرچه در بابهایى مانند صوم، حج، تجارت و نکاح نیز به مناسبت از آن سخن رفته است(نجفی، محمد حسن بن باقر، 1371، ج۴۱، ص۲۵۴).
«و كذلِكَ المرأةُ إذا زَنَت بِصبيّ لَم يَبلِغ، لَم يَكُن عَليهارَجم، و كان عَلَيها جلد مائةِ. و يَجِبُ عَلَى الصبيٌّ و الصبيّةِ التّأديبَ.‏» (مرعشى نجفى، سید شهاب الدین، 1370ه.ش، ج‏1، ص77)
و همین طور زن اگر با کودک نابالغی زنا کند ، سنگسار نمی شود ،و بایستی صد ضربه شلاق زده شود ،و بایستی پسر بچه و دختر بچه تادیب شوند.
همچنین، تعزیر در زبان عربی به معنی ادب کردن و گاهی به معنی بزرگداشت، یاری و منع کردن است، و در اصطلاح فقهی به نوعی از مجازات گفته می‌شود که بسته به رأی قاضی و با در نظر گرفتن میزان جرم و مقدار تحمل مجرم درباره او اجرا می‌گردد. بنابراین فرق اساسی تعزیر با سایر مجازات‌های اسلامی این است که حد، دیه و قصاص مجازات‌های معین و ثابتی است، ولی تعزیر مجازات آن دسته از جرایم است که مشمول این گونه مجازات‌ها نمی‌شوند. همان گونه که اشاره شد، تعزیر معنی عام و گسترده ای دارد، به طوری که شامل هر گونه تنبیه یا تأدیب می‌شود و منحصر به تازیانه نیست، بلکه حبس، غرامت مالی، توقیف مالی، توبیخ و سرزنش علنی و آشکار، تبعید برای مدتی مشخص، بر کناری از شغل، ترک معامله و مراوده با مجرم و … را نیز شامل می‌شود.( مکارم شیرازی، ناصر، 1388، ج10، ص 199، 213 و 214)
2-به معنی مجازاتی غیر از حد و تعزیر
به معنی مجازاتی غیر از حد و تعزیر که ویژه کودکان و دیوانگان و نشوز زنان و نیز بهایم است.
«اَلعقَوبةُ الدنيويةِ البدنيةِ فَهَي أرَبَعة أقسام: حُدّ و تعزيُر و تأديبُ و قصاصُ، … امّا التأديب فَهَوَ عقوبةُ بدنيةِ لِغيرِ المكلّفِ كَالصبُي لَو أتى بجنايةِ، فَلا تَقطَعُ يِدَةِ لَو سَرِقَ اِنّما يُؤدّبُ كَما في كتابِ الحدودِ،….» (مرعشى نجفى، سيد شهاب الدين، 1371، ج‏1، ص78)
عقوبت های دنیوی بدنی بر چهار قسم است : حد و تعزیر و تأدیب و قصاص ،و…و اما تأدیب عقوبتی است بدنی برای غیر مکلف ، مانند کودک اگر مرتکب جنایتی گردد، بنابراین اگر سرقت کند دست او بریده نمی شود بلکه همان طور که در کتاب حدود آمده است تادیب می شود…
با توجه به معانی لغوی و معنای اصطلاحی، به نظر می رسد که تنبیه بر خلاف معنای متبادر شده در میان عامه مردم و البته کاربردهای این واژه در چند سال اخیر در علوم دیگر که معمولاً از ترجمه متون خارجی حاصل می شود ،این واژه به معنای زدن و اعمال خشونت نیست بلکه جنبه اعلام و آگاهی دادن به شخص در موقعیت هایی است که فرد متوجه رفتار و کردارش نباشد همانند شخص خفته و یا زمان غفلت اما از واژه تأدیب معنای تنبیه و اعمال خشونت با توجه به معنای لغوی نیز متبادر می شود گرچه معانی دیگری که در بالا به آنها اشاره شد نیز می توان از آن استفاده کرد به هر حال واژه تنبیه امروزه تقریباً به معنای لغوی تأدیب نزدیک تر شده کما اینکه در تعاریفی که از روانشناسان در معنای آن نموده اند می توان آن را دریافت.
در این جا توجه به چند نکته ضروری به نظر می رسد :
1 – در لسان آیات قرآنی و روایات معصومین علیهم السلام برای افاده معنی تنبیه ( به معنی زدن ) معمولاً از واژه ضرب ، زجر و ادب استفاده شده است که این واژه ها تقریباً صریح در افاده معنی تنبیه به معنی زدن می باشند
2 – از نظر فقها و همچنین روانشناسان و متخصصان علوم تربیتی تنبیه فقط زدن (تبیه بدنی ) نیست بلکه محروم کردن ، اخم کردن ، قهر کردن ، نگاه خشم آلود کردن ، بی تفاوت نشان دادن خود و … نیز از روش های تنبیه محسوب می شوند به عبارت دیگر تنبه ر ا به دوسته تنبیه بدنی و تنبیه غیر بدنی تقسیم نموده اند .
3 – آنچه در اینجا مد نظر است همان نوع تنبیه بدنی است زیرا که استفاده از روش های دیگر تنبیه تقربیاً مورد تایید همه علمای تربیتی و فقهای عظام و از ملزومات تربیت است گرچه در نحوه اجرای آنها و رعایت سلسله مراتب و نیز شدت و ضعف آنها ممکن است اختلاف نظر وجود داشته باشد .
بنابراین، تأدیب در لغت به معنای ادب آموختن/ کیفر است. تأدیب به معنای نخست در روایات از حقوق فرزندان بر والدین شمرده شده و مورد تأکید قرار گرفته است(عاملی، حر، 1414 ه ق، ج2، صص 482 – 473) و به معنای دوم نوعی از آن، تعزیر نامیده می‏شود که از اختیارات حاکم شرع است(ر تعزیر). بنابر این تأدیب اعم از تعزیر است؛ چه آنکه تأدیب فرزند توسط پدر، شاگرد توسط معلّم و برده توسط مولا را نیز دربر می‏گیرد. از این عنوان به مناسبت در بابهای اجاره، نکاح، حدود و تعزیرات یاد شده است.
بند دوم: حکم:
تأدیب با تحقّق شرایط آن، امری مشروع و جایز بلکه در فرض مفسده داشتن ترک آن، واجب است. (نجفی، محمد حسن بن باقر، 1370، ج5، صص 445 -444.)
بند سوم: ولایت تأدیب:
حقّ تأدیب برای ولیّ مانند حاکم شرع، پدر و مولا، و نیز برای شوهر و معلّم ثابت است.
بند چهارم: مقدار و چگونگی تأدیب:
در تأدیب لازم است به آن مقدار و نحوه‏ای که تأدیب بدان حاصل می‏گردد بسنده شود و افزون بر آن در صورت علم به زیاده بودن آن جایز نیست. (نجفی، محمد حسن بن باقر، 1370، ج 5، ص448) البتّه در شرع مقدّس نسبت به مقدار و چگونگی تأدیب حدودی قرار داده شده که بدان اشاره می‏شود.
تأدیب حاکم شرع نسبت به بزهکار – که از آن به تعزیر تعبیر می‏شود – باید کمتر از بالاترین حدّ شرعی) صد تازیانه یا پایین‏ترین آن (75 تازیانه )- بنابر اختلاف در مسئله – باشد.
تأدیب کودک با زدن تا سقف پنج یا شش تازیانه با ملایمت و نرمی، تأدیب شاگرد تا سه ضربه و تأدیب زن و برده تا ده تازیانه جایز است. در کراهت یا حرمت افزون بر اندازه‏های یادشده اختلاف است. برخی افزون بر ده ضربه را مکروه دانسته‏اند(خوئی، سیدابوالقاسم،1390، ج1، صص 342 – 340)
در بعضی روایات، زدن کودک نه ساله نافرمان جهت وادار کردن وی به وضو و نماز در صورت نیاز، جایز شمرده شده است(گلپایگانی، 1385، ج 2، ص 285 – 282).
شوهر می‏تواند همسر ناشزه خود(نافرمان نسبت به حقوق واجب شوهر )را تأدیب کند. برای تأدیب وی مراتبی قرار داده شده است، مانند سخن گفتن و نصیحت، پشت کردن به وی در رختخواب و زدن به مقدار رفع نشوز، بدون آنکه موجب ایجاد جراحت و زخم و کبودی گردد( عاملی، حر، 1414ه.ق، ج 4، ص 20).

بند پنجم: ضمان تأدیب کننده:
1. چنانچه بر اثر تأدیب، به کودک آسیبی برسد یا بمیرد تأدیب کننده ضامن دیه (ر دیات ) یا ارش(رارش) خواهد بود. (نجفی، محمد حسن بن باقر(صاحب جواهر)، 1370ه.ش ، ج 31، ص 207 – 201)
2. همچنین اگر بر اثر تأدیبِ زن آسیبی به وی برسد شوهر ضامن است.
3. برخی بین ولیّ کودک و شوهر فرق گذاشته و ولیّ را ضامن ندانسته‏اند.
4. برخی دیگر نیز الحاق شوهر به ولیّ را در عدم ضمانت، بعید ندانسته‏اند. البتّه بر ثبوت ضمان به طور مطلق ادّعای اجماع شده است(نجفی،محمد حسن بن باقر(صاحب جواهر)، 1370ه.ش ، ج27، ص 289).
5. کسی که برای تربیت حیوانی اجیر شده می‏تواند در حدّ متعارف به انگیزه تربیت، آن را بزند و در فراتر از حدّ متعارف چنانچه آسیبی بر حیوان وارد شود یا تلف گردد، ضامن است. (نجفی،محمد حسن بن باقر(صاحب جواهر)، 1370ه.ش ، ج 27، ص 289)

1-2-1-2 تنبیه

ریشه تنبیه از ماده (نبه) می باشد در لسان العرب آمده است:
«النُّبْة: القيامُ و الانْتِباة من النوم، … انْتَبَة من نومة: استَيقَظ، و التنبية مثلة … النبة: الانتباة من النوم. أَبو زيد: نَبِهْتُ للأَمر أَنْبَة نَبَهاً فَطِنْتُ، و هو الأَمر تنساة ثم تَنْتَبِة لة. و نَبَّهَة من الغفلة فانْتَبَة و تَنَبَّة: أَيقظة. و تَنَبَّة على الأَمر: شَعَرَ بة… و نَبَّهْتُة على الشي‏ء: وَقَّفْتُة علية فَتَنَبَّة هو علية. و ما نَبِة لة نَبَهاً أَي ما فَطِنَ،».
((النبه): بلند شدن و بیدار شدن از خواب ،…(انتبه من نومه):از خواب خود بیدار شد ،و تنبیه مانند آن است …(النبه):بیدار شدن از خواب .ابو زید می گوید:(نبهت للأَمر أَنْبَهُ نَبَهاً) به یاد آوردم ،و آن امری است که فراموش کرده ای و دوباره متنبه آن می شوی .( نَبَّهَهُ من الغفلة فانْتَبَه و تَنَبَّهَ):او را (از غفلت) اگاه ساخت.( و تَنَبَّه على الأَمر): به آن امر اگاهی یافت …( و نَبَّهْتُهُ على الشي‏ء): او را در جریان آن امر قرار دادم پس او بر آن (تنبه)اگاهی یافت .( و ما نَبِهَ له نَبَهاً):یعنی متوجه آن نشد ،) (ابن منظور،جمال الدین محمد بن مکرم،1414 ه ق، ج‏13، ص547)
«تنبیه »1 در لغت، به معنای آگاه کردن، (معین، محمد ، 1376، ج 1، ماده «تنبیه ») و بیدار کردن (دهخدا،

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد فقه اسلامی، حقوق ایران، امام صادق، قانون مجازات Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد حق استمتاع، علی بن الحسین، اجرای مجازات، فقهای امامیه