منابع پایان نامه ارشد درمورد توسعه یافتگی، سلسله مراتب، توسعه منطقه، توسعه شهری

دانلود پایان نامه ارشد

مجموعه های ورزشی، دفتر دامپزشکی، دهداری، طرح های بهسازی بيبهره ميباشد. و روستای شوراب صغیر به عنوان مرکز دهستان فاقد بعضی خدمات مانند حمام، مرکز خدمات جهاد کشاورزی،پاسگاه، مکان ورزشی،کتابخانه عمومی، دهداری، مجتمع بهزیستی می باشد. البته در مراکز حوزه ها و دیگر روستاهای بخش نیز خلأ خدماتی مشاهده می شود . چنين خلاء خدماتي در مراكز برتر سكونت گاهي منطقه موجب شده است كه جريان هاي سرويسدهي و سرويسگيري از نظم خاصي تبعیت ننمايد و پرش هایي در مراجعات ساکنان آباديها به منظور دستيابي به خدمات مورد نياز به وجود آيد ، در نتيجه مراكز در ارائه خدمات نابسامان عمل نموده و ناكارآمدي و ضعف مراكز سكونت گاهي را موجب گشته است.

4-3-5-2- 4- تحلیل درجه توسعه یافتگی
همان گونه که پیشتر ذکر کردیم در روش تاکسونومی عددیD_i ( درجه توسعه منطقه i ̇) بین صفر و یک است و هر چقدر این مقدار به صفر نزدیکتر باشد ، بیانگر توسعهیافتگی نسبی و هر چقدر به یک نزدیک تر باشد ، نشان دهنده عقبماندگی نسبی سکونتگاه مورد مطالعه است . براساس این مدل سکونتگاههای روستایی بخش سامان با استفاده از درجه توسعهیافتگی به شرح زیر گروه بندی شدهاند :

گروه یک : این گروه مشتمل بر آبادیهایی است که از درجه توسعه یافتگی پایین تر از 0.65 برخوردار می باشند و به عنوان آبادیهای درجه یک و توسعه یافته به شمار میروند.بر این اساس دو آبادی با جمعیتی بالغ بر 5578 نفر در قالب 1490 خانوار را شامل می گردد. (آبادیهای : هوره و شوراب صغیر)
گروه دو :آبادی هایی که از درجه توسعه یافتگی بین (0.83- 0.65) برخوردار هستند در این گروه جای میگیرند و به عنوان آبادیهای درجه و نسبتاً توسعهیافته مطرح میباشند. بر این اساس7 آبادی با جمعیتی بالغ بر 7495در قالب 2003 خانوار را شامل میشود.(شامل آبادیهای: گرمدره، مارکده، سوادجان، چم چنگ، چمعالی، چمزین، دشتی)
گروه سه :آبادی هایی که از درجه توسعه یافتگی بین (0.89- 0.83) برخوردار هستند را شامل میگردد و به عنوان آبادیهای نسبتاً ضعیف به شمار میروند . بر این اساس 9 آبادی با جمعیتی بالغ بر 5445 نفر در قالب 1498 خانوار در این گروه جای میگیرند (شامل آبادی های: یاسه چا، چم خلیفه، شوراب کبیر، محمد آباد طباطبایی، چلوان،کاهکش، صادق آباد، چم کاکا، قوچان)
گروه چهار : این گروه مشتمل بر آبادیهایی است که از درجه توسعهیافتگی بالاتر از (0.89) برخوردار می باشند و به عنوان آبادیهای درجه چهار و ضعیف به شمار میروند. بر این اساس 5 آبادی با جمعیتی بالغ بر 1168 نفر در قالب 323 خانوار را شامل می شود.(شاملآبادیهای : چم نار، قراقوش، چم خرم، ایلبگی، چم جنگل)
جدول شماره 4- 20- سطح بندی روستاهای بخش سامان بر اساس مدل تاکسونومی
گروه
سطح
درجه توسعه یافتگی
تعداد روستا
خانوار
جمعيت
1
درجه يك
کمتر از0.65
2
1490
5578
2
درجه دو
0.65-0.83
7
2003
7495
3
درجه سه
0.83-0.89
9
1498
5445
4
درجه چهار
بالاتر از0.89
5
323
1168

23
5314
19686

از آن چه گفته شد نتیجه می گیریم شهر سامان با داشتن 9 مرکز روستایی نسبتا توسعه یافته (39.1 درصد) و14 سکونتگاه پیرامونی به نسبت لازم توسعه نیافته (60.8درصد) یا فاقد کارکردهای مناسب شهری مطرح است و لذا با بهره گیری از این شاخص می توان گفت که این شهر در ارائه یا تزریق امکانات و کارکردهای اولیه جهت توسعه و پیشرفت اقتصادی – اجتماعی نقاط و مراکز روستایی پیرامون خود موفقیت زیادی نداشته است.

فصل پنجم :
نتیجه گیری نهایی، ارائه ي پیشنهادات

بعد از مطالعات و تحقیقات نظری مستمر راجع به موضوع، به بررسی کلی نقش شهر منتخب و موردی در منطقه پرداختیم و در واقع، شهر کوچک را به عنوان وزنه ای قلمداد کرده ایم که وقتی بر یک ناحیه و یا سطح فرضی فرو می افتد، بیشترین تأثیرات خارجی خود را بر نزدیکترین نواحی پیرامونی و شعاع های نزدیک خواهد داشت و بتدریج به طرف حاشیه سطح فرضی تأثیرات کلی تر و کم رنگ تری دارد. بنابراین شهرهای کوچک را شهرهایی تصور کرده ایم که از یک طرف بر کل منطقه ای که در آن به عنوان یک کانون کوچک شهری در یک سلسله مراتب و شبکه شهری بزرگتر مطرح می باشند، دارای نقش یا به سخن رساتر دارای کلان نقش هستند و با کل منطقه (استان) تعاملات و جریانات متقابل دارند و از سوی دیگر دارای تأثیرات و تأثیراتی با حوزه پیرامونی (حوزه روستایی) خود می باشند و به عبارت دیگر از خرد نقش هایی در حوزه پیرامونی بر خوردارند. که این جریان ملموستر و پایدارتر می باشد و در واقع استمرار حیات و پویایی در این شهرها در درجه اول به داده ها و توانهای محیط پیرامون آنها بستگی دارد و در درجه بعد به روابط و تأثیرات متقابل منطقه ای.با توجه به مطالب فوق ، سؤالات در این راستا طرح و پاسخ داده شده است.
5-1- پاسخ به سؤالات :
5-1-1- شهرهای کوچک چه نقشی در برنامه ریزی فضایی و توسعه منطقه ای محدوده های پیرامون خود ایفاء می نمایند؟
شهرهاي كوچك به عنوان اولين حلقه ارتباطي با روستاها، تاثير مستقيمي بر روستاها ميگذارند و از طرف ديگر به عنوان آخرين حلقه ارتباطي سلسله مراتب شهري، از شهرهاي بزرگ و متوسط نيز تاثيرميپذيرند. بنابراين فراز برنامههاي محلي و فرود برنامههاي ملي و منطقهاي درشهرهاي كوچك تلاقي ميكند. این شهر ها در حوزه های مختلف اقتصادی، فعالیتی- فضایی و خدماتی می توانند در منطقه خود تأثیر گذار باشند. این شهرها با تمرکز امکانات و خدماتی برای ارائه آنها به نواحی اطراف خودشان و تخصص یابی در امر بازرگانی، به عنوان اهرم توسعه منطقه ای قلمداد می گردند. از دیدگاه توسعه منطقه ای شهرهای کوچک کارکردهایی چون عرضه و بازار یابی محصولات و خدمات کشاورزی دارند که در یک شبکه پیشرفته حمل و نقل می توانند به عنوان مکان مرکزی برای حوزه نفوذ خود مطرح باشند. هنگامی که نواحی روستایی از اقتصاد معیشتی به اقتصاد تجاری و مازاد تولید تغییر می یابند. سیستم های بازاریابی دوره ای نیز دگرگون و در داخل سیستم های بازاری یکپارچه می شوند. شهرهای بازاری و شهرهای کوچک نقش مؤثری در تأمین نهاده های زراعی و جذب تولیدات کشاورزی بازی می کنند. در واقع کشاورزی نمی تواند توسعه یابد مگر اینکه یک سیستم نهادی کامل به وجود آید تا بازار تولیدات خودش را حمایت کند. این شهرها در نواحی روستایی به عنوان یک مرکز بازاری سطح بالاتر محصولات کشاورزی وکالاهای روستایی هم برای فروش و توزیع در سطح ناحیه و خارج از ناحیه عمل می کنند. و به ایجاد فرصت های شغلی جدید روستایی، به ویژه در صنایع کوچک مقیاس، فرآوری محصولات کشاورزی، بازرگانی و صنایع خانگی که از منابع محلی به عنوان مواد اولیه برای تولید استفاده می کنند، کمک می نمایند.. به عبارتی شهرهای کوچک می توانند به عنوان یک مرکز جذب نیروی کار مازاد روستایی در فعالیتهای غیرکشاورزی عمل نمایند. و برای اکثریت ساکنان روستایی دسترسی به خدمات اساسی و همچنین امکانات آموزشی، رفاهی را فراهم می کنند. افزایش بهبود کیفیت خدمات شهر ها و بالا بردن استانداردهای زندگی در این شهرها از مسائلی است که می تواند به ماندگاری جمعیت در شهرهای کوچک کمک نماید.
در نهایت شهرهاي كوچك با پذيرش سهم قابل توجهي از عوامل توليد، سرمايه گذاری ها و نيروي انساني و جمعيت منطقه، در فواصلي متناسب با پهنه منطقه ، همچون وزنههاي به دور از حوزه كشش مركز استان عملكرده و قادر به تثبيت مجموعه عوامل لازم براي شكوفايي ناحيه پيراموني خود ميگردند. با اين كار به همراه كاهش تفاوت هاي مركز با پيرامون، ميتوان به تعادلي موزون در سراسر منطقه دست يافت و اين مهم فقط با تأمين و تجهيز اين شهرها در زمينه خدمات و امكانات اشتغالزايي، آموزش، بهداشت و درمان و ساختارهاي زيربنايي، تحقق پذير است .
5-1-2- آیا شهر سامان، توانسته باعث توسعه سکونتگاههای پیرامون شود و روابط جدید و پایداری بین سکونتگاهها ایجاد نماید؟
جهت روشن شدن این مسأله ابتدا باید جایگاه و نقش شهر را در سلسله مراتب شهری استان مشخص نمود. در ابتدای فصل پنجم شبکه شهری استان مورد تدقیق و بررسی قرار گرفته است . نتایج حاصل از این بررسی بدینگونه است که جمعیت شهری استان از سال 1335 تا 1385 افزایش یافته است و بر تعداد نقاط شهری افزوده شده است و شهر سامان نیز در سال 1365 به عنوان شهر شناخته شده است و بالاترین نرخ رشد جمعیتی این شهر طی دوره 1355 تا1365 بوده است و در سال های بعد رشد جمعیت شهر سامان ناچیز بوده است. و طی سالهای 1365 تا 1385 جمعیت این شهر 1.23 برابر شده است. به لحاظ کارکرد اقتصادی شهر سامان کارکردخدماتی دارد و به دلیل قرار گیری در قطب گردشگری و کشاورزی استان و نزدیکی به مرکز استان و حوزه نفوذ وسیع روستایی ظرفیت های بالایی برای توسعه دارد.
با انجام محاسبات مربوط به قاعده رتبه– اندازه در سطح استان در می یابیم شهر های استان دارای یک قاعده مندی در نسبت رتبه اندازه می باشند و شهرهای کوچک در منطقه از حیث تعداد قابل توجه و در نظام شبکه شهری منطقه دارای جایگاه و رده های قابل قبولی هستند. در این نظام شهری، شهر سامان در سال 1365در رتبه هشتم و در سال 1385 نیز همین رتبه را دارا بوده است.
بررسی ساختارکالبدی بخش به لحاظ ساختاری این نکته را مشخص می سازد که مهمترین عامل تأثیر گذار بر سازمان فضایی بخش عوامل طبیعی و رودخانه زاینده رود بوده است و شهر سامان در سامان دهی سکونت گاه های واقع در سطح بخش نقش چندانی نداشته است.
بررسی سلسله مراتب جمعیتی بخش نیز این مسئله را تأیید می نماید که الگوی استقرار و پراکنش جمعیتی سکونت گاه های بخش متأثر از شرایط طبیعی و رودخانه زاینده رود بوده است .
با بررسي تغییر الگوهای سیاسی و اداری در سطح شهرستان در سال 1376 و ارتقاي دهستان سامان به بخش سامان و مرکزیت شهر سامان به عنوان کانون مرکزی دو دهستان سامان و هوره افزایش ناچیزی در تعداد و تنوع شاخصهای توسعه شهری و همچنین برخورداری سکونت گاه ها پیرامون شهر به لحاظ خدمات را شاهد بوده ایم. که بررسی های انجام شده بوسیله مدل های ضریب ویژگی و شاخص مرکزیت نیز این مسأله را تأیید می نماید.
نقش شهر سامان در دو سطح کلان و خرد مورد تحلیل قرار گرفت یکی از موارد تحلیل کلان، بررسی شاخصهای توسعه شهری بود که با استفاده از این شاخصها میزان توسعهیافتگی شهر سامان را در مقایسه با سطح استان مورد سنجش قرار دادیم. شهر سامان در اکثر شاخص های توسعه شهری و همچنین از نظر درجه توسعه یافتگی در مقایسه با شهرهای استان ردههای میانی را به خود اختصاص داده است ( رتبه دهم از 24 شهر موجود ) . می توان اینگونه بیان کرد که شهر سامان به لحاظ شاخص های توسعه جایگاه قابل قبولی را به خود اختصاص نداده است. نتایج حاصل از بررسی های جمعیتی نیز دليل بر وجود مهاجرت ها از سطح بخش به دیگر نقاط استان و استان های دیگر می باشد و شهر سامان فقط در بین سالهای 1355 تا 1365 ظرفيتها و جاذبههاي شهرنشيني بالایی در سطح استان داشته و در سالهای بعد روند نزولی را طی کرده است.
مطابق نتایج حاصله از اسکالوگرام حوزه پیرامونی شهر سامان، چنین استنباط می شود که شهر سامان هنوز توانمندی و تسلط کافی را در خدمات رسانی و ارائه ي کارکردهای مورد نیاز نواحی روستایی پیرامون خود را کسب نکرده و شکافهای خدماتی بسیاری در سکونتگاههای بخش وجود دارد و همچنین این مسأله را تأیید می نماید که هیچ رابطه ای بین فاصله سکونتگاهها از مرکز بخش و توسعه یافتگی وجود ندارد و حتی فرهنگ تزریق توسعه و ارتقاي سطح کیفی و کمی زیست روستایی در این شهر جایگاه خود را نیافته است.
در اواخر فصل پنجم با استفاده از مدل تاکسونومی عددی ، نقاط سکونتگاهی منطقه مورد مطالعه از نظر توسعهیافتگی در چهار سطح رتبهبندی گردید. هدف از محاسبه و ارزیابی این شاخص، تعیین میزان توسعه یافتگی یا به توسعه رسیدن نقاط روستایی و سکونت گاهی حوزه نفوذ شهرهای منتخب است و اینکه اینگونه شهرها، تا چه مقدار و به چه میزان

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد حوزه نفوذ، صنایع دستی، بخش کشاورزی، بخش اقتصاد Next Entries منبع پایان نامه با موضوع قانون حاکم، حقوق ایران، نظم عمومی، داوری‌های تجاری بین‌المللی