منابع پایان نامه ارشد درمورد توسعه منطقه، حوزه نفوذ، روستا – شهر، کشورهای پیشرفته

دانلود پایان نامه ارشد

حاكم بر ناحيه را نيز دربر ميگيرد.» ( فريد ؛ 1371: 45) براي تعيين نقش شهر روشهاي گوناگوني توسط جغرافي دانان ارائه شدهاست كه تمامي آنها خاصيت كمي و آماري دارند كه مهمترين آنها روش اجرايي” گنار الكساندرسن” “چانسي هاريس آمريكايی”،” ژاكلين بوژوگارنيه و ژرژ شابو ” و ” ماكس دريوي فرانسوي” است. (همان: 264)
به نظر« ماركس دريوي نقش شهر، اقدام تصنعي است . وي معتقد است شهر ضمن اينكه خدماتي بر ناحيه عرضه ميكند از شرايط جغرافياي ناحيه نيز متاثر است . بنابراين براي آزمون نقش و كار شهر بايد به طور همه جانبه ناحيه را شناخت و سپس در پي ارزيابي نقش شهرها در ناحيه بود.» (همان:334)
بايد در نظر داشت كه نقش شهر فقط در جنبه هاي اقتصادي خلاصه نميشود بلكه شهر ميتواند نقش اجتماعي نيز داشته باشد . نهايتاً نقشهايي كه شهرها ارائه ميدهند ازهم جدا نيستند بلكه به عنوان اجزاي يك سيستم هستند .

2-1-2- شهر كوچك ( small city)
اندازه شهر همچون خود شهر تعريف روشني ندارد. عوامل متعددي در اندازه يك شهر مؤثرند، كه توصيف آنها و نقشي كه هر كدام به عهده دارند،به تعريف اندازه شهر كمك ميكند.اين عوامل عبارتند از:
تعداد جمعيت
توان اقتصادي ( درآمد كل شهر ، درآمد سرانه يا متوسط درآمد خانوار)
اندازه فيزيكي شهر ( وسعت )
تراكم (رابطۀ بين تعداد جمعيت و مساحت شهر) (رضواني و همكاران ؛ 1386: 46)

شهركوچك، يك مفهوم نسبي است. اين مفهوم به درجه شهرنشيني، سطح توسعهيافتگي و ساختار اقتصادي يك كشور بستگي دارد و به تبع آن در داخل يك كشور از منطقهاي به منطقه ديگر، تعريف شهركوچك متغير است . سازمان ملل براي تشخيص شهرهاي كوچك از ساير شهرها از فاكتور جمعيتي استفاده ميكند و رقم يكصد هزارنفري را پيشنهاد ميكند( فني ؛1382 : 14).
در طرح آمايش سرزمين، بهترين طبقهبندي براي شهرهاي ايران كه مبناي جمعيتي دارد و نيز عملكرد اين شهرها بر آن افزوده شده كه عبارتند از :
روستا – شهر ( كمتر از 25000 نفر) ؛
شهرهاي كوچك ( كمتر از 50000 ) ؛
شهرهاي متوسط كوچك ( 50 تا 100 هزار نفر ) ؛
شهرهاي متوسط بزرگ ( 100 تا 250 هزار نفر) ؛
شهرهاي بزرگ مياني (250 تا 500 هزار نفر) ؛
شهرهاي بزرگ و بسيار بزرگ ( 500 هزار تا 2 ميليون نفر).
در اين طرح به شهرهاي كه كمتر از 50 هزار نفر جمعيت دارند شهركوچك اطلاق ميشود درحالي كه شهرهاي كمتر از 25000 هزار نفري را روستا – شهر در نظر گرفته كه البته اين شهرها هم جزء شهرهاي كوچك به شمار ميآيد . (حكمت نيا؛ 1385: 203)
باید در تعريف شهرهاي كوچك به اين نكته توجه كنيم كه تعريف شهركوچك تنها براساسشاخص جمعيتي، يك نگاه تك بعدي به شهركوچك است و هرگز به تعريف روشنی از شهركوچك نخواهيم رسيد . علاوه بر شاخص جمعيتي ، نوع عملكرد شهريهاي كوچك و ماهيت فعاليتهاي اينگونه شهرها در حوزه نفوذ و منطقه پيرامون، نقش و توانايي و انعطافپذيري شهرهاي كوچك در تعريف اينگونه شهرها بايد درنظر گرفته شود. توجه به اين نكته حائز اهميت است كه سكونت گاه هايي وجود دارند كه با جمعيت بسياركم عملكرد شهرهاي كوچك را دارند . با توجه به اينكه تعريف شهركوچك از يك كشور به كشور ديگر و حتي از يك منطقه به منطقه ديگر متفاوت است لذا براي هر منطقه مطالعاتي ، با توجه به ويژگيهاي آن، از جمله تعداد كل جمعيت منطقه، تعداد شاغلين در بخشهای مختلف شهري وغيره .. ميتوان طبقهبندي و تعريف خاصي از شهر كوچك را ارائه داد.
در پژوهش حاضر شهرهاي كمتر از 25000 هزار نفري به عنوان شهر كوچك تلقي شده است و شهر سامان با جمعيت 14800 هزار نفر در اين طبقه بندي جاي ميگيرد .

2-1-3- توسعه
توسعه از جمله مفاهيمي است كه در دهههاي اخير محل مناقشه صاحبنظران و انديشمندان علوم اجتماعي بوده است به طوري كه منجر به ارائه سه ديدگاه از توسعه شده است و اين سه ديدگاه فرايند تاريخي توسعه را نشان ميدهند كه حاصل تركيب نيازهاي در حال تغيير نظامهاي اجتماعي است .
كه عبارتند از :
ديدگاه كلاسيك و محافظه كارانه : این دیدگاه به تئوری تولید نیز معروف است و ناظر بر پیشرفت تکنیکی و رشد اقتصادی است.
ديدگاه راديكال : این دیدگاه در نقد دیدگاه کلاسیک وارد عرصه شده و موضوع توسعه کشورهای پیشرفته و کشورهای در حال توسعه را دو امر کاملاً متفاوت می داند. این دیدگاه مسائل کیفی را بر مسائل کمی مقدم می دارد و غالباً توسعه را بدون انقلاب اجتماعی نا ممکن می شمارد.
ديدگاه اصلاح طلب يا ميانه رو: این دیدگاه مسائل انسانی را مرکز ثقل توسعه دانسته و نظریات کمی دیدگاه اول و خشونت مورد نظر دیدگاه دوم را مورد حمله قرار می دهد. این دیدگاه از طرف اندیشمندان جهان سوم مطرح شده است. (معصومي اشكوري ؛ 1376 : 42- 32)

فراگردتوسعه ، فراگردی چند بعدي است كه شناخت و تجزيه و تحليل آن مستلزم يك برخورد كلگرا و استفاده از تمام ابزارهاي علوم اقتصادي و اجتماعي است.ماهيت فراگرد توسعه را ميتوان به؛”گسترش ظرفيت نظام اجتماعي براي بر آوردن نيازهاي محسوس يك جامعه تعريف كرد” در اين فرايند مسائل انساني درست در مركز اهداف فرهنگي ،سياسي ، اجتماعي و اقتصادي و اكولوژيكي توسعه قرارميگيرد . همه سونگرها و كل نگرها : توسعه را «روندي فراگير در جهت افزايش توانايهاي انساني – اجتماعي براي پاسخگويي به نيازهاي انساني – اجتماعي تعريف ميكنند» (صرافي؛1377: 40).

2-1-4- منطقه
نخستین گام تعیین مفهوم منطقه، بررسی این مطلب است که آیا مناطق، پدیده هایی طبیعی یا صرفاً ساخته ذهن ما هستند؛ در اين مورد، دو ديدگاه وجود دارد:
1لف) دیدگاه ذهنی : در این دیدگاه تنها یک منطقه ي طبیعی وجود دارد و آن جهان است و سایر تقسیم بندی های ملی، بین المللی و قراردادي، بر پایه ویژگی های کارکردی است.
ب) دیدگاه عینی: بر پایه این دیدگاه، منطقه یک محدوده واقعی و یک وجود حقیقی و پویاستکه می توان آن را به معنای محدوده جغرافیایی همگن، شناسایی کرد.
مفهوم منطقه به عنوان یک محدوده واقعی و یگانه، کاربرد عملی ندارد اما در دیدگاه ذهنی منطقه یک وسیله بیان وتشریح است و می توان آنرا با معیارهای مختلف تعیین کرد. بدین ترتیب حدود و ثغور منطقه بستگی به ماهیت، هدفها و معیارهای برنامه ریزی دارد. (رفیعی؛ 1371: ص11 و 12)
بر اين اساس منطقه را می توان به انواع مختلف تقسیم بندی نمود كه در اینجا به مهمترین آنها می پردازیم:
منطقه شکلی: یک حوزه جغرافیایی است که بر حسب معیارهای انتخاب شده، یکنواخت و همگن است.
منطقه عملکردی: حوزه ای جغرافیایی است که بخشهای آن طبق معیاری معین، دارای انسجام عملکردی و وابستگی متقابل هستند. این حوزه گاهی از واحدهای نا همگن مانند شهرها، شهرک ها و دهکده ها تشکیل شده است که از لحاظ عملکردی ارتباط متقابل دارند.
مناطق برنامه ریزی: در یک فرایند برنامه ریزی منطقه ای، تعیین منطقه مورد عمل، تلفیقی از منطقه های همگن و در سطح های مختلف منطقه عملکردی ( بر حسب شرایط) می باشد و می توان آنرا به عنوان یک منطقه برنامه ریزی به کار گرفت. و از لحاظ” مقیاس “به چهاردسته : “منطقه کلان”، “منطقه میانی”، “منطقه خرد” و “منطقه محلی” تقسیم می شود. ( فنی ؛ 1375 : 19- 18)
منطقه با نگرش فضایی: منطقه فضایی است با محتوای مشخص که کالبدی هویت یافته داشته باشد در واقع فضایی با محتوا و کالبد مشترک در یک قلمرو جغرافیایی را منطقه می گوییم. معمولا سیمای منطقه قابل تمیز مرئی است. ( معصومی اشکوری ؛ 1388 : 21).
در پژوهش حاضر منطقه مورد نظر در حد یک بخش و حوزه نفوذ آن می باشد که در حقیقت یک منطقع عملکردی و در حد خرد منطقه می باشد.

2-1-5- توسعه منطقهاي
توسعه منطقهاي عبارت است از يك فرايند و برنامهريزي مداوم كه مستلزم عمليات و كنشهايي است كه با توسعه پايدار و چندبعدي در منطقه ارتباط تنگاتنگ دارد و يا به عبارتي توسعه منطقهاي يك برنامهريزي از پايين به بالاست كه مشاركت بخشهاي خصوصي و اجتماعي را در سطوح مختلف ملي و منطقهاي از عوامل مهم قلمداد ميكند . (mexico Office: 2 )
توسعه منطقهاي در معناي ديگر يك فرايندي است كه از تركيب قانوني و پايدار تشكيل شده است . (Silberfein .2001:1)توسعه منطقهاي به معناي ادغام چند كشور و يا چند منطقه در نظامهاي داد و ستد آزاد نیست بلكه به معني ضد آن ، يعني توسعه و عمران همه مناطق در محدودة يك كشور است.
(فني ؛ 1:1382)
توسعه ي منطقه‌اي در اسناد راهبردي به‌عنوان فرايندي براي تحولات مثبت اقتصادي، اجتماعي، زيست‌محيطي و فرهنگي در هر سرزمين، به‌منظور زمينه‌سازي براي رشد سطح رفاه عمومي، امنيت و كيفيت زندگي جامعه تعريف شدهاست.Karnitis.2001:114))
اگر هدف اصلي توسعه اقتصادي– اجتماعي اين است كه همگي افراد جامعه تحت پوشش منافع حاصله قرار گيرند، هر منطقه يا ناحيه در محدوده ي كشور بايد استراتژي توسعه مربوط به خود را داشته باشد تا برنامه و راهكارهاي آن با توجه به نيازها و منطبق بر شرايط و امكانات منطقه خود،طراحي و اجرا شود. به سبب وابستگيها و پيوندهايي كه هر شهر با حوزه پيراموني خود دارد، در هر برنامهريزي توسعه ي شهري، مطالعه در برنامهريزيهاي منطقهاي و حتي ملي، ضرورت مي يابد . از اين رو برنامهريزي توسعه منطقهاي را ميتوان كوششي همه جانبه و يکپارچه جهت استفاده از منابع و نيز به کارگيري توانمنديها و امكانات منطقه( اعم از شهر و روستا ) براي بالابردن سطح زندگي ساكنان آن دانست. (فني ؛ 1382:15)
امروزه گاه از برنامهريزي توسعه منطقهاي دو مفهوم استنباط مي شود :
منطقهای كردن « برنامه ملي » ؛
عدم تمركز منطقهاي « برنامه ريزي ملي » .
مفهوم اول تنها به محتواي برنامه ملي مربوط ميشود . يعني بعضي از هدف هاي برنامه و يا طرح ها كه اجزاء تشكيل دهنده ي يك برنامه هستند، هم در مقياس ملي و هم در مقياس منطقهاي تنظيم ميگردد . در اين مفهوم استرتژي « تمركز متمركز » اساس تصميمگيري را تشكيل ميدهد . در حالي كه مفهوم اساسي تصميمگيري، استراتژي « تمركز غير متمركز » است و به موجب آن مقامات محلي در تنظيم و تصويب و اجراي برنامه به منطقه خود مشاركت دارند . ( سازمان برنامه و بودجه : 5-6 )
توسعه منطقهاي سه هدف مهم «توليدي ، اجتماعي و زيست شناختي » را دنبال مي كند . توسعه منطقهاي برآن است كه بهترين شرايط و امكانات را براي توسعه يكپارچه و همهجانبه فراهم آورد ، تفاوتهاي كيفيت زندگي بينمنطقهاي و درون منطقهاي را به حداقل برساند و نهايتاً از ميان بردارد و جهت نائل شدن به اين اهداف بهترين بهرهگيري ممكن از امكانات طبيعي و استعدادهاي انساني يك منطقه را ميسر سازد.

فضا : انسان با فعالیت در محیط طبیعی، محیط مصنوعي را می سازد. فضا مجموعه ای از انسان ها فعالیت ها- محیط طبیعی و محیط مصنوع است. فضا محدود به ابعاد فیزیکی نشده و آنچه را در خود داشته؛ اعم از فیزیکی و غیر فیزیکی و یا ایستا و پویا را شامل شده و دارای بعد زمان است. منظور از فضا تنها فضای کالبدی(فیزیکی) که قابل ديدن و لمس كردن است و مترادف مکان می باشد، نیست بلکه فضایی است که به سبب دخالت انسان پیوسته در تحول و تغییر است و تنها در رابطه با انسان و جامعه معنا دارد بنابراین فضا محصول مشترک طبیعت و انسان است که در حال تغییر و تحول دائم می باشد. اینچنین فضایی موضوع برنامه ریزی فضایی و منطقه ای است. و مجموعه ای از انسان ها، فعالیت ها و محیط های طبیعی و انسان- ساخت است. ( دشتی برنجه ؛ 1379 : 25)
توسعه فضایی: تجلی تلاش انسانها در جوابگویی به نیازهایشان در جامعه، رشد و توسعه ي فضایی را پدید می آورد. گاه اقدامات هدفمند و تلاشهای آگاهانه انسان و گاه فعالیتهای خود به خودی و اتفاقی او به توسعه ي فضایی منجر می شود. الگوهای سکونتی و بناهای احداث شده، مراکز فعالیت و نظام های ارتباطی و بسیاری پدیده های دیگر، تغییر و تکامل در دوران مختلف یک کشور را نشان می دهند. و تحولات رشد وتوسعه را در فضا منعکس می نمایند. (

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد روابط شهر و روستا، توسعه منطقه، توسعه روستا، نظام شهری Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سلسله مراتب، سازمان فضایی، حمل و نقل، برنامه ریزی توسعه