منابع پایان نامه ارشد درمورد توسعه شهر، توسعه منطقه، روابط شهر و روستا، منابع محدود

دانلود پایان نامه ارشد

ميزان برخورداري مناطق نسبت به قابليت و پتانسيلهاي موجود اعم از توليدي و منابع دروني است. دركشور ما بيشترين اختلافات منطقهاي بين متروپلهاي منطقهاي و شهرهاي كوچك است و بيشتر شهرهاي كوچك اغلب در نقاط مرزي و محروم استقرار دارند. ساختار تمركزگرايي مديريت سياسي- اداري و مالي كشور، قابليت ها و امكانات بالقوه توسعه اين شهرها را به بوته ی فراموشي سپرده و عمده مازاد فرآوردههاي روستايي بدون استفاده درست در محل به مراكز قوي هدايت ميشوند . در صورت توسعه شهرهاي كوچك ، ارتباط آن با روستاهاي اطراف تقويت ميشود و به مرور زمان قابليت ها و ظرفيت هاي توسعهاين شهرها فرصت بروز مييابند و نقش مؤثری در تعادل منطقهاي ايفا خواهند کرد.
امروزه سياستگذاريهاي كلان به صورت متمركز در دست دولت و در سطح پائينتر ، در اختيار استانداريهاست.لازم است جهت از بينبردن اختلافات منطقهاي، به قابليتها و ظرفيتهاي توسعة مناطق حاشيهاي كشور توجه شود. منظور از اين توجه،تخصيص اعتبارات و منابع مالي و پولي نيست، بلكه اقداماتي در مطالعه ی توان هاي بالقوه دروني اينگونه مناطق ، جهت به تحرك واداشتن موتور توسعه ميباشد(عدالت برنامهريزي)، هرچند مزيتهاي نسبي و استراتژيهاي توسعه ملي ايجاب ميكند كه شهرهاي بزرگ و بعضي مناطق ويژه در اولويت باشند ولي بايد درنظر داشت بحرانهاي شهري موجود در نقاط بزرگ در اثر تمركزگرايي مفرط ، از مناطق كوچك به آنها منتقل شده است که در واقع مناطق كوچك به مثابه ی دلیل اين مسائل ميباشند و مشكلات موجود در شهرهاي بزرگ معلول و يا علتهاي ثانويه هستند.«تامين امكانات لازم در شهرهاي كوچك سيستم سكونت گاهي كشورهاي درحال رشد را متعادل و متوازن ميسازد و اين سيستم در توسعة اجتماعي– اقتصادي ملي نقشي اساسي دارد، در نتيجه روابط شهر و روستا در مسير توسعه همه سكونت گاه ها گسترش مييابد و با اين دگرگوني ، پايگاه بخش كشاورزي در ناحيه نيز تقويت ميشود». (شكويي؛1373: 414 )
شهرهای كوچك با پذيرش سهم قابل توجهي از عوامل توليد،سرمايهگذاريها،نيروي انساني و جمعيت منطقه در فواصلي متناسب با پهنة منطقه،همچون وزنه هايي به دور از حوزهكشش مركز استان عمل كرده و قادر به تثبيت عوامل لازم براي شكوفايي ناحية پيرامون خود ميگردند با اين كار به همراه كاهش تفاوت هاي مركز– پيرامون مي توان به تعادلي در سراسر منطقه دست يافت.(فني؛1382: 31)
«رودل» توسعه شهرهاي كوچك را روش مناسبي براي توسعه ی فضايي و ايجاد رشد اقتصادي و تعادل منطقهاي و اجتماعي ميداند و معتقد است كه بايد سرمايهها از شهرهاي بزرگ به سوي شهرهاي كوچك سوق داده شود.براي ايجاد تعادل در مناطق ، نياز به شناخت قابليتها و انتخاب صحيح مكان سرمايهگذاري ها در عرصه ی كشور است و اين مهم از طريق آمايش سرزمين است . در آمايش سرزمين نيز همه سكونتگاههاي شهري و روستايي به هر اندازهاي كه باشند با توجه به الويت هاي توسعه براي كاستن از اختلاف منطقهاي درنظر گرفته شده اند . (زنگيآباديوهمكاران؛1378،48)
در كشورهاي درحال توسعه پراكندگي سيستم هاي شهري به صورت نامتعادل شكل گرفته و در اين كشورها شهرهاي كوچك با توانایی هاي لازم در بازار وجود ندارد و بازار شهرهاي كوچك به طور طبيعي توسعه نمييايد، پس سرمايهگذاريهاي زيربنايي در اين قبيل شهرها بيش از پيش در امر توسعه ضرورت دارد تا شكل متعادلتري به شبكه شهري بخشد. ( شكويي؛1373 :300)

3-1-4-شهرهاي كوچك و تعادل بخشي به نظام اسكان جمعيت
امروزه كاملاً واضح است كه برنامهريزي و سرمايهگذاري ملي بيشتر به نفع لايههاي بالاي سلسله مراتب شهري– روستايي صورت گرفته است . تمركز كنوني جمعيت و مشاغل سودآور در تعداد كمي از شهرها تا حدود زيادي حاصل خطمشي گذشته است . حاصل چنين نگرشي علاوه بر توزيع نامتوازن و غيرعادلانه فعاليتهاي اقتصادي موجب پراكنش نابرابر جمعيت در سطوح ملي و منطقهاي گرديده است.كه درحال حاضر يكي از موانع مهم در برابر توسعه اقتصادي ، اجتماعي همه جانبه بيشتر كشورهاي درحال توسعه به شمار ميآيد.( سرور ؛ 1388: 10)
بنا بر اعتقاد بسياري از صاحب‌نظران توسعه، توزيع مكاني نامتعادلجمعيت از موانع مهم توسعه منطقه‌اي به شمار مي‌رود و توزيع متوازن جمعيت نيل بهاهداف آباداني ملي و منطقه‌اي را تسهيل مي‌كند.براساس بسياري از نظريه‌هاي توسعهمنطقه‌اي، تمركز نامتعادل جمعيت در چند كانون بزرگ و خالي بودن بخش‌هاي زيادي ازسرزمين از جمعيت، موجب ايجاد دوگانگي و عدم تعادل زيست محيطي مي‌شود و در توسعهمنطقه اختلا‌ل ايجاد مي‌كند.در كشورهاي درحال توسعه، الگوي استقرار جمعيت وكانون‌هاي زيستي از نظام بهره‌گيري متناسب ظرفيت‌ها و استعدادهاي موجود تبعيتنمي‌كند و سيماي اسكانجمعيت،تصوير نامتعادلي را به دست مي‌دهد.الگوي توزيعنامتوازن مراكز شهري، تأثير بازدارنده‌اي بر روند توسعه شهري برجاي مي‌گذارد بهطوري كه حوزه‌هاي اشتغال‌زا و پرتوان ( قطبهاي متمركز) با جذب نيرويكار بيشتر و حوزه‌هاي كم رونق وكمتوان با نيرويكار كمتري مواجه‌اند. يكي از راهبردهاي مهم توسعه شهرهاي كوچك ، هدايت جريانهاي مهاجرتي به اين شهرهاست. زيرا اغلب كشورهاي روبه رشد معتقدند ، عدم توازن و تعادل در اسكان جمعيت كشورشان ناشي از جريان نامطلوب و غيرمنطقي مهاجرتها به شهرهاي بزرگاست.دراين بين، شهرهاي كوچك با زمينه‌سازي وفراهم آوردن شرايط مساعد مي‌توانند دربرقراري يك نظام منظم و منطقي سلسلهمراتبياز حيث جمعيت و كاركرد در يك منطقهموفق باشند.با تقويت و توسعه اين شهرها، ظرفيتپذيرش جمعيت آنها افزايش مي‌يابد و به سبب قرارگرفتن بر سر راه مهاجرت‌هاي روستايياين جريان مهاجرتي را به سوي خود و نقاط شهري كوچك ديگر، هدايت مي‌كنند.( فني؛1382 :45)
با توجهبه موارد يادشده، ميتوان گفت يكي از اساسي‌ترين و ابتدايي‌ترين اقدام‌ها در رابطهبا تقويت و بهبود شرايط زيست و جذابيت شهرهاي كوچك، توجه به زيرساخت‌ها و امكاناتتوسعه‌اي در اين شهرهاست، عدم توجه به اين مسايل است كه همواره اين شهرها را فاقدبازدهي و صرفه مناسب اقتصادي براي سرمايه‌گذاري مي‌كند.اين در حالي است كه در طرحپايه آمايش سرزمين اسلا‌مي‌ايران، درباره یاايجاد صنايع در امور توليدي اين شهرهاتأكيد شده است كه ايجاد و استقرار صنايع در شهرهاي كوچك (داراي كمتر از 50 هزارنفر جمعيت در وضع موجود) نسبت به سطوح ديگر مراكز شهري اولويت كمتري دارد. زيرا:
شهرهاي كوچك اغلب فاقد امكانات و زيربناهاي لا‌زم هستند و توسعه صنعتي اينشهرها مستلزم آن است كه منابع محدود، به جاي صرف در راه توليد ، به مصرف امور حاشيه‌ايو جنبي توليد برسد.
به دليل آنكه بافت اقتصادي اغلب اين شهرها مبتني بركشاورزي بوده،ممكن است توسعه ی صنعتياين شهرها بدون تقويت درآمد بخشكشاورزي به اينبخشلطمه بزند.
بنابراين جريان جذب شهرهاي كوچك مي‌تواند محدود به ايجاد صنايعكوچك و متنوعي باشد كه بهطور عمدهدر ارتباط با رفع نيازهاي محلي و ايجاد اشتغالمفيد باشد و بخش مدرن نيزبا تحرك اقتصادي خود مي‌تواند در اين راستا، نقش فعالي درشهرهاي كوچك ايفا كند. به عبارت ديگر، ‌امكان توزيع متوازن و سلسلهمراتبي جمعيت دريك منطقه، مستلزم امكانات، خدمات و ايجاد تحرك و جريانهاي اقتصادي از طريق بهبودبخشيدن به زيرساخت‌ها و امورپايه به ويژه در شهرهاي كوچك و مياني است كه اين روند،تمركززدايي از مادر شهر را سرعت می بخشد.(فني؛1382 : 46-47)

3-1-5-شهرهاي كوچك و توسعه پايدار منطقهاي
بعد از دهه 80 ميلادي، پرداختن به كليه اجزای قابل توجه در توسعه و واردكردن مفاهيمي چون توازن اكولوژيكي و توسعهپايدار به ديگر ابعاد توسعه ، توانست مفهوم برنامهريزي منطقهاي و محلي را در قالبهاي مختلف مطرح نمايد كه با شناخت و تحليل منطقه و فضا آغاز و با برنامهريزي در آن تكميل ميگردد. در سراسر دنيا همواره شاهد بروز عدم تعادل هاي ميان توسعه اقتصادي و رشد جمعيت از يك طرف و حفظ منابع طبيعي و شرايط زيستي از طرف ديگر ميباشيم كه به طور عمده در ارتباط نزديكي با سياستها و كاركردهاي نواحي شهري قرار دارند. شهرها و بهطور عمده شهرهاي بزرگ و متوسط(در مقياس جمعيتي) گرهگاهها و كانون هاي بيشترين برخورد و تاثير بر طبيعت ميباشند و توسعه ی پايدار كه به نحوي اين ارتباط، تاحدي ناسالم را، زير سوال ميبرد، موضوع تفكر برانگيز مباحث توسعهاي اخير است. اغلب مباحث در مورد توسعه پايدار،از عبارت كوتاه مندرج در گزارش برانتلند مشتق شده است:« توسعه پايدار، توسعهاي است كه نيازهاي موجود جامعه را بدون به خطر انداختن توانمندي هاي آتي براي رفع نيازهاي بشري، برآورده ميسازد ». (همان ؛47)
ادبيات توسعه ی پايدار بهسرعت گسترش يافته بهطوري كه حداقل هشتاد تعريف متفاوت از آن ارایه شده است اما همه تاكيدها بر توسعهپايدار نشان ميدهد كه آنچه بيشتر مورد نياز و ضروري است، تلاش سياسي می باشد كه به تحقق توسعهاي و در نهايت سلامتي و بهروزي انسان ها كمك ميكند.چنانچه مطالعه و بررسيهاي محققان در كشورهاي مختلف جهان نشان ميدهد، شهرهاي كوچك يكي از موفقترين نمونههاي سكونت گاهي در زمينه تحقق توسعه پايدار است.زيرا به عنوان مراكز خدماتي براي شهرك ها و روستاهاي اطراف خود، اغلب خصايص پايداري را ارایه و بروز دادهاند. هرچند دراين كانون سكونت گاهي، شرايط محلي بهطور قابل توجهي تغيير مييابد. بسياري از شهرهاي كوچك در سطح جهاني طي سالهاي اخير رشد يافتهاند و تقريباً از نظر زيست محيطي بسيار ايدهال به نظر ميرسند؛ چرا كه محيط زيست نيمه روستايي و كوچك مقياس با اقتصاد و شرايط اجتماعي روبه رشد و ترقي ، با خدمات كافي براي تحقق درجه بالايي از خودگرداني ايجادميكنند.(فني؛1382: 48)
در ايران، سياست شهرهاي جديد براي ايجاد توسعه منطقهاي و ملي مدنظر سياستمداران و مديران شهري بوده است. تحقيقات نشان ميدهد كه اين سياست در ايجاد و گسترش توسعه منطقهاي و ملي موفق نبوده است . بنابراين ايده شهرهاي كوچك ميتوانست با اعمال فاكتورهاي زير راهحل مناسبي در به وجود آوردن توسعه منطقهاي به ويژه توسعهپايدار منطقهاي باشد،كه عبارتند از :
توجه به تمركززدايي اداري ، مديريت و سازماني از شهرهاي بزرگ به ويژه از كلان شهرهاي ؛ تهران ، اصفهان ، تبريز، مشهد و اهواز .
شهرهاي كوچك با ايجاد سكونتگاهاي پايدار و مناسب براي حفاظت محيط زيست و مطابق با منابع طبيعي ؛
براي اينكه گسترش اين گونه شهرها بر اساس ساختارهاي فرهنگي و تاريخي خودشان است بيشترين تطابقت با محيط زيست پيرامون خود دارند.(FANNI . 2008 : 2)

3-1-6- شهرهاي كوچك و جامعه مدني
شهر، مكان زندگي اجتماعي در جامعه مدني است. جامعهاي كه در عين حفظ آزادي هاي فردي شهروندان ، زمينهساز كار و بحث ، جريان اطلاعات ، مشاركت و …. را براي گروه هاي مختلف انساني به صورت مسالمتآميز فراهم ميكند( تعبير كثرتگرايانه از جامعه ) . از سالهاي 70 قرن بيستم ميلادي به بعد، جامعه مدني و حيات شهري به همان اندازه در جهان شمال(كشورهاي پيشرفته) مطرح است، كه در كشورهاي جنوب (درحال توسعه) طلب ميشود . به دليل بعد زماني و بعد مكاني نميتوان تعريف جامع و مطلق از جامعه مدني ارائه داد. جامعه مدني مفهومي است كه بنابر مقتضيات زماني و مكاني تعابير مختلفي از آن شده است. به عنوان مثال در» انگلستان جامعه مدني بيشتر به عنوان يك جامعه اقتصادي سياسي» تعريف شده است و يا در فرانسه، جامعه مدني با رويكرد توسعه سياسي به وجود آمده است و درنتيجه در اين كشور توسعه سياسي بر توسعه اقتصادي ارجحيت دارد .ويژگيهاي جامعه مدني: 1- كثرتگرايي 2- فردباوري 3- قانون مندي 4- گفتمان 5- مشاركت می باشد.شهرها با اجزای تشكيل دهندهشان كه در طول زمان ساخته و پرداخته و متحول گرديدهاند،غنيترين گفتگوي تمدني نسل هاي گذشته با نسل هاي كنوني مي باشند.(حبيبي؛1378: 28 -27)
شهر با نواحي و محلههاي مختلف خود مبنایي ميشود، براي احساس درمكان بودن ، هويتي برپايه حس تعلق به مكان ، شهر مكان زندگي و شور و نشاط است. شهر مكاني است براي تجربه، شهر مكان تحقق كنش متقابل اجتماعي است. شهر مكان آزادي هاي انساني است. شهر مكان

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سلسله مراتب، توسعه شهر، توسعه روستا، حوزه نفوذ Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سلسله مراتب، توسعه شهر، توسعه شهری، تاکسونومی