منابع پایان نامه ارشد درمورد توسعه روستا، توسعه منطقه، حمل و نقل، چهارمحال و بختیاری

دانلود پایان نامه ارشد

)
3-3- 4-بنگلادش
كشور بنگلادش از سال 1950 تا 1970 زماني كه به عنوان بخشي از پاكستان محسوب ميشد، تغييرات اجتماعي، سياسي و اقتصادي فراواني را تجربه كرد.در همين رابطه نيز چندين استراتژي توسعه مختلف پاكستان از سر گذرانده كه معدودي از آنها موثر بوده است.( امكچي؛1383:113)
اين كشور به عنوان يكي از كشورهاي در حال توسعه، با فقدان يا ضعف زير ساخت ها و خدمات اساسي در نقاط كوچك شهري و روستايي روبهروست؛ از سويي ديگر با تمركز شديد امر اداري، اقتصادي و خدماتي در چند نقطه بزرگ شهري دست به گريبان است. لذا تاكنون مطالعات مختلفي بر روي سيستم شبكه شهري و نظام سكونت گاهي بنگلادش و طرح برنامههاي تمركززدايي در سطوح ملي و منطقه اي صورت گرفته است كه در همه آنها به تاثير طرحهاي توسعه شهرهاي كوچك در تمركز زدايي و توسعه يكپارچه روستايي اشاره شده است. عمده اهداف تحقيقات صورت گرفته در اين كشور عبارتند از :
تعيين و بررسي حدود برنامههاي تمركززدايي موجود در كشور 2- شناسايي همه جانبه شهرهاي كوچك در بنگلادش و مقايسه آنها با شهرهاي كوچك ديگر كشورهاي در حال توسعه 3- تعيين و بررسي نقش شهرهاي كوچك در توسعه روستايي 4- تحليل رشد و توسعه سيستم شهري در بنگلادش
نتايج حاصله از اين تحقيقات ، به طور مستقيم در رابطه با سياست عدم تمركز دولت بنگلادش با توجه به تمركززدايي اداري و تسريع در توسعه روستايي سراسر آن كشور ميباشد.ديدگاه كلي اين است كه مفاهيم تمركززدايي اداري و توسعه روستايي، هر دو براي كشوري مانند بنگلادش مناسبت داشته باشد . اما سياستهاي كنوني براي اين كشور ، با رشد اقتصادي موجود و درجه شهرنشيني و صنعتي شدن آن تناسب ندارد. ( فني؛ 1382: 38 )
3-3- 5-هند
مطالعه و بررسيهاي صورت گرفته در هندوستان، نتايجی متفاوت با ساير كشورها، به دست ميدهد؛ در كشور هند، بزرگترين شهرها بيشتر از طريق ساختارهاي صنعتي به ويژه صنايع سنگين رشد يافتهاند ولي شهرهاي كوچك و متوسط به واسطه ی گسترش خدمات شهري، رشد مييابند . اين گونه شهرها توسعه كندي داشتهاند و شهرهاي بزرگ همچنان موقعيت برتري در سلسله مراتب شهري دارند . بيشترين نرخ رشد مربوط به شهرهاي 100 تا 500 هزار نفري است. نرخ مشاركت نيروي كار مردان در شهرهاي بسيار پائين است و بافت اشتغالي آنها نيز با ديگر شهرها متفاوت است. به طوري كه سهم اشتغال در صنايع بومي و محلي با سطح و رتبه شهرهاي كوچك در مناطق رابطه دارد . تجربه هندوستان نشان ميدهد كه موقعيت كلي شهرهاي كوچك در سلسله مراتب شهري منطقه بايد بر اساس رشد سالانه جمعيت، اشتغال صنعتي، هزينه هاي شهري و قابليت دسترسي هر يك از نقاط كوچك شهري، ارزيابي گردد و همچنين توسعه منطقهاي در قالب تقويت و توسعه ی نقاط كوچك شهري و مراكز روستايي بايد در هشت گروه از زيرساخت ها صورت پذيرد؛ آموزش، بهداشت، ارتباطات، حمل و نقل،خدمات كشاورزي، دامداري، بازاريابي محصولات كشاورزي و خدمات خرده فروشي.(فني؛1382: 37 )
3-3- 6-نيجريه و تانزانيا
مطالعه و تحقیقات انجام گرفته در كشورهاي نيجريه و تانزانيا در مورد نقش كاركردهاي شهرهاي كوچك به ويژه در توسعه روستايي، نتايج در خور توجهي حاصل آمده است كه به اختصار عبارتند از :
شهرهاي كوچك به عنوان مراكز تهيه و تدارك خدمات شهري براي سكونت گاههاي روستايي مطرح بودهاند ؛
شهرهاي كوچك به صورت نقاط ارتباطي ميان توسعه اقتصادي – اجتماعي شهري و توسعه روستايي عمل كردهاند ؛
اين كانون ها ، به عنوان مراكزي جهت ايجاد سيستم بازار منطقهاي و محلي، تشكيل يك سيستم گرهگاهي مرتبط با نقاط، در حمل و نقل ملي و منطقهاي ايفاء نقش نمودهاند ؛
توسعه ی شهرهاي كوچك در واقع تلاشي همهجانبه در جلوگيري از جريان مستمر مهاجرتهاي روستايي به شهرها، از طريق ايجاد « شغلهاي شهري » ( Urbanjobs) در نواحي روستايي حوزه نفوذ بوده است ؛
در واقع توسعه اين كانونها، تلاشي گسترده در ايجاد فرصت هاي درآمدي قابل دسترس و جذاب براي مردم مهاجري كه به طرف شهرهاي متوسط و بزرگ كشور درحركتاند، بوده است.
(فني؛1382 :39- 38)
3-3- 7-استرالیا
شهرها نقش تعیین کننده ای در توسعه، بویژه از طریق انتشار نوآوری و روحیه کار آفرینی ایفا می کنند. امروزه بخش هایی از جهان به، سمت رویکردهای نوین بومی و درون زا در فرایند احیاء و بازسازی اقتصاد- اجتماعی گرایش پیدا کرده است.یکی از این رویکردهای معاصر، توجه و تاکید بر تقویت وحمایت از خلاقیت ها و ابتکارات فردی و گروهی است که از آن دربرنامه ریزی های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهر، از جمله در شهرهای کوچک بهرها برده می شود.ازجمله کشورهایی که به برنامه ریزی فرهنگی در جهت توسعه گام برداشته اند استرالیا می باشد که خلاقیت ها ی بومی و ملی رادر دستور کار دولت های محلی خود قرار داده اند. این خلاقیت ها در عرصه های فرهنگی و هنری بسیار مشهود است. نظرات ابداعی برای کارآمدی هنر ها در ساخت و پرداخت مهارت های منطقه ای و محلی برای کسب و کارهای خلاقانه ی آینده ارائه شدند و همزمان این نظرات، به رویکردهای رسمی برای بازسازی هویت شهری مبدل شدند.به هر حال این بینش ها در تجربه استرالیا ( حتی اگر منحصر بفرد و فقط در یک شهر از آن محقق شده باشد)، به یافتن راهی برای تقویت نقش هنر های خلاق و نوآوری های فرهنگی در برنامه ریزی شهر های کوچک، کمک می کنند. آنچه از این تجربه اهمیت دارد این است که رشد و ترویج تنوعی از فعالیت های هنری، در جغرافیای شهرهای کوچک غیر صنعتی، می تواند به عنوان بخشی از برنامه ریزی های فرهنگی بوسیله سیاست گذاران ملی، منطقه ای و محلی باشد.( فنی ؛ 1388 : 50- 46 )
جمع بندي و نتيجه گيري از فصل سوم:
شرايط ويژه ی جغرافيايي ، سياسي ، اقتصادي و فرهنگي هر كشوري ممكن است در تعيين استراتژي، برنامهريزي و سياستگذاري براي نقاط كوچك و بزرگ جمعيتي اولويتهاي خاصي را طلب كند. از جنبه ی نظري،سير تاريخي برنامهريزي منطقهاي يك ديد از بالا به پائين داشته است و در اين راستا ساختار تمركزگرايي اكثر كشورهاي درحال توسعه اولويت اول را به مراكز پرقدرت ميداده و در مرحله ی بعدي مراكز ديگري در اثر تراوش رشد و توسعه،ظهور ميكردند و نهايتاًً در آخرين مرحله ی اولويت نقاطكوچك مطرح ميشدند که اينديدگاه در پوشش نظرية قطب رشد نمايان شد. اما آزمون تاريخي اين ديدگاهها و بروز مسائل و مشكلات حاد شهرنشيني و اختلافات منطقهاي،لزوم توجه به توسعه ی يكپارچة ملي را ضروري ساخت يكي از اين راهكارها توجه به شهرهاي كوچك و نقش آنها در توسعه ملي و منطقهاي است، به اين ترتيب طرح موضوع شهرهاي كوچك با گرايش ها كاركردي نيز همراه گرديد. اين گرايش ها غالباً ديدگاه هاي موافق را شامل ميشود؛ شهرهاي كوچك و نقش آنها در توسعه روستايي از مهمترين ديدگاه هاي موافق است كه نهايتاً به توسعه متعادل منطقهايميانجامد.گرايشهاي ديگر از قبيل نقش شهرهاي كوچك در تمركززدايي ، تعادل منطقهاي ، شهرهاي كوچك و توسعه پايدار از جمله ديدگاههاي موافق استكه طرح موضوع شهرهاي كوچك را لازم وضروري بلكه اجتنابناپذير مينمايد. مسئله ی توسعه و يكپارچگي و توازن توسعه ملي و منطقهاي درگرو پرداختن به تمام نقاط با توجه قابليت ها و ظرفيت هاي موجود درآن نقاط است و چناچه نگرش توسعه فضايي به آن اضافه كنيم، به خودي خود اولويت توسعه نقاط جمعيتي نيز منتفي است. با توجه به افزايش تعدادشهرهاي كوچك در آينده و گرايش هایی كه در بالا به آنها اشاره شد،در ميانمدت و بلندمدت شهرهاي كوچك نقش كليدي در توسعه منطقهاي و ملي خواهند داشت. در پايان به اين نكته اشاره ميكنيم که برنامه و سياستهاي گوناگوني در مورد نقش و عملكرد شهرهاي كوچك در توسعه منطقهاي و روستايي در كشورهاي مختلف جهان اعمال گرديده است كه اين سياست ها داراي درجه گوناگوني از موفقيتها و شكستها بودند و در بعضي از مواقع دربرگيرنده هزينههاي اقتصادي فراواني بوده است . دلايل شكست برخی از اين برنامهها عبارتند از :
برنامهها و سياست هاي شهرهاي كوچك ويژگيها و خصوصياتشان را به طور كلي تشريح ميكند و كمترين توجهی به تنوع آنها دارد.
اين سياستها و برنامهها مدعي هستند كه براي تمام منطقه و جمعيت آن سودمند میباشند درحالي كه كمترين توجه به تفاوت هاي اقتصادي و اجتماعي ميشود و مباحث و مسائل كنترل و دسترسي به منابع كليدي مورد غفلت واقع ميشود.
سياستها و برنامههاي شهرهاي كوچك بر روي ويژگي ها و شاخصهاي خود شهرها تمركز و تاكيد دارند درحالي که ويژگي هاي حوزه پيرامون اين شهرها را ناديده ميگيرند .
آسيبپذير بودن شهرهاي كوچك و برنامههاي آنها در برابر زيادهروي بازارهاي بين المللي و همچنين ركود اقتصادي و كاهش جمعيتي بعد از دوره هاي رشد را ميتوان از عوامل شكست برنامه و سياستهاي این شهرها نام برد .
تحقيقات نشان ميدهد، بيشترين موفقيتهاي برنامه و سياستهاي شهرهاي كوچك زماني اتفاق افتاده است كه شرايط و امكانات به نحو شایسته آماده و در دسترس بوده است و اين سياستها و برنامهها بر اساس بهرهبرداري مناسب از مناطق روستايي اطراف شهرهاي كوچك بوده است كه با استفاده از امكانات و منابع خود منطقه عوامل توسعه روستايي و منطقهاي را پيريزي كرده باشند.
بر اساس تجربيات كشورها مختلف و مباحثی که تا كنون گذشت ميتوان اهميت نقش شهرهاي كوچك را در توسعه منطقه اي را چنين خلاصه نمود :
فراهم تدارك و آوردن زمينههاي لازم براي ايجاد توسعه صنايع كوچك به شرط توجه و حمايت دولت ها ؛
ايجاد محيطي مساعد همراه با كليه تسهيلات و امكانات زيستي مطلوب جهت سكونت دائم خانوده ها و نيز جذب جمعيت مازاد منطقه؛
ارائه فرصتهاي شغلي و خدمات مورد نياز ساكنان در خود شهر، كه نياز به مسافرت هاي روزانه نباش؛
تلاش همه جانبه در جلوگيري از جريان مستمر مهاجرتهاي روستايي از طريق ايجاد شغلهاي شهري در نواحي روستايي تحت نفوذ؛
شهرهای کوچک به عنوان مراكزي جهت ايجاد و تقويت سيستم بازار منطقهاي و محلي و تشكيل يك سيستم گرهگاهي و مرتبط با نقاط حمل و نقل؛
تقویت و تجهیز شهرهای کوچک غیر صنعتی و غیر کشاورزی، با فعالیت غالب خدماتی ، هنری و توریستی، به ویژه دربخش فرهنگ وهنر، که می تواند به پرورش و ظهور استعدادها و خلاقیت های افراد و گروه های انسانی و به ویژه تقویت و رشد اقتصاد شهری و منطقه ای منجر شود.

فصل چهارم : شناخت و تحلیل محدوده ی مطالعاتی
1.بررسی نظام شهری استان چهارمحال و بختیاری و جایگاه شهر سامان در آن
2. مطالعه سازمان فضایی بخش سامان
3. بررسی نقش های کارکردی شهر سامان

4-1- شناخت وتحلیل نظام شهری استان چهارمحال و بختیاری و جایگاه شهر سامان در آن
4-1-1- آشنایی مقدماتی با استان
استان چهار محال و بختیاری با مساحتی در حدود 16364 کیلومتر مربع در جنوب غرب کشور و در محدوده ی رشته کوه زاگرس قرار گرفته است. این استان با متوسط ارتفاع 2152 متر از سطح دریا یکی از مرتفع ترین استان های کشور محسوب می شود. بر اساس آخرین تقسمات سیاسی این استان تا پایان سال 1388، شامل 7 شهرستان به نام های شهرکرد، بروجن، فارسان، لردگان، اردل، کوهرنگ و کیار بوده است. و 17 بخش و 39 دهستان محدوده آن را فرا گرفته است. (گزارش اقتصادي و اجتماعي شهرستان شهرکرد ؛ 1386 : 5 )
4-1-2- شهرستان شهرکرد
شهرستان شهرکرد با وسعت حدود 3692 کیلومتر مربع، معادل 22.6 درصد وسعت استان را به خود اختصاص داده است. شهرستان شهرکرد در شمال شرقی استان قرار گرفته و از سمت شمال و شرق به استان اصفهان و از جنوب به شهرستان بروجن و از غرب به شهرستان فارسان و کوهرنگ و اردل محدود می شود. .(گزارش اقتصادي و اجتماعي شهرستان شهرکرد ؛ 1386 : 6 )
4-1-3- تقسیمات سیاسی- اداری
بر اساس آخرین تقسیمات سیاسی، تا پایان سال 1387، شهرستان شهرکرد دارای 12 شهر، 5 بخش و 11 دهستان بوده است. (گزارش اقتصادي و اجتماعي شهرستان شهرکرد ؛ 1386 : 10 )

جدول شماره 4-1- تعدادشهر، دهستان، آبادیها و مساحت شهرستان شهرکرد در مقایسه با

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد سلسله مراتب، توسعه شهر، توسعه شهری، تاکسونومی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد رشد جمعیت، چهارمحال و بختیاری، نقاط شهری، سلسله مراتب