منابع پایان نامه ارشد درمورد توسعه انسانی، حقوق بشر، توسعه هزاره، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

توانمندسازی را بعنوان یک اصل محوری در خود دارد، اندازه گیری توسعه انسانی(بویژه جمع آوری داده ها از نظرسنجیهای نمونه ای) باید این ارزشها را ترویج نماید. جمع آوری داده ها از مردم باید به طریقی صورت گیرد که از رفتار با مردم بعنوان آمار(و عدد و رقم)، خودداری شود. در عوض باید مردم را تشویق به مشارکت در فرآیند نمود. این نگرش به شناسایی اقتضاء و مرتبطترین موضوعاتی کمک میکند که جوامع با آن مواجهند و به نوبه خود کمک میکند تا تصمیم گیری بر مبنای داده های جمع آوری شده باشد. از داده های کیفی و نیز داده های تفکیکی، میتوان بعنوان ابزارهای مهمی استفاده کرد که تفاوتهای بین گروهها را برجسته مینماید. داده ها میتوانند با توجه به مقوله های زیر تفکیک وطبقه بندی شوند: سن، جنسیت، قومیت، توانایی جسمی و ذهنی(و روانی)، منطقه و مشخصه های دیگر. گزارشات مختلف توسعه انسانی در سطوح تفکیکی جهانی، منطقه ای، ملی و زیر ملی نیز نقش مهمی در تسهیل و تشویق داده های کیفی و کمی برای اندازه گیری توسعه انسانی، بازی میکنند. دسترسی به داده ها بعد دیگری است که در اندازه گیری توسعه انسانی مطرح میشود. دسترسی به داده های مطمئن برای اندازه گیری توسعه انسانی، همواره چالشی است. مقایسه بین کشوری اغلب دشوار است چون تعاریف و متدهای بکار رفته در اندازه گیری چیزهایی مثل فقر و یا رفاه، مورد اختلاف است. مقایسه درون کشوری نیز دشوار است چون اغلب داده ای وجود ندارد و با فقدان داده ها مواجهیم بویژه در زمینه داده هایی که در سطح تفکیکی باشد (یعنی برای مناطق یا گروههای مختلف مردم)، یا بخواهند اطلاعاتی در مورد شاخصهای حیاتی(شاخصهایی مثل امید به زندگی، مرگ و میر مادران، در آمد منطقه ای و…)ارائه دهند. برای غلبه بر این موانع، یا از شاخصهای نماینده بهره میبرند(مثل درآمدهای منطقه ای) یا شاخصهایی را بکار میبرند که میتوانند به ما در مورد جنبه های مهم دیگر داستان بگویند(مثل استفاده از شاخص مرگ ومیر نوزادان به جای امید به زندگی). ظرفیت آماری نیز در بین کشورها، متفاوت است. برخی از آنها نیاز به حمایت مستمر برای تقویت سیستمهای آماری خود دارند. موسسات سازمان ملل و اعانه دهندگان از برخی حکومتهای ملی در این زمینه حمایت میکنند(پرابهو،ک.اس.؛ اسکات، ک.اس.؛ هامل، ج.وای؛ کلاو، اس.؛ تامپسون، ب،2010).
4-15-7- روابط بین توسعه انسانی و امنیت انسانی :
امنیت انسانی، مفهومی کلیدی برای رویکرد توسعه انسانی است و برای ساخت خط مشی از آن استفاده میشود. پیش از این، ذینفعانی که تنها بر توسعه تمرکز مینموده اند، بطور جدا از کسانیکه در زمینه امنیت فعال بودند، عمل میکردند. آمارتیا سن و دیگران، اخلاق در اقتصاد را مطرح نمودند(که به نوعی با امنیت مرتبط بود) اما محبوب الحق و تیمش بودند که در گزارش توسعه انسانی1994، بر امنیت تصریح نمودند. تا قبل از آن، امنیت تنها در ارتباط با علوم سیاسی و روابط بین الملل بود ولی در گزارش1994مطرح شد که امنیت را باید از دیدگاه مردم نگریست و همچنین باید آن را برای توسعه، مهم دانست. آنها نتیجه گرفتند که بهترین راه برای دستیابی به امنیت(در سطوح اجتماعی، ملی و جهانی)، افزایش امنیت خود مردم است. در گزارش1994، امنیت انسانی بطور وسیعی تعریف شد: آزادی از ترس و آزادی از خواهش و گدایی. امنیت انسانی شامل ایمنی از تهدیدات مزمن مثل گرسنگی، بیماری و سرکوب و نیز حمایت در برابر اختلالات ناگهانی و مضر در الگوهای زندگی روزانه چه در خانه و چه در شغلها و چه در اجتماعات میشود. چهار مشخصه اصلی امنیت انسانی عبارتند از: جهانشمولی، وابستگی درونی اجزای آن، مردم محوری و بهترین تضمین از طریق پیشگیری. امروزه کمیسیون امنیت انسانی سازمان ملل، امنیت انسانی را چنین تعریف میکند: حمایت و حفاظت از هسته حیاتی زندگی بشری همه به روشی که موجب افزایش رضایت و آزادیهای بشری شود. امنیت انسانی به معنای حفاظت از آزادیهای بنیادی، محافظت از مردم در برابر وضعیتها و تهدیدات بحرانی و فراگیر، استفاده از فرآیندهایی که بر مبنای خواسته ها(آرمانها) و قوتهای مردم ساخته میشوند، ایجاد سیستمهای سیاسی، اجتماعی، زیست محیطی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی که وقتی با هم ترکیب شوند به مردم سنگ بناهای بقاء، معیشت و کرامت را میدهند. امنیت انسانی چیزی فراتر از نبود درگیریهای خشونت آمیز است. آن شامل حقوق بشر، حکمرانی خوب و دسترسی به فرصت اقتصادی، تحصیلات و مراقبت بهداشتی میشود. همچنین به نظر میرسد امنیت انسانی، هر دوی آزادی از ترس و آزادی از خواهش و گدایی را آدرس دهی مینماید(پرابهو،ک.اس.؛ اسکات، ک.اس.؛ هامل، ج.وای؛ کلاو، اس.؛ تامپسون، ب،2010).
4-15-8- ارتباط بین رویکرد توسعه انسانی و رویکرد حقوق بشر :
این دو رویکرد مکمل هم هستند. گزارش توسعه انسانی سال2000بطور عمیقی شرح داده است که چگونه حقوق بشر و توسعه انسانی به هم مرتبط میشوند، چون آنها یک چشم انداز مشترک و یک هدف مشترک را به اشتراک میگذارند. همچنین توسعه انسانی برای حقوق بشر اساسی است و برعکس. حقوق بشر، از حاکمیت قانون، حقوق مدون، تقویت پاسخگویی، فراهم کردن فرصت رسمی ارجاع (و شکایت) حمایت میکند. توسعه انسانی نیز بر توانمندسازی و کمک به قادرسازی افراد برای مزیت بردن از این فرصت(فرصت حقوق بشر) تمرکز میکند. در گزارش2005دبیرکل بر آزادی وسیعتر، به سوی توسعه، امنیت و حقوق بشر برای همه، تصریح شده است. در اینجا هم پیوندی بین حوزه های توسعه انسانی وحقوق بشر، مورد تاکید قرار گرفته است. جهان باید علل و اسباب امنیت، توسعه و حقوق بشر را با هم پیش ببرد وگرنه در هیچیک از این زمینه ها موفق نخواهد شد. بشریت از امنیت، بدون توسعه لذت نخواهد برد، از توسعه نیز بدون امنیت لذتی نخواهد برد و بدون احترام به حقوق بشر از هیچیک از آن دو لذت نخواهد برد. حقوق بشر در جهانشمولی، برابری، مشارکت، پاسخگویی و احترام به حاکمیت قانون، ریشه دارد. همه مردم ترتیبات اجتماعی ای را مطالبه میکنند که آنها را از بدترین موارد نقض حقوق بشر، حفاظت کند و آزادی آنها را برای یک زندگی شرافتمندانه، تضمین کند. بنابراین، تحقق حقوق بشر، مستلزم قابلیتهایی است که رویکرد توسعه انسانی، آنها را ممکن میسازد. همچنین اهداف کلان توسعه انسانی(یعنی افزایش کرامت مردم و افزایش آزادی مردم)، نیاز به تضمین قانونی حقوق بشر دارد تا از تهدید شدنشان، جلوگیری شود. حکومتهایی که معاهدات حقوق بشری را به قانون تبدیل نموده اند، فرصتی ایجاد کرده اند برای پیشبرد خط مشیهای اجتماعی و قانونی که فرآیند توسعه انسانی را پیش میبرد. بنابراین توسعه انسانی و حقوق بشر رابطه ای دوسویه دارند و ذاتاً به هم مرتبطند و یکدیگر را تقویت میکنند. این دو مفهوم، چشم انداز مشترکی را برای تضمین هر نوعِ انسانیِ آزادی، رفاه و کرامت به اشتراک میگذارند. اهمیت این اصول در بسیاری از کنوانسیونهای سازمان ملل، منعکس شده است. دبیرکل نیز بر این درک مشترک تاکید دارد که همکاریهای توسعه ای باید بر اساس اصل حقوق بشر محور صورت گیرد.
امر حقوق بشر در سازمان ملل با آنچه کنوانسیونهای محوری در زمینه حقوق بشر نامیده میشوند، هدایت میشود. گزارش توسعه انسانی2000میکوشد تا چارچوب حقوق بشری را در مقوله های زیر خلاصه کند: آزادی از تبعیض(جنسیتی، قومیتی، نژادی، مذهبی)، آزادی از خواهش و گدایی(مثال : گرسنگی)، آزادی برای محقق کردن پتانسیل انسانی، آزادی از ترس(چه شخصی و چه سیاسی)، آزادی از بیداد و تخلف از قانون، آزادی اندیشه و بیان، آزادی برای کار شایسته(توجه به استانداردها(از جمله ضدیت با استثمار و بهره کشی)، توجه به درآمد، حق انجمن داشتن و حق مذاکره). در سازمان ملل این درک مشترک بدست آمده است که:1- همه برنامه های همکاری توسعه ای، خط مشیها و کمکهای فنی باید به تحقق بیشتر حقوق بشر منجر شود همانطورکه در اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر اسناد بین مللی حقوق بشر آمده است.2- استانداردهای حقوق بشری در اعلامیه جهانی حقوق بشر و اسناد مشابه گنجانده شده اند و اصول آن نیز از اینها بدست می آیند و این استانداردها و اصول راهنمای همکاری توسعه ای و برنامه ریزی در همه بخشها و همه مراحل و فازهای فرآیند نوشتن برنامه اند. 3- همکاری توسعه ای منجر به بسط قابلیتهای حاملین وظایف میشود تا تعهدات و یا مطالبه حقوق توسط دارندگان حقوق را برآورده سازند(پرابهو،ک.اس.؛ اسکات، ک.اس.؛ هامل، ج.وای؛ کلاو، اس.؛ تامپسون، ب،2010).
4-15-9- ارتباط اهداف توسعه هزاره سوم و رویکرد توسعه انسانی :
اعلامیه هزاره، ارتباط نزدیکی با مفهوم و اهداف خرد توسعه انسانی دارد. اعلامیه هزاره بر اهمیت توسعه انسانی در سازمان ملل تاکید دارد و مجدداً تعهد به حقوق بشر، دموکراسی و حکمرانی خوب، برابری، احترام متقابل و مسئولیت مشترک را مورد تاکید قرار میدهد. اهداف توسعه هزاره سوم، شاخصهایی هستند که نقشه راهی برای دستیابی به برخی اهداف خرد مهم توسعه انسانی را فراهم میسازند. برنامه توسعه سازمان ملل، برای دستیابی به اهداف توسعه هزاره با شرکای توسعه ای خود در حوزه هایی مثل هماهنگی، پیشبرد هم افزایی بین ابتکارات و نیز رصد و ارزیابی آنها، همکاری میکند. اهداف توسعه هزاره شامل هشت هدف کلان اند که باید تا2015 محقق شوند. این اهداف کلان به18 هدف با 48 شاخص تقسیم شده اند. اهداف توسعه هزاره توسط سازمان ملل تدوین شده اند و در حقیقت اهداف کلان توسعه انسانی میباشند گرچه همه ابعاد کلیدی توسعه انسانی را منعکس نمیسازند. توسعه انسانی، همه اهداف توسعه هزاره را میپوشاند ولی فراتر از آنها میرود و بر موضوعات عدالت و توزیع(بازتوزیع رشد)، تاکید میکند و برای درک علل و نیز نتایج نابرابری میکوشد (شاخصهای اهداف توسعه هزاره چه در سطح ملی و چه جهانی، درکل درمقابل نابرابری، خنثا هستند). رویکرد توسعه انسانی، برای تحقق اهداف توسعه هزاره و دیگر اهداف کلان توسعه، کلیدی میباشند. اهداف توسعه هزاره بر نقاط پایانی تاکید دارند ولی رویکرد توسعه انسانی بر چگونگی رسیدن به این اهداف کلان توسعه انسانی تمرکز دارد. فهرست اهداف توسعه هزاره سوم به شرح ذیل است: هدف1- ریشه کنی فقر شدید و گرسنگی شدید. هدف2- دستیابی به آموزش ابتدایی همگانی.هدف3- پیشبرد برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان. هدف4- کاهش مرگ و میر کودکان. هدف5- بهبود سلامت مادران. هدف6- مبارزه با اچ.آی.وی/ایدز، مالاریا و سایر بیماریها. هدف7- تضمین پایداری زیست محیطی. هدف8- ایجاد و بسط مشارکت جهانی برای توسعه. در جدول4-2، ماتریس تناظرِ بین قابلیتهای بنیادی کلیدی در توسعه انسانی با اهداف توسعه هزاره ، نشان داده شده است. از آنجائیکه در چشم انداز محوری برنامه استراتژیک برنامه توسعه سازمان ملل، بر وظیفه حمایت از کشورها برای سرعت بخشیدن به پیشرفت توسعه انسانی تاکید شده است، برنامه توسعه سازمان ملل در دستیابی به اهداف توسعه هزاره نقش مهمی ایفاء میکند و به حمایت از حکومتهای ملی در دستیابی به اهداف توسعه هزاره کمک مینماید. برنامه استراتژیک 2008 -2011 آن بیان میکند که برنامه توسعه سازمان ملل، به کشورها در این زمینه ها کمک میکند: تدوین، اجرا و رصد استراتژیهای توسعه ملی مبتنی بر اهداف توسعه هزاره و متمرکز بر رشد فراگیر و برابری جنسیتی. این امر شامل حمایت فنی برای برنامه ریزی مشارکتی مرتبط با اهداف توسعه هزاره، بازبینی استراتژیهای موجود(و ارزیابی نیازها) میشود. برنامه توسعه سازمان ملل، به شناسایی گزینه های خط مشی، مطالعات تشخیصی، هدایت آموزشی برای ساخت ظرفیت ملی و محلی کمک میکند. همچنین بر حمایت از فرآیند برنامه ریزی اهداف توسعه هزاره در سطح زیر ملی نیز تاکید دارد. اگر بخواهیم اهداف توسعه هزاره محقق شوند، برابری جنسیتی و محیط زیست(شامل توجه به تغییرات آب و هوایی)، دو نگرانی مهمند که نیاز به مطالعه دارند(پرابهو،ک.اس.؛ اسکات، ک.اس.؛ هامل، ج.وای؛ کلاو، اس.؛ تامپسون، ب،2010).
قابلیتهای کلیدی در توسعه انسانی
متناظر قابلیتها در اهداف توسعه هزاره سوم
زندگی طولانی و سالم
اهداف کلان 4و 5و6::

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد توسعه انسانی، شاخص توسعه، شاخص توسعه انسانی، رشد اقتصادی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد توسعه انسانی، سازمان ملل، زیست محیطی، محیط زیست